نوروز، آیینی ورای باورها

نوروز، بزرگ داشته می‌شود و روز جشن و سرور است زیرا همه مردم این جغرافیا، بیش و پیش از آنکه با قومیت یا مذهبشان شناخته شوند، «انسان»‌اند. انسان وابسته به خاک و زمین به‌عنوان مادری که زندگی را به آنها بی‌چشمداشت هبه می‌کند. و نوروز، آغاز بهار است و آغاز حیات دوباره این مادر همیشه‌زاینده و گرامی. چگونه می‌توان آن را بزرگ نداشت و آغاز حیات دوباره‌اش را به جشن و شادی نایستاد؟

«نوروز روز اول فروردین که بزرگ‌ترین جشن ملی و آغاز سال نو ایرانیان است، آن‌گاه که در آغاز بهار روز و شب برابر گردد، عید»؛ این عبارت، ساده‌ترین تعریف نوروز است که ‌گرچه بسیار ساده، ولی دربردارنده مفاهیم عمیقی است. نوروز، آغاز سال هجری خورشیدی به گاهشماری رسمی کشور ایران است و از زمان جلال‌الدین ملکشاه سلجوقی ترک‌تبار با تدبیر حکیم عمر خیام بنیان‌گذاری شده است. در روزگاری که ممکن بود به روال سایر تقویم‌ها روزهایی با مناسبت‌های مذهبی آغاز سال شمرده شوند؛ اما باور عمومی و پذیرفته‌شدن بی‌توضیح این روز چنان بود که بر صدر سال خورشیدی برقرار ماند و تاکنون نیز چنین بوده است. آیین‌ها و جشن‌های ملی و قومی بسیاری در ملل مختلف دنیا وجود دارد که ریشه در بستر باورها و هنجارهای قومی مناطق مختلف دارد و نوروز نیز از این قبیل است. وجه تمایز نوروز امّا ریشه‌داشتن این آیین در بستری ورای باورهای مذهبی و قومیتی منطقه غرب و مرکز آسیاست. نوروز، در حقیقت جشن طبیعت است. در منطقه‌ای که خاستگاه کهن‌ترین تمدن‌های بشری و اولین نشانه‌های ظهور انسان کوچ‌نشین و کشاورز است، نوروز نشانه پایان سختی زمستان و آغاز حیات دوباره زمینی است که تنها حامی و ملجأ امید انسان در مدل‌های اولیه تمدن به شمار می‌رفت. علاوه بر ایران در جغرافیای به رسمیت شناخته‌شده کنونی که اکثریت مردم آن مسلمان شیعه هستند، این جشن در کشورهایی با ترکیب مذهبی و قومیتی متفاوت و در جغرافیای متنوعی مایه سرور ملی است. نگاه اجمالی به کشورهایی که نوروز در آنها جشن و تعطیل رسمی است، کارکرد فراباوری این آیین را پیش چشم عیان‌تر می‌کند:
افغانستان، کشوری با چهار قومیت مختلف و غالبا سنی‌مذهب که تندروی مذهبی در آن بسیار است
تاجیکستان، کشوری با اکثریت قومی تاجیکی و اکثریت مذهبی سنی حنفی و اقتصاد بر پایه کشاورزی
جمهوری آذربایجان، کشوری با اکثریت آذری و شیعه که شباهت جمعیتی بسیاری با ایران دارد
ازبکستان، کشوری با اکثریت قومی ازبک و تاجیک و اکثریت مذهبی سنی حنفی
ترکمنستان، کشوری با اکثریت قومی ترکمن و اکثریت مذهبی سنی حنفی و اقتصاد بر پایه کشاورزی و دامپروری
قزاقستان، کشوری با اکثریت قومی قزاق و روس که ٣٠ درصد مردمش مسیحی‌اند
قرقیزستان، کشوری با اکثریت قومی قرقیز، ازبک و روس که اکثریت مردمش مسلمان سنی‌مذهب‌اند
آلبانی، کشوری در شبه‌جزیره بالکان با اکثریت قومی آلبانیایی و ترکیب مذهبی مسلمان سنی و مسیحی
غیر از کشورهایی که نام برده شد، زرتشتیان و کردها در هر جای دنیا از هند تا اروپا و آمریکا نوروز را بزرگ داشته و در آن به جشن و شادمانی می‌پردازند. گو اینکه در بعضی کشورها مانند ترکیه، در ادوار خاصی این موضوع به‌عنوان یک آیین با رنگ و بوی قومیتی و جهت‌گیری خاص دانسته و از بزرگداشت آن جلوگیری می‌شد اما پایبندی به آن در بین بزرگ‌دارندگان هیچ‌گاه متزلزل نشد. جغرافیایی که در آن نوروز به‌عنوان جشن همگانی و روز خجسته بزرگ داشته می‌شود، همان جغرافیایی است که در قرون متمادی بنا بر دلایل مختلف مذهبی و قومیتی همواره جولانگاه جنگ‌های بیرحمانه و کشتار‌های وسیع بوده است. از کشورگشایی‌های ویرانگر و سبعانه مغولان و تاتاران تا جنگ‌های استعماری روسیه در مناطق وسیعی از آسیای مرکزی، از جنگ‌های مذهبی تا کشورگشایی‌های توسعه‌طلبانه حاکمان صاحب قدرت، مردم این جغرافیا ذیل پرچم‌های مختلفی با هم جنگیده‌اند. امّا همه آنها گویی در قدم نوروز، اختلاف‌های متکی بر برتری‌جویی قومی و نژادی و مذهبی را به کناری نهاده و بر بزرگداشت نوروز اتفاق نظر داشته‌اند. به راستی راز این هم‌نوایی در میان آن همه اختلاف چیست؟
نوروز، بزرگ داشته می‌شود و روز جشن و سرور است زیرا همه مردم این جغرافیا، بیش و پیش از آنکه با قومیت یا مذهبشان شناخته شوند، «انسان»‌اند. انسان وابسته به خاک و زمین به‌عنوان مادری که زندگی را به آنها بی‌چشمداشت هبه می‌کند. و نوروز، آغاز بهار است و آغاز حیات دوباره این مادر همیشه‌زاینده و گرامی. چگونه می‌توان آن را بزرگ نداشت و آغاز حیات دوباره‌اش را به جشن و شادی نایستاد؟
در آستانه نوروز، می‌توان بار دیگر و با نگاهی نو به این جشن باستانی نگریست و کیمیای وحدت‌آفرین آن را در این جغرافیای پرجدال حلاجی کرد و همان‌گونه که نوروز با اتکای بر ذات انسان و ورای باورهای دینی و بند‌های نژادی و قومیتی موجب ایجاد سرور همگانی در انسان‌ها می‌شود؛ بنیان‌های مشترکی برای نزدیک‌کردن انسان‌ها در تمامی جهان یافت تا جدال و میل به «نفی» دیگران برای «اثبات» خود با باورهایی که در بطن خود صلح و دوستی را به همراه می‌آورند، جایگزین شود. به یمن قدم فرخنده بهار، چنین باد!
شرق

Print Friendly