نارضایی ساخته و پرداخته امپریالیسم، زمینه ساز کودتاهای نظامی و نرم

سپهر جمشیدی: استفاده از نارضایتی مردم که متعاقب تحریم ها و سخت گیری های اقتصادی توسط امپریالیست ها بوجود می اید،  زمینه هر گونه تحرک کودتایی بوده است.

دیلما روسف رئیس جمهور بر کنار شده برزیل ، بدون آنکه خود متهم به اختلاس و یا هر گونه فساد مالی شده باشد، به صرف اتهام جابجایی بودجه ، امری که تا قبل از او امری مرسوم بود وغیر قانونی تلقی نمی شد درسال  ۲۰۱۶ ، با هیاهو و تحرکات تشدید شده از جانب امریکایی ها از قدرت بر کنار شد.

جالب آنجا بود که با این شرایط ، قدرت به معاون و رقیبش یعنی به میشل تمر که خود در همان زمان متهم مالی بود رسید . تمری که در تغییر نرم قدرت مهارت کسب کرده بود.

اکنون خود تمر متهم است که با اعمال فشار بر مارسلو کالرو، وزیر فرهنگ خود، مقدمات کار غیر قانونی کسب مجوز احداث ساختمانی ۳۰ طبقه در شمال شهر سالوادور که در فهرست آثار تاریخی محافظت شده است، را بوجود آورده است. اکنون گیلدا ویرا لیما ، عضو دولت تمر استعفاء خود را تقدیم کرده است که آن هم در پی فشارها بر تمر در همین ارتباط بوده است.

تجربه براندازی روسف، براندازی های متعدد نرم همچون مورد روسف و یا سخت  با کودتا های نظامی را یادآور می شود.

تجربه تاریخی نشان می دهد که امریکا در زمانی که جنبش های رهایی بخش زمینه هر گونه داعیه در حقوق بشر را از امپریالیست ها و از جمله امریکایی ها می گرفت از روش ها ی سخت و کودتای نظامی و در حال حاضر بیشتر از نوع نرم آن استفاده میبرند .

اولین سلاحی که امپریالیسم ، ازاوان قرن بیستم در مواجهه با انقلاب ها و یا در چند دهه اخیر در مقابله با به دست گیری قدرت توسط چپ با استفاده از یک فرایند دمکراتیک انتخاباتی ، استفاده می کند ، سلاح تعرض اقتصادی است .

به محض پیروزی انقلاب کبیراکتبردر روسیه و سپس گسترش آن به سرزمین های پیرامونی روسیه تزاری ، سعی امپریالیست ها در تنگنا گذاشتن روسیه انقلابی از نظر اقتصادی به همراه هجوم نظامی ۱۴ کشور امپریالیستی و یا تابعین آنها بود .

استفاده از نارضایتی مردم که متعاقب تحریم ها و سخت گیری های اقتصادی توسط امپریالیست ها بوجود می اید ،  زمینه هر گونه تحرک کودتایی بوده است .

نمونه اخیرتر و بارزتر آن کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ علیه دولت انقلابی و سوسیالیست سالوادور النده در شیلی بود که با استفاده از زمینه نارضایتی که خودشان به عمد در شیلی ایجاد نمودند با بسیج خیابانی معترضین که ماهیتا بیشتر از طبقات مرفه تر هم بودند تا تهی دست ، از سویی و کودتای ارتشیان وابسته و نزدیک به امریکا و سازمان سیا به فرماندهی اگوستینو پینوشه از سوی دیگر ، بدون آنکه به آراء و انتخاب مردم مراجعه شود ( چرا که می دانستند مردم شیلی علیرغم کمبودها ی ناشی از فشارهای خارجی به دولت آلنده اعتماد کامل دارند ) باعث سقوط دولت ملی آلنده شدند . سقوطی توامان با مرگ نزدیک به سه هزار مدافع دولت ملی آلنده به همراه خود آلنده .

باید کودتای پینوشه علیه آلنده را یک نمونه قابل مطالعه بدانیم، چرا که کودتاهایی با همین رفتار یعنی دامن زدن به نارضایتی در میان مردم که خود ناشی از تنگناهای ساخته و پرداخته امپریالیسم به سرکردگی امریکا بوده است و سپس مداخله و کودتای نظامیان هم سو با خواسته های امپریالیسم و امریکا، چه قبل و چه بعد از کودتای شیلی قابل بیان است.

