یادی از اسکار نیمایرچهره جاویدان جهانی هنرمعماری و کمونیست نامی برزیل یار فیدل کاسترو 

امسال مصادف بود با خاموشی دومشعل فروزان، پنجمین سالگرد  درگذشت اسکار نیمایر و اولین سال خاموشی فیدل کاسترو شخصیتهای که نزدیک به یک قرن تاثیر گذار آرمان انسانی بوده اند و در قلب اکثریت زحمتکشان سیاره ما جا دارند؛ بی دلیل نیست که رسانه های خبری امپریالیسم  این دو شحصیت را “یگانه باز مانده های کمونیسم” بخاک سپرده شده دانسته تا به مردم جهان القاء کنند آخرین بازمانده ها هم رفتند بنابراین تنها راه ماندگار پیوستن به نظام سرمایه داری است. 

جهان در ۵ دسامبر۲۰۱۲ در شامگاه چهارشنبه ساعت بیست یک و۵۵ دقیقه با درگذشت اسکار نیمایراین مشعل  نو گرای انقلابی برزیل که ده روز به ۱۰۵مین سالگردش مانده  بود به سوگ نشست وی را در کاخی بخاک سپردند که خود طراح آن بود. “دیلما روسف” رئیس جمهور برزیل  در کنار کاخ،با افتخار با کف زدنها و با تجلیل نیمایر را انقلابی بزرگ و استاد معماری نوین نام نهاد؛ رسانه های مترقی جهان این پایان را آغازی برای بازماندگان راه وی درجهان آرمانی و خلاقیت معماری دانستند.

  زندگینامه نیمایرآزمونی در تاریخ: به مناسبت (صدمین سالروز)

   به مناسبت صدمین سالگرد  استاد  و رفیق نیمایر روزنامه “پراودا”  در شماره ۱۳۴ سال ۲۰۰۷   نوشت  نیمایر در مسیر تکامل خود ترکیبی از  لوکوربوزیه “معمار خلاق جهانی”  وهنری تنیده از شعر بود؛  نیروهای مترقی و چپ جهان وی را پیام آورصلح می دانند؛ جامعه مهندسی ایران وجهان اسکار نیمایر را نه تنها چهره برزیل معاصر بلکه جلوه معماری ای ترسیم نمودند که با خلاقیت ونوآوری مکان ها را درجهان دگرگون ساخت.

 اسکار نیمایر که نام کامل  او «اسکار ریبروآلمئید سوارس» می باشد  در ۱۵ دسامبر سال ۱۹۰۷ میلادی در شهر “ریو دوژانیرو” برزیل زاده شد. با رفتن به مدرسه، و  با  پرسه زدن‌ها، دوران جوانی را گذراند. سال ۱۹۲۸در سن ۲۱ سالگی ازدواج کرد و صاحب یک فرزند شد.  اما آن‌طور که در کتاب خاطراتش، «منحنی‌های زمان» شرح داده است. سرانجام به دانشکده معماری هنرهای زیبای شهرخود رفت و به تحصیل پرداخت و درهمین شهر درسال ۱۹۳۴ بعنوان آرشیتکت  فارغ التحصیل  شد کارش را در چاپخانه پدرش آغاز کرد و از طرفی دیگر با عشقی که به رشته اش داشت  با سماجت و کار مجانی در دفتر معماری”لوسیو کوستا”، معمار و شهر ساز نامدار برزیلی مشغول رشته تخصصی خود شد بدین ترتیب سنگ بنای جهانی شدن خویش را نهاد. زمانی که کوستا در دهه ۳۰ میلادی  به عنوان سرپرست طراحی ساختمانی جدید برای وزارت آموزش و بهداشت منصوب گردید او برای این‌کار تعدادی از معماران جوان را به کار گماشت و از “لوکوربوزیه “، پیشگام معمار مدرن  «بین‌المللی»، نیز به عنوان مشاور طرح دعوت به همکاری نمود.  نیمایر این بار نیز با سماجت کوستا را مجاب ساخت  تا او را هم در گروه طراحی جای دهد. از خلال مشارکت در این طرح بود که نیمایر فرصت کار کردن با “لوکوربوزیه ” را یافت.

