لنین و آموزش وی در زندگی و مبارزه ما

با نام لنین و تحقق اندیشه‌های وی مرحله جدیدی در تاریخ آغاز میگردد. پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، پیدایش و گسترش سیستم جهانی سوسیالیستی، تلاشی سیستم مستعمراتی امپریالیسم و رونق جنبش های رهائی بخش ملی و کارگری و همه پیروزی های دیگر پروسه انقلابی جهان با نام لنین بزرگ پیوند ناگسستنی دارند. تمام آن‌ها تجلی حقانیت لنینیسم، مارکسیسم دوران امپریالیسم و انقلابهای پرولتری در عرصه های مختلف گیتی و در شؤون گوناگون زندگی جوامع بشری است.

از نخستین سالهای قرن بیستم، هنگامیکه مقدمات انقلاب مشروطیت در کشور ما فراهم میگردید، برای زحمتکشان و خلقهای ستمدیده میهن ما که از رژیم استبداد سلطنتی سلسله قاجار از یک‌سو و از تعدیات و تجاوزات تزاریسم روسیه و استعمار انگلستان از سوی دیگر رنج میبردند، پیدایش و آغاز فعالیت وسیع انقلابی لنین و تشکیل حزب سوسیال ـ دموکرات کارگری روسیه که برانداختن استبداد سلطنتی تزاریسم و الغاء مناسبات فئودالی و استقرار رژیم جمهوری دموکراتیک از هدفهای اولیه‌اش بشمار میرفت، حادثه بسیار مهم و امیدبخش تلقی میگردید. از این پس زحمتکشان و خلقهای ستمدیده ایران در وجود لنین و حزب سوسیال ـ دموکرات کارگران روسیه مدافعین و متحدین نیرومندی یافتند. باین ترتیب از همان آغاز قرن پیوند انقلابیون ایران با سوسیال دموکراتهای روسیه بر آیه مادی و معنوی مستحکمی استوار گردید. پیوند مزبور در تحول و تکامل جنبش رهائی بخش ملی میهن ما نقش بسیار ارزنده و برجسته‌ای داشته است.
از دهه های آخر قرن نوزدهم دهها هزار از زحمتکشان نواحی شمالی ایران که بر اثر قفر و تنگدشتی و بیکاری در جستجوی کار به نواحی قفقاز مهاجرت نموده بودند در مکتب مبارزات طبقاتی آن نواحی با افکار انقلابی و اسلوب های سازمانی و شیوه‌های مبارزه پرولتاریای قفقاز از نزدیک آشنائی یافتند، بتدریج از طریق تماس ها و رقت و آمدها، تجارب پر ارزش خود را به ایران منتقل کردند. این امر به نوبه خود به استحکام پیوند زحمتکشان ایران با جنبش انقلابی روسیه، کشور همسایه دیوار به دیوار ما کمک بسیار موثری نموده است. از ابتکار و فعالیت پیشروان همین مهاجرین ایرانی است که در انقلاب مشروطیت ۱۹۱۱ ـ ۱۹۰۵ نخستین گروههای سوسیال دموکرات ایرانی در مراکز استانهای شمالی ایران تشکیل گردید. نقش مهم و بسیار برجسته ی آن‌ها در انقلاب مشروطیت ایران بر کسی پوشیده نیست.
لنین انقلاب مشروطیت ایران را از زمره انقلابهای بورژوا ـ دموکراتیک که در سال ۱۹۰۵ در اروپای خاوری و در آسیا آغاز گردید نام میبرد. و در این باره چنین میگوید: |در اروپای خاوری و آسیا دوران انقلابهای بورژوا ـ دموکراتیک تنها در سال ۱۹۰۵ آغاز گردید. انقلاب روسیه، ایران، ترکیه، چین و کشورهای بالکان ـ این‌ها زنجیره حوادث جهانی دوران ما در «خاور» ما است. تنها نابینایان ممکن است در این زنجیره حوادث، بیداری یک سلسله جنبش های ملی بورژوا ـ دموکراتیک و کوششهائی را که برای تشکیل دولتهای مستقل و واحد ملی بعمل می آید نبینند …” (مجموعه کامل، ج ۲۵ ص ۲۶۹، چاپ روسی). لنین حوادث و فراز و نشیب های انقلاب مشروطیت ایران و توطئه هائیکه از جانب تزار روسیه و حکومت انگلستان علیه آن صورت میگرفت را با دقت تعقیب می نمود. مقاله لنین که در ژوئیه سال ۱۹۰۸ در روزنامه پرولتاریا در بحبوحه نبرد انقلابیون ایران علیه ارتجاع سیاه قاجار و حامیان روسی و انگلیسی آن انتشار یافته اس، نشانه توجه و علاقه فراوان لنین و اهمیتی است که او به سرنوشت انقلاب مشروطیت می‌داده است. در مقاله مزبور از جمله چنین گفته شده است: «در کشوری که فرمانروایان هند از یک‌سو و حکومت ضد انقلابی روسیه از سوی دیگر کار تقسیم آنرا تقریباً آغاز کرده اند، وضع انقلابیون ایران دشوار است. ولی مبارزات سرسخت در تبریز و اینکه انقلابیون درست در همان لحظاتی که بنظر میرسید بکلی در هم شکسته و از پا در آمده اند، بکرات در جنگ به پیروزی رسیده اند، نشان میدهد که آدمکشان شاه با وجود حمایت لیاخوف های روسی و دیپلماتهای انگلیسی نیز با شدیدترین مقاومت‌ها از پایین روبرو هستند.یک چنین جنبش انقلابی را که قادر است تلاشهای بازگشت به گذشته را به نیروی جنگی خود دفع کند و قهرمانان این تلاش را به استمداد از اجانب وادارد، نمیتوان نابود ساخت و بزرگترین پیروزی ارتجاع ایران در چنین شرایطی فقط مقدمه‌ای خواهد بود برای طغیانهای جدید مردم» (لنین، ج ۱۷ ص ۱۷۷).

