افتخار کن که به این دلیل به زندان آمده ای

یکی از زندانی زنی که در میهن ما به جرم فعالیت در حوزه برابری جنسیتی به تحمل سه سال زندان محکوم شد، «عالیه اقدام دوست» بود. او معلم پاک سازی شده سال های پس از انقلاب بود که پیش از دستگیر شدنش در جریان تجمع زنان در میدان «هفت تیر» تهران در خردادماه سال ۱۳۸۵ و محکوم شدنش به سه سال زندان، شش سال زندان را در سال های دهه ۶۰ تحمل کرده بود. او خود می گوید:«زمانی که من وارد زندان اوین شدم، تعداد زندانیان سیاسی خیلی کم بود و بیشتر آنها مدت کوتاهی در زندان بودند. دلیل زندانی شدن من برای زندانیان غیرسیاسی جالب بود و عده ای از آنها هم از من طرفداری می کردند و می گفتند که “این خانم برای ماست که اینجاست و گرنه کاری نکرده که اینجا باشد”. در مجموع نگاه مثبتی داشتند حتی یکی از کارکنان زندان به من گفت که مبادا ناراحت باشی، افتخار کن که به این دلیل به زندان آمده ای. در بدو ورود به زندان این جمله برای من شوک بود و هیچ وقت آن را فراموش نمی کنم»…

نه تنها زنان مبارز ایرانی بلکه زنان برابرخواه سراسر جهان به نوعی خودشان را مدیون تاریخی می دانند که روز هشتم مارس سال ۱۸۵۷ توسط زنان کارگر نیویورکی رقم خورد. آن ها در اعتراض به درآمدهای ناعادلانه و دست یافتن به حق رای و کارِ برابر با مردان، در خیابان تجمع کرده و توسط نیروهای دولتی سرکوب شدند.

پس از انقلاب ۵۷ و به ویژه در اعتراض به اجباری شدن حجاب، زنان ایرانی در این روز به خیابان ها ریختند اما تجمع آن ها به خشونت کشیده شد و بسیاری سرکوب و به درون خانه ها رانده شدند.

در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و در سال ۱۳۸۱ برای نخستین بار پس از مدت ها، مراسم بزرگداشت روز زن با مجوز رسمی دولتی در تهران برگزار شد اما این رویکرد چندان دوام نداشت و تجمع زنان در روز هشتم مارس ۱۳۸۴ به سرکوب شدید آن ها منتهی شد و سال بعد زنان که در سالگرد اتفاقات هشتم مارس ۸۴ ‌در میدان هفت تیر تهران گرد هم آمده بودند، با خشونت و هجمه شدید و موج دستگیری و بازداشت مواجه شدند.

«مریم حسین خواه»، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان، یکی از افرادی است که آن سال ها طعم بازداشت و زندان را چشیده است. او آذرماه سال ۱۳۸۶ مدت ۴۵ روز را در زندان «اوین» به سر برده و از جمله دلایل بازداشتش، عضویت در شورای سردبیری وب سایت «زنستان» و هم‎چنین فعالیتش در وب سایت «تغییر برای برابری» بود.

مریم می گوید آن ها با فعالیت رسانه ای این دو وب سایت مشکل داشتند: «وقتی بچه های کمپین را بازداشت می کردند، این ما  بودیم که اخبارشان را پوشش می دادیم. به خاطر دارم آن روزها دو تن از بچه های کردستان را که برای کمپین فعالیت می کردند را بازداشت کرده بودند و روی آن ها هم حساسیت زیادی وجود داشت.»

