خوشحالی چند دقیقه‌ای و سرخوردگی دوباره زنان

دوستی عکس بلیتش را گذاشته و نوید می‌دهد که سه‌شنبه، چهاردهم شهریور تماشای فوتبال ملی برای زنان آزاد شده است. خبرگزاری‌های مختلف فارسی‌زبان هم یکی پس از دیگری خبر را به سرعت مخابره می‌کنند که تماشای فوتبال برای زنان آزاد شد و آدرس سایت صدور بلیت منتشر می‌شود که زنان برای استفاده از این حق دیریافته اقدام کنند؛ اما دقایقی بعد فدراسیون فوتبال خبر را تکذیب می‌کند و باز چون همیشه یاس و خشم زنان بر فضا مستولی می‌شود…

با تاملی بر مسائل و عواملی که زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و آنها را به پایین‌ترین مراتب قشربندی اجتماعی تنزل می‌دهد، شاید آنچه در این میان به حساب نیاید، تماشای مسابقات ورزشی باشد. در واقع وقتی نابرابری در متغیرهای اقتصادی مانند حق اشتغال، میزان دستمزد، ارث، دیه و. . . به طور مستقیم زنان را از منابع اقتصادی موجود محروم و بدان طریق زمینه فرودستی آنها را در سایر حوزه‌ها فراهم می‌کند، شاید سخن گفتن از تماشای فوتبال یک بحث حاشیه‌ای و پرت به نظر برسد. تماشای فوتبال را می‌توان دغدغه اقلیتی از زنان دانست که بنا بر طبقه اجتماعی شان، دغدغه‌های اقتصای ندارند و از مسیرهای دیگری جایگاه بالاتری را در سلسله مراتب اجتماعی کسب کرده‌اند؛ از این رو دنبال کردن چنین مطالبه‌ای تزیینی و مصداق بالا آمدن نفس از جای گرم و بی‌خبری از رنج‌های اکثریت زنان به نظر می‌رسد.
اما اگر از زاویه‌ای دیگر به مسئله زنان در ایران پرداخته شود، این حقیقت آشکار می‌شود که بی‌اعتنایی به برابری جنسیتی و نادیده گرفتن حقوق انسانی زنان تنها در یک جهت نبوده، بلکه تمام حوزه‌ها و جنبه‌های زندگی آنها را در بر می‌گیرد؛ به این ترتیب محرومیت زنان از حق مشارکت اقتصادی و نابرخورداری آنها از منابع اقتصادی، با محرومیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی همزمان شده است.
محرومیت همزمان زنان در حوزه‌های مختلف را می‌توان یک استراتژی دانست که با گستردن این باور که تفاوت حقوقی زن و مرد در همه امور، امری عادی و همه‌‌جانبه است، سعی در انحراف توجه زنان از مسائل ریشه‌ای‌تر و عوامل اصلی نابرابری به سمت مسائل معمولی‌تر دارد تا بدین وسیله موجب سردرگمی‌و ناامیدی زنان در پیگیری مطالبات‌شان شود.
تعمیق تبعیض جنسیتی تا آنجاست که حتی در جاهایی که در قانون اساسی و حتی قوانین اسلامی، منع جنسیتی برای برخورداری از یک حق وجود ندارد، بعضی نهادها با استفاده از مبانی نابرابری جنسیتی به رسمیت شناخته‌شده، اجازه یافته‌اند به تشخیص خود، زنان را ازبرخی امکانات محروم کنند.
فدراسیون‌های ورزشی سال‌هاست با تضییع غیرقانونی حق زنان، موجب محرومیت آنها از تماشای مسابقات ورزشی شده‌اند. مقاومت فدراسیون‌ها در برابر مطالبه چنین حق معمولی و پیش‌‌پا‌افتاده‌ای که اتفاقا بیشتر از سایر مسائل زنان در کانون توجه رسانه‌ها قرار دارد، در واقع نمایانگر نگاهی است که کنترل زنان را در تمام اصول و فروع زندگی خصوصی و اجتماعی‌شان دنبال می‌کند.
با اتکا به همان تفکر مسلط مبتنی بر محرومیت و طرد زنان است که فدراسیون اجازه می‌یابد در یک مسابقه ورزشی ملی زنان را چنین به بازی بگیرد که ابتدا با آزاد گذاشتن فریبکارانه ثبت نام اینترنتی بلیت، این تصور را ایجاد کند که زنان در استفاده از یک حق بدیهی مجازند ولی بعد از چند ساعت با تکذیب این امکان موجب تحقیر و سرخوردگی زنان علاقه‌مند به فوتبال شود.
سیمین کاظمی‌

Print Friendly, PDF & Email