نتایج بحران برانگیز انتخابات آلمان! مصاحبه «نامۀ مردم»، با رفیق گونتر پهل، دبیر بخش روابط بین‌المللی و عضو هیئت سیاسی حزب کمونیست آلمان

فقط حزب کمونیست آلمان است که از سوسیالیسم علمی صحبت می‌کند. به اعتقاد ما، “حزب چپ “کمکی به ارتقا و ترویج “جامعه‌ای دیگر “نمی‌کند. البته آنها منتقد سرمایه‌داری‌اند، ولی به علّت ضدکمونیسم حاکم بر آلمان، از این انتقاد فراتر نمی‌روند.

یکشنبه گذشته دوّم مهر ۹۶، انتخابات پارلمانی در کشور آلمان برگزار شد که پُرقدرت‌ترین عضو  اتحادیهٔ اروپا و از قدرت‌های بزرگ صنعتی و اقتصادی جهان است. به دلیل نقشی که آلمان در عرصهٔ سیاست و اقتصاد بین‌المللی ایفا می‌کند، نتیجهٔ این انتخابات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در انتخابات روز یکشنبه، حزب محافظه‌کار “دموکرات مسیحی “یکی از بدترین نتایج انتخاباتی خود در تاریخ جمهوری آلمان را به دست آورد.

حزب‌های حاکم در دولت ائتلافی قبلی، شامل حزب سوسیال دموکرات، نزدیک به ۱۴ درصد از آرای خود را از دست دادند. سه حزب میانه یا متمایل به چپ، یعنی حزب سوسیال دموکرات، حزب چپ، و حزب سبز ، با کسب ۳۸٫۶ درصد آرا در مجموع، که بیش از ۴ درصد کمتر از آرای قبلی آنها بود، نتوانستند از موقعیت ضعیف محافظه‌کاران حاکم به سود خود بهره‌برداری کنند. حزب سوسیال دموکرات، موتلف حزب محافظه کار در دولت قبل، ۵٫۲ درصد از آرای خود را از دست داد. در این میان، حزب راست افراطی، شبه‌فاشیست، و بیگانه‌ستیز “آلترناتیو برای آلمان “که بر پایهٔ سیاست “اسلام‌هراسی “در سال‌های اخیر پایگاه اجتماعی قابل‌توجهی را  برای خود فراهم آورده است، توانست ۱۲٫۶ درصد آرای ریخته شده را به خود اختصاص دهد. حزب دست راستی و لیبرال “دموکرات آزاد “آلمان هم با افزودن ۶ درصد به آرای خود، توانست بار دیگر به پارلمان آلمان بازگردد. آنچه مهم است اینکه بر پایهٔ نتیجهٔ این انتخابات، حزب‌های محافظه‌کار به اندازهٔ کافی رأی نیاوردند و نماینده ندارند که بتوانند به‌تنهایی دولت را تشکیل دهند و مجبورند در ائتلاف با حزب‌های دیگر یک دولت ائتلافی تشکیل دهند. اگر حزب‌های سه‌گانهٔ میانه و متمایل به چپ حاضر به ورود در چنین ائتلافی نشوند (امری که در حال حاضر بسیار محتمل به نظر می‌آید)، در آن صورت فقط با پیوستن حزب راست افراطی “آلترناتیو برای آلمان “به حزب‌های محافظه‌کار، تشکیل دولت ائتلافی به رهبری حزب دموکرات مسیحی خانم مرکل ممکن خواهد بود. ورود یک حزب فاشیستی به پارلمان و دولت فدرال آلمان برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوّم و شکست نازیسم، نمایشگر بحران سیاسی-اجتماعی بی‌سابقه‌ای است که در سال‌های اخیر گریبان کشورهای سرمایه‌داری را گرفته است و می‌تواند پیامدهای ناگوار و نگران‌کننده‌ای در صحنهٔ سیاسی و اجتماعی آلمان، و چه بسا در اروپا، داشته باشد.

