آیا برپاییِ کشور کُردستان به انهدامِ خاورمیانه خواهد انجامید؟

به‌وجود آمدن کشور کُرد در شرایط فعلی، در مرزهای ایرانِ شیعه و ترکیهٔ سنی و مطرح کردن مطالبات اقلیمی با هم‌پیمانی با اسرائیل و ایالات‌متحده آمریکا، کشاندن منطقه به گرداب‌هایی تازه از جنگ و وحشت را برای مدت‌زمانی طولانی باعث خواهد شد. در چارچوب اقلیمی مسئله، به‌وجود آمدن کشور “کردستان” را با شکل‌گیری کشور “کوزوو” در بالکان می‌توان قیاس کرد، همان‌گونه که با به‌وجود آمدن کشور “اسرائیل” در ابتدای پیدایش‌اش می‌تواند مشابه باشد.

در ماه‌های اخیر خبرهایی متعدد در رابطه با تحول‌های سیاسی‌ای مهم در کُردستان عراق و مناطق شمال‌شرقی سوریه- مناطق سکونت و زندگی خلق کُرد در کشور سوریه- منتشر شده است. ” از یک سو رهبران حزب دموکرات کردستان عراق اعلام کرده‌اند که رابطهٔ فدرالی کنونی کردستان عراق با دولت مرکزی عراق دیگر کارکردی ندارد و ادارهٔ کشور عراق را در قالب کنفدرالیسم و در چارچوب رسمیت یافتن سه منطقهٔ متساوی‌الحقوق خواستار شده‌اند: در جنوب عراق به‌رهبری نیروهای مسلط شیعه، در نوار مرکزی عراق منطقهٔ زیر تسلط اقوام سُنی عرب، و در مناطق شمالی خاک عراق کردستان با تعریف دقیق مرزهای آن.

از سوی دیگر، نیروهایی کُرد، به‌رهبری حزب “اتحاد دمکراتیک سوریه”، که در ۳۰ ماه اخیر- از شهریورماه ۱۳۹۳ تا کنون- در جریان جنگ بر ضد نیروهای تروریست “داعش” و “جهادی” در شرق و شمال سوریه بسیار فعال بوده و مؤثر عمل کرده‌اند، در حمایت از تشکیل یک کشور مستقل کُرد اظهاراتی کرده‌اند.
آنچه قابل‌توجه است در این دوره ۳۰ ماههٔ روابط بین واحدهای نظامی کُرد زیر نام “یگان‌های مدافع خلق” با برخی کشورها و به‌ویژه با ایالات‌متحده- که ازنظر تسلیحاتی این یگان‌ها را تأمین‌ می‌کند- به‌طور محسوسی گسترش یافته است. رهبران حزب “اتحاد دمکراتیک سوریه” تمایلات استقلال‌طلبانه‌شان در ارتباط با کشور سوریه را پنهان نکرده‌اند و از زمان آغاز بحران سوریه در شش سال پیش این وجه از حیات سیاسی این حزب قدم‌به‌قدم پررنگ‌تر شده و به‌موازات آن روابط سیاسی، نظامی، مالی‌اش با ایالات‌متحده و برخی کشورهای اتحادیهٔ اروپا گسترده‌تر شده است. در حقیقت این حزب در چارچوب مبارزه‌اش با نیروهای تروریست داعش و جهادی بیشترین کمک‌های مالی و تسلیحاتی را از ایالات‌متحده آمریکا دریافت می‌کند. دربارهٔ دیدگاه حزب اتحاد دموکراتیک کردستان سوریه نسبت به دولت مرکزی سوریه باید یادآور شد که “صالح مسلم”، رهبر حزب اتحاد دموکراتیک، در ۲۲ فروردین‌ماه ۱۳۹۲، در آمستردام هلند، در سخنرانی‌ای در پاسخ به اظهارات داود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه، تأیید کرد: “ما حامی رژیم بشار اسد نیستیم و با نیروهای نظامی وابسته به اسد درحال مبارزه هستیم و پ.ک.ک نیز نیازی به‌ کمک ما ندارد و درعین‌حال این را اعلام می‌کنیم که خواهان برقراری رابطه با دولت ترکیه هستیم و در هر زمان و مکانی که از سوی ترکیه اعلام شود، بدون هیچ پیش‌شرطی حاضر به گفتگو خواهیم بود.” مسئلهٔ بسیار با اهمیت و حیاتی و نیز حقیقتی انکارناپذیر این است که، حزب‌های کمونیست و نیروهای اصیل مبارز در راه صلح و سوسیالیسم در کشورهای منطقهٔ ما، منطقه‌یی که کُردها قرن‌ها می‌گذرد که در آن سکنا دارند و زندگی می‌کنند، همواره از حق خلق کُرد برای