آنجا که استبداد جواز رای می دهد!

م. چابکی: با توجه به جنگ روانی روشنفکران خارج از حلقه دولتی ولی هم رزم و هم بزم آنان ودیگر اپوزیسیون خود خوانده با بیانه ها و مصاحبه های تصویری ونوشتاری که شدیدا درتقلا اند باید اعتراف نمود  مقاومت وپایداری نیروهای دمکرات صادق، مترقی وچپ در شکستن سد استبداد با فداکاری در بی اعتبار کردن این نمایش نقش به سزائی را ایفا نموده اند

کشور استبداد زده ما مانند دیگر کشورهای سرمایه داری مدعی دمکراسی هر چهار سال یک بار انتخابات با شیوه سینه زنی  زیرعلم “ولایت فقیه”، ظاهری پذیرفتنی بخود داده.

بنا به سخنان رهبر “ولایت فقیه” برگزاری انتخابات درکشور، ازافتخارات جمهوری اسلامی است… باید درآن شرکت کرد… مهم نیست به چه کسی رأی می‌دهیم، مهم این است که همه بیایند و باشند و نشان بدهند که حاضرند… این افتخار بزرگ جمهوری اسلامی است…. اگر کسی علیه امنیت کشور قیام کند قطعا سیلی خواهد خورد «تغییر رفتار» با «تغییر نظام» هیچ فرقی ندارد..” [اشاره  بدون ذکر نام  موسوی نخست وزیر درحصر و احمدی نژاد رئیس جمهوری معترض سخنرانی درمراسم دانش آموختگان دانشجویان افسری و تربیت پاسدار]

واقعیت این است جمهوری اسلامی برپایه جمهوریت واسلامیت بناشده ازجمهوریت که همان رای واراده مردم تفسیرمی گردد با بهای خون هزاران انسان آگاه دگراندیش و محروم جامعه که نقش تعیین کننده یی درآبیاری انقلاب ۵۷ داشته اند روحانیت که برموج انقلاب سوارشد فقط سیاست اسلام سالاری را باقی نهاد.

با ساختار قانون اساسی واصلاح آن درسال ۱۳۶۸ خامنه یی رهبر”ولایت فقیه” بالا ترین مقام رسمی که به اعتقاد بنیاد گرایان اسلامی در غیبت “امام غایب” نماینده خدا برزمین است؛ حکم مطلق برتمامی احکام قوای سه گانه حتی حکم باطل نمودن رئیس جمهوری را دارا گردید؛ جای تردیدی برای آزادیخواهان و نیروهای مترقی وچپ  باقی نمی گذارد که نباید دمکراسی را فدای استبداد نمود.

آزمونهای  دولت مردان درانتخابات نشان می دهد که تا کنون هیچ رئیس جمهوری نتوانسته ویا نخواسته است تغییری درقوانین ضد کارگری وضد مردمی حاکمیت به وجود آورد.

از اولین رئیس جمهور بنی صدر که با استهزاء مجلس برکنار گردید و امروز خود افشاگر رژیم است و رجائی نخست وزیرکه جایگزین وی گردید و مدت یکماه طول نکشیده بود که دربمب گذاری کشته شد و خامنه ای بعنوان رئیس دولت وپس از درگذشت خمینی بعنوان رهبرانتخاب گردید. مقام نخست وزیری با تغییر قانون اساسی جدید که موسوی یکی از آخرین ها بود حذف گردید سید علی خامنه ای در ماورای طبقات با اقتدارسرمایه سالاران  وبوروکراتهای سپاه درراس تشکیلات فرماندهی جمهوری اسلامی قرار گرفت که متاسفانه بخشی از روشنفکران و اپوزیسیونها ی خود ساخته هنوز دنبال استبداد می گردند.

