اعلامیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران به‌مناسبت فرارسیدن هشتم مارس، روز جهانی زن!

در طول ۷۵ سال گذشته، زنان توده‌ای در بردن آگاهی به درون جامعه و دگرگون کردن برداشت‌ها و فرهنگ زن‌ستیزانهٔ متأثر از ریشه‌های مذهبی جامعه نقشی برجسته و تعیین‌کننده‌ داشته‌اند. زنان توده‌ای با انتشار انبوهی نشریه و مجلهٔ ویژهٔ ارائهٔ جستارهایی پیرامون دستیابی زنان به‌حقوق راستین‌‌شان و همچنین انتشار ده‌ها جلد کتاب و جزوه که جامعه و افراد علاقه‌مند به چنین مباحثی را با مبارزات زنان مترقی جهان آشنا کرده است، در تربیت چندین نسل‌ از فعالان جنبش زنان بسیار اثرگذار بوده‌اند.

هم‌میهنان گرامی!
نیروهای مترقی و آزادی‌خواه جهان همه ساله از روز هشتم مارس (۱۷ اسفندماه)، روز جهانی زن، همچون روزی خجسته، روزی درخشان در مبارزهٔ زنان در سراسر گیتی بر ضد تبعیض جنسیتی، استقبال می‌کنند و خاطرهٔ شکوه‌مند جنبشی را  که  در  این روز تاریخی شکل گرفت و  دنیای کهنه و واپس‌گرای نگاهِ به زن در مقام کالا را به‌چالشی سرنوشت‌ساز طلبید و در خلال بیش از یک سده پیکار دشوار و پرفرازونشیب جهانِ ما را دگرگون کرد، گرامی می‌دارند.

روز جهانی زن، روز گرامی‌داشت مبارزهٔ  قهرمانانهٔ  زنان جهان  بر ضد ستم جنسیتی و طبقاتی و روزِ همراهی و همگامیِ نیروهای مترقی جهان با مبارزه‌یی است که حقوق زنان در جامعهٔ بشری را همواره  بخشی جداناپذیر از “حقوق بشر” شهروندان دانسته‌اند. از روز ۸ مارس ۱۸۷۵  که شماری از زنان کارگر مبارزِ نیویورک به‌دست پلیس نظام سرمایه‌داری به خاک و خون درغلتیدند تا ۸ مارس ۱۹۱۱ که این روز از سوی نیروهای ترقی‌خواه و انسان‌دوست جهان با ‌عنوان روز همبستگیِ جهانی با مبارزهٔ زنان به‌رسمیت شناخته شد و همچنین تا به‌امروز، یعنی بیش از ۱۰۶ سال، پیکارِ زنان جهان برای دست ‌یافتن به حقوقِ برابر، راهی طولانی، پرفرازونشیب، و درعین‌حال سرشار از پیروزی‌هایی چشمگیر سپری کرده است. از میان برداشتن و طردِ بسیاری از قانون‌های زن‌ستیز که از سوی حکومت‌های سرمایه‌داری و ارتجاعی در گوشه و کنار جهان بر زنان تحمیل می‌شد و درمورد آنان به‌اجرا درمی‌آمد، از محروم نگه داشتن زنان از حق انتخاب شدن و حتی حق رأی دادن گرفته تا حرکت مبارزه‌جویانه در مسیر برخوردار شدن از استقلال اقتصادی، تغییر های مهم فرهنگی و حقوق برابر در مقابل کار برابر با مردان، عرصه‌هایی دشوار و مهم از مبارزه و تلاش بوده‌اند که جنبش زنان شاهد پیشرفت‌ها و پیروزهایی درخشان در آن‌ها بوده است.
مبارزه جنبش زنان در میهن ما از تاریخی غنی برخوردار است. در تاریخ معاصر میهن ما کمتر حادثهٔ مهمی را می‌توان یافت که زنان در آن حضور فعال نداشته‌اند. شرکت زنان مبارز و آگاه میهن ما در جنبش ملی شدن صنعت نفت۱ در سال‌های دههٔ ۱۳۲۰ و در سنگرهای انقلاب بهمن ۱۳۵۷، در پیروزی جنبش مردمی میهن ما نقشی اساسی داشت. نبرد نزدیک به چهاردههٔ  گذشتهٔ زنان ایران با عقاید قرون‌وسطایی و تاریک‌اندیشانهٔ حاکمان کنونی و همچنین نقش حساس و کلیدی آنان در تلاش برای پیش‌بُردِ امر اصلاحات و عقب نشاندن رژیم ارتجاعی ولایت ‌فقیه، نیز تلاش آنان در به‌پیروزی رساندن خاتمی در انتخابات سال‌های ۷۶ و ۸۰، سازمادنهی یک جنبش مطالباتی خود جوش و پویا و ایستادگی قهرمانانه‌شان در برابر کودتای انتخاباتی ولی ‌فقیه و گماشته‌اش در پست ریاست‌جمهوری و سپاهیانش در سال ۸۸ ، ازجملهٔ دیگر گواهان انکارنشدنی‌ای هستند بر حضور پررنگ و اثرگذاری گستردهٔ جنبش زنان در تحولات میهن ما.