خودمختاری و دستیابی به‌تمامی خواست‌های فرهنگی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی‌شان حمایت کرده‌اند. به‌طورمثال جالب است اشاره کنیم که شعار تاریخی حزب دموکرات کردستان ایران، رابطه میان استقرار و سپس بنیان گرفتن دموکراسی در کشور ایران و وجود خودمختاری در کُردستان ایران را به‌گونه‌ای ارگانیک برجسته می‌کند. رابطهٔ تاریخی بین کمونیست‌های ایران و به‌ویژه حزب تودهٔ ایران با جنبش خلق کُرد که در خلال سال‌های آغازین دههٔ ۱۳۲۰ به تشکیلِ حزب دموکرات کردستان ایران در ۲ آبان‌ماه ۱۳۲۴ و سه ماه پس از آن- در دوم بهمن‌ماه ۱۳۲۴ – به تشکیل “جمهوری مهاباد” در کردستان منجر شد در تاریخ معاصر مبارزات مردم میهن ما ثبت است.
حزب‌های کمونیست منطقه- به‌موازات پایبندی‌شان به اصل قانونمند حق خلق کُرد به داشتن خودمختاری و دستیابی به‌تمامی خواست‌های فرهنگی، مدنی، اجتماعی و اقتصادی- درعین‌حال، نسبت به عقلایی بودن طرح تشکیل دولت مستقل کردستان در شمال کردستان عراق و یا در بخش‌هایی از شمال عراق و خاک سوریه و اعلام آن، در شرایط پیچیده و خطرناک کنونیِ منطقه، نگرانی‌شان را مطرح کرده‌اند. حقیقت این که، در شرایطی که امپریالیسم آمریکا و متحدانش در اتحادیه اروپا ضرورتِ بازبینی و تجدیدنظر در خط‌های مرزی کنونی کشورهای منطقه را مطرح می‌کنند و از طرح‌های دردست‌مطالعه‌یی به‌هدف تجزیهٔ خاک کشورهای عراق و سوریه و پاره‌پاره کردن سرزمین آن‌ها به‌صراحت سخن می‌‌رانند، نمی‌توان طرح شعار ایجاد کشور مستقل کردستان را با خوش‌بینی تلقی کرد. با توجه به اینکه ایالات‌متحده بیش از یک دهه است که طرح “خاورمیانه جدید” را گام‌به‌گام و از طریق جنگ‌های اعلام‌شده و اعلام‌نشده پیش می‌برد و خاورمیانه را در آتش جنگ و تروریسم از پای درمی‌آورد و همچنین با در نظر گرفتن سیاست‌های ارتجاعی دولت‌های منطقه- از عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس گرفته تا ترکیه و ایران- آیا چنین طرحی می‌تواند صلح، پیشرفت و رفاه را برای خلق کُرد به‌ارمغان آورد؟ آیا عجیب به‌نظر نمی‌رسد دولت ترکیه‌ای که نزدیک به ۴ دهه جنگی سبعانه و خونین بر ضد خلق کُردِ ترکیه را بی‌وقفه ادامه داده است، در استقبال از رهبر “اقلیم کردستان” در آنکارا فرش قرمز پیش پایش می‌گستراند؟ چگونه است که آمریکا با “حزب کارگران کردستان” (پ ک ک) مخالف است و با حمایت از دولت ترکیه مبارزهٔ کُردها در این کشور را محکوم می‌کند اما مشوق برپاییِ “کشور کردستان” در بخش‌هایی از خاک سوریه و عراق است؟
درصورتی‌که طرح موردنظر رئیس اقلیم کردستان عراق، مسعود بارزانی، برای اعلام استقلال به‌پیش برده شود، با توجه به رقابت و درگیری تاریخی میان دو حزب قدرتمند کردستان- یعنی حزب دموکرات کردستان عراق و جبههٔ میهنی کردستان- و اینکه هم‌اکنون هم این دو حزب منطقه‌هایی با پایتختی شهرهای اربیل و سلیمانیه زیر کنترل دارند، آیا این امر می تواند به درگیری های گستردهٔ دیگری میان این دو حزب بر سر تسلط منابع غنی نفت و گاز و دیگر ذخایر معدنی کردستان منجر شود؟
اگر استقلال کردستان عراق اعلام شود، مطمئناً روابط این کشور جدید با کشورهای ایران و سوریه و نیروهای قومی ساکن عراق- به‌ویژه عشایر عرب کرکوک و عشایر ترکمن کرکوک- و همچنین روابطش با ترکیه می تواند به پیچیدگی های جدیدی منجر گردد.
