وضعیت دانشگاه‌ها خودکرده را تدبیر هست؟

جامعه‌ای که به شاخص مشارکت جوانان در آموزش عالی می‌بالد ولی نتیجه‌ای عایدش نمی‌شود یا آنانی که کماکان از اعتبار «دانشگاه» خرج می‌کنند و آن را به مغازه‌ای تبدیل کرده‌‌اند که فقط به‌دنبال کسب سود است…

بعد از پیروزی انقلاب، تردید‌ها درباره حفظ دانشگاه‌ها و ضرورت بازنگری تجربه تأسیس دانشگاه به معنای مرکز دانشی که از غرب آمده، موجب تصمیمات و تغییرات بسیاری شد؛ از جمله تعطیلی آن به مدت چند سال؛ اما در نهایت حفظ این مرکز دانش با تغییرات بنیادین در محتوای آن – بنا به نیاز زمانه انقلابی- بر تخریب آن برتری یافت و دانشگاه به حیات خود ادامه داد. گرچه هنوز و با گذشت ۴٠ سال، تطبیق محتوای آن با انتظارات گروه‌هایی خاص، موضوع تشکیل سازمان‌ها، جلسات و… شده و طرفداران «ضرورت تغییر» هنوز قانع نشده‌اند؛ اما این مرکز دانش با چالش‌هایی جدی مواجه است؛ مانند رودی خروشان که تشنگان بر لب آن نشسته‌‌اند و درنمی‌یابند که سیلی آمده است. ریشه‌های این چالش نه در امروز، بلکه از دوران نادیده‌گرفتن دانشگاه به‌عنوان نمادی از غرب آغاز شده و با تغییر چهره در دوره‌های گوناگون، امروز جامعه را با یک چالش مواجه کرده است که اندیشمندان تصمیم‌ساز آن را جزء ابرچالش‌ها به حساب نمی‌آورند، ولی اگر خوب بنگریم، ریشه برخی از ابرچالش‌ها در نتایج سیاست‌هایی است که در دهه‌های گذشته دولت‌ها با استفاده از اعتبار دانشگاه نزد مردم برای حل مشکلات عاجل خود در پیش گرفته‌اند:

اعتبار دانشگاه وسیله‌ای برای جبران: دولت‌ها به‌دلیل اقبال جامعه از اعتبار ورود به دانشگاه و کسب مدرک دانشگاهی، سیاستی را در پیش گرفتند که به‌ظاهر هزینه‌ای برای دولت‌ها نداشت. هرچند هنوز هم رگه‌هایی از تداوم هزینه‌کرد اعتبار دانشگاه ادامه دارد، اما این مسیر تقریبا به پایان رسیده است. دانشگاه هرگز از محصولات خود که به‌ناچار از دنیای علم عقب می‌مانند، راضی نبوده است.
اعتبار دانشگاه وسیله‌ای برای جبران ناتوانی بازار کار: پس از پایان جنگ با بازگشت نیروها از جبهه‌ها و ورود خیل عظیم جوانان متولد‌شده در سال‌های نزدیک به انقلاب به بازار کار، حیثیت دانشگاه این‌بار برای حل مشکل بازار کار و کمبود بودجه‌های دولت به کار گرفته شد. در دورانی کوتاه بر سر هر کوی و برزنی تابلوی دانشگاهی نصب شد و جامعه تشنه دستیابی به جرعه‌ای از حیثیت دانشگاه، فرزندان خود را بی‌دریغ روانه این مراکز علمی کرد.
امروز نتیجه این سیاست خیل عظیمی از جوانان است که در دهه سوم عمر خود هستند و از آموزش سطح کارشناسی به دکتری روی آورده‌‌اند و از کسب یک مدرک دانشگاهی به مدرک دیگری گرویده‌‌اند فقط به امید اینکه فرجی حاصل شود و بازاری آماده برای کار بیایند.
اعتبار دانشگاه وسیله‌ای برای توزیع مدرک درون‌زا: ابراز برخی نگرانی‌ها در قبال آموزش مباحث علمی که مبدأ آنها غرب است و کمبود بودجه برای تأمین هزینه‌های تحصیل در خارج از کشور (حداقل برای گروهی) سبب نضج‌گرفتن فکر راه‌اندازی دوره‌های دکتری در دانشگاه‌ها شد. استدلال مخالفان این سیاست جدید که غالبا تحصیل‌کرده غرب و آگاه به سطح دانش و امکانات آموزش در دنیای غرب و در‌عین‌حال افت سطح آموزش دانشگاهی و محصولات دانشگاه در دوران اخیر و توانایی‌ها و امکانات آموزش عالی بودند، هرگز شنیده نشد. راه‌اندازی دوره‌های دکتری به‌ویژه در رشته‌های کم‌هزینه مانند علوم انسانی اندک‌اندک به تب فراگیری تبدیل شد و یکباره همه دانشگاه‌ها با هزار لطایف‌الحیل به کسب امتیاز لازم برای راه‌اندازی دوره‌های دکتری اقدام کردند، به‌طوری‌که امروز در شهرهای بسیار کوچک هم دانشگاه‌هایی با سه یا چهار عضو هیئت علمی در مرتبه استادیار برگزارکننده دوره دکتری برای بیش از ده‌ها دانشجو هستند. چالشی که ریشه بسیاری از «ابرچالش‌ها» است ولی دیده نمی‌شود، همین‌جاست. چه کسی پاسخ‌گوی معضلات حال و آینده جامعه‌ای است که با پیامد سیاست‌های دولت‌ها در استفاده از اعتبار دانشگاه برای به‌تعویق‌انداختن مشکلات و ناتوانی در مدیریت نظام آموزش عالی دست‌وپنجه نرم می‌کند؟
به‌یقین بی‌کاری جوانان مدرک‌به‌دست که به‌ناچار کماکان به گرفتن مدرک بالاتری دل خوش می‌کنند، بحرانی جدی است؛ اما آیا سیاست‌هایی که با هزینه‌کرد از حیثیت دانشگاه‌ها منجر به افت سطح آموزش در دانشگاه‌ها، بی‌انگیزگی دانشجویان برای یادگیری، فرار نخبگان و تربیت نیروی انسانی‌ای شده که کماکان از روش تجربه و خطا بهره می‌جویند و توان مدیریت کشور، یک وزارتخانه، یک سازمان یا یک واحد اقتصادی را ندارند، نباید ارزیابی شود؟ چه کسی را باید سرزنش کرد؟ جامعه‌ای که به شاخص مشارکت جوانان در آموزش عالی می‌بالد ولی نتیجه‌ای عایدش نمی‌شود یا آنانی که کماکان از اعتبار «دانشگاه» خرج می‌کنند و آن را به مغازه‌ای تبدیل کرده‌‌اند که فقط به‌دنبال کسب سود است و آینده‌نگری را وظیفه نظامی می‌داند که برای او مجوز کسب‌وکار صادر کرده است؟ با توجه به آنچه بیان شد، ریشه چالش‌های انتخاب وزیر علوم دولت دوازدهم را راحت‌تر می‌توان بررسی کرد!
ژاله شادی‌طلب . استاد دانشگاه تهران

Print Friendly, PDF & Email