زنان مبارز و آگاه میهن!
امسال در شرایطی به‌استقبال هشتم مارس می‌رویم که میهن ما به‌دلیل سیاست‌های فاجعه‌بار و ضدمردمی حکومت ولایت فقیه با اوضاع بسیار دشواری روبه‌روست. فقر و محرومیت شدید اجتماعی که بیش‌ازپیش زنان زحمتکش جامعه را هدف قرار داده است، در کنار فساد آشکاری که بر سرتاپای رژیم فقیهان‌ مستولی شده است، ظلم بی‌سابقه دستگاه‌های حکومت به مردم و سیاست‌های بیش‌ازپیش زن‌ستیزانه و تعرضی رژیم، جامعهٔ ما را به سمت انفجارهای اجتماعی می‌راند. در هفته‌های اخیر تظاهرات گستردهٔ مردم زاهدان، اصفهان و مشهد و گردهمایی‌های اعتراضی مردم در تهران و اعتراض‌های مداوم کارگران و زحمتکشان واحدهای مختلف تولیدی نشان از لبریز شدن کاسه صبر مردم و زحمتکشان و بلندتر شدن صدای اعتراض آنان بر ضد حکومتی است که برای محکم کردن پایه‌های لرزانش بیش‌ازپیش به شیوه‌های ضد انسانی سرکوب مردم روی می‌آورد.
رژیم ولایت فقیه در کنار نقض حقوق و آزادی‌های دموکراتیک همهٔ شهروندان میهن ما، زنان ایرانی را به‌ویژه از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان محروم کرده است که از آن جمله‌اند: حق انتخاب پوشش، حق دریافت مزد مساوی در برابر کار مشابه، حق طلاق، حق حضانت از فرزند، حق سفر، حق تحصیل، حق انتخاب برخی از شغل‌ها و رشته‌های تحصیلی، حق انتخاب ورزش مورد علاقه‌شان، ممنوعیت حضور در میدان‌های ورزشی، عرصه‌های هنری و اجتماعی. دستگاه قانون‌گذاری، قضائی و اجرائی حکومت جمهوری‌اسلامی نیز در دهه‌های اخیر به‌منظور “قانونی” کردن محرومیت‌ها و بی‌حقوقی زنان و اجرایی کردن آن‌ها کارزاری گسترده‌ به‌راه انداخته‌اند. گزارش های تحقیقاتی مبتنی بر آمار در سال های اخیر نمایش دهنده ادامه ناهنجاری های حاصل از این برخورد سرکوبگرانه و مبتنی بر تبعیض جنسیتی بر دختران و زنان جوان تحصیل کرده میهن مان می باشد.

زنان مبارز و آگاه!
شما در طول هشت سال دولت اصلاح‌طلبان حکومتی، با اتکا به‌حضور پرتوان نیروهای اجتماعی در صحنهٔ مبارزه، تلاش کردید تا مرتجعان حاکم را در عرصه‌هایی مختلف به‌عقب‌نشینی‌هایی وادارید و ‌دستاوردهایی هرچند معدود نیز داشتید. بی‌عملی اصلاح‌طلبان حکومتی و محدود بودن توان‌شان درون حصارهای رسوخ‌ناپذیر اندیشه‌های واپس‌گرایانه، و در کنار آن، یورش‌های سازمان‌یافتهٔ گروه‌های فشار و سرکوب و تحقیر زنان در سراسر کشور، و پس از این‌ها، هشت سال دولت فاجعه‌بار احمدی‌نژاد که هیچ‌گونه حرکتی در جهت شکل دادن به جنبشی راستین، سازمان‌یافته و منسجم از زنان پیرامون سازمان‌های مستقل را به‌هیچ‌وجه اجازه نداد، عرصهٔ سازمان‌دهی جنبش زنان همچنان به‌کوشش‌های پیگیر همهٔ نیروهای مترقی و معتقد به حقوق زنان نیازمند است.
حسن روحانی، در جریان کارزار انتخاباتی سال ۹۲، در زمینهٔ تحقق حقوق مردم، پاسخ به مطالبات مشخص زنان،  و ازجمله رفع برخی محرومیت‌ها از آنان قول‌های زیادی داد که تا کنون هیچ‌یک از آن‌ها نه‌تنها تحقق نیافته، بلکه تعرض به حقوق زنان همچنان با همان شدت ادامه یافته است. تجربهٔ چهارسالهٔ دولت حسن روحانی و عملکرد یک‌سالهٔ نمایندگان “لیست امید” در دهمین مجلس شورای اسلامی، بار دیگر بر این واقعیت مُهر تأیید می‌زند که کارگزاران نظام سیاسی “ولایت فقیه” در ایران نه‌تنها برای ایجاد تغییر به‌نفع تحقق حقوق مردم هیچ‌گونه ظرفیتی ندارند، بلکه وظیفهٔ اساسی‌شان را فقط حفظ حکومت استبدادی در کشور می‌دانند. اجرای قانون و برقراری “حکومت قانون” در ایران-بدون تغییرهای ضرور در راستای خواست های جنبش مردمی، آنگونه که از سوی برخی از چهره‌های مدعی اصلاحات مطرح می‌شود- یعنی برقرار ماندن حاکمیت استبدادی‌ای مطلق و تاریک‌اندیش که میهن ما را ۳۸ سال است در چنین وضعیت فاجعه‌آمیزی قرار داده است.