مریم حسین خواه به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شده بود. در طول مدت زمان بازجویی ها، به طور مشخص به فعالیت هایش در مورد «کمپین یک میلیون امضا» و حقوق زنان اشاره می شده و او بارها با بازجویش در مورد مطالبات زنان بحث می کرده است چون بارها با این سوال مواجه می شده که چرا شما این کار را می کنید: «جالب است بدانید برخی بچه ها توسط قاضی پرونده تبرئه می شدند. قاضی می گفت اساسا جمع آوری امضا جرم محسوب نمی شود اما هفته بعد مجددا تعداد دیگری از بچه ها دقیقا به همین اتهام راهی زندان می شدند. رفت و آمد بچه های کمپین به زندان آن قدر مکرر شده بود که یکی از بچه ها در کتاب خانه زندان “وزرا” کتابی را دیده بود با مهر کمپین و مشخص بود نفر قبلی که بازداشت شده بوده، احتمالا کتابش را آن جا جا گذاشته بوده است.»

مریم از راه اندازی یک «شبه کارگاه» برای کمپین و جمع آوری امضا می گوید: «در زندان، از زندانی ها هم امضا جمع می کردیم. همین خانم “راحله ذکایی” که دو هفته پیش درگذشت، در زندان ۴۰ امضا جمع کرد. اسامی را داخل شکم یک عروسک جاسازی کرده بودند و بیرون فرستادند.»

او از تلاش بچه های کمپین برای گفت و گو با زندان بان ها هم حرف می زند: «با رییس و ماموران زندان وزرا و اوین که مثلا ترکیب شان با امنیتی ها و دست اندرکاران بند “۲۰۹″ و بند “الف” سپاه فرق می کرد، خیلی حرف می زدیم. جالب بود که گاهی می شد که هم‎دلی می کردند. وقتی از حق طلاق یا حق حضانت می گفتیم، بعضی مامورانی که زن بودند، مطالبات ما را تایید می کردند ولی می گفتند تلاش ما بی فایده است و ما فقط خودمان را به دردسر می اندازیم. حتی در جریان بازجویی ها، وقتی با بازجویم بحث می کردم، یک جاهایی آن قدر برحق بودم که او انکار نمی کرد و می گفت مطالبات شما منطقی است اما راه و روشی که برای به دست آوردنش دنبال می کنید، درست نیست و رادیکالیزه است. نه این که کاملا قبول داشت اما بحث به جایی می رسید که نمی توانست به طور کاملا آشکار انکار کند.»

اما چرا با وجود تلاش و هزینه فراوانی که زنان برابرخواه در ایران انجام دادند، در طول سال های اخیر شاهد فعالیت کم تری از سوی فعالان حقوق زنان هستیم؟
«ر. م» کنش گری است که تجربه سه بار بازداشت را از سر گذرانده و مجموعا دو سال از عمرش را در زندان اوین گذرانده است. او که کماکان در ایران مانده و بخشی از فعالیت هایش را در حلقه گروه های کوچک و محدودتری دنبال می کند، علت این سکوت ظاهری را بسته بودن فضای اجتماعی و سیاسی و احتمال بازداشت و احضار می داند. می گوید فعالیت زنان برابرخواه کاهش نیافته بلکه شکل و شمایلش تغییر کرده است: «در شرایط فعلی معتقدم که بیرون بودنمان از چهاردیواری زندان موثرتر خواهد بود. دقت کنید، دختر جوانی مثل “فرزانه جلالی” صرفا به خاطر فعالیت های مدنی و برابرخواهانه در کرمانشاه به زندان افتاده است. برای همین هم دوستان سعی می کنند در سایه به فعالیت هایشان ادامه بدهند تا جنبش زنان را زنده نگه دارند.»

این کنش گر اجتماعی به تشکیل یک کمپین زنانه تازه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری اشاره می کند: «این روزها زنان با راه اندازی یک گروه تلگرامی، اقدام به تشکیل “کمپین نه به کابینه مردانه دولت اعتدال” کرده اند تا نسبت به سقف شیشه ای که مانع ورود زنان به پست های با اهمیت سیاسی دولتی می شود، اعتراض کنند. این خود نشانه ای آشکار است که جنبش زنان کماکان زنده است.»

ایران وایر -فرشته ناصحی

Print Friendly, PDF & Email