دردفاع از سوسیالیسم (۵٨) مردم نه «بد» را می‌خواهند، نه «بدتر» را. مردم عدالت و آزادی می‌خواهند

جمعی از هوادارن سازمان فداییان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور): خیزش توده‌ای جاری در کشور که استبداد مذهبی، نظام ولایت‌فقیهی و فساد ساختاری رژیم را نشانه گرفته است، هم از نظر فراگیری و گسترش سریع به نقاط مختلف کشور، هم به لحاظ نوع شعارهای مطرح شده و هم مرزبندی با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا، در نوع خود قابل تعمق و توجه ویژه است.                                                 

تظاهرات و تجمعات اعتراضی علیه بی‌عدالتی‌ها، فقر و گرسنگی، فساد، دزدی و غارت، اختناق سیاسی و گرانی روزافزون که در گذشته به کرات از سوی کارگران و زحمتکشان، معلمین، بازنشستگان، زنان و جوانان و دیگر اقشار تحت ستم صورت گرفته بود، در مسیر خود به تظاهرات و اعتراضات خیابانی چند روز اخیر در کشور فرا روئید. توده‌های به ستوه آمده با حضور گسترده در شهرهای کوچک و بزرگ کشور به عریانترین شکل راس هرم قدرت سیاسی نظام اسلامی را با شعار «مرک بر دیکتاتور» نشانه گرفتند؛ به ساختار فاسد، به دزدی و غارت، به گرانی روزافزون، به وخیم شدن اوضاع اقتصادی و معیشتی زحمتکشان و فرودستان جامعه اعتراض کردند؛ با مداخله‌گری و زیاده‌خواهی جمهوری اسلامی در منطقه اعلام مخالفت نمودند؛ با شعار «اصلاح‌طلب اصولگرا، تمومه ماجرا»، «نه میر میخوایم نه رهبر/ نه بد میخوایم نه بدتر» مرز بین خود با «اصلاح‌طلبان» و «اصولگرایان» را مشخص ساختند و به عنوان «نیروی سوم» که با کلیت نظام ولایت‌فقیهی و دولت نئولیبرال و امنیتی آن مخالف است و خواهان تغییرات بنیادین در شرایط اقتصادی و اجتماعی و استقرار عدالت و آزادی در کشور استبدادزده ایران می‌باشد، خود را مطرح نمودند.

    این خیزش مردمی در شزایطی صورت می‌گیرد که حق فعالیت از تمام سازمانها و احزاب سیاسی مخالف و حتی منتقد سلب شده است؛ ایجاد و فعالیت هر گونه تشکل‌ صنفی مستقل ممنوع است؛ از سندیکاها و شوراهای کارگری خبری نیست؛ زنان بعنوان نیمی از جامعه از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم اند؛ فرهنگیان، دانشجویان، جوانان، هنرمندان و روشنفکران شهری و روستایی به بهانه‌های مختلف تحت فشار و پیگرد قرار می‌گیرند و پیشاهنگان و نمایندگان فکری آنان به بند کشیده می‌شوند.

     حاکمیت استبداد دینی، در چهار دهه گذشته به بهای قلع و قمع تمام جریانات سیاسی ترقیخواه و ایجاد هزینه بالای هر گونه فعالیت سیاسی در جمهوری اسلامی، اعتراضات توده‌ها را عملا در شرایط فاقد سازمانگری و رهبری سیاسی قرار داده است. در چنین شرایطی است که اعتراضات و خشم نهفته و تلمبارشده توده‌های تحت ستم در روزهای اول به شکل انفجاری خودنمایی می‌کند که دور از انتظار هم نیست؛ اما اصلاح‌طلبان حکومتی و آن بخش از اپوزیسیون اصلاح طلب بیرون از دایره حکومت که به عنوان دنباله‌بند جناحی از حکومت عمل می‌کنند و مبارزه توده‌ها را تنها در چارچوب نظام ولایت فقیهی و از طریق شرکت در انتخابات فرمایشی و رای به جناح اصلاح طلب و اعتدال مشروع می‌دانند، با دستاویز قرار دادن و برجسته کردن برخی از شعارهای مطرح شده در تجمعات و شروع اعتراضات از شهر مشهد، کلیت خیزش توده‌های به جان آمده از ظلم و بی‌عدالتی رژیم اسلامی را زیر سوال می‌برند؛ آن را نتیجه تحریک اصولگرایان برای مخالفت با دولت حسن روحانی و شورش کور و فاقد آینده ارزیابی می‌کنند؛ آنها یا سکوت اختیار کرده‌اند و یا بدون توجه به زمینه‌های مادی حرکت، از دوستان «سبز» خود می‌خواهند که وارد عرصه شوند و با مدیریت خیزش مردم، نگذارند این حرکت رادیکالیزه و خیابانی شود و از دایره اصلاح‌طلبی حکومتی و «سنگر صندوق رای» خارج گردد.