با توجه به اهمیت نتیجه‌ای که از انتخابات پارلمانی اخیر در آلمان به دست آمد، تصمیم گرفتیم با رفیق گونتر پهل، دبیر بخش روابط بین‌المللی و عضو هیئت سیاسی حزب کمونیست آلمان در این باره گفتگو کنیم. این گفتگو دو روز پس از برگزاری انتخابات و بعد از اعلام نتیجهٔ انتخابات انجام شد. آنچه در ادامه می‌خوانید، حاصل این گفتگو و بیانگر تحلیل و برداشت اوّلیهٔ کمونیست‌های آلمان دربارهٔ انتخابات اخیر آلمان و نتیجهٔ آن است.

 

س: گزارش‌های رسانه‌ها حاکی از آن است که انتخابات روز یکشنبه دوّم مهر، رخداد سیاسی مهمی در آلمان بود. از نگاه حزب کمونیست آلمان، این اهمیت ناشی از چه عواملی است؟

ج: این انتخابات فقط از لحاظ نتیجه‌اش بسیار مهم بود، بدین معنا که برای نخستین بار پس از جنگ جهانی دوّم، فاشیست‌ها اکنون وارد پارلمان شده‌اند. به علّت پرهیز آنگلا مرکل، صدراعظم، از مطرح کردن معضل‌ها و دشواری‌های واقعی کشور (بیمارستان‌ها، مسکن، غیره)، خودِ کارزار انتخاباتی هیجان زیادی نداشت. رسانه‌های همگانی به‌جای آنکه از او دربارهٔ معضل‌های مبرم کنونی سؤال کنند، به طور عمده به موضوع‌هایی مثل پناهندگان، خارجی‌ها، و دشواری‌های ظاهراً ناشی از آنها پرداختند. همین کمک کرد که “آلترناتیو برای آلمان “(AfD) بتواند چنان نتیجهٔ خوبی (۱۲٫۶ درصد رأی) از انتخابات بگیرد.

س: با توجه به آمار شرکت‌کنندگان در این انتخابات، لطفاً توضیح دهید که کدام بخش‌ها و لایه‌های مردم آلمان در این انتخابات به دنبال تغییر- و تغییر در چه جهتی- بودند؟

ج: چرخش‌های مهمی در این انتخابات رخ داد. بیشتر از یک میلیون از رأی‌هایی که پیش از این به “اتحادیهٔ دموکرات مسیحی آلمان “[حزب محافظه‌کار آنگلا مرکل] داده می‌شد، اکنون به “آلترناتیو “داده شد. “آلترناتیو “بخشی از رأی‌های هر دو حزب سوسیال دموکرات (SPD) و “حزب چپ “(Die Linke) را نیز به خود اختصاص داد. بخشی از رأی‌های حزب سوسیال دموکرات هم به سوی “حزب چپ “رفت، به طوری که این حزب توانست ۹٫۲ درصد رأی [در حدود نیم درصد بیشتر از چهار سال قبل] به دست آورد. اتحادیهٔ دموکرات مسیحی (CDU) انگلا مرکل نیز بخشی از رأی‌هایش را به حزب لیبرال “دموکرات آزاد “(FDP) و به “حزب سبز “واگذار کرد. توجه به این نکته نیز مهم است که میزان شرکت در این انتخابات بیشتر از انتخابات قبلی بود (۷۶ درصد در مقایسه با ۷۱ درصد مشارکت در انتخابات چهار سال پیش). خیلی از شهروندانی که چهار سال پیش در انتخابات شرکت نکردند، امسال به “آلترناتیو “رأی دادند.

 

س: موضوع‌هایی مثل مهاجرت و امنیت چقدر بر نتیجهٔ انتخابات اثر گذاشت، و چه حزب‌هایی از پیامدهای تروریسم در سال‌های اخیر و گسترش اسلام‌هراسی در آلمان بهره بردند؟

ج: همان‌طور که گفتم، تنها حزبی که با بهره‌برداری از موضوع مهاجرت توانست رأی بیشتری به دست آورد، حزب ماورای راست “آلترناتیو برای آلمان “بود. این حزب کارزار کثیفی را علیه خارجی‌ها و پناهندگان، و بیش و پیش از همه علیه مسلمانان به راه انداخت. در آلمان، احتمال اینکه شما بر اثر صاعقه یا در تصادف رانندگی کشته شوید، ده یا صد برابر احتمال کشته شدن در حملهٔ تروریستی است. خیلی از مردم مشکلی با این ندارند که سوار خودرو شوند، ولی از اینکه در یک حملهٔ تروریستی کشته شوند، به‌شدّت می‌ترسند.

