فاشیست ها قبل از دیکتاتوری فاشیستی چه کار می کنند؟[۱]

نوشته ی: مارک برودین[۱]

برگردان: مینا آگاه

فاشیست ها یا منتظر یک فتنه انگیزی تروریستی می شوند تا با سو استفاده از آن، محدودیت هایی برای دمکراسی قائل شوند، و یا خود یک فتنه برپا می کنند- درست مانند نازی ها که ترتیب آتش سوزی رایشتاگ را دادند.

ما دید روشنی نسبت به برخی قدم هایی داریم که دولت ترامپ برمی دارد. این را از لیست عجیب و غریبی که ترامپ برای کاندیداها ارایه داده، می شود حدس زد. کابینه ی تشکیل شده از میلیاردرها، تئوریسین های توطئه چین و ژنرال ها  و آن هائی مثل ژنرال فیلین که هم توطئه گر اند و هم دیوانه. واضح است که وظیفهٔ  بسیاری از این ها، آن است که اداراتی که مسئولیتش را به عهده می گیرند، نابود کنند، مانع کار بخش هایی شوند که مقررات را تنظیم می کنند و امکان اجرای آن را فراهم می سازند و یا اینکه فقط مدیری بی کفایت برای آن واحد باشند. (آیا کسی باور می کند که ریک پری برای اداره ای که زمانی خواستار منحل شدن آن بود، کاری بکند؟)

همچنین واضح است که جمهوریخواهان کنگره به رهبری مک کانل و رایان در حال برنامه ریزی برای یک حمله ی رعدآسای قانونگذاری در صد روز اول هیئت حاکمه ی جدید اند و لیست آن پر است از قطع بودجه، خصوصی سازی و اقدام های ضدمردمی گوناگون، همراه با افزایش هزینه ی نظامی، کاهش مالیات برای فوق ثروتمندان، و گفتن سخنان ریاکارانه برای مردمی که پایگاه محافظه کاران را تشکیل می دهند.

مهمترین نکته این است که بدانیم حتی  زمانی که فاشیست ها کارهای وحشتناکی در حاکمیت می کنند، این به این معنا نیست که فاشیسم حاکم است. هنوز امکان اعتراض و تظاهرات، نافرمانی مدنی، تظاهرات توده ای، اعتصاب، تومارنویسی، نشان دادن فساد و بی کفایتی و دیوانه بازی ترامپ و پادوهایش وجوددارد. هنوز امکان سازماندهی وجوددارد، وضروریست که از تمامی امکاناتی که در فضای سیاسی هنوز باقی مانده، استفاده شود.

شکی نیست که ترامپیست ها می خواهند فضای باز سیاسی را از بین ببرند. اما این (هنوز) فقط به اختیار آن ها نیست.

خوب رویکرد آن ها چه خواهدبود؟ آن ها چهار جنبه قابل تغییر اصلی برای تنظیم راهبرد خوددارند.

اول، آن ها مجبورند تظاهر به عادی بودن وضع را ادامه دهند- یعنی اینکه این یک انتقال قدرت مسالمت آمیز، تائید شده و مورد حمایت بیشتر آمریکائی هاست. آن ها برای این که این تظاهر را حفظ کنند، تا حد ممکن، تمام حرکات دولت دمکراتیک را انجام می دهند، تا پایبندی خود به قانونیت نخ نما شده شان را حفظ کنند.

دوم، آن ها برای سیاست ها و رهبریت خود باید پایگاه توده ای را حفظ کنند و در صورت امکان آن را افزایش دهند. و این معنی واقعی علت تظاهرات “پیروزی” است. بطور حتم این ها قسمتی به خاطر خود بزرگ بینی و خود مرکز بینی ترامپ نیز هست. اما بیشتر به این خاطر است که آتش هیزم میلیون ها نفر از رای دهندگان به ترامپ، به خصوص آن هائی که به تظاهرات وی می پیوندند را تندتر کنند. این برای آن است که به سایر جمهوریخواهان نشان دهد که وی هنوز پرچمدار رای دهنده گانش است- این علیرغم نظرسنجی هایی است که نشان می دهد بخشی از رای دهندگان به وی علاقه و اعتمادی ندارند. این قسمتی از پردهٔ دودی از حمایت پرشور و التهاب است تا وی وانمود کند پایگاه اجتماعی و ارتشی دارد که می تواند آنان را فرابخواند تا هر جمهوریخواهی که جرات کند از ارباب جدید سربپیچاند، به تازیانه ببندند.

