بازی ترامپ با «ثبات جهانی»

بحران سوریه با حمله نظامی آمریکا به پایگاه هوایی «الشعیرات» در استان حمص وارد مرحله جدیدی از تنش‌های بین‌المللی حول آن شد. دستور این حمله تجاوزکارانه از سوی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا در شرایطی صادر شد که دو روز قبل از آن بستر مساعد سیاسی و مهندسی افکار عمومی به وسیله رهبران غربی، شیوخ مرتجع عربی و سلطان آناتولی در کنار بمباران موج تبلیغاتی مدیای جهانی و اقدام هماهنگ خبرگزاری‌های جریان مسلط بین‌المللی برای جاانداختن مسئولیت حمله شیمیایی به شهرک «خان شیخون» بر گردن دولت سوریه از پیش مهیا شده بود.

بدون تردید حمله موشکی آمریکا به سوریه ورود به یک مرحله جدید در جنگ سوریه است که مرکز ثقل بحران را از تقابل نیروهای درونی به سمت یک رویارویی بیرونی تغییر می‌دهد و از این پس چگونگی روند بحران به تقابل قدرت‌های هژمون جهانی در دو محور ائتلاف آمریکایی با محور روسیه کشیده خواهد شد.
در چنین وضعیتی بازیگران اصلی دخیل در عرصه بحران سوریه به صورت مستقیم در تقابل با هم قرار گرفته و توازن قدرت در جنگ سوریه به اراده واشنگتن و مسکو برای ترسیم و تعیین یک مناسبات جدید حول چگونگی حل‌وفصل این بحران ارتباط خواهد داشت. از یک طرف آمریکا بعد از سال‌های بازی الاکلنگی در این ‌خصوص عملا نقش بازیگر آلترناتیو در مخالفت با اسد را پذیرفته است و از طرف دیگر، روسیه نیز که از قبل همین نقش را در حوزه بحران بازی می‌کرد، هم‌اکنون باید به صورت مستقیم در حوزه جنگ و صلح با واشنگتن قرار بگیرد.
اقدام به این حمله گام‌نهادن به مرحله‌ای است که به دلیل پیچیدگی بحران سوریه و گوناگونی نیروهای میدانی جنگ که هم گروه‌های نیابتی کشورهای همسایه را نمایندگی می‌کنند و هم بخش عمده و اصلی آن تابع و وابسته به جریانات تروریسم بنیادگرای اسلامی از جمله «داعش» و «القاعده» است، سؤالات و مجهولات زیادی را موجب می‌شود. بهانه حمله شیمیایی به خان شیخون در استان ادلب هرچند که ظاهرا دلیل این حمله موشکی بوده است، اما در واقعیت و انگیزه فاجعه خان شیخون هنوز سؤالات بی‌شماری وجود دارد که توهمات حول آن با ارتباطی که درخصوص این حمله آمریکا ایجاد می‌کند، به درستی رد پای کلیدخوردن یک «سناریو» را نشان می‌دهد. تاکنون هیچ کس در غرب از سیاست‌مدار تا تحلیلگر نتوانسته است توجیه کند که دولت سوریه درحالی‌که در بهترین شرایط نظامی و سیاسی قرار گرفته و روند امور هم به‌نفع آنان در جریان بوده است چرا و به چه انگیزه‌ای می‌تواند دست به اقدامی بزند که خود از پیش بنا بر سوابق قبلی به خوبی می‌داند که جهان را علیه آن تحریک کرده و بهانه لازم برای زیر فشار قرارگرفتن را به دشمنانش می‌دهد.
در مقابل، اعتقاد مقامات سوری و روسی، متحدان آنان و حتی تحلیلگران مستقل با رصد اوضاع میدانی جنگ و توان پردازش تحلیل حول انگیزه نیروهای مخالف برای صحنه‌سازی عامدانه یا وجود تسلیحات شیمیایی در انبارهای مهمات مخالفانِ در معرضِ بمبارانِ جنگنده‌های سوری قرار گرفته است، که بهتر از رقبای خود توانسته‌اند به اصل حقیقت نزدیک شوند.