 اما اصل قضیه دراین بود که، اسکار جوان با  ابتکار  توانست راه های دیگری را بیاموزد و سرفصل مهمی درسبک «مدرنیسم برزیلی» بگشاید وچنان فراتر از مرزهای کشور خود بر معماری مدرن  تاثیربگذارد که آثارش بخش جدا ناپذیر از میراث  فرهنگی و معماری  سده بیستم به‌شمار آید و طراحی شهری و معماری اش در فهرست میراث جهانی سازمان یونسکو۳۰  سال پس اجراء در سال ۱۹۸۷  به عنوان یکی از دست آوردهای مهم در طرح شهرسازی “برازیلیا” و ساختمانهای آن قرار گیرد و این افتخاری است بزرگ که نصیب هر آرشیتکتی در زمان حیا ت اش نمی گردد.

  استاد نیمایر با حرکت روی منحنی ها استیل معماری نوین را بنیان نهاد. با استفاده از مصالح آهن و پولاد و بتن و شیشه، چون مومی دردست،بناهای عظیمی را آفرید که دراندام پرپیچ وخم و قوسهای آسمانی پا درزمین داشت و الهام  دهنده طبیعتی بود که درآن کشور با تمام وجود آنرا لمس می کرد و سرآغاز ایده های نوین معماری و جدالی برای ذهنی بود که در عصرخویش به آن می پرداخت و خلاقیت اش  رهروی شاگردانش درجهان می گردید.

 طراحی و شاهکارهای، استاد  ضرورت اهمیت استانداردها و نظم و انضباط  به عنوان پیش شرط برای حل مشکل مسکن که اولین بار در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی  با برنامه ریزی شهری و تسلط برآن معرفی می گردد مورد نظر اسکار نیمایر بود وی اعتبار زندگی خود را به روش زیر تعریف می نمود:

“برای داشتن امتیاز آرشیتکت خوب، مطالعه در زمینه های تخصصی کافی نیست، یک معمار بویژه باید  دارای تفکر اجتماعی و سیاسی باشد  سازندگی باید منعکس کـننده عقـیده و عمل در جهت مخالفـت با مناسبات غیرانسانی در سمت مخالفـت با بی عدالتی های اجتماعی باشد.” و فعالیت در عرصه فرهنگی، باید رابطه تـنگاتـنگی با تلاش در جهت بلوغ انسان و ساختن دنیای عادلانه و همبسته در شرایط بهبود کیفی آگاهی ها  باشد برای جوانان ضروری است با مبارزه برای جهانی بهتر و عادلانه تر تربیت شوند.

آثار نیمایر با ده ها برگ از جایزه ها، مدال ها، دیپلم های کشورهای مختلف مشخص می شود. نیمایر در فعالیت های اجتماعی و سیاسی برای یاری به محرومان تلاش می کرد. بخشی از پاداش پولی معمار همیشه به نیازهای عمومی محرومان فرستاده می شد  نمونه  سال۱۹۹۶ طرح یادبود الدورادو را اجرا نمود و آنرا به جنبش دهقانان بی‌زمین تقدیم کرد.

 نیمایر به کشور شوروی و مردمانش بسیارعلاقمند بود و در سال ۱۹۶۳، پس از دریافت جایزه صلح بین المللی لنین با تحسین  درمیدان سرخ  به “تقویت صلح” در میان مردم جهان پرداخت. باید یاد آور گردم گنادی زیوگانف صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه به مناسبت در گذشت نیمایر طی تلگرام تسلیت عمیق  به کمیته مرکزی حزب کمونیست برزیل، گفت: چهره درخشان رفیق نیمایر خلقهای جهان را بخود جلب کرد… سهم وی در جنبش کمونیستی برزیل قابل تقدیر است اوهمیشه دوست ما بود…  نیمایر تمام انرژی خود را برای صلح به ارمغان آورد. او عضوهیئت رئیسه شورای جهانی صلح بود و جایزه بین المللی لنین به وی اهدا شد. 

چرا کمونیست شدم:

انگیزه سیاسی از جوانی در نیمایر به وجود آمد و تا زمانیکه در اوج افتخار و چهره شناخته شده در خلاقیت هنری بود  درسال ۱۹۴۵به حزب کمونیست پیوست و محل کار خود را برای برقراری جلسات حزبی گذاشت واز موقعیت خود بعنوان هوادار استالین از مواضع مستحکم  وی در دفاع  از اتحاد شوروی حمایت نمود. در سالهائی که حکومت برزیل  در دیکتاتوری نظامی قرار داشت  نیمایر با عده ای زیادی از رهبران حزب در ارتباط  و با برخی دوست نزدیک بود وی در ملاقاتی که با فیدل کاسترو نمود آمریکا را هیولائی خواند که می خواهد پرچم کوبا را در تصرف خود داشته باشد مجسمه یادبود محاصره اقتصادی کوبا از آخرین کارهای ارزشمند استاد نیمایر می باشد.