در ژانویه سال ۱۹۱۲ در کنفرانس سوسیال دموکراتهای روسیه در پراگ، قطعنامه خاصی در باره وضع ایران که طرح آن از طرف لنین تهیه گردیده بود بتصویب رسید. در قطعنامه مزبور حزب سوسیال دموکرات کارگری روسیه «علیه سیاست راهزنانه دارو دسته تزار که قصد پایمال ساختن آزادی مردم ایران را دارد و از توسل به وحشیانه ترین و نفرت انگیزترین اعمال باکی ندارند، اعتراض میکند … کنفرانس هواداری کامل خود را از مبارزه مردم ایران و بویژه از مبارزه حزب سوسیال دموکرات ایران که در پیکار علیه دژخیمان تزاری قربانی ها داده‌اند ابراز میدارد» (ج ۲۱ ص ۱۵۴ ـ ۱۵). انقلاب مشروطیت بر اثر ضعف بورژوازی و ترس وی از بسط انقلاب و ضعف تشکیلاتی کارگران و متشکل نبودن دهقانان و بالاخره در نتیجه مداخله مستقیم امپریالیستها با شکست روبرو گردید. هدفهای اساسی انقلاب که قطع نفوذ امپریالیسم و برانداختن رژیم خانخانی بود، عملی نشد و به ائتلاف فئودالهای سلطنت طلب و بورژوازی بزرگ خاتمه یافت، ولی با همه این‌ها ضربه سختی به رژیم فئودالی و استبداد شاهان قاجار وارد کرد.
پس از انقلاب مشروطیت و بویژه در سالهای چنگ اول جهانی، امپریالیستهای انگلستان و روسیه طبق قرارداد ۱۹۰۷ که ایران را به دو منطقه نفوذ دو درنده امپریالیست تقسیم می نمود، به تعدیات و تجاوزات خود شدت بیشتری می دهند. کشور ما با وجود اعلام بیطرفی به یکی از میدان های تاخت و تاز جنگندگان تبدیل می‌شود و عملاً استقلال سیاسی و اقتصادی خود را از دست میدهد و در فقر و قحطی و ویرانی جنگ غوطه ور میگردد. در این موقع است که غرش توپ‌های «آورورا» جهانی را تکان داد و به کالبد نحیف میهن ما روح تازه دمید. با انقلاب اکتبر مرحله جدیدی در جنبش رهائی بخش ملی در کشورهای مستعمره و وابسته گشوده شد. انقلاب اکتبر در همسایگی کشور ما بجای روسیه تزاری، روسیه شوروی را حکومتی کارگری و دهقانی که در راس آن لنین قرار داشت، بوجود آورد. در ۱۶ ژانویه ۱۹۱۸ اعلامیه کمیسرهای ملی به رهبری لنین در باره الغاء قراردادهای علیه استقلال ایران از جمله الغاء قرارداد ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه تزاری در باره تقسیم ایران را برای همیشه فسخ شده اعلام داشت. شورای کمیسرهای ملی همچنین کلیه موافقت نامه هائی که بنحوی از انحاء حق آزادی و استقلال مردم ایران را محدود و یا تحت فشار قرار میداد را فاقد هرگونه اعتبار اعلام داشت. در ۹ اوت ۱۹۱۹ دولت وثوق الدوله قرارداد با انگلستان را امضاء کرد. برطبق آن ارتش، مالیه و گمرکات ایران به مستشاران انگلیسی تفویض میشوند. در چنین موقعی است که بازهم صدای اعتراض شوروی به رهبری لنین بلند می‌شود و تکان عظیمی به جنبش رهائی بخش ملی ایران میدهد. گئورگی چیچرین، وزیر خارجه شوروی از جانب شورای کمیسرهای ملی در اوت ۱۹۱۹ خطاب به کارگران و دهقانان ایران اعلام میدارد: «در این لحظه که درنده انگلیسی می‌کوشد تا کمند اسارت قطعی را بر گردن مرم ایران بیافکند، دولت کارگری و دهقانی جمهوری روسیه شوروی رسما اعلام میدارد که قرارداد انگلیس و ایران را که میخواهد این اسارت را بمرحله عمل گذارد، برسمیت نمیشناسد. دولت شوروی کارگری ـ دهقانی روسیه بنا به اراده خلق روسیه این قرارداد را کاغذ پاره‌ای میداند و فاقد هرگونه اعتبار قانونی می شمارد».
