بحران سیاسی ایتالیا زنگ خطری برای اتحادیه اروپا

انتخابات پارلمانی ایتالیا در روز یکشنبه، چهارم مارس منجر به نتایجی شد که هر‌چند تا حدودی قابل‌پیش‌بینی بود اما به دلیل رأی بالای راست‌گرایان و جنبش پوپولیست «پنج‌ستاره» بسیاری از سیاست‌مداران و تحلیلگران را غافلگیر کرد.

‌نخست‌وزیر اسبق ایتالیا به دلیل عدم امکان نخست‌وزیری تا یک سال دیگر به دلیل دوران محکومیت خود از قبل «آنتونیو تایانی» رئیس فعلی پارلمان اروپا را کاندیدای سمت نخست‌وزیری کرده بود که حالا با پیروزی حزب لیگ در این ائتلاف امکان تمکین حزب اول از حزب فروتر در این ائتلاف وجود ندارد.از طرف دیگر با توجه به رأی ٣٧درصدی این ائتلاف که برای تشکیل دولت کافی نخواهد بود، جلب مشارکت حزبی دیگر برای تشکیل دولت ائتلافی با رهبری این فراکسیون پنج‌حزبی بسیار سخت خواهد بود. از سوی دیگر، پیروز اصلی این انتخابات حزب پنج‌ستاره با کسب ٣٢ درصد آرا که تبدیل به بزرگ‌ترین حزب درون پارلمان آینده شده است، اگر از نگرش قبل از انتخابات خود برای عدم ائتلاف با دیگر احزاب کوتاه بیاید، امکان بیشتری نسبت به ائتلاف رقیب برای تشکیل دولت خواهد داشت. اما در این میان بازنده اصلی حزب حاکم «دموکرات» به رهبری ماتئو رنزی بوده است که با کسب رأی کمتر از ٢٠ درصد هیچ شانسی برای تشکیل دولت ندارد و تنها می‌تواند در ائتلاف با یکی از دو جناح پیروز به عنوان حزب دوم ایفای نقش کند. برای دموکرات‌ها نیز تصمیم‌گیری در این خصوص بسیار مشکل است؛ چنانکه نزدیک‌شدن به راست‌گرایان برای آنان خودکشی سیاسی است و پیوستن به جنبش پنج‌ستاره تا حدود زیادی متحدان اروپایی آنان را ناخشنود می‌کند.
در این میان احزاب کوچک‌تری از جمله جریانات کمونیستی هم وجود دارند که هرچند ائتلاف آنان با راست‌گرایان کاملا منتفی است اما به دلیل رأی پایین حزب دموکرات که قبلا با آن در ائتلاف قرار داشته‌‌اند هیچ معادله‌ای را تغییر نخواهد داد، در صورتی که اگر با جنبش پوپولیست پنج‌ستاره متحد شوند، امکان تشکیل دولت برای این حزب و شوکه‌کردن اتحادیه اروپایی را دارند. به همین دلیل با توجه به ترکیب آرای جناح‌ها و احزاب سیاسی زمینه تشکیل دولت آینده در ایتالیا بیش از پیش در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و در هر صورتی به لحاظ بروز بحران در سومین قدرت اتحادیه اروپایی یک ضربه بزرگ به موجودیت این اتحادیه خواهد بود. براساس گمانه‌زنی سیاست‌مداران و تحلیلگران امور ایتالیا در چنین شرایطی تشکیل دولت باثبات در این کشور تقریبا منتفی و تا حدودی غیرممکن تلقی می‌شود و از هم‌اکنون تقریبا همگان متفق‌القول‌اند که تحمیل سیاست‌های انقباضی دولت «آنگلا مرکل» بر ساختار اتحادیه اروپا دلیل اصلی تمام تلاطم‌های سیاسی درون این اتحادیه بوده است. چنانکه «سون گیگولد» نماینده حزب سبزها پیروزی نیروهای دست راستی و ضد اروپایی را نتیجه دیگری از سیاست‌های