  فیدل کاسترو احترام ویژه ای به تلاش شبانه روزی نیمایر داشت  انسانی واقعا پرورش یافته در کار؛ رفیق فرمانده فیدل  زمانی که از بازنشستگی خود صحبت می کرد از دوست خود نیمایر مثال آورد و گفت: من مثل نیمایر خواهم بود تا آخر به  فعالیت خود ادامه می دهم. این جمله درطی نامه ای درسال ۲۰۰۸ تکرار شد. 

نیمایرمی گفت من از یک خانواده کاتولیک متعـصب برخاسته ام علاوه براینکه در منزل ما، عکس پاپ رم در دیوار آویخته بود من ازهمان سنین جوانی، با پی بردن به علل بی عدالتی  و نابرابری های اجتماعی به صفوف سازمان«نجات سرخ» پیوستم و پس از آن به عضویت حزب کمونیست برزیل درآمدم واین، گام درستی بود… و “همه انسانهای خوبی که در زندگی دیده ام کمونیست بودند.”

اسکار نیمایر چپ دگراندیشی  بود که توانست از چارچوب فناتیسم دینی و تفکر بورژوازی رهائی یابد وسرود انترناسیونالیسم پرولتری را به جهانیان بنمایاند  در پاسخ به این سئوال که شما از اینکه عضو حزب کمونیست هستید و یکی از زیبا ترین وبهترین بناهای کلیسای جامعه «ترنو ونتسا»  برزیل را آفریدید اعتقادات مارکسیستی شما،چگونه با مکانهای دین سالاران سازگاری دارد؟ 

چنین جواب داد «اعتقادات مارکسیستی من امروز محکم تر و عـمیق تراز هر زمانی است کمونیسم را با قهرمانیهای خلقهای اتحاد شوروی در مقابل فاشیسم  با استحکام وپایبندی استالین بخوبی درک می کـنم و از آن الهام می گـیرم. البته که، من این باورهای سیاسی- ایدئولوژیک خود را در تضاد باهنر معماری ام در ساختن معابد نمی بینم. من به خدا ایمان ندارم ولی، به مردم احترام می گذارم.» … «ما خیلی زود فهمیدیم که باید چیزهایی را تغییر دهیم و گذرگاه این تغییر، حزب کمونیست بود. من به حزب پیوستم و با وجود همه فراز و نشیب‌هایی که زندگی تحمیل کرده است، عضو آن باقی ماندم.» و از جمله این نشیب‌ها، پیگرد و تبعید بود، که تنها عزمم را برای مبارزه در راه عدالت اجتماعی راسخ‌تر کرد”.

  پس از دگر گونی های جهانی اتحاد شوروی،تعهد نیمایر به آرمانهای کمونیستی خدشه‌دار نشد او، در سال ۱۹۹۲، و در شرایط دشوارِ جهانی پس از تخریب وعقب نشینی بلوک سوسیالستی و کشورهای اروپای شرقی، در برابر کوشش‌های انشعاب گرایانه  به‌منظور پایان دادن به فعالیت‌ «حزب کمونیست برزیل»، مقاومت کرد شخصیت برجسته نیمایر باعث گردید حزب از آشفتگی فکری درمجادلات ناشی ازسالهای فروپاشی پیروز مندانه بیرون آمده و پایدار بماند و به پاسِ این کوشش، به مقام “رهبر حزب کمونیست برزیل (۱۹۹۲-۱۹۹۶) انتخاب شد وتا آخرین لحظات زندگی به عنوان  صدرافتخاری به حزب کمونیست وفا دار ماند. تعلق سیاسی برای نیمایر کم بهاء نبود  پس از کودتای نظامی ۱۹۶۴ (۱۳۴۳خورشیدی) اوباشان رژیم  بدفتر کار وی حمله ور شدند و فعالیت هنری وی را متوقف ساختند  او در  سال ۱۹۶۶ مجبور به ترک کشور شد به اتحاد شوروی و دیگر کشورها  وسپس به فرانسه  رفت و در مهاجرت اجباری دفتر کارش را در پاریس تأسیس نمود.

