احمدی نژاد دست‌پخت کیست؟

یک نفر به خامنه ای «تبریک» بگوید بابت این «لات از چشم افتاده»! پرسش این است که چه کسی و یا کسانی به گفته محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه و وزیر اطلاعات دولت اول احمدی‌نژاد، این شخص «دروغ‌گو، خلاف‌گو، گنده‌گو، لات، عقده‌ای، فحاش، دارای زبان هرز، خودبزرگ‌بین، مغرض، و نفهم» را با کودتای خشن و خونین انتخاباتی سال ۱۳۸۸ آنطوری که دیدیم اجرا کرده و به اریکه قدرت رساندند؟ واقعیتی که باید به آن توجه داشت این است که ماهیت رژیم ولایت فقیه همین است که می بینیم؛«از کوزه همان برون تراود که در اوست »….

حال حکایت احمدی‌نژاد است. احمدی نژاد دست‌پخت کیست؟ «بگم بگم»های او که یک روز رقیبان انتخاباتی‌اش را هدف قرار داده بود، اینک سراغ کدام نهادهای انگلی و غیر مردمی رفته  که خود به مدت ۸ سال در راس امور بوده است.

این علی خامنه ای نبود که در آغاز احمدی‌نژاد را «رییس جمهور دانشمند» و در روز پایانی به او «خدا قوت» گفت. امروز بر کسی پوشیده نیست که در چارچوب رژیم ولایت‌فقیه، این ولی‌فقیه و نهادهای نظامی، سپاه ـ امنیتی کشورند که تصمیم‌گیری‌های کلان کشور را انجام می‌دهند. و گرچه جناح‌های گوناگونی در حاکمیت به‌خاطر تصرف سهم بیشتری از قدرت و منافع مالی با یکدیگر درگیر می‌شوند، اما در تحلیل نهایی، آنجا که پای مصلحت و حفظ نظام سیاسی به میان آید، همه گوش‌به‌فرمان یک فرماندهٔ واحد، یعنی ولی‌فقیه، ‌هستند و خواهند بود.
خامنه ای در پایان ریاست جمهوری دورهٔ نهم و دهم و انتقال قدرت از احمدی نژاد به  روحانی گفت : «آنچه که من امروز باید به دوستان عرض کنم، در درجه‌ى اول  خداقوّتى است؛ ان‌شاءالله که خسته نباشید. هشت سال کار کردید، تلاش کردید، کارهاى خوبى انجام گرفت، تحمل زحمات کار شبانه‌روزى را شماها نشان دادید، یعنى دیده شد، احساس شد».

خامنه ای بود که مانع تک‌تک اقدامات علیه احمدی‌نژاد شد. جلوی اقدام مجلس برای »پرسش» و احیانا «استیضاح» احمدی‌نژاد را گرفت. اختلاس‌های سه هزار میلیاردی در دولت احمدی‌نژاد را گفت «کش ندهید». دوست پنجاه‌ساله‌اش (رفسنجانی) را در ملأ عام فروخت و نظر احمدی‌نژاد را به نظر خود نزدیک‌تر دانست.

در دوران احمدی‌نژاد سنگین‌ترین تحریم‌ها در تاریخ دیپلماسی بر کشور ایران تحمیل شد. سیاست خارجی ایران دستخوش تلاطم‌های شدید شد. اقتصاد ایران رو به ویرانی رفت و بسیاری حکایت‌های تلخ دیگر که بر کسی پوشیده نیست.

اینک پرونده ‌های قضایی علیه یک‌یک نزدیکان احمدی نژاد به اجرا گذاشته شده و بنا به منابع حکومتی احمدی‌نژاد خود نیز در هفت پرونده قضایی محکومیت قطعی دریافت کرده است. اما او و یارانش در عوض در حرم عبدالعظیم بست می‌نشینند.

از آن‌سو، دادستان کل کشور او را «کلکسیونی از نقض قوانین» توصیف می‌کند که خانه‌نشینی کرد و یک روز «بوسه بر تابوت یک کافر و بوسه بر گونه مادر چاو»  زد. محسنی اژه‌ای نیز او را به «یک لات» تشبیه کرد که «یک مدت از چشم‌ها افتاده بود» و برای جلب توجه به دیگران «فحش» می‌دهد. اما در مقابل احمدی‌ نژاد، نامه به رهبری  را علنی کرده  و یادآور شده که «نارضایتی عمومی از وضع کشور و دستگاه قضایی بی سابقه و فریاد قاطبه مردم از بی‌عدالتی و روابط نادرست به آسمان است». او در ین نامه وضعیت کشور را چنین توصیف کرده که «امروز متاسفانه عده‌ای اقلیت محض، به هر ترتیب ممکن ، خود را حق مطلق، مالک و صاحب انحصاری کشور و انقلاب و ارباب مردم و دارای حق قطعی حاکمیت دانسته و توده‌های مردم را رعیت می‌پندارند و اصرار دارند که اراده، فهم و نظر آنان ولو علیه نظر عمومی و منافع ملی به هر شکل ممکن و حتی با اعمال زور و فشار به اجرا در آید».
امروز مدال افتخار به قدرت رسیدن احمدی نژاد را به سینه چه کسی می‌آویزند؟ اگر بنا به تبریک گفتن بود (چنان که سردار قاسمی در موضوع سوریه تبریک گفت) ظهور مدل مدیریتی احمدی‌نژاد را به جز خامنه ای به کس دیگر باید  تبریک گفت؟

اگر این پرسش را با ۸۰ میلیون ایرانی در میان بگذاریم بعید بتوان باور داشت که هر هشتاد میلیون جز یک پاسخ داشته باشند. آن‌ها حمایت‌های بی‌شائبه خامنه‌ای از احمدی‌نژاد را در یاد دارند. بهترین گواه این‌که از فردای پایان ریاست‌جمهوریش، احمدی‌نژاد به حکم رهبر عضو تشخیص مصلحت نظام  است و هم او اینک فریاد از بی‌دادگاه قوه قضائیه برآورده است. آیا این تشخیص او منطبق بر مصلحت نظام است یا نه. اگر نه، چنان کسی که قدرت تشخیص مصلحت نظام را ندارد چرا در مجمع تشخیص مصلحت نظام جای دارد؟ حال اگر او قدرت تشخیص مصلحت نظام را دارد باید بر حال مملکتی گریست که به تشخیص «رییس‌جمهور دانشمند»[البته بی دانش]! وضعیت دستگاه قضا چنان آشفته است که فریاد قاطبه مردم از بی‌عدالتی قوه قضائیه به آسمان است.

حال باید پرسید چیره ساختن یک «لات بددهن» بر امورات یک ملت آن هم برای هشت سال و سپس نشاندن او در کرسی تشخیص مصلحت نظام را باید از چشم که دید؟ چگونه است که موفقیت‌ها در تصمیمات کلان نظام را به رهبر تبریک می‌گویند، اما، خسارت‌های محض ناشی از تصمیمات کلان نظام را به پای رهبر نمی‌نویسند؟

علی مطهری به درستی گفته است که فتنه ۸۸ یعنی احمدی‌نژاد؛ فتنه‌ای که تا همین امروز رهبری آدرس اشتباه داده، فتنه ‌ای که خامنه‌ای نمی‌خواهد بپذیرد که هیزمش (احمدی نژاد) را او خود فراهم آورده است. آنکه دیروز از رقیبان انتخاباتی خود آبرو می‌برد، امروز آبروی نظام ! تحت امر خامنه ای ! را می‌برد.
اقتباس از نوشته حسین علیزاده  در سایت زیتون

Print Friendly, PDF & Email