 

س: با توجه به آماری که اشاره کردید، آیا “آلترناتیو “به مثابه یک حزب عمدهٔ سیاسی راست افراطی می‌تواند نقشی مؤثر در صحنهٔ سیاسی آلمان بازی کند؟ آیا این احتمال وجود دارد که گروه‌بندی اتحادیهٔ دموکرات مسیحی و حزب سوسیال دموکرات با “آلترناتیو “همکاری کند، و حتّی وارد یک دولت ائتلافی بشود؟

ج: خیر. در این موقعیت مشخص، من چنین احتمالی را نمی‌بینم که یک حزب پارلمانی تن به ائتلاف با “آلترناتیو “بدهد. اکنون شمار زیادی از پارلمانتاریست‌های واقعاً فاشیست دارند وارد بوندستاگ (پارلمان فدرال آلمان) می‌شوند. نفوذ و تأثیر اینها بر انتخابات و رخدادهای بعدی آشکار است: اوّل اینکه رسانه‌ها حالا انگار که موضوع دیگری برای مطرح و بحث کردن ندارند جز این حزب، و دوّم اینکه دولت جدید، که احتمالاً متشکل از دموکرات مسیحی و دموکرات آزاد و سبزها خواهد بود، دچار این اشتباه خواهد شد که به دنبال بازپس گرفتن رأی‌هایی خواهد رفت که به حزب‌های راست افراطی باخته است، تا به خیال خودش از این راه با این حزب‌ها مقابله کند. البته با توسل به سیاست‌های مردمی و اجتماعی نیز می‌توان به این هدف دست یافت، امّا آنها راهِ عوضی را در پیش می‌گیرند، بدین معنا که همان سیاست‌های راست‌گرایانهٔ “آلترناتیو “را ارائه می‌دهند- از جمله سخت‌گیری‌های بیشتر در مورد پناهندگان- تا رأی‌دهندگان به آن حزب را، به خود جلب کنند. دنبال کردن چنین سیاستی نه‌فقط “آلترناتیو “را ضعیف نخواهد کرد، بلکه آن را قوی‌تر هم خواهد کرد.

 

س: در مدّتی که آنگلا مرکل صدراعظم آلمان بوده است، آیا این کشور بیشتر از گذشته درگیر اقدام‌ها و ماجراجویی‌های نظامی در دنیا شده است؟ آیا این سیاست به رشد نیروهای راست افراطی در آلمان کمک کرده است؟

ج: البته. آلمان در این دوازده سال گذشتهٔ صدارت انگلا مرکل بیش از پیش در اقدام‌های نظامی شرکت کرده است، از جمله در مالی، سوریه، و افغانستان. حزب ما مخالف چنین روندی است. ما الآن در وضعیت بدی قرار گرفته‌ایم. به‌سختی می‌توان راهی به رسانه‌های همگانی پیدا کرد. یعنی برای ما خیلی سخت شده است که بتوانیم با صدای بلند بگوییم که سیاست خارجی نظامی‌گرایانه دارد به رشد “آلترناتیو “کمک می‌کند. نیروهای ارتجاعی همیشه به ماجراجویی‌های نظامی علاقه دارند، ولی اغلب مردم آلمان مخالف جنگ‌اند. سؤال خوبی کردید که نیاز به تحلیل بیشتر و عمیق‌تری دارد.

س: گزارش‌های رسانه‌ها حاکی از آن است که میان دولت مرکل و دولت ترامپ اختلاف‌هایی وجود دارد. اگر چنین است، لطفاً توضیح بدهید که علّت‌های عمدهٔ این اختلاف‌ها میان این دو مرکز عمدهٔ دنیای سرمایه‌داری چیست.