آثار نیمایر در جهان معماری:

فکر ساختن یک پایتخت جدید که در سال ۱۹۵۶ (۱۳۳۵ خورشیدی)  در حقیقت ایده ،“جوسیلینو کوبیتسچک“، رئیس جمهوری ترقیخواه برزیل، بود که تصمیم گرفت پایتخت کشور را از “ریودوژانیرو“، واقع در ساحل اقیانوس اطلس، به فلات مرکزی کشور بعلت توسعه اقتصادی منتقل سازد از دوستش نیمایرخواست تا در طراحی و نظارت برخی از ساختمانهای شهری شرکت نماید که مشهورترین آنها اقامتگاه ریاست جمهوری، کنگره ملی برزیل خانه نمایندگان و کاتدرال یا کلیسای جامع برازیلیا ساختمان‌های مهمی هستند که توسط خود نیمایر در این شهر جدید طراحی شده اکنون از نمونه‌های مهم معماری سده بیستم  در برزیل به شمار می‌آیند.

 طرح شهرسازی “برازیلیا” و ساختمان‌های اعجاب‌آور با حجم‌های عظیمش، هم مانند مسکو و دیگر شهرهای بزرگ، قطعاً یک معماری فوتوریستی را به نمایش می‌گذارد. برای فوتوریست‌ها ماشین، هواپیما و شهرهای صنعتی نشانه‌های بسیار مهمی بودند چراکه آن‌ها پیروزی انسان بر طبیعت را نشان می‌دادند و این نوع معماری هم قرار است اشاره‌ای به آینده و  توسعه برزیل باشد.

یکی از نخستین کارهایی که “اسکار نیمایر” شخصاً طراحی آن را بر عهده داشت و باعث پیشرفت و شهرتش دربرزیل بود. مجموعه‌ای در کنار دریاچه (یا آبگیر مصنوعی پامپولیا) که، شامل کلیسا، باشگاه ورزشی گلف و قایقرانی، رستوران و کازینو است. در طراحی این مجموعه “اسکار نیمایر” آرام، آرام از سبک خشک “لوکوربوزیه” فاصله گرفت و قوس‌ها و انحناها را در کار خود وارد کرد و فرم‌های آزاد را بیش از پیش به کار گرفت…

 کلیسای کوچک سن فرانسیس آسیزی در کنار آبگیر پامپولیا، یکی از اقدامات انقلابی نیمایر بود. ساختن چهار قوس بزرگ “سهمی” یا “شلجمی‌” شکل با استفاده از بتن پیش‌تنیده و به کارگیری فرم‌های آزاد در ساخت این کلیسا، در زمان خود بدون تردید یک جسارت و نوآوری بود. پذیرش این کلیسای مدرن برای اسقف‌های کاتولیک، به دلیل نوع معماری و همچنین نقاشی‌های دیواری‌اش، ناممکن بود و آن‌ها تا سال‌ها از تقدیس و تبرک کردن این ساختمان به عنوان کلیسا خودداری می کردند. در حقیقت در طرح این کلیسا بود که نیمایر خود را از برخی قید و بندهای معماری “کارکردگرا” آزاد ساخت.

یکی از کارهای ماندگار نیمایر طراحی ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک است.

کارمشترک بالوکوربوزیه  معمار سوئیسی، که با این طرح شهرتی جهانی یافت. نیمایر پس از جنگ جهانی دوم زمانی که  شهرت وی در سطح جهان در حال اوج گرفتن بود، از او برای پیوستن به پروژه طراحی ساختمان سازمان ملل در نیویورک دعوت شد. اگرچه در ابتدا طرح شخص نیمایر برای ساختمان سازمان ملل تصویب شده بود، اما در نهایت طرحی که ترکیبی است از طراحی‌ او و”لوکوربوزیه” مورد توافق قرار گرفت و ساخته شد. در این طرح ساختمان‌های دبیرخانه، مجمع عمومی، تالار اجتماعات و کتابخانه جدا از یکدیگر قرار دارند. بلندترین ساختمان مجموعه، ساختمان ۳۹ طبقه‌ای دبیرخانه است که دفتر دبیرکل سازمان ملل در طبقه ۳۸ آن قرار دارد. معماری ساختمان به سبک مشهور به «سبک بین‌المللی» است؛ سبکی که خصوصیات اصلی آن تأکید بر حجم، تعادل در طرح و دوری جستن از تزئینات در معماری است. نیمایر معتقد بود زیبایی حاصل “استقرار صحیح ساختمان‌ها در فضاست”.

