یورش نیروهای امنیتی به خانه یک فعال حقوق کودک

امید نمی داند به چه اتهامی تحت تعقیب قرار گرفته: «واقعا نمی دانم به چه اتهامی تحت تعقیب هستم. فقط می دانم اقدام برای بازداشتم توسط وزارت اطلاعات انجام شده، چون سری قبل هم وقتی برای بازجویی احضار شدم از طرف  وزارت اطلاعات مورد بازخواست قرار گرفتم.»… سال ۹۴ همزمان با روز شانزده آذر، روز دانشجو باز هم احضار شدم. اما هر بار بعد از بازجویی آزاد می شدم. یک هفته پیش از انتخابات اخیر ریاست جمهوری باز من را خواستند و گفتند چرا برای تحریم انتخابات تبلیغ می کنم.

امید اقدمی در شهر تبریز با مادرش زندگی می کند. مادرش با او که در مسیر نانوایی بوده تماس می گیرد و می گوید ماموران امنیتی آنجا منتظرش هستند. امید تلفنی با ماموران صحبت می کند و بعد از آن مصمم می شود که دیگر به خانه بازنگردد. او حالا نگران شرایط روحی مادر است.

امید به ایران وایر می گوید در طول مدتی که ماموران امنیتی تصور می کرده اند او در حال برگشتن به خانه است، مادرش را تهدید کرده و وسایل شخصی اش را وسط اتاق می ریزند، برخی وسایل را تخریب کرده و دست نوشته ها، لپ تاب و بعضی کتاب هایش را با خودشان می برند.

مادر امید در منزل تنها بوده و آنها یک برگه احضاریه نشان می دهند. برگه ای که مهر رسمی هیچ نهادی را نداشته. آنها به مادر امید می گویند قبلن برای پسرش احضاریه ارسال شده و چون او در محل درخواست شده حاضر نشده، ناچارا برای بازداشتش اقدام کرده اند.

امید نمی داند به چه اتهامی تحت تعقیب قرار گرفته: «واقعا نمی دانم به چه اتهامی تحت تعقیب هستم. فقط می دانم اقدام برای بازداشتم توسط وزارت اطلاعات انجام شده، چون سری قبل هم وقتی برای بازجویی احضار شدم از طرف  وزارت اطلاعات مورد بازخواست قرار گرفتم.»

او به مامور پشت تلفن می گوید در حال برگشتن به منزل است. وقتی بی هدف شروع به گشتن در کوچه های تبریز می کند آنها حدود ده ها بار با شماره نامعلومی به موبایل امید زنگ می زنند.

امید در پاسخ به این سوال که چرا باید فعالیت در انجمن «دوستدارن حقوق کودک» او را در مظان اتهام قرار بدهد می گوید: «ما در منطقه فقیرنشین شهر تبریز مرکز حمایت از کودکان را راه اندازی کردیم. مجوز این انجمن متعلق با سال ۸۵ بود و تا پیش از ما، اداره این مرکز دست گروه دیگری بود و بعد از آنکه آنها نتوانستند به فعالیت شان ادامه بدهند، من و دوستانم از سال ۹۲ پروسه جدید فعالیت انجمن را شروع کردیم. با سختی و تلاش بسیار زیاد و با هزینه شخصی یک منزل دو طبقه در منطقه حاشیه شهر تبریز برای آموزش کودکان کار و  حمایت از کودکان بدسرپرست و بی سرپرست اجاره کردیم.»

کودکانی که به انجمن دوستداران حقوق کودک تبریز مراجعه می کرده اند، غالبا تحت سرپرستی پدر یا مادر معتاد یا کارگر جنسی روزگار می گذرانده اند. قریب به ۱۵۰ کودکی که به امید یک وعده غذای صبحانه به آن خانه مراجعه کرده یا درکلاس های آموزشی مشارکت می کرده اند: «کلاس هایم غالبا آموزشی، هنری یا کمک درسی بود. می خواستیم بچه ها در آن فضا احساس امنیت کرده، تصور کنند آنجا خانه خودشان است.آنها آنجا آسوده بودند و حتی کسی که متصدی آنجا بود را عمو صدا می زدند. در خلال این جلسات یک سری مهارت های زندگی یا آموزش محافظت در برابر آزاررسانان جنسی هم یادشان می دادیم تا احتمال آسیب پذیری شان در آن منطقه ناامن حاشیه شهر کاهش پیدا کند.»

به باور امید آنها به این مجموعه غیردولتی که در حاشیه شهر پا گرفته بود حساس شده بودند: «اسفندماه سال ۹۵ بود که انجمن را پلمب کردند. چند ماهی بسته بود و بعد از آن با همان مجوز سابق ولی با  افراد جدید و با محتوای دیگری آنجا را بازگشایی کردند. »

اقدمی در پاسخ به این سوال که پیش از آن آیا سابقه بازجویی یا بازداشت داشته، می گوید : «چندین بار بازجویی شده بودم اما هر بار آزاد می شدم. آخرین بار  روز بیست و هشتم مردادماه بود که از طرف اداره اطلاعات تبریز احضار شدم.  ماموران با حکم دادستانی به منزل ما مراجعه کردند. احضاریه به مادرم ابلاغ شده بود . اما مشخص نبود که از طرف چه مرجعی صادر شده بود. من روز بیست و هشتم مرداد مراجعه کردم. اما بعد از چهار ساعت بازجویی آزاد شدم.»

ماموران امنیتی تبریز تلفنی به امید گفته اند باید به منزلش برگردد و یک سری برگه های اداری را امضا کند: «اخیرا فشار زیادی حس می کردم. خبرگزاری فارس در مورد انجمنی که من و دوستان داوطلب می گرداندیم مطلب تندی نوشته و ما را  «ورشکستگان سیاسی» خوانده بود. پیش از آن هم یک بار در سال ۹۲ به خاطر مشارکت در جلسه ای که با سالگرد تاسیس  فرقه دموکرات آذربایجان مرتبط بود احضار شدم. سال ۹۴ همزمان با روز شانزده آذر، روز دانشجو باز هم احضار شدم. اما هر بار بعد از بازجویی آزاد می شدم. یک هفته پیش از انتخابات اخیر ریاست جمهوری باز من را خواستند و گفتند چرا برای تحریم انتخابات تبلیغ می کنم. »

امید اقدمی متولد ۱۳۷۰ در شهر تبریز و فارغ التحصیل رشته ی مهندسی مکانیک از سال ۱۳۸۹ با همراهی چند تن از دوستانش شروع به فعالیت در حوزه حقوق کودکان کرد. اقدمی همچنین فعالیت هایی در حیطه ی ادبیات و شعر داشته است.  او در سال ۱۳۹۲ و پس از تعطیلی جلسات ادبی «یئنی تبریز»، به خاطر ارتباطات ادبی اش با سید مهدی موسوی، بارها تحت فشار و بازجویی قرار گرفت.

Print Friendly, PDF & Email