هم‌میهنان گرامی!
حزب تودهٔ ایران در طول بیش از ۷۵ سال تاریخ پیکار خود همواره در راه دستیابی زنان میهن ما به‌حقوق راستین‌شان رزمیده است. در طول ۷۵ سال گذشته، زنان توده‌ای در بردن آگاهی به درون جامعه و دگرگون کردن برداشت‌ها و فرهنگ زن‌ستیزانهٔ متأثر از ریشه‌های مذهبی جامعه نقشی برجسته و تعیین‌کننده‌ داشته‌اند. زنان توده‌ای با انتشار انبوهی نشریه و مجلهٔ ویژهٔ ارائهٔ جستارهایی پیرامون دستیابی زنان به‌حقوق راستین‌‌شان و همچنین انتشار ده‌ها جلد کتاب و جزوه که جامعه و افراد علاقه‌مند به چنین مباحثی را با مبارزات زنان مترقی جهان آشنا کرده است، در تربیت چندین نسل‌ از فعالان جنبش زنان بسیار اثرگذار بوده‌اند. مبارزهٔ  درخشان و قهرمانانهٔ زنان توده‌ای در زندان‌های رژیم ولایت فقیه از عرصه‌های فراموش‌نشدنی نبرد زنان مبارزِ میهن ما بر ضد استبداد است،‌ که از زمرهٔ آنان‌اند رفیق گیتا علیشاهی و رفیق فاطمهٔ مدرسی (سیمین فردین) قهرمان مقاومت در زندان‌های رژیم ولایی، که هر دوی این چهره‌های ماندگار به‌وسیلهٔ جلادان رژیم در زندان به‌قتل رسیدند،
همهٔ مبارزان توده‌ای همواره خود را بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزات زنان ایران بر ضد ارتجاع حاکم و برای رهایی زنان میهن از ستم طبقاتی- جنسیتی دیده و می‌بینند. تجربهٔ بیش از یک سده پیکار پرشور زنان میهن ما نشان داده است که حضور توانمند جنبش زنان در صفوف جنبش خلق، نیازِ انکارناپذیر مبارزه با رژیم استبدادی حاکم است. باید باهمهٔ توان این امکان را سازمان‌دهی کرد. جامعهٔ ما به سمت حوادث مهم اجتماعی می‌رود و حضورِ مؤثر و سازمان‌یافتهٔ جنبش زنان، در کنارِ دیگر گردان‌های اجتماعی، می‌تواند پشتوانهٔ پیروزی مبارزهٔ مردم ایران در عقب راندن ارتجاع و گشودن راه برای رخ دادن تحول‌هایی اساسی در جامعه‌مان باشد. کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، بار دیگر فرارسیدن هشتم مارس، روز جهانی زن را به همهٔ زنان میهن و جهان تبریک می‌گوید و ضمن تجدیدعهد با آرمان‌های والا و پیشروِ جنبش زنان، برای مبارزهٔ زنان، کارگران و زحمتکشان میهن در سال پیشِ ‌رو موفقیت آرزومند است.

درود آتشین به مبارزات درخشان و قهرمانانهٔ زنان میهن بر ضدِ ارتجاع و برای رفع ستم جنسیتی – طبقاتی!
فرخنده باد هشتم مارس، روز جهانی زن و روز تجدیدِ عهد با آرمان‌های والای جنبش جهانی زنان!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۱۵ اسفندماه ۱۳۹۵

———————————-
۱.‌ “… افزون بر این، حزب توده [ایران] برای نخستین بار خواستِ ملی شدن نفت را مطرح کرد. در روز جهانی کارگر سال ۱۹۴۶ / ۱۳۲۵، کنسول بریتانیا در خرمشهر هشدار داد که در این مراسم، سخنگوی زنان نه‌تنها تقاضای یک قانون کار جامع متشکل از پرداخت برابر برای کار مساوی را مطرح کرده، بلکه خواستار ملی شدن نفت شده، شرکت نفت را به‌بهره‌کشی از ٬طلای ایران٬ متهم کرده و مدعی شده است که شرکت [نفت] برای غذای سگ‌ها بیش از دستمزد کارگران ایرانی هزینه می‌کند (سند محرمانه گزارش کنسول انگلیس در خرمشهر به وزارت‌خارجه انگلیس دربارهٔ فعالیت‌های توده [حزب تودهٔ ایران] در صنعت نفت). این خواست، احتمالاً برای نخستین بار بود که در ایران شنیده می‌شد؛ و البته آخرین بار هم نبود” (یرواند آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ترجمهٔ محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، ۱۳۸۹، صفحهٔ  ۲۱۰ ).

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۲۰، ۱۶ اسفندماه ۱۳۹۵

Print Friendly