ج: آمریکا برای اعمال تحریم علیه روسیه به آلمان فشار می‌آورد. ولی در صورت اعمال چنان تحریم‌هایی، صادرات آلمان صدمه خواهید دید و بازاری را که نیاز دارد، از دست خواهد داد. آمریکا دلیل خیلی ویژه‌ای برای سیاست‌هایش نسبت به روسیه دارد، و آن پرهیز از “خط لولهٔ گاز اروپای شمالی “است، یعنی خط انتقال گاز از روسیه به آلمان از راه دریای بالتیک بدون گذر از لهستان یا مجارستان که از لحاظ سیاسی به آمریکا نزدیک‌اند. اگر چنین شود، این دو کشور درآمدی را که تا کنون از محلِ دادن مجوّز عبور گاز از کشورشان داشتند، از دست می‌دهند. امّا آمریکا چیز دیگری هم می‌خواهد، و آن این است که آلمان از آمریکا انرژی بخرد، نه از روسیه. خیلی ساده، اینها تضادهای سرمایه‌داری است. در سال‌های پیش رو، این تضادها گسترش و شدّت خواهد یافت.

 

س: نیروهای ترقی‌خواه آلمان، به‌ویژه حزب کمونیست و حزب چپ، برای جلوگیری کردن از رشد نیروهای راست افراطی در آلمان چگونه با هم همکاری می‌کنند؟

ج: حزب چپ و حزب کمونیست آلمان ضمن اینکه همانندی‌های زیادی دارند، اختلاف‌های سیاسی مشخصی نیز با هم دارند (برای مثال، در مورد هدفِ سوسیالیسم). یکی از همانندی‌های ما، مبارزهٔ مشترک با نیروهای فاشیستی است. ما در چنین مبارزه‌های سیاسی با فاشیسم و جنگ، و نیز در تظاهرات و اقدام‌های مشابه، در کنار یکدیگر هستیم. از سوی دیگر، برای شکست دادن آن نیروها، کارهای خیلی بیشتری می‌توان و باید کرد. همهٔ حزب‌های سیاسی در این به‌اصطلاح “دموکراسی “باید موضع و دیدگاه خود در مقابل خطر راست افراطی را به‌روشنی بیان کنند و توضیح دهند. و نکتهٔ دیگر اینکه، شکست دادن کامل فاشیسم و جنگ فقط از راه ارتقای سوسیالیسم امکان‌پذیر است. تفاوت کمونیست‌ها و دیگر نیروهای سیاسی در اینجاست.

 

س: طبق آمار و گزارش‌های رسانه‌های بزرگ و عمده، آلمان در سال‌های اخیر در مقایسه با دیگر کشورهای اتحادیهٔ اروپا و اقتصادهای “غربی “کارکرد اقتصادی خوبی داشته است. آیا واقعاً همین طور است؟ و به طور کلی، وضعیت اقتصادی آلمان و آینده‌اش در اتحادیهٔ اروپا چه تأثیری بر نتیجهٔ این انتخابات داشت؟

ج: بله، آلمان در مقیاس کلان آمار خوبی داشته است. یکی از علّت‌های این دستاورد، متقاعد کردن خیلی از دولت‌های عضو اتحادیهٔ اروپا به پذیرش یورو به عنوان پول مشترک است. البته این واحد پول فقط به سود کشورهایی مثل آلمان و فرانسه است که صادرات عظیمی دارند. ولی فرانسه در چند سال گذشته دیگر جزو این “گروه برنده “نبوده است. آلمان با استفاده از این واقعیت که کشورهای جنوب اتحادیهٔ اروپا دیگر نمی‌توانند ارزش پول خود را پایین بیاورند، حجم عظیمی از صادرات ماشین‌آلات صنعتی، خودرو، و کالاهای دیگر به کشورهای جنوبی اتحادیهٔ اروپا سرازیر کرده و می‌کند. کشورهای جنوبی قبلاً برای اینکه بتوانند قیمت فرآورده‌های صادراتی خود را کاهش دهند، ارزش پول خود را پایین می‌آوردند تا بتوانند کالاهای ارزان‌تر خود را به آلمان بفروشند. ولی حالا این طور نیست. نتیجه‌اش این شد که صنایع آن کشورها- که دیگر نمی‌توانستند کالایشان را صادر کنند- از میان رفت و این کشورها حالا باید از آلمان جنس بخرند، و همیشه به آلمان بدهکار باشند. این تحول‌ها به طور غیرمستقیم روی انتخابات اثر گذاشت. اگر اقتصاد آلمان خراب‌تر بود، حزب‌های دست‌راستی احتمالاً رأی بیشتری می‌آورند. یادتان باشد که بهترین نتیجهٔ انتخاباتی نازی‌ها در بحبوحهٔ بحران اقتصادی پس از سال ۱۹۲۹ [رکود بزرگ] به دست آمد.

