کارورزی، محرومیت و بیکاری جوانان

کودکانی که در دوران پس از انقلاب به دنیا آمده ‌اند، وارد چهارمین دهه زندگی خود می شوند. بسیاری از آن ها، سال ها در زمان تحصیل و خدمت سربازی در انتظار بوده‌ اند تا بتوانند وارد فضای کسب و کار بشوند. هر چند که این نسل از والدین خود تحصیلکرده ‌تر است، ولی باید سال ها در انتظار باشد تا بتواند کاری گیر بیاورد. به دلیل بیکاری خیلی از این جوان ها نتوانسته‌اند ازدواج کنند.

ر اساس مطالعات آماری “در میان مردان جوان بین بیست تا بیست و نه سال، کم تر از سه-چهارم دارای شغل هستند و تنها دو-پنجم این جمعیت ازدواج کرده و سه-چهارم این جمعیت با والدینشان زندگی می کنند. وضعیت زنان حتی از مردان هم وخیم تر است. تنها نیمی از آن ها شغل دارند، سه-پنجم ازدواج کرده ‌اند و نزدیک به نیمی از این جمعیت هنوز با خانواده خود زندگی می کنند. این موارد منجر به محرومیت اجتماعی این گروه شده است”. (۱)

مشکلات نسل جوان ایران برای ورود به دوران بزرگسالی، استقلال مالی از خانواده، یافتن کار و تهیه مسکن تحت تاثیر انفجار جمعیتی ایران بعد از انقلاب است. “انقلاب پنجاه و هفت آغاز یک مرحله متفاوت در رفتارهای جمعیتی ایران بود. دولت جدید سیاست های تنظیم خانواده را کنار گذاشت، فشار روانی ضرورت تولید مثل در دوران جنگ و انقلاب و نیز افت چشمگیر میزان اشتغال زنان سبب شدند تا نه تنها روند مثبت کاهش رشد جمعیت متوقف شود، که این شاخص بار دیگر سیر صعودی در پیش گیرد”. (۲)

دولت های پس از جنگ نتوانسته ‌اند به میزان کافی کار ایجاد کنند. تعداد فارغ التحصیلان از تعداد کارهایی که برای آن ها ایجاد شده، بیش تر است. سلمان خدادادی، رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس اخیرا گفته رقم بیکاری بین شش تا ده میلیون است.

دولت حسن روحانی نیز از زمان در دست گرفتن قدرت با دو مشکل عمده اقتصادی روبرو بوده است. تورم زیاد که محصول سیاست های دولت احمدی نژاد بود و بیکاری جوانان.

دولت روحانی با معرفی طرح کارورزی تصمیم دارد به اشتغال جوانان کمک کند، این طرح البته با مخالفت تشکیلات کارگری و سازمان تامین اجتماعی روبرو شده. در این طرح قرار است برای فارغ التحصیلان مقطع کاردانی و بالاتر برای دوره های چهار تا شش ماه در اختیار بنگاه های اقتصادی و کارگاه ها قرار بگیرند.

طرح کارورزی چیست؟

دولت روحانی برای کاستن از تورم یک برنامه ریاضتی را پیش گرفت و از هزینه‌های جاری و عمرانی دولت کاست. کم کردن هزینه های جاری و سیاست های ریاضتی نمی تواند اشتغال زا باشد.

برای مقابله با بیکاری جوانان تحصیلکرده، دولت طرح کارورزی را معرفی کرده است. در این طرح پیش بینی شده است که فارغ التحصیلان جوان بتوانند با کسب مهارت و تجربه آمادگی ورود به محیط کار را کسب کنند.

هم چنین دولت یک بسته تشویقی برای کارفرمایان در نظر گرفته است. در صورت جذب کارورزان در واحد و بنگاه اقتصادی مربوطه، دولت تا ۲ سال، ۱۰۰ درصد حق بیمه کارفرما را پرداخت خواهد کرد. بدین ترتیب کارفرمایان تا ۲ سال از پرداخت حق بیمه در قبال کارورزان معاف خواهند بود.

مخاطبان چه می گویند؟

صبا بیست و چهار سال دارد و فارغ التحصیل معماری است. او این روزها در یک کافه کار می کند و از این کار یک و نیم میلیون درآمد دارد. او امیدی ندارد که به این زودی ها کار مرتبطی با تحصیلاتش بگیرد و به درآمد کار خودش نیاز دارد. وقتی از او می پرسم که اگر بخواهد ازدواج کند و یا مستقل زندگی کند باید چه قدر درآمد داشته باشد، می گوید باید حداقل شش میلیون درآمد داشت تا بتوان مستقل زندگی کرد. او طرح کارورزی دولت را تنها مناسب کسانی می داند که بتوانند روی کمک خانواده خودشان حساب کنند. البته صبا معتقد است که این طرح می تواند به ورود دختران خانواده های سنتی به بازار کار کمک کند. خیلی از خانواده ها با کار کردن دخترانشان در کافه و رستوران مخالفند ولی اگر یک نهاد دولتی و یا کارخانه باشد به آن ها اجازه می دهند که کار کنند.