نیمایر آثار معروفی را در سطح جهانی با الهام از منحنی ها طراحی کرد که از جمله آنها می توان  مقر “کمیته حزب کمونیست فرانسه در پاریس” را نام برد.

 مسجد،و مرکز مدنی و دانشگاه الجزیره در الجزایر، خانه فرهنگ هاوره فرانسه، دانشگاه قسطنطنیه الجزایر، ساختمان انتشارات موندادوری میلان ایتالیا، مجلس امریکای لاتین در شهر سائوپائولوی برزیل، مرکز توسعه جهانی زبان پرتغالی در لیسبون پرتغال و مرکز فرهنگی بین المللی آولیس اسپانیا نمونه های دیگری است که می توان بدان اشاره نمود. او همچنین مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی شهر طرابلس در لبنان را نیز طراحی نمود اما آغاز جنگ‌های داخلی لبنان باعث شد تا این پروژه نیمه‌کاره رها شود.

اسکار نیمایر نابغه ایی که بیش از ۶۰۰ اثر معماری در نقاط مختلف جهان طراحی نمود، وبیشترین آن اجرا گردید. انسانی پرورش یافته در کار تا آخرین روزهای عمرش به فعالیت های حرفه ای و خلاقانه اش ادامه داد.

  مدل، نشان ها و جایزه برزگ معماری:

 با پایان دیکتاتوری نظامی در سال ۱۹۸۵، نیمایر پس ازبازگشت دوباره به خلق آثار معماری درکشور پرداخت. مجموعه‌ی «یادمان آمریکای لاتین» در سائوپولو جزو کارهای مهمی است که پس از مهاجرت ساخت. کار مشهور دیگرش، موزه هنرهای معاصر در شهر نیتروی برزیل می باشد، که روی صخره‌ای بلند و رو به خلیج واقع شده. ساختمان با گنبد برافراشته و راه مارپیچی که از روی صخره به آن می‌رسد، مانند یک سفینه فضایی یا به قول خود “نیمایر مانند گلی است که بر فراز آب‌ها معلق است”. در سال ۱۹۸۸ نیمایر جایزه معماری “پریتزکر” در معماری را به دست آورد این جایزه در حد نوبل است.

(جایزه معماری پریتزکر جایزه ای است که هر ساله توسط بنیاد “هات”، برای بزرگداشت به یک معمار زنده داده میشود که آثارش ترکیبی از استعداد، بینش معماری و تعهد است. کسی که با آثارش توانسته جامعه بشری را به سوی پیشرفت هدایت کند و محیط زندگی افراد را با هنر معماری زینت دهد.

برنده این جایزه هر ساله در بهار انتخاب و معرفی شده و طی مراسمی جوایز وی اهدا میشوند.

(اولین برنده زن جایزه پریتزکر معماری، “زاها حدید”، معمار انگلیسی عراقی الاصل بود.

همچنین جوانترین برنده این جایزه “ریایو نی شیزیوا” با ۴۴ سال سن بود.) “اسکار نیمایر” جوایز دیگری را نیز دریافت نمود از جمله:

 جایزه لنین در سال ۱۹۶۳، جایزه بنیتو خوارز در سال۱۹۶۴، جایزه ژولیت کوری در سال۱۹۶۵، سال ۱۹۸۹ یاد بود آمریکای لاتین  درسائولو را طراحی کرد. جایزه ولیعهد اسپانیا موسوم به پرینسیپه استوریاس در رشته هنر در سال۱۹۹۰ میلادی را دریافت نمود. ۱۹۹۱ پروژه موزه هنرهای معاصر در نیتروی، در ریو دِو ژانیرو را طراحی کرد. ۱۹۹۴موزه انسان و سپهر او در برازیلیا، و برج اِمبراتل در ریو دِ ژانیرور را طراحی کرد. ۱۹۹۵  بنای یادبود بمناسبت صدسالگی بلو هوریزونته را ساخت.  ۱۹۹۸: مدال طلای مؤسسه معماری بریتانیا را دریافت کرد. ۲۰۰۱ پروژه بنای ضمیمه هتل قصر کوپاکابانا در “ریو دِو ژانیرو”، موزه فیلم در نیتروی را طراحی

