مافیای تجارت آموزشی

اکنون و با این اوصاف، حتی اگر وزیر آموزش و پرورش خود از این منافع سهمی نداشته باشد؛ و بخواهد تغییرات پایه ای و بنیادین در سیستم آموزشی حاکم بر کشور ایجاد نماید، یقینا در مقابل این ابرقدرت های اقتصادی و تجاری توان مقابله نداشته و جدای از حضور افکار ایدئولوژیک حاکم بر آموزش و پرورش، وجود این مافیای تجاری نیز مزید بر علت بوده؛ و قدرت وزیر را در ایجاد تغییر به صفر تقلیل می دهند…
سیزده و نیم میلیون دانش آموز و یک میلیون معلم، و به تبع آن بیش از نصفی از جامعه ی حدودا هشتاد میلیونی ایران فدای زیاده خواهی و مال اندوزی عده ای شده اند که آموزش و تربیت کودکان و آینده سازان این کشور را با چیپس و پفک اشتباه گرفته اند. و می خواهند از هر طریقی که می شود، ثروتمند شده و برای خودشان در جامعه کسی باشند. افرادی که حاضر نیستند حتی یک قدم هم از اهداف شوم خود عقب نشینی کرده، و شوربختانه هر روز که می گذرد بیشتر جلو رفته، و حتی یک قدم به عقب و دو قدم به جلو هم نمی کنند. و همه قدم هایشان همواره رو به جلو است. سیستم آموزشی کشور را به گند کشیده اند و دانش آموزان را به جان هم انداخته و از همه بدتر، اولیای دانش آموزان را به جان کودکانشان جهت تیزهوش شدن و موفق شدن در این سیستم نادرست آموزشی انداخته اند. و بدین سان هرچقدر که جلو می رویم، کودکان بیش از پیش از مدارس فراری شده، ترک تحصیل رواج بیشتری یافته، و بر میزان جرم و جنایت و آمار زندانیان افزوده می شود. در کشوری که ادعای مرکزیت جهان اسلام را دارد، بیش از چهل میلیون پرونده قضایی رسمی و برملا شدن اختلاس ها و رانت خواری ها و رشوه خواری های متعدد، واقعا جای این را ندارد که به فکر فرو رویم؟ و چاره ای برای پیش گیری از این اوضاع بیندیشیم؟ آن هم در حالی که بیش از ۱۵ میلیون کودک زیر ۱۸ سال داریم که برایشان پرونده قضایی تشکیل نمی شود…
آیا در کشوری که کل بودجه یک سال آموزش و پرورش اش با تمام معوقات و طلب ها و… به سی هزار میلیارد تومان هم نمی رسد، گردش مالی بیش از نوزده هزار میلیارد تومان در موسسات آموزشی خصوصی، مدارس خصوصی، مراکز سنجش نیمه خصوصی و آموزشگاه های آزاد، تجارت با آموزش و بازی با آینده یک مملکت نیست؟ آیا این کودکان و این جامعه چه گناهی کرده اند که باید آینده شان را در گرو مافیای نامعلوم آموزشی و دست های پشت پرده ای بگذارند که اجازه نمی دهند یک سیستم صحیح #پرورشی_آموزشی و نه #آموزشی_آزمونی و یا #آموزشی_مال_افزایی در کشور طرح ریزی شده و جامعه را به سمت ایده آل ها سوق دهد؟
مسئله اصلی این است که اگر این نظام آموزشی، آن تغییر اساسیِ مد نظر را بکند، باید بازار کسب و کار بسیاری از این موسسات و غول های تجاری آموزشی برچیده شده و آموزش و پرورش از سیطره کسب ثروت آنها خارج شود. اینجاست که با رخنه بر اغلب قسمت های مدیریتیِ دولت و وزارت آموزش و پرورش، نظام آموزشی حاکم بر کشور را به آن سمت و سویی که می خواهند سوق می دهند. به جرأت می توان گفت، اگر تحقیق و تفحص دقیقی در کشور صورت بگیرد، در خواهیم یافت که اکثریت قریب به اتفاق مدیران و فرادستان آموزشی کشور، یا خود بطور مستقیم در این موسسات و تجارت با آموزش کودکان نقش دارند، و یا بطور غیر مستقیم و از طریق بستگان و دوستان درجه یک و دو خود، در منافع اینگونه موسسات سهیم هستند. فلذا تا وضع بر این منوال باشد؛ هرچقدر که افراد دلسوز جامعه در جهت بهبود اوضاع تلاش کنند؛ ره به ترکستان می برند و بیش از پیش منزوی و مطرود خواهند شد. مع الوصف همیشه سعی بر حذف افرادی می کنند، که به چنین اوضاعی معترض می شوند. تا تاجران آموزشی از گردونه رقابت برای مال اندوزی خارج نشوند.
وجود نمره و امتحان و ایجاد فضایی رقابتی بین کودکان از همان ابتدای کودکی، و همچنین تألیف و نشر و تحمیل کتاب هایی پر حجم و سنگین و نامأنوس بر کودکان؛ باعث شده است که بازار کتاب های کمک آموزشی حتی تا دوره پیش دبستانی نیز رخنه کرده و خانواده ها و کودکانشان را به جان هم بیاندازند. تلاش برای عدم حذف کنکور و حتی کشاندن کنکور و آزمون های ورودی مدارس خاص و از آن بدتر، تأسیس و اشاعه مدارس خاص و جدا کردن دانش آموزان تیزهوش از بقیه، و تلاش خانواده ها برای تیزهوش کردن اجباریِ کودکان و گرایش به سمت کلاس های خصوصی و فوق برنامه و آزمون های آزمایشی و الخ و هزینه کردن های گزاف در این راه، همگی حاکی از وجود دست های پشت پرده و مافیای مخوف تجارت آموزشی در کشور است.
کودکانی که باید برای پیشرفت و تعالی هرچه بیشتر جامعه تربیت شوند، و آینده این کشور را به بهترین شیوه ممکن بسازند، اکنون فقط دور خودشان می چرخند و مغز هایشان را پر از سوال و تست و آزمون های تشریحی و چهارگزینه ای و مطالب بی ربط کرده اند، و خودشان در حال لذت بردن از منافع مادی حاصله از این خیانت بر جامعه هستند. جالب اینکه کار تا جایی پیش رفته است که هنوز ویرایش جدید کتاب امسال از دفتر تألیف کتب آموزشی وزارت آموزش و پرورش نهایی و خارج نشده است، در کتابفروشی های سطح کشور شاهد کتاب های کمک آموزشی و گام به گام ها و کتاب های کار و… این دست کتاب های درسی ای هستیم که هنوز به چاپ نهایی نرسیده و حتی دست اولین شخص وزارتخانه هم نرسیده است.

اکنون و با این اوصاف، حتی اگر وزیر آموزش و پرورش خود از این منافع سهمی نداشته باشد؛ و بخواهد تغییرات پایه ای و بنیادین در سیستم آموزشی حاکم بر کشور ایجاد نماید، یقینا در مقابل این ابرقدرت های اقتصادی و تجاری توان مقابله نداشته و جدای از حضور افکار ایدئولوژیک حاکم بر آموزش و پرورش، وجود این مافیای تجاری نیز مزید بر علت بوده؛ و قدرت وزیر را در ایجاد تغییر به صفر تقلیل می دهند.
مهدی فتحی / دبیر ریاضی /خبرگزاری واژه نیوز

Print Friendly