رفیق شهید توده ای «ابراهیم فدایی» فرزند کار و زحمت

جنبش سندیکایی و چهره‌های آن…

رفیق شهید ابراهیم فدایی

جنبش کارگری ایران نقش و جایگاهی برجسته در تاریخ معاصر میهن ما را به خود اختصاص می‌دهد. پیوندی تنگاتنگ و گسست ناپذیر میان مبارزه نفس‌گیر جنبش کارگری و پویه رشد و تحول جامعه ایران در یک صد سال گذشته برقرار بوده‌‌است.

پرچم این مبارزه غرورآفرین و در عین حال پررنج و خونین را مبارزان فداکار به‌نام و گمنامی برافراشته نگه‌ داشته‌‌اند که سیمای ارجمند آنان و مبارزات‌شان کمتر شناخته شده‌است. اتحاد کارگر برای بازشناختن نام این مبارزان و سنت‌های ریشه‌دار انقلابی جنبش کارگری – سندیکایی زحمتکشان کوشیده و می‌کوشد با انتشار نام‌های نازدودنی، در حد امکان و توان خود غبار فراموشی ناشی از سلطهٌ استبداد و نفوذ امپریالیسم را زدوده و چهره‌های قهرمان و فداکار را به نسل نو مبارزان سندیکایی و جوانان این مرز و بوم بازشناساند. در ادامه این رشته مطالب اینک به معرفی یکی از چهره‌های گمنام، کارگر جوان توده‌ای و فعال سندیکایی رفیق شهید ابراهیم فدایی می‌پردازیم.

انقلاب ایران نسل نو مبارزان را به صف‌های جنبش انقلابی مردم ایران کشاند و شمار بسیاری از جوانان طبقه و لایه‌های اجتماعی زحمتکش را به سنگر پیکار برای رهایی میهن از سلطه استبداد، امپریالیسم و برقراری استقلال ملی، آزادی  وعدالت اجتماعی را برگزیدند.

یکی از این جوانان میهن‌پرست و انقلابی که از میان توده‌های محروم جامعه برخاسته‌بود، رفیق توده‌ای ابراهیم فدایی است. او در سال ۱۳۳۷ در شهر نجف‌آباد در خانواده‌ایی زحمتکش و محروم متولد شد. هنوز نوجوان بود که برای کمک به معاش خانواده به‌کار در کارگاه‌های مختلف در شهر زادگاه خود مشغول شد و سپس “در جستجوی نان از این شهر به آن شهر رفت”. در کارگاه‌های خیاطی، بافندگی، تاسیسات، آهنگری در شهرهای نجف‌آباد، اصفهان، همایون‌شهر، کرج و تهران به کار پرداخت. روح و اندیشه این جوان که خود از خانواده‌ایی محروم پا به عرصه حیات گذارده‌بود، در تماس با محیط کار و وضعیت زندگی زحمتکشان به‌شدت دگرگون شد. فقر، ستم و استثمار افسارگسیخته در کارگاه‌های مختلف ذهن جستجوگر اورا به اندیشه وا می‌داشت. در یکی از کارگاه‌های تولیدی پیش از انقلاب با مبارزان قدیمی توده‌ای آشنا شد. این آشنایی سرآغاز رشد و تحول فکری و اجتماعی او به مثابه یک کارگر جوان بود. رفیق ابراهیم فدایی الفبای نخستین مبارزه را از این پیش‌کسوتان توده‌ای فراگرفت. او ضمن کار در کارگاه‌های مختلف از جمله تاسیسات همراه با دیگر زحمتکشان به صورت فعال در انقلاب بهمن شرکت جست. اعتصاب‌های کارگری که سرانجام کمر رژیم ضدملی شاه را درهم شکست، مکتب مبارزه و آموزش برای این کارگر جوان بود. با پیروزی انقلاب ابتدا در شوراها و سندیکاهای کارگری فعال شد و سندیکا نخستین پله مبارزه اجتماعی و مدخل ورود او به مبارز پیگیر سیاسی بود. در ابتدای سال ۱۳۵۹ با غرور و افتخار به عضویت حزب طبقه کارگر ایران – حزب توده ایران درآمد.

در تمام طول سال‌های ۵۸ و ۵۹ با تمام شور و توان در جنبش سندیکایی به مثابه جوانی پرکار شرکت داشت. وی فعالیت خودرا در قالب تجمع شوراها و سندیکاهای کارگری اوایل انقلاب که سپس به انجمن همبستگی سندیکاها و شوراهای کارگری تهران و حومه فرارویید، آغاز کرده بود.