سوم، برای آن ها ضروریست، به آن قسمت هایی از طبقه ی سرمایه دار که از وی در دوران انتخابات حمایت نکردند، این اطمینان را بدهد که ترامپ تهدیدی برای منافع آن ها نیست. آن ها نیازمند یکدست کردن طبقه ی حاکم و در بدترین حالت خنثی کردن اپوزیسیون فعال اند. معنی واقعی برای برگزاری اجلاس با مدیران عامل شرکت های فن آوری همین است. اینکه فرزندان ترامپ در چنین میتینگ هایی حضوردارند بطور حتم شاهدی بر فساد است، اما تمرکز زیادی برآن شد. در عین حال، نادیده گرفته شد که ترامپ دارد هندوانه زیربغل این مخالفان بالقوه می گذارد و به آن ها این فرصت را می دهد که حس کنند این آن ها هستند که دارند اینکار را با او می کنند- چنانچه بیل گیتس بطور احمقانه ای گفت که ترامپ می تواند شبیه جان. اف. کندی باشد.

ترامپ می خواهد پیامی برای تمام قسمت های طبقه بفرستد که وی حرف های آن ها را گوش می دهد، و تهدیدی برای مدل کسب و کار آن ها نیست، و اینکه او درچارچوب محدودیت های سنتی سیاست اقتصادی آمریکا عمل خواهد کرد. البته تمایلی ندارد که بدین خاطر وقفه ای در کارش بیفتد، اما برای او ضروریست که آن ها درحال حاضر احساس امنیت کنند.

 

چهارم، یکی از دلایلی که رئیس جمهور تلاش می کند نشان دهد که این یک جابجائی قدرت طبیعی است، فرصت دادن به فاشیست هاست که درپشت صحنه مانورکنند، با گردن کلفتی تمام جمهوریخواهان را به خط کنند، و حمایت از تمام قسمت های طبقه ی سرمایه داری را تنظیم کنند، و طرح و نقشه بریزند و توطئه کنند تا به روش های مختلف و ممکن به دمکراسی حمله کنند (بدون آن که لحظه ای زیرباربروند که این کاری است که دارند می کنند).

این نتایج، از نگاه به تاریخ صعود فاشیست ها به قدرت گرفته شده است. حتی زمانی که آن ها کنترل دولت را بدست می گیرند، باید میزان زیادی مانور انجام دهند تا به اپوزیسیون غلبه کنند، قدرت خود را تحکیم کنند، و قوانین بازی سیاست را به نفع خود تغییردهند. با نگاه به تاریخ، به خصوص تاریخ آلمان، می توانیم به مسیر کارهایی که در کشور و در دوران ما، در سیستم سیاسی خواهند کرد، پی ببریم.

فاشیست ها برای آماده کردن راه برای فاشیسم چه کاری می کنند؟

۱- همانطور که قبلا گفتیم، آن ها تلاش می کنند که حمایت تمامی بخش های طبقه ی سرمایه دار را کسب کنند، و یا حداقل اپوزیسیون را خنثی کنند- ارائه ی دسترسی، تضمین، کاهش مالیات، قرارداد، انتصاب و استفاده از روش شیرینی و شلاق  تا شرکت ها و رهبران آن ها تن به خط و خطوطشان بدهند.

۲- تلاش برای گسترش عوامفریبی، آتش پایگاه خود را تندو تیزکردن، حفظ وحدت پایگاه خود در حمایت از اعمال آن ها (حتی بدون اقرار به این که معنی واقعی این اعمال چیست)، و دستپاچه و گیج کردن رسانه ها. برای مثال وقتی کِلی آن کانوی در شوی راشل مادو شرکت می کند، مجری شو نقش خود را انجام گفتگوی مدنی و بحث راجع به موضوع های جدی و مواجهه کردن او با واقعیت می بیند و به خوبی از عهده ی این کار بر می آید. با این حال، کِلی آن کانوی اهداف مختلفی دارد: طبیعی به نظر بیاید، دلایلی را ارائه دهد که اگر عمیقا به آنها فکرنکنید قابل توجیه به نظر آیند، تضمین دادن های بی معنی که وی و مشابهان او درگیر سیاست معمول آمریکا هستتند. او زمانی که با واقعیتها، فساد، و حرف های مهمل کاندیدای خود مواجه می شود هیچگاه خنده ی دروغین خود را فراموش نمی کند.

