بگذاربرایت جشن بگیرند

علی رضا جباری (آذرنگ):

بگذار جشن بگیرند،

این راندگان ز میهن

بگذار شادمانه جام بگیرند،

بگذارشان به رقص در آیند،

بگذار!

شایای این شکوه تویی تو،

با ما بمان، فیدل!

یار همیشه ی مردم!

همراهمان بمان تو،

در این مصاف سخت.

 

با شادی فراریان میامی،

این دل سپردگان به دشمن مردم،

و

با خیال باطلشان

هرگز، مرگت نیست.

 

درقله های سیرا ،

آن رزم با شکوه،

در خاکمال – پوزه ی دشمن،

آن زنده مانده پس از مرگهای سخت،

آنک تو زنده ای

و

پس از مرگ،

برشادمانی این فوج بیخِرَد،

لبخند می زنی.

 

در شادمانی دل مردم،

در اشک چشمشان،

میراث ماندگار تو پیوسته زنده است.

چل سال ماندی و همگان با تو،

در این ره دراز،

ماندند با نوید رهایی.

با نان، مسکن، آزادی،

این دسترنج توده ی زحمت،

در رزم و در گریزِ ستمکاران، آن

آکنده دل به مهر جهانخواران،

یاد تو زنده است

و نامت،

بر جای مانده است.

بر هر کران افق اکنون،

تابان و سرخرنگ و درخشان.

مانایی ای رفیق،

تا زندگی و انسان ماناست.

 

شادیم ما ز ماندگاری تو اکنون،

با ما بمان همیشه بمان ای رفیق راه

با ما بمان فیدل!

 

علی رضا جباری ( آذرنگ )

۸/۹/۹۵

 

Print Friendly, PDF & Email