کرد. با ورود به سده بیست و یکم، و در حالی که نیمایر به آستانه نود سالگی رسیده بود، همچنان دفتر و استودیوی طراحی خود را در شهر “ریو دو ژانیرو” اداره می‌کرد. موزه اسکار نیمایر یا «موزه جدید» در سال۲۰۰۲ ساخته و افتتاح شد. او این‌ پروژه را در سن ۹۵ سالگی طراحی کرد.

۲۰۰۳ ستاره های تالار سخنرانی ایبیراپوئرا را ساخت. ۲۰۰۴ در تالار یادبود میجی در توکیو نشان سلطنتی پرائمیوم را دریافت کرد. ژانویه ۲۰۰۵یک طرح معماری را به محل موزه نشان‌های بنیاد پرنس آسوتریا و به هیأت امنای آن بنیاد هدیه می‌کند.

 ۲۰۰۷ صد ساله شد دولت برزیل  سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶)را به مناسبت صد سالگی این چهره ملی سال “اسکار نیمایر” نامید.

 و نشان‌ها و القابی، از آن‌جمله نشان دوستی دولت روسیه را دریافت نمود و سال ۲۰۰۸نمایشگاه «صدسالگی نیمایر» به کشورهای بسیاری در اروپا و آمریکای جنوبی در سفر بود واین سال از مجسمه ای که به کوبا هدیه نمود در دانشگاه علوم کامپیوتری پرده برداری می‌شود. وپروژه بندر موسیقی برای پارک یورکویزا در روساریو آرژانتین را درهمین سال طراحی می‌کند. برج تلویزیونی برازیلیا، که آخرین کارهای نیمایر بود  در سال ۲۰۱۲ در این شهر ساخته شد. سالهای که وی دائما با بیمارستا ن سرکار داشت.‌

«اسکارنیمایر» شخصیتی بود،که آخرین روزهای زندگی اش  تا اوایل سال۲۰۱۲،  در دفتر کارش که به ساحل ”کوپاکابانا“ی ریودوژانیرو مشرف بود، روی پروژه‌های جدید کار می‌کرد، و میزبان جلسه‌های هفتگی بحث‌های سیاسی با دوستانی بود که به دیدنش می‌آمدند. حتی در بیمارستان هم مهندسان به دیدنش می رفتند که تا درباره طرح‌های در دست اجرا با وی به مشورت بنشینند.

“آنیتا”، همسر این نابغه هنر معماری و کمونیست با وفا ۷۵ سال با وی زندگی نمود ودر سال ۲۰۰۴ درگذشت. دختر این زن و شوهر به نام “آنّا ماریا“، اوایل سال ۲۰۱۲میلادی در سن ۸۲ سالگی درگذشت. از “اُسکار نیمایِر“ پنج نوه، سیزده نتیجه، و هفت نبیره به جاماند ازجمله همسر دوم که درسن ۹۹سالگی  درسال ۲۰۰۶  با وی ازدواج کرد «لوسیا کاییرا» می باشد.

اسکار نیمایر کمونیستی وفادار تا آخرین لحظات زندگی، دوست صمیمی فیدل کاسترو در ضدیت با دیکتاتوری و ارتجاع جهانی هردو خالقی  در سطوح والای انسانی و دگراندیشانی بودند که بناهای امید وشادی  برای  زحمتکشان را می آفریدند؛  آموزگارانی بودند با الگوی هنر آرمانگرائی  در برابر نابرابری های اجتماعی، ای کاش این اسطوره های انقلابی عصرمان از مام وطن دو باره زاده شوند به امید گفتاری از رفیق فرمانده فیدل کاسترو که  در اینجا می آورم:

«من به نوع بشر اعتقاد دارم، و اعتقاد دارم که مردمی نوین، نسل‌هایی نوین، ظهور خواهند کرد. من امید فراوانی دارم که مردمی تواناتر از ما، بهتر از ما، در آینده به پا خواهند خواست».

م. چابکی

 ۸ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۲۹٫۱۱٫۲۰۱۷

 

 

Print Friendly, PDF & Email