روزنامه‌نگاری در امواج

سال‌هاست که می‌گویند روزنامه‌نگاری از دشوار‌ترین مشاغل دنیاست، تا آنجا که آن را با کارگری در معادن مقایسه می‌کنند، اما اینکه در واقعیت چنین است یا نه، باید به بررسی آن پرداخت و برای این منظور باید قدری به گذشته بازگشت؛ به دورانی که جز قلم و کاغذ هیچ ابزار پیشرفته‌ای در اختیار خبرنگار نبود.

حافظه او باید کار دستگاه ضبط صدا را می‌کرد و دست او باید به‌سرعت خبر را تنظیم می‌کرد. سرعت و البته دقت در ثبت حوادث و وقایع مهم بود. خبرنگاران باید چالاک می‌بودند و با همان ابزار محدود، کاری بزرگ را انجام می‌دادند. تا پیش از فراگیرشدن وسایل ارتباط جمعی نظیر رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها کار اطلاع‌رسانی گسترده را برعهده داشتند. به‌همین‌خاطر ضریب نفوذ این رسانه کاغذی تا آنجا بالا رفت که می‌توانست سرنوشت قدرت در سیاست را تعیین کند؛ برای‌مثال در آمریکا به دلیل آزادی مطبوعات، روزنامه‌نگاران همواره امکان نقد قدرت را داشته‌اند. آنها با تکیه بر قانون اساسی‌شان توانسته‌اند بیش از دو قرن بر اعمال صاحبان قدرت و سیاست‌مداران نظارت کنند.

فاش‌گویی و نقد بی‌پروا، روزنامه‌های آن کشور را قدرتمند کرده است؛ قدرتمند تا آن حد که می‌توانند بالاترین مقام کشور را به چالش بکشند و حتی موجبات عزل او را فراهم کنند؛ نمونه‌اش ماجرای پرسروصدای «واترگیت» که با پیگیری جسورانه دو خبرنگار روزنامه «واشنگتن‌پست» منجر به سقوط «ریچارد نیکسون» از کاخ سفید شد؛ اتفاقی کم‌نظیر در تاریخ مطبوعات که دنیا را تکان داد و بر شأن روزنامه‌نگاری افزود. دو خبرنگار «واشنگتن‌پست» هرچند که بارها تهدید به مرگ شدند و حتی مورد سوءقصد قرار گرفتند، اما همچنان بر کار خود اصرار ورزیدند تا در نهایت توانستند با نورتاباندن بر زوایای تاریک قدرت، چشم مخاطبان را به حقایقی روشن کنند که تا پیش از آن با ترفند قدرت پوشیده مانده بود. رئیس‌جمهور آمریکا، قدرتمندترین فرد آن کشور ناچار به عذرخواهی از ملت و کناره‌گیری از قدرت شد. دو خبرنگار شجاع «واشنگتن‌پست» نه‌تنها به‌خاطر افشاگری و درافتادن با قدرت به زندان نیفتادند، بلکه با دریافت جایزه «پولیتزر» تشویق هم شدند! در آنجا حمایت قانون از خبرنگاران این امکان را به آنها می‌دهد تا بتوانند آزادانه کار خود را پیش ببرند و از گزند قدرت در امان بمانند؛ اتفاقی که در کشورهای دیگر رخ نمی‌دهد و غالبا خبرنگاران با آسیب‌های جدی مواجه‌اند. نظیرش در کشورهای توسعه‌نیافته که خبرنگاران در آنجا با جان‌سختی کار اطلاع‌رسانی را پیش می‌برند و همواره با موانع بسیاری روبه‌رو می‌شوند. هم‌اکنون در بسیاری از این کشورها خبرنگاران پرشماری در زندان‌اند و روزهای سختی را پشت‌سر می‌گذارند. در این کشورها روزنامه‌ها با محدودیت‌های فراوان منتشر می‌شوند و امکان نقد برای آنها فراهم نیست.

ازهمین‌رو با دورنگاه‌داشتن چشم تیزبین روزنامه‌نگاران از زوایای قدرت، شرایط بروز فساد در دستگاه حاکمه فراهم می‌شود و فساد شروع به رشد می‌کند تا جایی که همچون موریانه پایه‌ها را می‌خورد و فروبریزد؛ الگویی ناخوشایند از نوعی مدیریت که هم‌اکنون نیز در بخش‌هایی از جهان رایج است؛ نظیر کشورهایی در آفریقا، آمریکای‌جنوبی، آسیا و حتی بخش‌هایی از اروپا! در این کشورها رسانه‌ها از آزادی برخوردار نیستند. عمدتا دولت‌ها زمام امور رسانه‌ها را در دست دارند و با وسواس بر کار آنها نظارت می‌کنند. در این کشورها خبرنگاران آنچنان که در کشورهای توسعه‌یافته از آزادی عمل برخوردارند، از چنین آزادی‌ای برخوردار نیستند و امکان نقد صاحبان قدرت برای آنها فراهم نیست. دقیقا به همین خاطر است که نشریات آنها چندان تأثیری در میان مردم کشورشان ندارند. نشریات بی‌رمق و کم‌جان «بُرد مؤثری» ندارند و فقط ازاین‌رو منتشر می‌شوند تا ویترین دستگاه دولت بی‌نقص جلوه کند! به عبارتی روزنامه در نقطه‌ای از دنیا می‌تواند قدرت را به چالش بکشد و شخم بزند و در نقطه‌ای دیگر زینت قدرت باشد! با توجه به پیچیده‌ترشدن سیاست، روزنامه‌نگاری هم روزگار سخت‌تری را پیش‌رو دارد؛ روزگاری پرچالش که با توسعه سیاسی درمان خواهد شد. تا آن زمان راه درازی در پیش است.
مهرداد حجتی

Print Friendly, PDF & Email