پس ازریاست خامنه ای دولت  رفسنجانی با لقب سردار سازندگی اقتصاد نئولبرالیسم را پایه گذاشت و پدر خوانده آن گردید رفسنجانی در دورهٔ ۸ ساله ریاست‌جمهوری‌اش پس از جنگ ایران- عراق پایگاه طبقاتی رژیم ولایی را گسترش داد و متنوع کرد و از محدودهٔ وابستگی به خرده‌بورژوازی سنتی و بورژوازی تجاریِ سنتی آن را خارج کرد با ارزش‌افزایی بر مبنای کار اجتماعی نه از راه مسیر تولید، بلکه با رانت و دزدی خزانه و سلب مالکیت مردم بر اموال ملی و دولتی‌شان انباشت سرمایه‌های نامشروع در دو دههٔ گذشته به‌وسیله سیاست‌های خصوصی‌ و شبه‌خصوصی‌سازی و با دستاویزِ تعدیل اقتصادی، برای رسیدن به این هدف بوجود آورد واز عناصر وابسته به‌قدرت چون سپاه استفاده کرد. این عالی جناب سرخ پوش روند اقتصادی‌ای را پایه‌گذاری کرد که به‌طور همه‌جانبه در دولت‌های بعدی ادامه یافت.

محمد خاتمی  دوران ۸ ساله دولت اصلاحات که ملقب به«گارباچف ایران» با رای ۲۰ میلیونی با توهم رای دهندگان “ساختار شکن” بود هرچند درآغاز زمینه ساز تحول های مهمی درمیهن گردید اما این “پدیده نو” برعکس درهمه این سال‌ها تزلزل در به پیش بردن اصلاحات سیاسی، و ادامه دادن به سیاست‌های مخرب و نولیبرالی اقتصادی دولت رفسنجانی، در راستای منافع کلان سرمایه داری تجاری و بورژوازی بوروکراتیک، بود. ادامه این سیاست‌ها، نه تنها فقر و محرومیت در جامعه ما را تخفیف نداد، بلکه شرایطی را پدید آورد که نیروهای ضد مردمی و ارتجاعی‌ای، همچون احمدی نژاد، در آستانه انتخابات سال ۸۴، با سردادن شعارهای عوام‌فریبانه در زمینه عدالت اجتماعی، از جمله شعار: ”گذاشتن پول نفت روی سفره مردم“، توانستند بر موج نارضایتی قشرهای زحمتکش بر اثر فشارهای کمر شکن اقتصادی و محرومیت روز افزون، سوار شوند. توهم رای دهندگان وایجاد خوش بینی به اصلاحات خاتمی  نتیجه آن حرکت درمسیرآشتی طبقاتی بنام “آشتی ملی” در راه اعتماد سازی به ولایت مطلقه ختم گردید. گارباچف «ساختار شکن»به دستاوردهای سوسیالیسم خیانت کرد ولی اصلاحات  محمد خاتمی دروفا داری به ساختار رژیم درجا زد. محمود احمدی نژاد، دولت کودتا در برابررقبائی چون موسوی وکروبی با وعده ها قرار بود که “پول نفت را برسفره مردم بیاورد” در بین اطرافیان ودولتمردان آورد؛ دولت پوپولیستی احمدی نژاد علاوه برلحن غیرمتعارف دیپلماسی با عملکرد تخریبی پایه های اقتصاد، فاسد ترین دوره هشت ساله را بادور زدن تحریم ها طی کرد نام و کارنامه احمدی‌نژاد با اظهارنظر رهبر نظام  گره خورده است  که وی در سال ۸۸ گفت: «نظر من به نظر ایشان نزدیک‌تر است». بیلان کارهای این دردانه اما آکنده از ماجراجویی‌های سیاسی، تقلب انتخاباتی، اختلاس‌های کلان و تحریم‌های سنگین بانکی و اقتصادی است. حلقه اطرافیان او به “جریان انحرافی” موسوم شد‌ه‌اند و پرونده‌های قضایی و مالی دارند، با این همه یارانه‌ بگیران و حاشیه‌نشینان در شهرستان‌ها و روستاهای ایران بدنه اجتماعی احمدی‌نژاد هستند.