هنگامی که در نهم فرودین ماه ۱۳۵۸ به ابتکار این تجمع سندیکایی طرح ۱۰ ماده‌ایی کارگران راه و ساختمان و تاسیسات در خصوص میزان وام، حق بیمه بیکاری، حق تشکل‌یابی، میزان دستمزد و سایر موضوعات کارگری انتشار یافت، رفیق ابراهیم فدایی از پیگیرترین کارگران جوان در تبلیغ، ترویج و توزیع این طرح بود.

همچنین وی در تبلیغ حضوری و دیدار با کارگران کارگاه‌های تاسیسات، بافندگی و بلورسازی و دباغی در راه احیا و تشکیل سندیکاها دراین مراکز کارگری بسیار فعال بود.

درتاریخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۵۸ لایحه قانونی شورای انقلاب راجع به تعیین مدیر یا مدیران موقت برای سرپرستی واحدهای تولیدی، صنعتی، تجاری و کشاورزی تصویب و منتشر شد؛ تبلیغ و توضیح دیدگاه و تحلیل تجمع سازمان‌های سندیکایی کارگری دراین زمینه از دیگر فعالیت‌های رفیق ابراهیم فدایی به عنوان یک کارگر جوان فعال بود که با حضور در کارگاه‌ها و مراکز تولیدی و صحبت مستقیم با کارگران به انجام می‌رساند.

با کوشش‌ها و رهنمودهای حزب توده ایران و در اثر مبارزه فعالین سندیکایی و فعالیت خستگی ناپذیر انجمن همبستگی سندیکاها و شوراهای کارگری، اکثریت غریب به اتفاق تشکل‌های کارگری موجود آن زمان در تاریخ ۹ مردادماه سال ۱۳۵۹ اعلام داشتند، قانون کار باید با نظر کارگران تصویب شود.

پیش از آن در دی ماه ۱۳۵۸ حزب توده ایران – حزب طبقه کارگر متن پیشنهادی طرح قانون کار را که می‌باید منافع کارگران را تامین کند، تحت نام: “درباره قانون جدید کار که باید تدوین شود”، در نامه مردم شماره ۱۲۵ – دوره هفتم – سال اول، ۳ دی ماه ۱۳۵۸ انتشار داده‌بود. این طرح موارد مختلفی را در بر می‌گرفت مانند: “قراردادهای جمعی، کلیه کارگران بدون هیچ استثنا و صرف‌نظر از تعداد شاغلان کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، مشمول قانون کار قرارگیرند و از مزایای آن استفاده کنند . . . قانون کار باید جامع باشد و همه کارگران اعم از کارگران صنعتی، کشاورزی، ساختمان، خدمات و غیره دربر گیرد. شناختن حق تشکل کارگران . . . ضرورت شبکه سرتاسری کارگری . . . حقوق سندیکایی کارگران شناخته‌شود و موانعی که در این راه وجوددارد، ازمیان برداشته‌شود، اخراج کارگران منحصراً زیر نظر سندیکاها و . . . قرارگیرد و درصورت اخراج، شغل جدید به کارگر واگذار شود، حق اعتصاب از حقوق مسلم طبقه کارگر شناخته‌شود و کارگران حق داشته‌باشند برای دفاع از حقوق صنفی خود از حربهٌ اعتصاب علیه کارفرما و دولت استفاده نمایند، حق کارگران به تحسن و تظاهرات شناخته‌شود، محل شغلی زنان کارگر در دوران استراحت قبل و بعد از زایمان محفوظ بماند و کارفرما حق اخراج او را نداشته‌باشد، برای کلیه کارگران اعم از موقت و دایم بیمه درمانی برگزار شود. . . بیمه مورد استفاده کلیهٌ کارگران و اعضای خانواده آنان قرارگیرد، مستمری بازنشتگی معادل آخرین دریافتی کارگر اعم از دستمزد و مزایا باشد، درصورت از کار افتادگی، حقوق کامل بازنشستگی به کارگر پرداخت شود، زنان کارگر در برابر کار مساوی با مردان مزد مساوی دریافت کنند . . .”

دراین مقطع زمانی با فعالیت شبانه‌روزی مبارزان سندیکایی، انجمن همبستگی سندیکاها و شوراهای کارگری تهران و حومه تقویت می‌شد و مقدمات تشکیل آن در شهرهای تبریز و آبادان فراهم می‌آمد. رفیق ابراهیم فدایی با همه توان و نیروی جوانی خود دراین تجمع سندیکایی فعال بود. بخش مهمی از تبلیغات و نشر دیدگاه‌های انجمن همبستگی سندیکاها و شوراهای کارگری تهران و حومه به ویژه در خصوص حذف ماده ۳۳ قانون کار شاهنشاهی که اخراج کارگران را به اراده کارفرمایان واگذار می‌کرد، توسط رفیق ابراهیم فدایی و کارگران و فعالان جوان نظیر او انجام می‌شد.