درحالی‌که بلافاصله بعد از حادثه خان شیخون کشورهای حامی مخالفان به رهبری آمریکا، بریتانیا و فرانسه خواهان صدور یک قطع‌نامه در محکومیت اقدام دولت اسد بودند که به‌خاطر مخالفت روسیه و چین از طرح آن صرف‌نظر کردند. طرف روسی با حمایت چین و بولیوی پیشنهاد یک قطع‌نامه برای گزینش یک کمیته تحقیق و اعزام آنان به منطقه را ارائه کردند که این نیز با مخالفت طرف مقابل مواجه شد.
جنگ سیاسی در شورای امنیت همچنان بین دو محور غربی–شرقی بعد از حمله موشکی آمریکا به سوریه ادامه دارد و نشست پیشنهادی شورای امنیت که از طرف بولیوی برای رسیدگی به حمله آمریکا علیه سوریه مطرح شد نیز در روز جمعه به نتیجه ملموسی نرسید.
هم‌اکنون در عرصه جهانی و به‌خصوص صحن شورای امنیت، بحث و مجادلات حول دو دیدگاه کاملا متفاوت در جریان است که بسیار فراتر از بحران سوریه است و تا حدود زیادی به نظم جهانی و اعتبار بنیادین «حقوق بین‌الملل» برمی‌گردد. طرف غربی با تمسک سیاسی به موضوعاتی مانند «دخالت بشردوستانه» و «تنبیه متخلف» با استناد به یک گزاره اثبات‌نشده درباره مجرمیت دولت اسد در استفاده از سلاح شیمیایی علیه مخالفان صف‌کشی کرده است.
طرف شرقی محور به رهبری روسیه نیز با استناد به رعایت حقوق بین‌الملل، حق حاکمیت ملی، مسئولیت سازمان ملل متحد در داوری حول اختلافات بین‌المللی، عدم مشروعیت اقدامات یک‌جانبه، نقض حقوقی اقدام نظامی بدون صدور قطع‌نامه شورای امنیت و ترجیح راه‌حل سیاسی بر راه‌حل نظامی نقش متفاوت خود را ایفا می‌کنند.
در چنین شرایطی گام به گام قطعات این پازل وحشت در حال تکمیل‌شدن است و در داخل آمریکا به نظر می‌رسد ترامپ موفق شده است بی‌اعتباری و فشارهای خرد‌کننده بر خود را به حاشیه براند و یکباره در هیبت قهرمان سیستم مورد حمایت هر دو حزب اصلی قرار بگیرد. از این پس به‌لحاظ رویارویی وی با روسیه دیگر کسی نگران آسیب‌دیدن و تهدید ساختار آمریکایی نخواهد بود و از یک ترامپ مدیریت‌شده و تابع سیستم رونمایی می‌شود که هیچ‌کس مشکلی با آن نخواهد داشت. آمریکا با این حمله تا حدود زیادی روابط مخدوش خود با متحدان اروپایی، عرب، ترکیه و اسرائیل را هم ترمیم کرد. این در حالی است که بازی ترامپ با «ثبات جهانی» و استقبال از تشدید تنش با روسیه هرچند امتیازات زیادی برای وی داشت اما تقابل در سطوح بین‌المللی را تشدید می‌کند و راه همکاری با مسکو برای حل‌وفصل اختلافات بین‌المللی را به شدت کاهش می‌دهد. روس‌ها در اولین عکس‌العمل‌های خود پروتکل دوجانبه همکاری‌های نظامی به‌خصوص در فضای سوریه را به تعلیق درآورده و قول تقویت سیستم پدافندی ارتش سوریه (با ارسال سامانه‌های پیشرفته جدید) را داده تا نشان دهند که تسلیم نمی‌شوند چون نمی‌خواهند بازنده باشند.
اردشیر زارعی‌قنواتی

Print Friendly