با در نظر گرفتن اینکه یکی از عمده‌ترین درآمدهای دولت کردستان درحال‌حاضر دریافتِ حق عبور لوله‌های صادرات نفت و گاز عراق از این منطقه است، در صورت جدا شدن اقلیم کردستان از عراق ادامۀ دستیابی به این درآمد می تواند با دشواری رو به رو شود. به‌علاوه، امکان تأمین ارز خارجی و سرمایه‌گذاری بر پروژه‌های اقتصادی- اجتماعی نیز می تواند به‌شدت محدود گردد.
از سوی دیگر اعلام استقلال اقلیم کردستان راه را برای دخالت خارجی، به‌خصوص اسرائیل، باز خواهد کرد. از مسئلهٔ کُردها به‌ویژه در عراق، در تاریخ معاصر این کشور و مخصوصاً در ۱۵ سال گذشته به‌شدت از سوی ایران، اسرائیل، ایالات‌متحده و دیگر کشورهای خارجی بهره‌برداری شده است. یکی از عامل‌های مؤثر در پیروزی کودتای سیاه سال ۱۳۴۱ (۱۹۶۳) و سقوط حکومت ملی عراق به‌رهبری عبدالکریم قاسم و کشته شدن هزاران تن از کمونیست‌ها و دمکرات‌های عراقی نیز روابط تیره میان دولت عراق و نیروهای کُرد در شمال این کشور بود.
نیروهای مترقی و چپ عراق معتقدند که، پیشرفت عملی و ترقی‌خواهانه مبارزهٔ مردم کردستان در کشور عراق، حمایت و دفاع از رژیم فدرال در عراق، مبارزه برای رشد دمکراسی و تعمیق آن، همبستگی با تمام نیروهای آزادی‌خواه مترقی و دمکرات عراق در دفاع از آرمان خلق کُرد در چهارچوب شرایط ممکن کنونی است. این نیرو‌ها بر این باورند که، درپیش گرفتن راهی غیر از این، همهٔ دستاوردهای گران‌بهای خلق کُرد عراق در جریان سلطهٔ نیروهای اهریمنی وابسته به امپریالیسم بر باد خواهد رفت.

جستاری که در زیر می‌آید، اخیراً در وب‌سایت روزنامهٔ پراودا به‌زبان روسی و دربارهٔ طرح ایجاد کشور کردستان منتشر شده است. این جستار، استراتژیِ (راهبُردِ) ایالات‌متحده آمریکا در برپایی کشور کردستان در شمال سوریه و عراق را مسبب به‌وجود آوردن کانون‌های بحران تازه و دائمی در خاورمیانه معرفی می کند. در این جستار می‌خوانیم:
اخیراً به‌نظر می‌رسد که احتمال به‌وجود آمدن کشوری کُردی در شمال سوریه و عراق بیشتر شده است. طبق گزارش‌های رسانه‌ها، ایالات‌متحدهٔ آمریکا نه‌تنها بر نیروهای مسلح کُردها برای مبارزه با داعش حساب می‌کند، بلکه فراتر از آن موافقت اصولی‌اش را در مورد “حق کُردها برای تعیین سرنوشت خویش با برپایی یک کشور مستقل” به آن‌ها اطلاع داده است.