دولت آلمان دانسته و می‌گوید: «بی‌کاری جوانان و فقر در ایتالیا حاصل اعمال سیاست صرفه‌جویی اقتصادی آلمان در اتحادیه اروپا است». اگر نتایج انتخابات پارلمانی ایتالیا با پیروزی راست‌گرایان افراطی و پوپولیست‌های منتقد سیاست‌های اتحادیه زنگ خطر واقعی‌تری را برای این رهبران به صدا درآورده است. آنان که چشم امیدشان به سیلویو برلوسکنی به عنوان ناجی در زمان افول چپ میانه حاکم بود، حالا با پیشی‌گرفتن حزب لیگ بر حزب ایتالیا به پیش برلوسکنی بسیاری از امیدهای خود را بربادرفته می‌بینند.
نتایج انتخابات ایتالیا بار دیگر اثبات کرد که سیاست‌های اتخاذشده در یک دهه اخیر اتحادیه اروپا کاملا شکست خورده است و نیروهای ضدسیستمی از چپ تا راست به میزانی از قدرت در بین رأی‌دهندگان دست یافته‌‌اند که می‌توانند بسیاری از معادلات سنتی را در هم بریزند. این نتیجه حتی فراتر از قاره اروپا در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٢٠١۶ آمریکا هم با اقبال عمومی جوانان به «برنی سندرز» که با تقلب در حزب دموکرات از رقابت نهایی باز ماند و سپس پیروزی «دونالد ترامپ» به وضوح خود را نشان داده بود. در واقع جوامع غربی هم‌اکنون دارند تاوان بحران مزمن نظام سرمایه‌داری و شکست کامل سیاست «نئولیبرالیسم» بر ساختار جهانی را می‌پردازند. بعد از فروپاشی شوروی و رؤیای «پایان تاریخ» ایدئولوگ‌های نئولیبرال در یک مسیر جنونانه، دولت‌های سرمایه‌داری گام به گام تمام امتیازات تعیین‌شده در «دولت رفاه کینزی» را از طبقات کارگری و زیرین اجتماعی بازپس گرفتند و موجب رشد شتابناک شکاف‌های طبقاتی در تمامی جوامع شدند. اینکه گفته می‌شود ثروت یک درصد جامعه معادل ثروت ٩٩ درصد دیگر جامعه در سطح جهانی رسیده و متعاقب آن جنبش‌های اعتراضی بزرگی علیه سیستم حاکم ظهور یافته، واقعیتی عینی است که متأسفانه تا امروز نهادهای قدرت در سیستم‌های ملی، اتحادیه‌ای و جهانی هنوز نخواسته‌‌اند حقیقت و تبعات آن را بپذیرند.

ایتالیا اتفاقا یکی از کشورهایی بود که در متن این تخریب نئولیبرالیستی قرار داشت و مثل اسپانیا، یونان، ایرلند و پرتغال بحران اقتصادی به شدت گریبان آن را گرفته بود اما رهبران اتحادیه اروپا با سیاست ارعاب و تهدیدی که یونان را به تسلیم واداشت، فکر کردند می‌توانند جوامع دیگر را هم به تمکین وادار کنند؛ امروز ایتالیا و فردا اسپانیا که بدون تردید در همین مسیر گام برمی‌دارد. پس به‌زودی اتحادیه اروپا باید در سیاست‌های اساسی خود تجدیدنظر کند یا آماده فروپاشی باشد. ادامه بحران سیاسی در ایتالیا که می‌تواند منجر به تجدید انتخابات شود، در صورت عدم توافق احزاب برای تشکیل دولت ائتلافی می‌تواند این بحران را به کل اتحادیه اروپایی منتقل کند و آن هم در زمانی نامناسب که در واشنگتن دونالد ترامپ نیز علیه این اتحادیه شمشیر را از رو بسته است.
اردشیر زارعی‌قنواتی

Print Friendly, PDF & Email