حسن روحانی آزمونی دیگری بود که با اوضاع هار جنگ طلبانه جهان امپریالیسم درراس آن ایالات متحده آمریکا وبحران داخلی فقرو بی کاری در کشور ما که غوغا می کرد؛ اما آقا زاده های رژیم در کنار مدرترین ماشینها با پوشش شیک ترین لباس سیاه  همراه دوست دخترانشان در مجالس حسینی عزاداری می کردند! شرایطی که مردم جان به لب رسیده با تحریم ها و دور زدنهای مالی دولتمران در نارضایتی مطلق بسر می بردند وهر لحظه پتانسیل نهفته خوش جوش وسازمان نیافته  مردم حالت انفجاری به خود می گرفت؛ «نرمش قهرمانانه» رهبرکه گفتگو با شیطان بزرگ از دوران احمدی نژاد آغاز کرده بود به “کلید حسن روحانی” رقم خورد و گامهای «اعتدال و امید» برداشته شد. با تبلیغات عریض وطویل و آرایش نیروهای اصلاح طلب دولتی و اصولگرایان به طرح رای دادن به خوب ویا خوبتر بین جلیلی و روحانی وامروز بین رئیسی و روحانی اما عملکرد ۴ ساله  روحانی با دستکشی نرم  ومعتدل یا “با پنبه سربریدن” به همان سیاست های نئولبیرالی و سرکوب همچون رقبای دوره قبلی خودبه شکل شدید تری ادامه داشت. اعتراض کارگران، و دیگر زحمتکشان طیف وسیع روشنفکران، دانشجویان، معلمان، پرستاران هنرمندان که جهت احقاق حقوقشان  با شلاق و شکنجه در جلوی چشمان خانواده خود مواجع می شوند این اعمال بی شرمانه را چگونه باید پاسخ داد.

حسن روحانی اکنون پس از ۴ سال  ادامه سیاستهای خانمان برانداز وعبور از سرند شورای نگهبان همراه ۵ کاندید از مسئولان کشور که کم بیش در عملکرد با دیگرکاندیداها تفاوت چندانی ندارند بار دیگر در تیم انتخاباتی حضور یافت که طبق آمار شبکه های اجتماعی نشان از پیروزی اوست. حسن روحانی  درآخرین خود افشا گری ها که از رسانه های تصویری پخش شد هیچ برنامه اقتصادی ای را بسود زحمتکشان ارائه نداد. فقط در گفتمان کاندیدها دعوای شخصی و برخ کشیدن دستبرد، در اموال ملی، سوء استفاده های مالی، فساد اداری، جنایات قوه قضائیه، سرکوب دگراندیشان با ناگفته گذاشتن واقعیت های ۳۸ سال حاکمیت جمهوری اسلامی که یگانه برنامه همه شرکت کنندگان بود در نمایش انتخاباتی دربرابر افکار عمومی ایران وجهان قرار داشت.

دوازدهمین دوره ریاست جمهوری باخیمه شب بازی انتخابات برای جذب مردم به طرفداری از یک جناح  وسرپوش گذاشتن بر خواست مردم بپایان خود نزدیک می شود؛ ریزش و عدم اعتماد به این بازی انتخاباتی در کشور استبداد زده ما شتاب بیشتری بخود می گیرد؛ ازسوی آزادیخواهانی با تردید برسر دوراهی سیستم مردم فریب را توجیه می کنند و روزنه امید را در جواز رای صادر شده از سوی استبداد می دانند در سوی دیگر کارزار روشنگرایانه و افشاگرانه در فضای مجازی وغیرآن همراه است که با تهدید وپشتوانه وسیع مالی، امنیتی و اطلاعاتی و وعده وتشویق و پیگری وشناسائی آفراد ازطروق مختلف از جمله شناسنامه  با نبردی نا برابر روبروست.

در نتیجه مبارزین شرمنده نیستند!!! با توجه به جنگ روانی روشنفکران خارج از حلقه دولتی ولی هم رزم و هم بزم آنان ودیگر اپوزیسیون خود خوانده با بیانه ها و مصاحبه های تصویری ونوشتاری که شدیدا درتقلا اند باید اعتراف نمود  مقاومت وپایداری نیروهای دمکرات صادق، مترقی وچپ در شکستن سد استبداد با فداکاری در بی اعتبار کردن این نمایش نقش به سزائی را ایفا نموده اند که پس از اتمام انتخابات و ماه عسل رئیس جمهور روزهای پر وتب وتابی برای گذار به دمکراسی به دلیل حل نشدن تضاد عمده روز درپیش خواهد بود که حاکمان نیز درهشدار به مردم آنرا نفی نکرده اند.

م. چابکی ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۶   ۱۵ /۰۵/۲۰۱۷

 

 

Print Friendly, PDF & Email