شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا

ابراهیم رئیسی و حسن روحانی دو کاندیدای اصلی در انتخابات هستند. دست رئیسی به خون هزاران زندانی سیاسی و از جمله بیش از ١۵٠ عضو سازمان آغشته است و پیروزی او در انتخابات به تشدید فضای امنیتی، تعمیق بحران اقتصادی، تشدید تنش در مناسبات با کشورهای منطقه و جهان و یکدست شدن حکومت خواهد انجامید. نباید به او رای داد. ولی حسن روحانی هم با توجه به کارنامه چهار ساله ، نگاه و عملکردش در حوزه حقوق بشر، آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی، سیاست ضدکارگری  و استمرار طلبی اش، کاندیدای مورد نطر ما نیست. در این انتخابات ما از کاندیدایی حمایت نمی کنیم.

 با گزینش و چینش ۶ تن از بین بیش از ١٣٠٠ کاندیدا توسط شورای نگهبان، تبلیغات انتخاباتی آغاز و با برگزاری سه مناظره و انجام سخنرانی ها، فضای انتخاباتی داغ گردید. شورای نگهبان داوطلبین منتقد و زن را رد صلاحیت کرد ولی ابراهیم رئیسی را که زندگی اش از دوره جوانی تا کنون با جنایت همراه بوده و دستش به خون هزاران انسان آغشته است، تائید صلاحیت نمود. او جزو «هیئت مرگ» بود و حکم اعدام هزاران زندانی سیاسی را در سال ١٣۶٧ صادر کرد. با کنار رفتن قالیباف و اسحاق جهانگیری، انتخابات دو قطبی شده است. ابراهیم رئیسی به عنوان کاندیدای اصلی بلوک قدرت از حمایت جریان های  راست افراطی، فرماندهان سپاه و بسیج، صدا و سیما، جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم برخوردار بوده و سازمان تبلیغات اسلامی و بازوهای میدانی، رسانه ها و نیروهای انسانی نظامی ـ امنیتی ها در خدمت او قرار گرفته اند. بسیج نیرو و امکانات حکومتی به نفع رئیسی، به معنی مهندسی کردن انتخابات است و می تواند مخاطره آمیز باشد.

 انتخابات محل چالش و رقابت برنامه  احزاب سیاسی است. اما کاندیداهای ریاست جمهوری فاقد برنامه اند و شعارهائی که برای جلب مردم ارائه می دهند، پشتوانه حزبی و کار کارشناسانه را ندارند. کاندیداهای اصول گرایان به تقلید از احمدی نژاد، شعارهای پوپولیستی سر می دهند تا رای گروه های محروم و کم درآمد جامعه را اخذ کنند. این در حالی است کە پوپولیسم در دورە ٨ سالە ریاست جمهوری احمدی نژاد ضربات سنگینی بر اقتصاد کشور وارد کردە است.

 حسن روحانی ـ کاندیدای اصلاح طلبان و اعتدال گرایان ـ در این دوره با کارنامه چهار ساله اش سنجیده می شود. او توانست با کشورهای ۵+١ برسر برنامه هسته ای به توافق برسد و موجبات رفع خطر حمله نظامی احتمالی، برداشتن بخش قابل توجهی از تحریم ها و گسترش مناسبات با کشورهای اروپائی فراهم آورد، تورم را مهار کند و به بازار داخلی ثبات بخشد. کارنامه او در این حوزه ها مثبت است. اما حسن روحانی مصطفی پورمحمدی جنایتکار را که عضو «هیئت مرگ» بود به عنوان وزیر دادگستری گماشت و اکثر وعده های انتخاباتی اش را عملی نکرد. در چهار سال گذشته فضای امنیتی، حصر رهبران جنبش سبز، نقض حقوق بشر، اعدام ها و فشار بر فعالین سیاسی، مدنی و حقوق بشر ادامه پیدا کرد. او در مقابل سرکوب ها سکوت کرد و از حقوق شهروندی دفاع ننمود. دولت روحانی در چهار سال گذشته سیاست های ضدکارگری را پیش برد، لایحه تغییر قانون کار را که علیه کارگران و به نفع سرمایه داران بود، برای تصویب به مجلس ارائه کرد. او برای رفع تبعیض جنسیتی، مذهبی، ملی ـ قومی و طبقاتی قدم جدی برنداشت. عملی نشدن وعده های حسن روحانی هم به مانع تراشی بلوک قدرت و هم به اعتدال گرائی، ناپیگیری و جایگاه طبقاتی او برمی گردد.