۳- ادامه دادن کاهش اندک اندک از حقوق دمکراتیک و مدنی که از قبل شروع شده است. در برخی از موارد، این عمل در ایالت های جداگانه عمل شده است. قوانین انتخاباتی را تغییر داده اند. قوانین حکومتی را تغییر داده اند (همانطور که با سرعتی بسیار زیاد در کارولینای شمالی اتفاق افتاد زمانی که معلوم شد یک دمکرات بعنوان فرماندار انتخاب شده است).

محدودکردن امکان اعتراض، اهریمن نشان دادن مخالفین، فعالیت کردن برای خلق فضا برای فاشیست ها که قدرت بیشتری کسب کنند و قوانین بیشتری را برای محدودیت یا لغو دمکراسی تغییر دهند (مانند میشیگان، جائی که فرماندار این قدرت را دارد که اعضای انتخاب شده برای ادارهٔ شهر را برکنار کند و شهر را تحت کنترل مستقیم فرماندار تحت نام “مدیریت اضطراری” در بیاورد.).

۴- سپردن کنترل قسمتی هایی از دولت  زیرلفافه ی نصب و انتصاب معمول به دست میلیاردرها و نظامی ها.

۵- اجازه دادن به این که بیشتر سیاستمداران جمهوریخواه “سنتی” این احساس را داشته باشند که آن ها از پیروزی فاشیست ها در”هیئت انتخاب کننده ی رئیس جمهور”[۳] برای ارتقای برنامه ی خود استفاده می کنند. این در حالی ست که از هر فرصتی برای به خط کردن این جمهوریخواهان منسوب به جریان اصلی در زمان لازم استفاده می کند. گروه اطراف ترامپ تمرکز لیزر مانند خود را بر قدرت حفظ می کنند، و اجازه می دهند که رایان و مک کانل برنامه جناح راست را در قوه ی مقننه اجرا کنند. دست نشاندگان ترامپ تلاش هر جمهوریخواهی را که برسر راه قدرت گیری بیشتر او باشد، رد می کنند، اما هر گاه برنامه های وی را پیش می برند و یا به مسئله ی قدرت کاری ندارد، طوری وانمود می کنند که قدرت را به رهبران جمهوریخواهان کنگره واگذار کرده اند.

اگر تلاش جمهوریخواهان برای خصوصی سازی مراقبت بهداشتی با مخالفت زیادی همراه شود، ترامپ به سرعت تمام راه دیگری را درپیش می گیرد، و متحدانش را بدون احساس ندامت محکوم و تقبیح می کند. اگر مخالف زیادی نباشد، ترامپ به آن ها اجازه می دهد که قوانین مورد علاقه ی خود را داشته باشند- رویکرد او هیچ کاری با اصول یا باور ندارد و هرکاری می کند تا تعادل قدرت بیشتر به نفع وی جابجا شود.

۶- در عین حال، مشاوران، برگزیدگان و منتصبین او با سرعت و جسارت عمل می کنند. آن ها  با یک حمله رعدآسا آئیننامه ها و روش های مدیریتی ای را بر علیه حقوق، برنامه، نُرم های زندگی سیاسی، اجرای قانونمند عملکردهای حکومتی و غیره اعمال خواهندکرد. آن ها امید دارند که با سرعت کافی تغییرات لازم را بوجودآورند تا اپوزیسیون وقت نداشته باشد متحد شود، نیروهای مخالف را دورهم گردآورد، ائتلاف های ضروری را بسازد، و در حالی که فاشیست ها در پشت پرده قدرت بیشتری کسب می کنند، بر سر راه آن ها قرارگیرد. موضوع فقط اهداف سیاسی جناح راست نیست، بلکه موضوع درباره ی عَلَم کردن حجم عظیمی از تغییرات مسئله ساز است تا حداقل برخی از این تغییرات در فرایند انحراف توجه از قدرت گرفتن آن ها عمل کنند. فاشیست ها چیزی را درک می کنند که دیگر سیاستمداران جریان اصلی درک نمی کنند و آن اینکه هدف اصلی فروپاشی دمکراسی است.