بدیهی است که هر کارشناسی متخصص در امور خاورمیانه در نگاه اول به‌خوبی درک خواهد کرد که بر پا داشتن یک کشور کُردی نه‌تنها به ‌حل معضل‌های موجود در منطقه هیچ‌گونه کمکی نمی‌کند، بلکه مشکلاتی جدید و نامحدود نیز به‌وجود خواهد آورد. به‌همین سیاق، سناریوی ایجاد کشور “کردستان”، چه از جانب طراحان آن باشد یا از سوی مجریان آن، تنها با هدف استراتژیکِ (راهبردیِ) ایجاد “کانون بحران”ی درازمدت و به‌منظورِ فشار در ردهٔ اقلیمی و جهانی درنظر گرفته شده است.
بدیهی است که در این وضعیت پاسخ دادن به سؤال مشخص “چه کسی به ایجاد کشور کردستان نیاز دارد و چرا؟” آسان می‌نماید. در درجه نخست اسرائیل به آن نیاز دارد، چراکه کشور کردستان قطعاً دشمن عرب‌ها و بدون شک هم‌پیمان اسرائیل خواهد بود و درنهایت به تحقق رؤیای درازمدت کشور اسرائیل کمک خواهد کرد. به‌وجود آمدن کشوری کُردی‌ای با ارتشی کارآزموده و به‌خوبی مسلح و برخوردار از توان کافی برای ایجاد تغییرهایی عمیق در توازن قوا در خاورمیانه، به‌سود اسرائیل خواهد بود. این امر به کاهش تهدیدهای مستمر علیه اسرائیل کمک می‌کند. به‌عبارتی‌دیگر، به‌وجود آمدن کشور کردستان آغازگر دورانی جدید و ویژه در تاریخ اسرائیل بوده و امکان‌هایی بی‌شمار برای تحقق هدف‌های استراتژیک این کشور فراهم خواهد آورد.
در درجه دوم، می‌توان از ایالات‌متحده آمریکا صرفاً در مقام متحدِ استراتژیک اسرائیل نام برد، اما واشنگتن با به‌وجود آمدن کشور کردستان بسیاری از مشکلات خاص خود را حل خواهد کرد. در پایین‌ترین سطح در این زمینه، ایالات‌متحده آمریکا “کشور کردستان” را نه‌تنها در مرتبهٔ کشوری دشمن عرب‌ها و پیرو اسرائیل بلکه همچون کشوری وابسته به ایالات‌متحده آمریکا بر لیست وابستگان اقلیمی خود اضافه خواهد کرد. این امر امکان به‌وجود آوردن تحرک گستردهٔ آمریکا در ردهٔ اقلیمی و صرف هزینه برای فعالیت هرچه بیشتر در این زمینه را سبب خواهد شد.
اضافه برآن، از کردستان به‌صورت ابزاری جداگانه و باارزش به‌منظورِ مدیریت حوادث و درگیری‌های جدی و گوناگون در منطقه استفاده خواهد کرد، خصوصاً آنکه در عرف و سنت‌های سیاسی آنگلوساکسونی، بسیاری از این مشکلات با گذشت زمان و تغییر نسل‌ها اهمیت خاص خود را از دست خواهد داد. این درگیری‌ها نقش تعیین‌کننده‌اش را از دست داده و مانند زخم‌هایی کهنه مجدداً پانسمان و بافت جدیدی از آن‌ها برای روابط اقلیمی عرضه خواهد شد. به‌جای کینه‌های شدید، جوانه‌های همکاری و نشانه‌های خوش‌بینی بین طرف‌های درگیر (که در گذشته کینه‌ای دیرینه نسبت به‌هم داشتند) بروز خواهد کرد.
