پردەی جدیدی از خیمەشب‌بازی انتخاباتی

بعد از سپری شدن پنج ماه از تصویب سند ملی آموزش ٢٠٣٠ ایران بر مبنای سند آموزشی ٢٠٣٠ یونسکو، جدال و درگیری‌های درون حکومتی عبور کرده و به جدل‌های لفظی مابین سران رژیم  رسیده است.بعد از آنکه در آذر ١٣٩۵ سند ملی آموزش ٢٠٣٠کشور بر مبنای راهبردهای یونسکو تنظیم و تصویب شد، نهادهای وابسته به بیت علی خامنەای وارد میدان شده و به شدت این طرح را مورد هجوم قرار دادند…

روزنامەی کیهان همچون تریبون بیت خامنەای چندین مقاله و گفتگو را در ذم این طرح منتشر کرد و صدا و سیمای رژیم نیز برنامەهای متفاوتی در این باب به راه انداخت.

اما هیچکدام از این اقدامات اثری بر طرح نداشت و این امر نهایتا علی خامنەای را به واکنش مستقیم واداشت. امری که در روز معلم -١٧ اردیبهشت ١٣٩۶- در سخنان او به آشکارا اعلام شد. او در این روز اعلام کرد که: ” جمهوری اسلامی تسلیم سند آموزشی ۲۰۳۰ یونسکو نمی‌شود” و یا ” یونسکو یک مجموعه بین‌المللی است که قطعا تحت نفوذ قدرت‌های دنیاست” .

علی خامنەای در ادامه به نهادهای جمهوری اسلامی هشدار داد و آن‌ها را ملزم ساخت که مانع اجرای این طرح شوند و گفت: “شورای عالی انقلاب باید مراقبت می‌کردند و نباید می‌گذاشتند که کار به اینجا بکشد که ما بیاییم و جلوی این کار را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است”.

در پی این سخنان دبیر ستاد راهبری نقشه جامع علمی کشور، از توقف اجرای این سند خبر داد اما چند روزی نگذشت که حسن روحانی بر پایبندی به این سند تأکید کرد. روحانی همچنین از کسانی انتقاد کرد که درباره این سند به گفته او «به ناروا» سخن می‌گویند.

اما در واقع پشت این جدل‌های لفظی و زیرسوال بردن شخصیت و جایگاه خامنەای به عنوان دیکتاتور حاکم بر ایران از سوی دست‌نشاندگان خود چه چیزی نهفته است؟

به گزارش کردستان میدیا ، گسترش بی‌سابقه نارضایتی‌ها و گستردگی فساد اقتصادی و وضعیت نابسامان معیشت مردم و وسعت سرکوب فعالین سیاسی-اجتماعی و افزایش اعدام‌ها در ایران و در نهایت تحریم گسترده انتخابات از سوی احزاب مخالف جمهوری اسلامی ایران، چنان رژیم را به هراس انداخته است که آنان را به این قناعت رسانده تا به صورت موقت و برای انحراف افکار عمومی و نشان دادن چهرەای مستقل از روحانی در مقابل خامنەای، سخنانی خلاف عقاید دیکتاتور ایران زده و نشر یابد تا در این میان مردم به این قناعت برسند که به پای صندوق‌ها بیایند و به کسی که در مقابل خامنەای ایستاده رای بدهند.

اما در واقع “زهی خیال باطل”، چرا که تجربه دیکتاتوری ٣٨ ساله رژیم اسلامی ایران این واقعیت را برای مردم آشکار کرده که تمام این سخنان و اعمال تنها بخشی از خیمه‌شب‌بازی رژیم است برای فریب جامعه!  زیرا  نامزدها ضمن انتقاد از شرایط اسفناک کنونی هیچکدام اشاره نکردند که سیاست های کلان در رژیم جمهوری اسلامی از سوی چه فردی  و یا مرجعی تعیین می گردد. منتقدان ”برجام“ نگفتند که این سیاست به دستور مستقیم خامنه ای و دفتر او توسط دولت روحانی پیگیری و اجراء گردید و افشاء کنندگان فساد در ایران نیز نگفتند که تمامی جناح های حاکمیت خصوصاً رأس آن یعنی خامنه ای و سران سپاه، وزارت اطلاعات  و کارگزاران آنها، خود منشاء اساسی فساد مالی و دزدی های میلیاردی در میهن ما هستند.

بی‌شک حضور فعال شخصیت‌های سیاسی-اجتماعی مخالف رژیم  و احزابی که تحریم انتخابت را در پیش گرفتەاند در نابودی اینگونه توطئەها و فریب‌ها و آگاه کردن مردم به حقوقشان نقش اصلی را ایفا کرده و می‌کند و در نهایت نیز با عدم حضور مردم در پای صندوق‌های رای، پوچ بودن این توطئه رژیم به اثبات خواهد رسید.
نا گفته پیدا ست که وظیفهٔ این ۶ نامزد دست‌چین‌شده به‌وسیلهٔ اصحاب قدرت حکومت ولایی، دامن زدن کاملاً “حساب‌شده” به ‌رقابت‌ها و تصفیه‌حساب‌های جناحی است. برخلاف تبلیغات مدعیان اصلاح طلبی و مجیز گویان استبداد که نه گفتن به شوی انتخاباتی رژیم ولایت فقیه را ”حرکت کور“ ارزیابی می کنند باید با تمام نیرو و امکان به ‌این بحث در گسترهٔ جامعه دامن زد که: می‌توان بسترهای لازم برای مسیر گذار از استبداد ولایی را با متحول کردن جنبش مردمی و برپاییِ اتحاد بین نیروهای هوادار “دموکراسی واقعی” در سطح ملی فراهم کرد. این امر مهم فقط با مبارزه‌یی فراگیر با دیکتاتوری ولایی امکان‌پذیر است. می‌باید مطالبات اقتصادی اکثریت جامعه- یعنی طبقه‌ها و قشرهای مربوط با ‌کار و تولید- را با مبارزه بر ضد دیکتاتوری ولایی تلفیق کرد.

Print Friendly, PDF & Email