     خیزش توده‌ای جاری در کشور که استبداد مذهبی، نظام ولایت‌فقیهی و فساد ساختاری رژیم را نشانه گرفته است، هم از نظر فراگیری و گسترش سریع به نقاط مختلف کشور، هم به لحاظ نوع شعارهای مطرح شده و هم مرزبندی با هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا، در نوع خود قابل تعمق و توجه ویژه است. هیچ کدام از خیزش‌های اعتراضی دهه‌های اخیر در کشور بر بستر مطالبات اقتصادی و معیشتی و ارتقا آن به سطح مطالبات رادیکال سیاسی علیرغم بار سنگین امنیتی حضور معترضانه در خیابان به این سرعت فراگیر نشده بود؛ بویژه همراهی توده‌های زحمتکش، جوانان و دیگر اقشار اجتماعی در شهرهای کوچک و مناطقی که  معمولا از تحرکات سیاسی جاری در کلانشهرهای کشور به دور می‌مانند، چشم‌انداز امیدبخشی را در گذر از چنبره اصلاح‌طلبی دروغین نیرنگ‌بازان  و شیفتگان متوهم آنها و خروج از بختک اصلاح‌پذیری نظام ولایت‌فقیهی پیش روی مردم ایران ترسیم می‌کند.

     اما این بدین معنا نیست که خیزش اجتماعی و سیاسی جاری در بیش از دهها شهر و مناطق کشور واجد خصوصیات یک جنبش سازماندهی شده با اهداف، استراتژی و برنامه مشخص سیاسی و رهبری متمرکز است. این خیزش و حضور مردم در خیابانها حداقل در شرایط فعلی در فضایی صورت می‌گیرد که نیروهای ترقیخواه و پیشرو سیاسی در بطن مبارزات مردم به جان آمده از ظلم و جور رژیم مستبد دینی حضور فعال و سازماندهی شده‌ای ندارند؛ توهم اصلاح‌پذیری نظام بخش قابل توجهی از نیروهای با تعلق خاطر به آزادی و عدالت اجتماعی را از گردونه مبارزات اجتماعی و سیاسی واقعی مردم و بویژه کارگران، اقشار فرودست و توده‌های زحمتکش شهری و روستایی خارج کرده است؛ سرکوب بی‌رحمانه هر گونه اعتراض و زندانی کردن رهبران جنبش‌های کارکری، دانشجویی، جوانان، زنان و تداوم این روند سرکوبگرانه در دولت نئولیبرال و امنیتی حسن روحانی عملا شخصیت‌های مرجع آاین جنبش­ها را از صحنه سیاسی کشور حذف کرده است؛ جریانات اصلاح طلب حکومتی که تفاوت ماهوی با نیروهای موسوم به اصولگرا در دفاع از بقاء و تداوم نظام ولایت فقیهی و مخالفت با هر گونه اعتراضات رادیکال و  خیابانی ندارند، به همراه دیگر عوامل محدود کننده‌ای که در ذات نظام مبتنی بر ولایت فقیه نهفته است، ریسک‌های تداوم و تعمیق و سازمانیابی خیزش مردمی را در عرصه اجتماعی و سیاسی جامعه بالا می‌برد. درست به همین دلیل هست که رفع خلاهای سازمانی، رهبری و برنامه‌ای خیزش‌های مردمی بالفعل و بالقوه و حضور سازمانگرانه و هدفمند در بطن مبارزات مردم و بویژه کارگران و زحمتکشان شهری و روستایی در دستور روز نیروهای ترقیخواه و پیشرو، عدالت‌طلب و سازمان‌های سیاسی چپ قرار می‌گیرند. این خیزش مردمی نشان داد که ظرفیت مادی لازم برای ظهور بالفعل یک نیروی سوم عدالت‌طلب و آزادیخواه که مشخصه‌ها و سوگیری آن نه در چارچوب اصلاحات نظام ولایت‌فقیهی، بلکه در چشم‌انداز حاکمیت مردم و استقرار یک نظام سیاسی آزاد، دمکراتیک و غیردینی قابل تعریف است، در بطن جامعه استبداد زده ایران وجود دارد. اکنون نوبت نیروهای ترقیخواه و تحول طلب سیاسی و بویژه سازمان‌های سیاسی چپ است که تصمیم بگیرند می­خواهند در کدام سو قرار ‌گیرند.

ما به عنوان جمعی از هوادارن سازمان فداییان خلق ایران – اکثریت در داخل کشور و بعنوان بخشی از نیروی سوم میهنمان اعلام می­داریم فارغ از هیاهوی طرفداران تغییر رژیم که با اتکاء به نیروهای خارجی خصوصاً امپریالیسم آمریکا و رژیم جنایتکار اسرائیل و مرتجعین منطقه­ای خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و بدون ترس از اتهام همراهی با سلطنت­طلبان و وابستگان امپریالیسم در راستای اهداف انسانی خود و خواست برحق مردم ایران با جنبش اعتراضی حاضر همراه می شویم و معتقدیم ‌خیزش مردمی این روزهای میهن استبدادزده خود را خیزشی مردمی، واقعی و برآمده از بطن جامعه می‌دانیم؛ از آن حمایت می‌کنیم؛ در آن شرکت می‌کنیم و با گرامیداشت یاد هموطنان جان‌باخته در اعتراضات شهرهای مختلف کشور، نیروهای دمکراتیک، مردم دوست، آزادیخواه و اعضا و هواداران سازمان‌های سیاسی چپ را به شرکت فعال در این خیزش مردم بر علیه استبداد مذهبی و تمام مظاهر نظام ولایت فقیهی در کلیت آن، فرا می‌خوانیم.

 

جمعی از هوادارن سازمان فداییان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور)

۱۱ دی ماه ۱٣۹۶

 

 

Print Friendly, PDF & Email