برای پایان دادن به چنین جنایت هائی، باید رژیم جمهوری اسلامی، به عنوان ساختار سازمانده آن جنایات را در هم شکست!

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)به مناسبت بیست و نهمین سالگرد قتل عام تابستان ۱۳۶۷ :قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ اوج ددمنشی و قساوت رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بود که یک دهۀ تمام، کادرها و فعالان جنبش مقاومت مردم ایران را از دم تیغ گذرانده بود….

دهۀ خونینی که طرفداران رژیم آن را «دهۀ طلائی امام» نامیده اند و برای مردم ایران، برای خانواده های عزیز از دست داده و برای سازمان ها و احزابی که کادرهایشان قتل عام شدند، دهۀ نسل کشی و کادرکشی بیرحمانۀ داعشیان وطنی بود. در آن دهۀ خونین، جمهوری اسلامی قساوت و وحشی گری بیمانندی از خود نشان داد که امروز، داعشی های سراسر منطقه پا جای پایش می گذارند و تجارب خونینش را در چهار گوشه خاورمیانه و دیگر نقاط جهان تکرار می کنند.

سی سال تمام سران جمهوری اسلامی و تمامی دست اندرکاران آن جنایت ضدبشری و آن کادرکشی بیرحمانه، مُهر سکوت بر لب زده بودند تا جنایات آن دهه و آن تابستان خونین به فراموشی سپرده شود. اما مادران عزیز خاوران و خانواده های عزیز از دست داده و تمامی آنها که دل در گروه آرمان های انسانی عزیزانشان داشتند، شعله های عشق سوزان به فرزندان شهیدشان و خاطرۀ آن غم بزرگ را پاس داشتند و آن خبر شوم را دهان به دهان به گوش بسیاری از مردمان جهان رساندند. امروز مدافعان آن جنایات هولناک ؛ دست اندرکاران کشتار های آن دهۀ خونین و قتل عام تابستان ۱۳۶۷، که در کتمان آن فجایع با شکست مفتضحانه ای روبرو شده اند، چنگال های خونین خود را به نمایش می گذارند و به آن جنایات ضدبشری افتخار هم می کنند. کاندیداتوری ابراهیم رئیسی به عنوان یکی از اعضای هیئت مرگ در انتخابات ریاست جمهوری و بر تن کردن عبای تولیت آستان قدس و عضویتش در مجمع تشخیص نظام، سازماندهی مصاحبه با علی رازینی و دیگر دست اندرکاران کشتارها، ساختن فیلم هائی همچون «سیانور» و «ماجرای نیمروز»، تلاشی سازمانیافته برای دفاع از آن دهۀ خونین و آن قتل عام بیشرمانه و غیرانسانی است. حالا که توطئه سکوت آمران و عاملان در هم شکسته شده است، تلاش برای توجیه و نشاندادن ضرورت آن جنایات هولناک در دستور قرار گرفته تا از این طریق یک بار دیگر فضای ترس و وحشت را بر جامعه مستولی گرداندند و بیداری کنونی مردم ایران را در نطفه خفه سازند.

دفاع دست اندرکاران سیستم سرکوب سازمانیافته و داعشی جمهوری اسلامی از جنایات آن دهۀ خونین و فاجعۀ قتل عام آن تابستان فراموش نشدنی، دفاع از امروز سیستم و ساختار جنایت در جمهوری اسلامی نیز هست. همان ساختاری که آن جنایات را سازمان داد، اکنون بشکلی گسترده تر و مدرن تر به سازماندهی جنایت و پایمال کردن حق شهروندی مردم ایران مشغول است و به عنوان سنگر اصلی ارتجاع اسلامی برای سرکوب جنبش های اجتماعی، مدنی و سیاسی با قدرت تمام کار می کند. اگر امروز نمی توانند همانند آن دهۀ خونین عمل کنند، بدان علت است که دیگر آن شرایط را ندارند؛ حالا دیگر بخش های گسترده ای از مردم، به ماهیت ضد مردمی شان پی برده اند؛ دیوارهای برکشیده سکوت در هم شکسته شده و دامنۀ مدافعان ساختار سیاسی شان بسیار باریک و نازک شده است. آنها اکنون بر انباری از باروت نشسته اند و این را نیک می دانند. با این حال برای جلوگیری از انفجار این انبار باروت، مدام به دستگیری فعالان کارگری، مدنی ، اجتماعی، روزنامه نگاران و خبرنگاران دست می زنند. اما این اقدامات شان نیز بی پاسخ نمی ماند. اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گوهر دشت جعفر (شاهین) اقدامی، سعید ماسوری، ابوالقاسم فولادوند، حسن صادقی، رضا اکبری منفرد ، امیر قاضیانی، زانیار مرادی، لقمان مرادی، سعید شیرزاد و شاهین ذوقی‌تبار، اعتصاب غذای رضا شهابی، کارگر زندانی، اعتصاب مهدی خزعلی و اعتصاب غذای هنگامه شهیدی که منجر به آزادیش شد، نشان می دهد که مقاومت در زندان ها نیز در جریان است. زندان هائی که به محلی برای سازماندهی «مرگ خاموش» فعالان سیاسی و مدنی تبدیل شده است. مرگ خاموشی که جان شاهرخ زمانی ها و هدی صابرها را گرفت. زندان هائی که به دلیل بی اعتنائی بیشرمانۀ مقامات زندان، علیرضا رجائی ها در آن از داشتن چشم محروم می شوند و بسیاری دیگر سلامت خود را از دست می دهند و در بیرون از زندان جان می سپارند.