از سال ۱۹۱۸ جنبش رهائی بخش ملی در کشور ما تحت تأثیر انقلاب سوسیالیستی اکتبر دامنه وسیعی بخود گرفت. جنبش مزبور در سالهای ۱۹۲۱ ـ ۱۹۲۰ در گیلان و آذربایجان و خراسان به قیامهای مسلحانه ای تبدیل گردید. کارگران و زحمتکشان شهر و ده با شعارهای خود در این جنبش شرکت جستند و حزب خود، حزب کمونیست را تشکیل دادند. جنبش رهائی بخش ملی موفق گردید که قرارداد اسارت‌بار ۱۹۱۹ را لغو کند و با آن ضربه سختی به سیاست تهاجم و تجاوز امپریالیسم انگلستان وارد سازد. اما بر اثر ضعف، نوسان و ناپیگیری بورژوازی متوسط و کوچک و وابستگی آن‌ها به بورژوازی بزرگ و مالکیت ارضی و ترس از رشد نهضت، براثر ضعف سازمانی طبقه کارگر و ناپختگی و فقدان تجارب کافی آن و بالاخره و از همه مهمتر براثر ذخالت فعالانه امپریالیسم انگلستان با شکست روبرو شد رژیم استبدادی تازه‌ای بر کشور ما تحمیل گردید.
با شروع جنگ جهانی دوم و آغاز فعالیت حزب توده ایران ـ حزب طبقه کارگر ایران و با شرکت کمونیست هائی که از زندان ها و تبعیدگاهها آزاد شده بودند مرحله جدیدی از رشد و رونق جنبش رهائی بخش ملی آغاز میگردد که در سالهای ۱۹۴۶ ـ ۱۹۴۵ به قیام مسلحانه در استانهای آذربایجان و کردستان منتهی و در سالهای ۱۹۵۱ ـ ۱۹۵۳ هنگام جنبش ملی کردن صنایع نفت، نیرو وسعت و دامنه ی بیسابقه ای یافت. متأسفانه براثر ضعف و ناپیگیری بورژوازی متوسط و کوچک و ترس ار وسعت جنبش دموکراتیک، براثر تفرقه سازمانی و برخی اشتباهات حزب طبقه کارگر و سرانجام مداخله آشکار امپریالیسم آمریکا در اتحاد با مرتجع ترین جناح هیئت حاکمه ایران با ناکامی روبرو گردید. کارگران و زحمتکشان ایران چه در دوران فعالیت سوسیال دموکراتیک خود و چه در تحت نام حزب کمونیست ایران و یا بنام حزب توده ایران، علیرغم برخی ضعف‌ها و خطاها، در کلیه مراحل نقش پیگیر و فعال و آشتی ناپذیر را در جنبش رهائی بخش ملی داشته و ناقل پیشروترین و مترقی ترین شعارها بوده اند. بعکس در کلیه مراحل جنبش رهائی بخش ملی، ما شاهد و ناظر ضعف و ناپیگیری بورژوازی هستیم که با عقب نشینی و یا سازش خود در موارد حساس جنبش را با ناکامی روبرو ساخته است. کمونیست های ایران به پیروی از رهنمودهای لنین همواره میکوشیدند وضع اجتماعی و اقتصادی کشور را بر پایه مارکسیسم ـ لنینیسم تحلیل نمایند. تحلیل‌های مزبور بدون تردید جامعترین تحلیل‌های علمی است که از جامعه و طبقات و مناسبات اقتصادی و سیاسی کشور انجام گرفته است. این تحلیل‌ها البته در شرایط آنروز عاری از خطا نبود و چپ روی هائی را هم شامل گردید.
لنین همواره جوانب دوگانه مضمون مبارزه طبقاتی پرولتاریا را خاطرنشان ساخته است و روی ارتباط لاینفک میان وظایف سوسیالیستی و وظایف دموکراتیک تأکید نموده است:
«سوسیال دموکراتهای روس به موازات ترویج اصول سوسیالیسم علمی، ترویج اندیشه‌های دموکراتیک را هم در بین توده های کارگر وظیفه خود قرار میدهند. آنان سعی دارند مفهوم حکومت مطلقه را با تمام اشکال فعالیت آن، و نیز مفهوم مضمون طبقاتی آن، لزوم سرنگون ساختن آن و نیز این موضوع را که مبارزه موفقیت آمیز در راه آرمان کارگری بدون حصول آزادی سیاسی و دموکراتیزه کردن رژیم سیاسی و اجتماعی روسیه غیر ممکن است را اشاعه دهند» (آثار منتخب، ج اول، قسمت اول، ص ۲۱۴ ترجمه فارسی).
گزیده ای از مقاله زنده یاد رضا رادمنش در مسائل بین‌المللی شماره ۲ سال ۱۳۴۹، از انتشارات حزب توده ایران
(در مناسبت و ارتباط با انقلاب اکتبر و لنین بمثابه رهبر آن)
به قلم زنده یاد رضا رادمنش

Print Friendly, PDF & Email