اطلاعیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران: بدرود رفیق مسعود ملکی

انسانیت، فروتنی، کارِ مداوم، انظباط، و همچنین پایبندیِ خلل‌ناپذیر رفیق  مسعود ملکی به آرمان‌ها و مسیر و مقصد مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان ایران و حزب آن، حزب تودهٔ ایران، زبان‌زد همهٔ توده‌ای‌ها و حتی مخالفان حزب ما بود. حزب تودهٔ ایران و جنبش ترقی‌خواهان و آزادی خواهانِ میهن ما مبارزی خستگی‌ناپذیر را از دست داد.

رفیق مسعود ملکی، عضو کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، انسان مبارز و پاکی که بیش از شش دهه از عمر پربارش را در راه تحقق آرمان‌های والای طبقهٔ کارگر و زحمتکشان به‌مبارزه سپری کرد، روز سه‌شنبه، ۷ دی‌ماه ۱۳۹۵، مسیر عمر دردمند و پرافتخارش را به‌پایان رساند.

رفیق مسعود ملکی در دوم آذرماه ۱۳۰۸ در شهر اردبیل، به دنیا آمد و از همان عنفوان جوانی، در دانشگاه افسری به صفوف حزب تودهٔ ایران پیوست. رفیق ملکی ورزشکاری متبحر در رشته‌های گوناگون ورزشی بود.
رفیق مسعود در پی کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و به‌دنبال لو رفتن سازمان افسری، در ۶ شهریورماه ۱۳۳۳، درحالی‌که دانشجوی دانشکده افسری بود به‌همراه دو برادر خود- حسین ملکی و صمد ملکی- و پسرعموهایش، مهندس طه ملکی و نادعلی ملکی و کمال مقبل (از مسئولان حزب در خرمشهر)، دستگیر شد. رفیق ملکی در بیدادگاه های رژیم ستم‌شاهی به حبس ابد محکوم شد.
در کتاب “داستان یک شهر”، نوشتهٔ احمد محمود، به‌ویژه آنجا که داستان در زندان زرهی می‌گذرد، نویسنده حضور رفیق سیامک، رفیق مرتضی کیوان، رفیق مبشری را بانام خودشان و رفیق مسعود را بانام “ملک” و رفیق کمال مقبل را بانام “کمال” با قلم هنرمندانه‌اش به‌طرزی پررنگ تصویر می‌کند.
رفیق ملکی نزدیک به یک دهه از عمرش را در زندان رژیم شاه سپری کرد و سرانجام در ۲۷ آبان‌ماه ۱۳۴۲ از زندان آزاد شد. رفیق ملکی در دوران زندان، براثر ناراحتی معده بخشی از معده‌اش بریده شد و بیشتر عمر را با این نقص عضو گذراند بی‌آنکه کسی شِکوه‌یی دراین‌باره از دهان رفیق مسعود شنیده باشد. رفیق ملکی پس از آزاد شدن در سال ۱۳۴۳ در وزارت کار استخدام شد و تا یورش اول رژیم ولایت‌فقیه، در بهمن‌ماه ۱۳۶۱، در مقام مدیر کلی وزارت کار اشتغال داشت. هم‌زمان با یورش اول به حزب تودهٔ ایران، رفیق ملکی محل کار خود را ترک و به زندگی مخفی روی آورد. رفیق مسعود مسئولیت کارگری کمیتهٔ بخش در غرب تهران برعهده داشت، و علاوه‌براین، در کمیسیون ویژهٔ کارگری هم بسیار فعال بود.
رفیق ملکی، در اواخر تابستان سال ۱۳۶۲ از کشور خارج شد. او در این بازهٔ زمانی نقشی مؤثر در بازسازیِ حزب داشت. رفیق مسعود در کنفرانس ملی حزب تودهٔ ایران، در سال ۱۳۶۴، به‌عضویت مشاور کمیتهٔ مرکزی حزب انتخاب شد و سپس در سومین کنگرهٔ حزب تودهٔ ایران، به‌عضویت کمیتهٔ مرکزی و سپس به عضویت هیئت سیاسی کمیتهٔ مرکزی انتخاب شد. رفیق در خلال سال‌هایی طولانی، مسئولیت شعبهٔ تشکیلات کمیتهٔ مرکزی را عهده‌دار بود. رفیق ملکی پیش از سخت‌تر شدن مرحلهٔ بیماری‌اش، آخرین بار، در  پلنوم کمیتهٔ مرکزی حزب در سال ۱۳۹۱حضور یافت.
رفیق ملکی رفیقی بسیار صبور، پخته، و از خود گذشته بود و رسم و شیوه ای را که برای همیاری و همکاری  در زندان آموخته بود در جلسات حزبی هم پیاده می کرد.  مهمان نوازی و یاری به رفقای حزبی و دیگر نیروهای چپ ایرانی، که رفیق از احترام ویژه ای در میان آنها برخوردار بود، خانه کوچک او را به مرکز فعال و امنی برای رسیدگی به مشکلات مهاجرت ناخواسته تبدیل کرده بود.
انسانیت، فروتنی، کارِ مداوم، انظباط، و همچنین پایبندیِ خلل‌ناپذیر رفیق  مسعود ملکی به آرمان‌ها و مسیر و مقصد مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان ایران و حزب آن، حزب تودهٔ ایران، زبان‌زد همهٔ توده‌ای‌ها و حتی مخالفان حزب ما بود. حزب تودهٔ ایران و جنبش ترقی‌خواهان و آزادی خواهانِ میهن ما مبارزی خستگی‌ناپذیر را از دست داد.
کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، درگذشت رفیق مسعود ملکی را به خانواده، بازماندگان، و همهٔ هم‌ ر‌زمان او تسلیت می‌گوید. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۸ دی ماه ۱۳۹۵

Print Friendly