مریم برای یکی از نهادهای زیر نظر شهرداری کار می کند و با اضافه کاری می تواند ماهی یک میلیون و دویست هزار تومان درآمد کسب کند، ولی تا کنون بیمه و حق بازنشستگی را برایش منظور نکرده اند. او می گوید اگر همین طرح را با دستمزد نهصد هزار تومان و حق بیمه پرداخت کنند قابل قبول خواهد بود ولی با سیصد هزار تومان من نمی توانم اقساط دانشگاه آزاد را پرداخت کنم.

نسار ساکن سنندج است و می گوید: در شهرستان ها اصلاً کار نیست و درست است که سیصد هزار تومان خیلی کم است ولی از خانه ماندن بهتر است.

فقر فارغ التحصیلان

داستان از این قرار است که ثروتمندان هر روز ثروتمندتر می شوند. بر تعداد فقرا افزوده و درآمدشان کم تر می شود و طبقه متوسط مدام کوچک تر می شود. هم چنین فاصله طبقه متوسط با ثروتمندان مدام بزرگ تر می شود. تفاوت در درآمد خانواده ها ناشی از تفاوت دستمزدها و سرمایه است. طبقه متوسط توان خرید خانه را از دست داده و خرید خانه برای بسیاری از جوانان و میانسالان آرزویی دست نیافتنی شده. در بعضی از سال ها افزایش حداقل دستمزد کم تر از میزان تورم بوده.

نابرابری یک اتفاق نیست بلکه در طول زمان ساخته شده است. سیاست های دولت در شکاف درآمد فقرا و ثروتمندان نقش داشته. طرح کارورزی و پرداخت یک سوم حداقل دستمزد، جوانان جویای کار را برای مدت بیش تری در وضعیت وابستگی به خانواده ها و محرومیت نگاه خواهد داشت. هزاران نفر از فارغ التحصیلان دانشگاه ها امید خود به یافتن کار مناسب با رشته تحصیلی خود را از دست داده اند و از طرح کارورزی استقبال خواهند کرد ولی اشتغالی که نتواند حداقل نیازهای معیشتی یک گروه را تامین کند، تنها منجر به تداوم محرومیت این گروه خواهد شد.

دولت ها با کالایی سازی آموزش، هزینه آموزش نیروی کار را به عهده خانواده ها انداخته اند. در صورتی که بخش صنعت و خدمات می تواند هزینه نیروی کار مورد نیاز خود را از طریق پرداخت مالیات تامین کند. دولت با طراحی بسته تشویقی صاحبان سرمایه را حتی از پرداخت بیمه برای مدتی معاف کرده است و هزینه درمان کارورزان هم به عهده خانواده ها خواهد بود.

پس از اجرای این طرح میزان بیکاری جوانان تحصیلکرده در ظاهر کاهش می یابد ولی محرومیت و فقر طبقه جوان تحصیلکرده تداوم خواهد یافت. جوانانی که سال هایی را به تحصیل در دانشگاه و بعد خدمت سربازی اختصاص داده اند، حال باید نیروی کار خود را به ارزان ترین شکل ممکن به کارفرما عرضه کنند تا شاید کاری بتوانند پیدا کنند.

اقتصاد ایران در وضعیت رکود است و یکی از دلایل بی رونقی بازارها، بی پولی مردم است. دولت می تواند با افزایش دستمزدها به اقتصاد رونق ببخشد ولی تا کنون برنامه دولت معافیت های مالیاتی برای صاحبان سرمایه و فشار بر جوانان جویای کار بوده. مشاوران اقتصادی دولت تصور می کنند که با ایجاد برنامه های تشویقی برای صاحبان سرمایه، می توانند اقتصاد را رونق دهند.

پانوشت ها:

For young men aged twenty to twenty-nine, fewer than three in four have jobs, only two in five are married, and nearly three-quarters still live with their parents. Young women are in an even worse situation: nearly half are unemployed, three in five are married. Growing Up in Iran: Tough Times for the Revolution’s Children, Javad Salehi-Isfahani, Professor Virginia Tech

۲- پیوندی، سعید، انقلاب خاموش جمعیتی ایران، رادیو فردا، ۲۶ مردادماه ۱۳۹۱
ماهنامه خط صلح –بهداد بردبار

Print Friendly