از جمله نمونه های کودتای سخت پیش از نمونه شیلی، دامن زدن به جنگ داخلی در یونان در پی پایان جنگ دوم جهانی یعنی در سال ۱۹۴۷ تا تسلط نظامیان بر قدرت در ۱۹۴۹ است که منجر به ۱۵۴ هزار کشته ، ۴۰ هزار زندانی و ۶ هزار اعدام به موجب احکام نظامی صادره توسط دادگاه نظامی یونان شد .

نمونه دیگر ، ماقبل از کودتا در شیلی ، کودتای سیا ساخته علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق در ایران بود .

و یا در ۲۷ ژوئن ۱۹۵۴ جاکوبو آربنز که در گواتمالا با آراء مردم به قدرت رسیده بود ، با پرواز بمب افکن های امریکایی که در نیکاراگوئه مستقر بودند اقدام به بمباران پایتخت گواتمالا و مناطق اطراف آن به واسطه جنگنده های ب ۲۶ می کنند که منجر به کودتایی نظامی در این کشور با حمایت مستقیم امریکا می شود که عواقب آن به صورت شکل گیری جنگ داخلی با نزدیک به ۲۰۰ هزار کشته را به دنبال داشت .

در ۱۹۵۹ سازمان سیا با استفاده از تبعیدی ها و پناهندگان ضد کاسترو مبادرت به عملیاتی به نام خلیج خوک ها نمود که به مانند نمونه ای از دهها مورد تعرض و توطئه ضد کوبا ثمری نداشت .

کمک رسانی سازمان سیا به استعمارگران سابق کنگو یعنی بلژیک در ۱۹۶۳ برای قتل پاتریس لومومبا ، رهبر مبارزات ضد استعماری کنگو ، که منجر به سرنگونی دولت ملی و قتل لومومبا شد ، تنها موردی از عملیات در افریقاست .

همچنین می توان از کودتای ۱۹۶۳ علیه عبدالکریم قاسم در عراق ، کودتای ژنرال کاستلو برانسو با کمک ایالات متحده علیه گولارت رئیس جمهور برزیل که با آراء مردم روی کار آمده بود در مارس ۱۹۶۴ که منجر به حکومت ۲۰ ساله نظامیان در برزیل شد . یا کودتای سوهارتو در ۱۹۶۵ علیه احمد سوکارنو ، فردی که اندونزی را از چنگ ژاپنی ها و سپس هلندی ها رهانیده و آزاد کرده بود ، می باشد که منجر به قتل بیش از یک میلیون اندونزیایی و بخصوص کمونیست های اندونزی شد . کودتا علیه قوامنکرومه در ۱۹۶۹ در غنا و …

همچنین می توان به کودتاهای بعد از کودتای شیلی که بعضی  بنا به نیاز زمانه به پرده پوشی بیشتر و در نظر گیری ملاحظات بیشتری از جانب امریکا را داشته ولی در عمل در همان راستا و سمت و سوبوده و هست  را از جمله موارد ذیل برشمرد :

– همزمان با کودتا در شیلی ، امریکا با اجرای کودتای نظامی در ۱۹۷۳ در اروگوئه ، دولت این کشور را سرنگون کرد .

– در ۲۴ مارس ۱۹۷۶ دولت دمکراتیک آرژانتین با کودتای نظامی سازمان سیا سرنگون شد .

– کودتای نظامیان در ۱۹۸۰ در ترکیه و کره جنوبی

– موفقیت امریکا در به قدرت رساندن حسین حبری در ۱۹۸۲ در چاد که با صرف بیش از ۱۰ میلیارد دلار و قتل عام و کشتارهای گسترده توام بود .

– ایالات متحده در ۲۵ اکتبر ۱۹۸۳ برای جلوگیری از قدرت یافتن حکومت طرفدار شوروی و کوبا به کشور کوچک گرانادا حمله و نیروهای مقاومت را قتل عام می کند .

– امریکا با بازداشت مانوئل نریگا در ۲۰ سپتامبر ۱۹۸۹ ، پاناما را به اشغال خود دراورد و منجر به مرگ ۲ هزار نفر شد .

– تلاش برای براندازی دولت ساندنیست بین سال های ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۰ در نیکاراگوئه.

– ۲ بار کودتای نظامی علیه جین برتراند اریستد در سال های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۴ در هائیتی .