سی سال پس از آن جنایت هولناک در تابستان ۱۳۶۷، نه تنها توطئه سکوت درهم شکسته شده، بلکه همدلی بخش های زیادی از مردم با خانواده های داغدار، با مادران خاوران و با خانواده های تمامی آنهائی که در این چهار دهه، جان عزیزشان را در راه آزادی، دمکراسی ، عدالت اجتماعی و همبستگی انسانی یا در راه آرمان و عقیده شان نثار کردند، بوجود آمده است. حالا بار دیگر فریاد «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «معلم زندانی آزاد باید گردد»، «کارگر زندانی آزاد باید گردد» در صف های تظاهرات خیابانی مردم، در گردهم آئی های معلمان و حتی در تشییع جنازه ها به گوش می رسد. این فریادها، صدای در هم شکستن پایه های جمهوری اسلامی به عنوان ساختار جنایت در این کشور را به گوش همگان می رساند. حالا زمان آن فرارسیده است که جنبش دادخواهی قربانیان آن قتل عام جنایت کارانه و کشتارهای دهۀ شصت، با جنبش های اجتماعی و مدنی دست در دست هم دهند و نیروی سراسری و قدرتمندی را بوجود آورند. وقتی چنین همگرائی ایجاد شود، می توان امید داشت که بتوان پایه ها و ساختار سازمانده آن جنایات و دیگر جنایت های چهاردهۀ اخیر، همچون قتل های زنجیره ای فعالان سیاسی، روشنفکران و نویسندگان؛ ترور های گسترده فعالان سیاسی ، مدنی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور را در هم شکست و زمینه ساز شرایطی شد که جنبش سیاسی، اجتماعی ، مدنی و فرهنگی مردم ایران بتواند سرنوشت خود را در دستان خود بگیرد و به جنایت کاران داخلی و به جنگ طلبان و استیلاجویان خارجی و نوکرها و مزدورانشان اجازه دخالت در سرنوشت این ملت را ندهد.

سازمان ما، یک بار دیگر در برابر پایداری و شجاعت ستودنی خانواده های عزیز از دست داده کشتار های دهۀ شصت و بویژه قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ و تمامی خانواده هائی که عزیزان شان را در جریان قتل های زنجیره ای، ترورهای داخل و خارج از کشور و قربانیان «مرگ های خاموش» در زندان های جمهوری اسلامی، از دست داده اند، سر تعظیم فرود می آورد. ممکن است با عقاید بسیاری از کسانی که جان بر سر عقیده خود گذاشته اند، همسوئی و همدلی نداشته باشیم یا در جبهه مخالف آن ها قرار داشته باشیم؛ اما وظیفه خود می دانیم که از آزادی های بی قید و شرط سیاسی ، از آزادی های بی هیچ حصر و استثناء و از آزادی عقیده و بیان همگان با تمام توان مان دفاع کنیم. بدون چنین دفاعی نمی توان شرایط شکل گیری یک جنبش قدرتمند توده ای که در راستای آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم راهپیمائی می کند را تسهیل کرد. تنها از این طریق است که می توان بر شکست های پیاپی جنبش های سیاسی، دمکراتیک و اجتماعی مردم ایران در یک صدسال اخیر نقطۀ پایان گذاشت.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶ برابر با ۳۱ اگوست ۲۰۱۷

 

Print Friendly, PDF & Email