درباره یک رفتار زشت در مراسم اختتامیه فیلم فجر

تریبونی که بیضایی ندارد و کاهانی را فراری داده است و سراغی از تقوایی ها نمی گیرد حقش را باید از زبان سوگلی تبلیغاتی اش بشنود…

ابراهیم حاتمی کیا را خوب می شناسیم. کسی که ما را به دنبال داستانهایش کشانده است و خیلی ها می گویند که کارش را بلد است.
حاتمی کیا …. همواره مورد دوست تلویزیون بوده است. همواره در بهترین زمان ها بیشترین نام از او برده شده است. انگار باید همواره جور نام نبردن از بزرگان سینما با تکرار او کشیده شود!

تریبونی که بیضایی ندارد و کاهانی را فراری داده است و سراغی از تقوایی ها نمی گیرد حقش را باید از زبان سوگلی تبلیغاتی اش بشنود.
ابراهیم حاتمی کیا مرا یاد خیلی چیزها می اندازد.
از سیاست بگیر تا اقتصاد.
حاتمی کیا نمود سندروم طلبکاری از همه چیز است.
یادم هست که زنده یاد علی معلم از حاتمی کیا با عنوان بچه لوس سینمای ایران یاد کرده بود که شاید اگر امسال هم معلم را می دیدیم مجبور می شد کمی سخت تر در برابرش سخن براند.
ابراهیم حاتمی کیا سالهاست که پله های جشنواره را بالا می رود و کار آفرینی می کند!
جالب است که کار حاتمی کیا کار آفرینی است و احتمالا کار کاهانی دلالی!
گاهی نمی شود همه چیز را به زبان آورد یا قلم را به سوی همه واقعیت ها نشانه رفت.
خوب به یاد دارم کسی را که ۸ سال رییس جمهور کشوری بود که در دوران تصدی اش بیشترین قیمت فروش نفت را شاهد بودیم و در برابرش بی حرمتی و طلبکاری و کشوری ویران را تحویل گرفتیم.
خوب به یاد داریم که او هم چون حاتمی کیا در برابر مدافعان سرسختش گردن کشی نمود و نشان داد که حباب شخصیت افراد گاهی به دست خودشان منهدم خواهد شد.
حاتمی کیا… با بیشترین حمایت ها بلندترین اعتراضات را سر می دهد.
اما پرسش اساسی اینجاست که حاتمی کیا برای حق های ضایع شده در سینما و هنر ایران فرصتی دارد تا به خدا شکایت کند؟
امیر راعی‌فرد

Print Friendly, PDF & Email