 مواضع ما نسبت به انتخابات ریاست جمهوری

انتخابات در جمهوری اسلامی، غیرآزاد و غیردمکراتیک است و در آن حقوق مخالفین، منتقدین و حق شهروندی نقض می شود. انتخابات در جمهوری اسلامی نه برای تامین و تضمین حق شهروندی، که ابزاری برای تنظیم مناسبات قدرت در درون آن و رقابت بین جریان های حکومتی است. شورای نگهبان با توسل به نظارت استصوابی و برحسب خواست دستگاه ولایت، کاندیداها را برگزیده و معرفی می کند. برای مردم ایران تنها انتخاب از میان برگزیدگان شورای نگهبان امکان پذیر است. در عین حال انتخابات در مواقعی فرصت هائی برای مردم فراهم آورده که برنامه جریان حاکم را برهم زنند و مهر خود را بر آن بکوبند. ما مخالف انتخابات غیرآزاد و مهندسی شده هستیم و برای برگزاری انتخابات آزاد مبارزه می کنیم.

 ولی فقیه، نظامی ـ امنیتی ها، راست افراطی و قوه قضائیه به ارگان های منتخب امکان نمی دهند کارکرد ویژه خود را داشته باشند. به همین جهت ظرفیت ارگان های منتخب برای حل مشکلات اصلی کشور از جمله غلبه بر بحران اقتصادی و سامان بخشیدن به اقتصاد کشور محدود است. این نظر که گویا با انتخاب این و یا آن کاندیدا، کشور در دو راه کاملأ متفاوت گام خواهد گذاشت، با توجه به بالادستی بلوک قدرت، توازن قوای موجود و ظرفیت نیروی اصلاحی ـ اعتدالی با واقعیت هم خوانی ندارد. در عین حال این مسئله نافی تفاوت بین کاندیداها و سمت گیری ها آن ها نیست و نباید آن را نادیده گرفت.

 سازمان ما در مقام یک سازمان اپوزیسیون و چپ دمکرات که دارای پرنسیپ های برنامه ای در حوزه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است و از آزادی، عدالت اجتماعی، دمکراسی، سوسیالیسم و منافع و مطالبات کارگران و زحمتکشان دفاع می کند، نمی تواند از کاندیدایی حمایت کند که فاقد برنامه برای تامین آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی است. ابراهیم رئیسی و حسن روحانی دو کاندیدای اصلی در انتخابات هستند. دست رئیسی به خون هزاران زندانی سیاسی و از جمله بیش از ١۵٠ عضو سازمان آغشته است و پیروزی او در انتخابات به تشدید فضای امنیتی، تعمیق بحران اقتصادی، تشدید تنش در مناسبات با کشورهای منطقه و جهان و یکدست شدن حکومت خواهد انجامید. نباید به او رای داد. ولی حسن روحانی هم با توجه به کارنامه چهار ساله ، نگاه و عملکردش در حوزه حقوق بشر، آزادی های سیاسی و عدالت اجتماعی، سیاست ضدکارگری  و استمرار طلبی اش، کاندیدای مورد نطر ما نیست. در این انتخابات ما از کاندیدایی حمایت نمی کنیم.

انتخابات شوراهای شهر و روستا

انتخابات شوراهای شهر و روستا متفاوت از انتخابات ریاست جمهوری است. انتخابات شوراهای شهر و روستا به سبب گستردگی و تکثر جغرافیائی، به لحاظ اهمیت محلی آن برای شهروندان منطقه و نیز فقدان نظارت استصوابی شورای نگهبان، فضای نسبتأ مساعد برای تاثیرگذاری و امکان انتخاب عناصر پاک دست، کاردان و آشنا به مشکلات محل وجود دارد. شوراها در تنظیم روابط بین مردم و مدیریت شهری و زمینه سازی برای مساعدت همگانی در تامین خواسته‌های محلی نقش دارد. شوراها در برخی شهرها و روستاها کارکرد مثبتی دارند. اما در تعدادی از شهرها کارکرد واقعی خود را از دست داده و به مراکز فساد و بندوبست تبدیل شده اند.

در انتخابات شوراهای شهر و روستا امکان انتخاب افراد پاک دست، کاردان و آشنا به مسائل محلی وجود دارد. از این رو ما از مردم دعوت می کنیم در مناطقی که چنین افرادی کاندیدا شده اند، در انتخابات شرکت کرده و به آن ها رای دهند.

شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

٢٧ اردیبهشت ١٣٩۶ (١٧ ماه مه ٢٠١٧)

Print Friendly, PDF & Email