در ۹ تیرماه ۱۳۵۹ لایحه قانونی راجع به تشکیل شوراهای اسلامی کارکنان واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی و هنری تدوین شد. این لایحه و مضمون آن با مخالفت و انتقاد تشکل‌های کارگری روبرو گردید، زیرا حقوق سندیکایی را محدود و شوراها و انجمن‌های اسلامی را جایگزین سازمان سندیکایی می‌ساخت و درعین حال لطمه‌ایی بود به آرمان‌های انقلاب بهمن.

با هدایت و درایت حزب توده ایران، تشکل‌های کارگری و سندیکایی موجود آن زمان به مخالفت با محدود شدن حقوق سندیکایی زحمتکشان پرداختند و سپس در ادامه این مبارزه با طرح قانون کار ارتجاعی، مشهور به قانون کار توکلی، به مبارزۀ جانانه برخاستند. رفیق ابراهیم فدایی دراین دوران از فعال‌ترین کارگران جوان بود. انجمن همبستگی و دیگر تشکل‌های کارگری اعلام می‌داشتند که هیچ تشکل دیگری نمی‌تواند جانشین تشکل‌ صنفی – سندیکایی شود. در این زمینه حزب توده ایران – حزب طبقه کارگر در دفاع از حقوق سندیکایی کارگران و زحمتکشان کشور اعلام داشت: “تجربه نشان داده‌است که هیچ تشکل دیگری نه تشکل شورایی . . . نه تشکل‌های سیاسی – عقیدتی، مانند انجمن‌های اسلامی – نمی‌تواند جایگزین تشکل صنفی – سندیکایی کارگران و زحمتکشان شود . . . آنها که به ایجاد انجمن‌های اسلامی در میان کارگران به منظور مسایل عقیدتی – مذهبی علاقه دارند، در فعالیت خود آزادند، ولی باید دانست که این تشکل نمی‌تواند جانشین تشکل صنفی – سندیکایی کارگران گردد . . . ” (نامه مردم، دوره هفتم، سال سوم، شماره ۵۰۰، پنج‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۳۶۰)

خمینی و نیروهای مذهبی هوادار او با توسل به سرکوب و فریب و تدوین برنامه‌های ارتجاعی و ضدکارگری مانع از تشکل‌یابی و دسترسی زحمتکشان به حقوق سندیکایی خود بودند. درهمین دوران باندهای مرتجع هوادار خمینی به سرکردگی افرادی مانند علی ربیعی، علیرضا محجوب، دانشمند، حسین کمالی، صادقی و غیره نقش مخرب علیه تشکل‌های سندیکایی و انجمن همبستگی سندیکاها و شوراهای کارگری ایفا می‌کردند. چماق‌داری، یورش به مراکز سندیکایی و تعقیب و بازداشت کارگران و سندیکالیست‌ها و بعدها شکنجه آنان توسط افرادی چون علی ربیعی که از چماق‌داری به معاونت وزارت اطلاعات رسید، از زمره اقدام‌های واپس‌گرایان تحت زعامت خمینی بود.

رفیق شهید ابراهیم فدایی طی این دوران از کارگران جوان فعال در تشکل‌های سندیکایی بود که نظرات حزب دراین خصوص را به میان زحمتکشان می‌برد و وظایف محوله را با احساس مسئولیت عمیق به انجام می‌رساند.

حضور در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها به ویژه درمیان سندیکاهای کارگری تاسیسات و دباغی‌ها، از او چهره‌ایی مورد اعتماد کارگران پدید آورده‌بود. با آغاز جنگ مطابق نقشه امپریالیسم و تجاوز صدام به خاک میهن ما، با فراخوان حزب رفیق ابراهیم فدایی راهی جبهه‌ها شد. جنگ در مرحله نخست خود تا آزادسازی خرمشهر خصلت میهنی داشت، ولی سران خائن جمهوری اسلامی نظیر خمینی، رفسنجانی، خامنه‌ایی و . . . با ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر به سرکوب مردم و نیروهای ترقی‌خواه و تحکیم پایه‌های رژیم ارتجاع پرداختند. رفیق کارگر ابراهیم فدایی این توده‌ایی قهرمان روز اول آذرماه ۱۳۶۰ در عملیات بستان به شهادت رسید. نام رفیق کارگر ابراهیم فدایی با غرور و افتخار در سینه تاریخ ثبت شده‌است.

منبع:اتحادکارگر

Print Friendly