هنرِ تصفیه‌حساب‌های کهنه که در خاورمیانه هزاران سال سابقه دارد و راهی هم به‌جز آن درپیشِ رو نبوده، درصورت درمان نشدن زخم‌های کهنه به‌نابودی ملت‌هایی که از زمانه‌ای بسیار دور در آن زندگی می‌کردند منتهی می‌شد. در شرایط فعلی و در خاورمیانه چنین روندی درحال انجام است. به‌رغم آنکه ازنظر بسیاری این امر غیرممکن است، اما نشانه‌های آن‌ را می‌توان دید. درگیری میان فلسطینی‌ها و اسرائیل و میان عرب‌ها و اسرائیل، مانند سی و یا بیست سال پیش نیست. طرف‌های درگیر با اصرار و آگاهی بیشتر در جستجوی راه‌هایی برای گفت‌وگوی‌اند. حوادث اقلیمی، پویاییِ (دینامیسمِ) خاص خویش را پی می‌گیرند و به‌رغم اینکه این وضعیت موردپسند انگلوساکسونها و ایالات‌متحده آمریکا نیست، سلطه بر آن از خارج روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. به‌همین دلیل، ضرورت بر پا کردن درگیری‌هایی جدید و جدایی‌های هرچه بیشتر به‌وجود می‌آید.
این‌گونه است که مسئلهٔ درگیری آنچه به‌نام روابط میان “شیعه” و “سنی”- در مقام دو جریان اصلی “اسلام”- باوجود همزیستی صلح‌آمیز و همکاری طولانی‌زمان در طی قرن‌ها، در سال‌های اخیر به صحنه می‌آید. بزرگ‌ نمایاندن اسطورهٔ کینه و دشمنی میان دو جریان سنی و شیعی به‌حدی است که بسیاری معتقد شده‌اند که چگونگی روابط میان شیعه و سنی نقشی تعیین‌کننده در روند اوضاع منطقه دارد.
مسئله “کُرد” در شکل معاصر آن نیز به‌همین سیاق شکل گرفته است و پروسهٔ القای آن در افکارعمومی جهان به‌صورت “حق تعیین سرنوشت مردم کُرد” همسانِ واقعیتی مطلق درحال انجام است. در این میان واقعیت قرن‌ها زندگی مشترک و مسالمت‌آمیز میان کُردها و عرب‌ها یا نژادهای دیگر که در طول تاریخ جریان داشته است در نظر ‌آورده نمی‌شود. آنچه باید صورت بگیرد اختلاف و درگیری است. آن‌ها چگونگی بزرگ‌ نمایاندن اختلاف و درگیری را به‌خوبی می‌دانند و کشور “کُرد”، جدا از پتانسیل نابودکننده و نامحدودش، نه‌تنها دشمن عرب‌ها که ضدِ ترک‌ها و ایرانی‌ها هم خواهد بود.
به‌وجود آمدن کشور کُرد در شرایط فعلی، در مرزهای ایرانِ شیعه و ترکیهٔ سنی و مطرح کردن مطالبات اقلیمی با هم‌پیمانی با اسرائیل و ایالات‌متحده آمریکا، کشاندن منطقه به گرداب‌هایی تازه از جنگ و وحشت را برای مدت‌زمانی طولانی باعث خواهد شد. در چارچوب اقلیمی مسئله، به‌وجود آمدن کشور “کردستان” را با شکل‌گیری کشور “کوزوو” در بالکان می‌توان قیاس کرد، همان‌گونه که با به‌وجود آمدن کشور “اسرائیل” در ابتدای پیدایش‌اش می‌تواند مشابه باشد.
باهمهٔ این‌ها و آنچه گفته شد، واقعیتی را باید مدنظر داشت و آن نبودِ وحدت بین کُردها و وجود درگیری‌های داخلی بین آن‌هاست. برای راه انداختن درگیری‌ای درازمدت و کشت‌وکشتار بین کُردها- در دستیابی به ‌قدرت و به‌چنگ آوردن ثروت-‌ و شدت بخشیدن به جنگ‌های داخلی‌ای اَدواری سناریویی از پیش رقم زده شده است که می‌تواند یادآورِ درگیری لبنان و فلسطین در زمان جنگ‌های داخلی در آن کشورها باشد.
به‌وجود آمدنِ کشور کردستان در شرایط جنگی خود عاملی برای بی‌ثباتی و درگیری‌ای هم‌زمان بین تمدن‌های عربی، ترکی و ایرانی در قلب “جهان اسلام” و “خاورمیانهٔ بزرگ” است.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۲۳، ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۶

Print Friendly, PDF & Email