کینه‌ای که بیم آن می‌رود به زودی به «بذر هویت» آن‌ها تبدیل شود

از میان این بچه‌ها روزنامه‌نگار، هنرمند، کارآفرین، فعال اجتماعی و سیاستمدارانی منتقد، حاضر و بازیگر بیرون خواهد آمد؛ چه دستگیر شوند و چه آزاد باشند!کاشفان فروتن شوکران از دل همین بچه‌ها بیرون خواهد آمد، اما با دستگیری‌شان و ادامه‌ی این روند بی‌خردانه، آن‌ها به زودی بزرگ‌ترهایی خواهند بود که ما با دست‌های خودمان در دلشان تخم کینه…

«با توجه به نزدیکی فصل امتحانات، اهتمام جدی به عمل آورده‌ایم که با همکاری و رایزنی با دستگاه‌های انتظامی، اطلاعاتی و قضایی مشکل سایر دانش‌آموزان نیز حل شود!»

پسِ پشتِ این جمله‌ی همدلانه‌ی وزیر آموزش و پرورش، حقیقت تلخ و تکان‌دهنده‌ای است که نمی‌دانم چرا تکانمان نمی‌دهد و از خود بیخودمان نمی‌کند؟

«دانش‌آموزانی» در فصل امتحانات به جرم اعتراض‌های خیابانی چندین روز است که همچنان در زندان هستند و ما از آن‌چه بر آنان گذشته بی‌خبریم!

حضور نوجوانان در اعتراضات سیاسی و اجتماعی، حضور عجیب و غیرقابل‌پیش‌بینی‌ای نیست. چرا که تمام عناصر جذاب برای نوجوانان در چنین اتفاقی حاضر است: فریاد و اعتراض، رویارویی با نیروی بزرگ‌تر و قاهر، حق‌طلبی، اجتماع و پیوستگی، هویت‌یابی و حتی خشونت!

اما با درنظر نگرفتن شرایط و دلایل شرکت کردن یا شرکت نکردن نوجوانان در چنین اتفاقاتی، آن‌ها به هر حال به «دو» گروه بزرگ تقسیم می‌شوند: کسانی که به خیابان نیامدند و کسانی که توانستند در این ماجرا حضور داشته باشند.

و حقیقت این است، آن‌ها که در این ماجرا حضور داشتند، از طرف یک جامعه و آموزش و پرورش باهوش، مستحق دریافت جایزه، توجه و در نظر گرفتن استعدادهایشان هستند؛ چرا که در این سن، منفعل نبودن، اعتنا کردن به شرایط جامعه، جرأت فریاد زدن، اعتراض با صدای بلند و حضور در اجتماع، نکته‌ای مثبت، قابل تقدیر و ظرفیتی بارورشدنی به حساب می‌آید!

آن‌ها نوجوانانی هستند که می‌توانند به شرایط مدرسه اعتراض کنند. کسانی هستند که می‌توانند در شرایط غیر قابل تحمل، صدای دیگر دوستانشان باشند. آن‌ها این ظرفیت را دارند که خشونت‌های خانگی و اجتماعی را تحمل نکنند. خاموش و پیرو نباشند. جهانشان را با روش شخصی‌شان کشف کنند و بی‌اعتنا و بی‌جان و خسته باقی نمانند!

از میان این بچه‌ها روزنامه‌نگار، هنرمند، کارآفرین، فعال اجتماعی و سیاستمدارانی منتقد، حاضر و بازیگر بیرون خواهد آمد؛ چه دستگیر شوند و چه آزاد باشند!
کاشفان فروتن شوکران از دل همین بچه‌ها بیرون خواهد آمد، اما با دستگیری‌شان و ادامه‌ی این روند بی‌خردانه، آن‌ها به زودی بزرگ‌ترهایی خواهند بود که ما با دست‌های خودمان در دلشان تخم کینه کاشته‌ایم.

کینه‌ای که بیم آن می‌رود به زودی به «بذر هویت» آن‌ها تبدیل شود. خاطره‌ی آن‌ها از این روزها این است؛ «با ما که خیلی نترس و شجاع بودیم، مثل ترسوها رفتار کردند» آن‌ها به انشای تعهدنامه‌هایی که از آن‌ها خواهیم گرفت، چه وقتی که مدرسه را به هم ریخته‌اند، چه وقتی که به خیابان آمده‌اند، خواهند خندید و وقتی دسته‌ی بازیشان را به سمت حریف می‌چرخانند و گلوله‌ای به قلب غول‌هایشان شلیک می‌کنند، در واقع دارند ما را می‌کشند.

آن‌ها پیروز این بازی هستند؛ چرا که توانسته‌اند صادق باشند و به تمامی «نوجوانی» کنند و ما باخته‌ایم، چرا که نتوانستیم واقعا «بزرگ‌تر» باشیم و تنها در حیطه‌ی وظایف شکلی‌مان نگران امتحاناتشان بودیم!

آن‌ها امتحانشان را داده‌اند آقای وزیر! جوایزشان را آماده کنید.

منبع: امتداد- حدیث لزرغلامی

Print Friendly, PDF & Email