 

س: اتحادیهٔ اروپا بزرگ‌ترین “کارتل سرمایه‌داری “است و طبقهٔ حاکم در آلمان و سرمایهٔ صنعتی پرنفوذ آن، قدرتمندترین متولّی و نگهبان این کارتل نولیبرالی است. برای خنثیٰ کردن نقش ویرانگری که آلمان در اتحادیهٔ اروپا به عهده دارد، به چه نوع دگرگونی و تحوّل سیاسی و اقتصادی-اجتماعی نیاز است؟ آیا نتیجهٔ این انتخابات تأثیری بر احتمال وقوع چنین دگرگونی‌ای داشته است؟

ج: خیر. نتیجهٔ این انتخابات شرایط بهتری را برای پیروزی در نبرد طبقاتی با سرمایهٔ انحصاری فراهم نمی‌آورد. حالا احتمالاً دموکرات مسیحی‌ها و حزب دموکرات آزاد و سبزها با هم ائتلاف خواهند کرد. این حزب‌ها ممکن است در عرصهٔ مسائل زیست‌محیطی اختلاف‌هایی با هم داشته باشند، ولی در عرصهٔ اقتصادی اختلاف واقعی چندانی با هم ندارند. برای اینکه بتوان نقش سیاست‌های آلمان را خنثیٰ کرد، ما باید پیش از هرچیز انحصارها را شکست دهیم و از قدرت بیندازیم، چون این طبقه است که بیش از همه به منافع ما صدمه می‌زند. البته می‌دانیم که راه درازی در پیش است. حزب کمونیست آلمان در حال حاضر خیلی ضعیف است. ما به نیروی مبارزان جوان زیادی نیاز داریم. هدف ما در چند سال آینده جذب این نیروست. در کارزار انتخاباتی اخیر، ما نتیجهٔ خوبی به دست نیاوردیم، ولی این نتیجهٔ بد، غیرمنتظره هم نبود. پس از سال‌ها، این نخستین انتخاباتی بود که ما با فهرست‌های انتخاباتی منحصر به رفقای خودمان در آن شرکت کردیم. ما از تجربه‌ای که در این انتخابات به دست آوردیم، در کارزارهای انتخاباتی بعدی استفاده خواهیم کرد. از سوی دیگر، ما می‌دانیم که نمی‌توانیم در انتخابات در نبرد طبقاتی پیروز شویم.

 

س: برنامه‌ای که نیروهای چپ آلمان بتوانند بر پایهٔ آن “تغییرهای بنیادی “لازم در کشور شما را به منظور هموار کردن راه به سوی گذار به مرحلهٔ سوسیالیستی برانگیزند، حاوی چه عنصرهای کلیدی‌ای است؟

ج: فقط حزب کمونیست آلمان است که از سوسیالیسم علمی صحبت می‌کند. به اعتقاد ما، “حزب چپ “کمکی به ارتقا و ترویج “جامعه‌ای دیگر “نمی‌کند. البته آنها منتقد سرمایه‌داری‌اند، ولی به علّت ضدکمونیسم حاکم بر آلمان، از این انتقاد فراتر نمی‌روند. به همین دلیل، آنها ترجیح می‌دهند که در صحنهٔ سیاست آلمان “پسرِ بد “باقی بمانند. از سوی دیگر، آنها در رسانه‌ها دیده می‌شوند، ولی در مورد حزب کمونیست این طور نیست. رسانه‌ها دربارهٔ ما اصلاً حرفی نمی‌زنند. این بدتر از آن است که از ما بد بگویند.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۳۵، ۱۰ مهر ماه ۱۳۹۶

 

 

Print Friendly, PDF & Email