فاتحان نهایی تاریخ

صادق شکیب: بگذار انسان های بی گناه را برای ارضای نفسانیات حیوانیشان بکشند. مبارزان را تحقیر و قتل عامشان نمایند. به خود و تاریخ وقیحانه دروغ گویند، با اجیر مزدوران با هزاران ترفند برای طولانی ساختن حاکمیتشان توطئه ها چینند. اگر چنگیز خان مغول ها، ناپلئون ها، هیتلر ها و بسیار جانوران خون ریز ددمنش طرفی از جنایات خود بستند و سرانجام نیکی یافتند امپریالیست ها و نوکرانشان به خطا نمی روند.

چون دور جهان یک سره بر منهج عدل است                                خوش بــــاش که ظالم نبرد راه به منزل

 

با این همه جنایات و دسیسه های مرتجعین برای ابدی ساختن ایستایی و باز داشتن چرخ حرکت روند تکاملی جامعه، نهایتاً موفقیت با چه کسانی است؟ آن هایی که در طول تاریخ به عبث در کج راهه هایی بر ضد منافع مردمان عمرشان را حیوان وار تباه و تلف کرده اند، یا افرادی که با عشق به بشر دوستی، عدالت و پیشرفت، راهیان راه پر افتخار انسانیت بوده اند؟

ابومسلم خراسانی، مازیار و بابک با شمشیرشان برای عظمت میهن خویش دلاورانه پیکار کردند. خواجه نصیرالدین طوسی، ابوریحان بیرونی و زکریای رازی با دانش و قلمشان در آن دوران سیاهی که خلفای سیطه گر برای توده های زحمت کش رقم زده بودند. با روشن گری دمی از خدمت به کشورشان غافل نشدند. در تداوم تاریخ نام چه کسانی به نیکی ماندگار هست؟ خلفای خدعه گر فاسد عباسی قاتل میهن پرستان بزرگی چون مازیار ها یا جاهلان نادان آدم کشی همچو هلاکوخان ها. در درازنای تاریخ با کشتن کدامین میهن پرست جنبش ترقی خواهانه و عدالت خواهی متوقف مانده؟ سرکوب و وحشی گری های شنیع و بی حد و حصر حاکمان و لوبه طور موقت آرامش گورستانی نیز پدید آرد، باز هم پیکار شور انگیز توده ها متوقف نگشته در اولین فرصت برای دست یابی به حق و عدالت خواهند شورید . تاریخ خود گواه این امر است. سهروردی ها را خفه کردند و بسیار دانشمندان و پیکار گران راه توده ها را…. ولی حافظ با اشعار شور انگیز و جاودانه ی خود ندای حقانیت زحمت کشان را با دل انگیز ترین ابیات سرود. پس از حافظ چه بسیار دانشمندان به مقتضای وضعیت اجتماعی در این راه کوشیدند. نیک بنگریم و گوش فرا دهیم:

این شیخ محمد خیابانی است  که، از سویی ندای مبارزه را سر می دهد و جان بر سر سودای انسانی اش می نهد. ولی ارانی بر خلاف پنداشت حاکمان از مرگ خیابانی نمی هراسد که باشهامت هم، وارد میدان رزم می شود. روزبه به خاطر میهن پرستی تیر باران می شود، گلسرخی سر فرازانه به پیشواز همان راه پر افتخار گام می نهد. جزنی ناجوانمردانه آماج رگبار گلوله های دژخیمان محمد رضا شاه می شود، ولی خوفی بر دل تیزابی انقلابی نمی نشیند. سر این قصه بس دراز است و هیچ رمز و معمایی هم در آن نیست. تا ظلم  هست پیکار برای رفع آن نیز خواهد بود. و پیکار گران را افتخاری جاودانی…

اینک که امپریالیسم جهانی در هر گوشه ای از جهان برای تأمین منافع ضد بشری خود از هیچ وحشی گری ابایی ندارد ، آخرالامر سرنوشت سیاه اسلافان ضد بشر خود را خواهد داشت.

بگذار انسان های بی گناه را برای ارضای نفسانیات حیوانیشان بکشند. مبارزان را تحقیر و قتل عامشان نمایند. به خود و تاریخ وقیحانه دروغ گویند، با اجیر مزدوران با هزاران ترفند برای طولانی ساختن حاکمیتشان توطئه ها چینند. اگر چنگیز خان مغول ها، ناپلئون ها، هیتلر ها و بسیار جانوران خون ریز ددمنش طرفی از جنایات خود بستند و سرانجام نیکی یافتند امپریالیست ها و نوکرانشان به خطا نمی روند.

در این میان منطق خلل ناپذیر و پولادین تاریخ چه می گوید؟

زباله دان تاریخ  بی صبرانه منتظر دفن ابدی امپریالیسم و حاکمان مزدورشان در تمامی کشور های وابسته است. تا عدالت، صلح،  عشق و انسانیت جهان گستر شود.

باش تا آن روز

 

 

 

 

 

 

Print Friendly