معماری که خشت اول را کج می نهد

وزیرآموزش و پروش در اقدامی که پوسته دمکراسی دارد و هسته اش، آبی گل آلود برای صید ماهی اغراض مهندسی شده است، برآن شده تا فرهنگیان با برگزاری انتخابات، دو نماینده برای عضویت در هیئت مدیره صندوق ذخیره ای معرفی کنند که به نام فرهنگیان است و به کام سیاست پیشگان. ..
ظاهرا موضوع، رنگ و لعابی دارد و توصیف آن هم، آب و تابی.
اما این بلبلی که به جامعه فرهنگیان عرضه شده است، بوتیماری کریه الاصوات بیش نیست. گنجشگکی است که به افسون مشاطگی سیاست و گریموری دستان کیاست، بزک شده تا سهره نام بگیرد.

نه فرهنگیان به درستی می دانند باید چه کسی را، چگونه و برای انجام چه مسئولیتی انتخاب می کنند؟ نه خواستگاران پاشنه کشیده می دانند که پرده نشین این حجله چه عروسی است؟ نه راه و رسم این صیغه موقت مشخص است.

در پودمان هر نهاد اجتماعی عمومی مانند شرکت، سازمان، انجمن و … آنچه نقشه راه است و سر همه نخ ها بدو بازبسته است، اساسنامه آن است.

کاش امکانش فراهم بود تا از همه فرهنگیان این کشور خصوصا داوطلبان نمایندگی، آزمونی از مفاد اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان به عمل آید، آن وقت معلوم می شد دراین آزمون، درصد قبولی متخصصان فرآیند درصد قبولی، چقدر از عدد صفر فاصله دارد؟

قراراست کسانی بدون آگاهی درست و اصولی از ماهیت یک جایگاه یا مسئولیت، از طریق راهکاری پر از ابهام و سوال که پیدایش از پنهانش بیشتر کژتابی دارد، به کسانی که اتفاقا از خودشان درآن شناخت کذایی، اگر عقب تر نباشند، پیش تر هم نیستند، رای بدهند تا درآینده خدمتی ارائه کنند که کسی از چند و چون آن کمترین اطلاعی ندارد.

به احتمال بسیار، داوطلبان عزیز این پروسه، از این سخن برمی آشوبند و آن را اهانت به ساحت خویش برمی شمارند اما بی هیچ تردیدی وقتی کسی با شعارهای عوام فریبانه تلاش می کند خود را برای مسئولیتی که شناختی ازآن ندارد، به دیگران بقبولاند، هدفی جز خود و ایده آل های خود ندارد. مثل کشاورز، معلم، دوچرخه ساز یا بنایی که با تکیه بر هنر نمایش و هنرپیشگی و معجزه پول و ثروت، خود را برای نمایندگی مجلس بر مردم تحمیل می کند.

جناب وزیر عزیز
اگر همت برآن مقصور گردانیده اید که به هرجهت، طرحی یه نام شما در صفحه تاریخ تاریک فرهنگیان رقم بخورد و نم تان در جریده جرخورده سرنوشت معلمان ثبت شود، خوب برشما حرجی نیست اما اگر غرض آن است که ازاین راه، به فرهنگیان خدمتی ارائه کنید، بدانید که رهپویه تان به ترکستان ختم می شود.

اول اساسنامه را براساس تادیه حق دخالت واقعی فرهنگیان در سرنوشت صندوق ذخیره، اصلاح کنید. سپس فرهنگیان را بدرستی از زوایای آن بیاگاهانید. آنگاه در انتخاباتی شیشه ای و قاعده مند، نمایندگان معلمان را برای نظارت و دخالت در حقوق غصب شده شان یاری نمایید.

ما می دانیم : هر گردی، گردو نیست.

اسداله حیرانی

Print Friendly, PDF & Email