– حمایت از جریان کودتای نظامی پرویز مشرف در ۱۹۹۹ در پاکستان و متعاقب آن ، حذف تحریم های اقتصادی پاکستان در راستای همراهی با مشرف .

اما روش های نوین دخالت ها و ایجاد بستر کودتا را می توان در مقابله با هوگو چاوز و بعد مادورو در ونزوئلا ارزیابی نمود که امریکا با اعمال انواع تنگناهای اقتصادی ، زمینه را برای نارضایتی مردم فراهم کرده و در جایی که چاوز و یا نمایندگان همراه چاوز در مجلس نمایندگان با اکثریت آراء به مقام های اجرایی و تقنینی رسیده اند ، سعی نموده با فراهم کردن گروه های ناراضی اما اقلیت ، نوع جدیدی از کودتا را ( کودتای نرم ) بیازماید از جمله در سال ۲۰۰۲ که کابینه بوش دستور انجام کودتا یی نا موفق را در ونزوئلا بر علیه چاوز صادر کرد .

بعد از ۲ ماه اعتصاب سراسری ، مردم در طرفداری از هوگو چاوز و محکوم شدن کودتا از سوی ۱۹ کشور امریکای لاتین ، کودتا با شکست مواجه شد و چاوز به قدرت باز گشت .

در ان مقطع اگر چه امریکا عقب نشینی کرد ولی به کمک های مالی خود به مخالفان به رهبری پدرو کارمونا یکی از کارگزاران کارتل های نفتی ، ادامه می دهد . پدرو کارمونا همان بود که خواستار رفراندوم برای تایید یا نفی چاوز شد که در ۱۵ اوت ۲۰۰۴ برگزار شد و ۵۸% مردم دوباره به چاوز رای دادند .

پس از چاوز ، اکنون نیکلاس مادورو با توجه به شرایط وخیم اقتصادی ، بخصوص مشکلات ناشی از کاهش قیمت نفت با شرایط چالشی بزرگی روبه روست که امریکا هم با استفاده از اعمال فشار بسیار بیشتر اقتصادی به این کشور زمینه نارضایتی و بنابراین سقوط زودهنگام و قبل از موعد را آنچنانکه در برزیل علیه دیلما روسف صورت داد را عملیاتی می نماید .

از دیگر نمونه های که اغلب با موفقیت ، که بسیاری بصورت نرم سازمان دهی و اجرا شد می توان از موارد زیر نام برد :

– انقلاب با عنوان گل سرخ در نوامبر ۲۰۰۳ در گرجستان که منجر به سرنگونی شواردنادزه و پیروزی ساکاشویلی شد.

– انقلاب با عنوان نارنجی سال ۲۰۰۴ در اکراین

– انقلاب رنگی در ازبکستان در مه ۲۰۰۵ که ناموفق بود.

– انقلاب رنگی در قرقیزستان در مارس۲۰۰۵

– کودتای ۲۰۰۹ هندوراس که تلفات جانی فراوانی بر جای گذاشت ( اسناد ویکی لیکس دخالت امریکا و دلال اصلی بودن این کشور در انتقال قدرت در هندوراس را نشان داد .)

– کودتای ۲۰۱۳ مصر علیه محمد مرسی

– کودتای ۲۰۱۴ توسط ویکتور یوشچنکو و یولیا تیموشنکو علیه ویکتور یانوکوویچ.

نسخه های جدید مداخلات مبتنی بر همان ایجاد بی ثباتی اقتصادی و نارضایتی قشرها و طبقاتی از مردم به همراه اعتراضات خیابانی و اعمال فشارهای سیاسی از خارج است که در حالی که احزاب نزدیک به امریکا و غرب توان آراء اکثریتی را در ورود به قدرت از جمله ریاست جمهوری را ندارند ، با استفاده از یکسری لابی ها و مواد و بندهای به ظاهر قانونی ، عملا اداره اجرایی امور را به هواداران و نزدیکان ایالات متحده منتقل می کنند ، آنچنانکه در برزیل در ابتدا با استفاده از تسخیر مجلس نمایندگان ، معاون ریاست جمهوری را یعنی میشل تمر را به دیلما روسف تحمیل و سپس بدون آنکه توانسته باشند آراء اکثریت انتخاباتی را از آن خود کنند تا ۲۰۱۹ کرسی ریاست جمهوری را به دست آورده اند .

۲۳ فروردین ۹۶

 

 

 

Print Friendly, PDF & Email