۷- هم در سیاست و هم در اعلام مواضع عمومی، تلاش هایی برای ایجاد محدودیت در اعتراض، و مخالفت عمومی دیده می شود.شکایت ملانیا ترامپ علیه بلاگر کم اهمیت راست افراطی آن هم با لحنی بیمارگونه کار زیادی به این ندارد که می برد یا می بازد، یا از این شکایت پولی دستشان را می گیرد یا نمی گیرد- هم مسلک های ترامپ دارند به تمام رسانه ها هزینه ی مخالف بودن را نشان می دهند. محدودیت این که کجا و کی تظاهرات می تواند صورت بگیرد راهی است برای خدشه وارد کردن به دمکراسی. آن ها هر لحظه که فکر کنند می توانند از شر آن راحت شوند، تحت لوای حفظ دمکراسی، شروع به قلع و قمع آن خواهند کرد.

۸- حمله به علوم ادامه و گسترش خواهدیافت. باید آگاه باشیم- این حرکت ربطی به این ندارد که آیا فردی به علم اعتقاد دارد یا ندارد، بلکه به این ربط دارد که عذری پیداکنند تا اعتبار واقعیت ها و متخصصین را که ممکن است مخالف باشند از بین ببرند. آن ها از عواقب اقتصادی آنچه درگیر شدن واقعی در مسئله ی تغییرات آب و هوائی ایجاد می کند، چه میزان سود شرکت های سوخت فسیلی کاهش پیدا می کند، دولت چقدر مجبور می شود مقررات  اضافی برقرارکند، می ترسند. حمله به دانشمندان و جمع آوری اطلاعات، همچنین راهی است برای در لیست سیاه قراردادن مخالفین. تلاش آن ها برای بدست آوردن نام دانشمندانی که درباره ی تغییرات آب و هوائی کار می کنند، با تلاش برای گرفتن نام آن عده از افراد که در مورد مسائل بین المللی زنان و یا مبارزه با تروریسم جناح راست فعالیت می کنند از وزارت امور خارجه، هیچ فرقی ندارد. آن ها شروع به آزار و اذیت هرکسی خواهندکرد که فکر می کنند با آزار و اذیت می توان از سر راه بردارند. این ها آزمون هایی ابتدایی برای آن است که ببینند با چه سرعت و به چه میزان می توانند حرکت کنند. هدف آن ها به خط کردن تمام دم ودستگاه دولت پشت سرخودشان یا حداقل خفه کردن و  دست از مخالفت برداشتن مخالفان فاشیست هاست.

۹- فاشیست ها یا منتظر یک فتنه انگیزی تروریستی می شوند تا با سو استفاده از آن، محدودیت هایی برای دمکراسی قائل شوند، و یا خود یک فتنه برپا می کنند- درست مانند نازی ها که ترتیب آتش سوزی رایشتاگ را دادند.

۱۰- آن ها به هر نهاد پشتیبانی از مخالفت یا اعتراض حمله خواهند کرد. حمله چند سال قبل به سازمان غیر انتفاعی ا سی ا آر ان[۴]، حمله به حقوق اتحادیه ها، حمله به برنامه ی تنظیم خانواده، حمله به موسسات علمی- تمام این ها جنبه هایی از تضعیف منابع قدرت نیروی مخالف است.

۱۱- فاشیست ها در تمامی حرکاتشان، البته به غیر از تضمین بی پشتوانه به رسانه ها و به بخشی از طبقه ی سرمایه دار، در پی آن هستند که به آشوب، سردرگمی و عدم اطمینان دامن بزنند. این عمل به آن ها فرصت زیادی میدهد تا حمله خود به دمکراسی را منطقی نشان دهند، خود را بعنوان راه حلی برای مهار آشوب، و به عنوان تنها رهبر” مسئول” در مقابل تروریسم  نشان دهند.

ما مخالفان باید درک کنیم که فاشیست ها از آنارشیسم، از تخریب های بیهوده و بی معنی در حرکات تظاهرکنندگانی که بهانه بدست آن ها برای به میدان آوردن پلیس و از بین بردن حقوق مدنی دهد، متنفع می شوند.

من امیدوارم این طرح کلی از استراتژی فاشیست ها روشن کند که آن ها در نظردارند چه کاری بکنند، و به ما کمک کند که ببینیم در پشت سر تیترهای خبری و نظرات سطحی ابراز شده، در واقع چه می گذرد. باید همچنین یادبگیریم که جلوگیری از فروپاشی دمکراسی آن هدف اصلی ای است، که در آن سایر استراتژی و تاکتیک ها باید در نظر گرفته شوند. مقاومت، سازماندهی و حقیقت سلاح های ما برای این کار است.

 

 

[۱] http://www.cpusa.org

 

[۲] MARC BRODINE

[۳] Electoral College

[۴] ACORN

Print Friendly, PDF & Email