|
در دفاع از خطای اورتگا نبایستی به حساب چپ هزینه نمود !
نسیم و آذرنگ
1386/3/31
سفر اورتگا و قبل از وی چاوز و کاسترو به ایران واکنش های متفاوتی را بر انگیخته است، نیروهای دست راستی با مستمسک قرار دادن این سفرهای دیپلماتیک بر آنند تا ثابت کنند، حکومت های جمهوری اسلامی و سوسیالیست های آمریکای لاتین همگی از یک قماشند. ومبارزه ضد امپریالیستی نهایتأ به همسویی با نیروهای ارتجاعی می انجامد. و با رودرو قرار دادن مبارزات دمکراسی خواهانه و مبارزا ت ضد امپریالیستی، در پی نفی اصل مبارزه ضد امپریالیستی و پیوند ناگسستنی آن با مبارزات دمکراتیک می باشند. از طرفی دیگر جمهوری اسلامی که وجهه بین المللی خود را از دست داده نیازمند باز سازی چهره بوده، فکر می کند نزدیکی به رهبران سوسیالیست آمریکای لاتین شاید موجب ترمیم چهره ضد دمکراتیک و قرون وسطائی جمهوری اسلامی حداقل در بین بخشی از روشنفکران جهانی مدافع جنبش سوسیالیستی آمریکای لاتین شود. سران رژیم حاضرند بابت عکس هایی که با رهبران این کشورها می گیرند، میلیونها دلار هزینه نمایند. سفر آقای اورتگا بمنظور لغو بدهی های چندین ساله این کشور به ایران و یا استمهال موعد پرداخت های آن، شاید برای وی و ملت نیکاراگوئه امری منطقی باشد. ولی همان عکس های یرای ما هزینه چندین میلیون دلاری در پی داشته است.
نزدیکی رهبران ضد امپریالیست و مردمی آمریکای لاتین با رژیم ایران که تمامی حقوق شهروندی و انسانی مردم ما را زیر پا گذاشته، و هر روزحلقه طناب را دور گردن فعالین سیاسی و اجتماعی تنگ تر می سازد. نیروها ترقیخواه و دمکرات و بخصوص چپ را در شرایط آچمزی قرار داده است، واکنش طیف های مختلف چپ که بعضأ انفعالی و یا عصبی می باشد، حاکی از این واقعیت است. در این بین ما کمتر شاهد برخوردی منطقی با این موضوع بوده ایم. مقاله آقای هادی پاکزاد در مخالفت با اعتراض بعضی از دوستان به این سفرها و ادامه این مجادلات اینترنتی، نکته نظرات بخشی از این دو طیف را منعکس نموده است.
نوشته های آقای پاکزاد همواره مورد توجه ما بوده ، و معمولأ با اشتیاق این مقالات را می خوانیم . چرا که وجوه مشترک فراوانی در دیدگاه های وی با خود می بینیم. نگرش ما به مسائلی چون گلوبالیزاسیون، امپریالیسم، سوسیالیسم و... عمدتأ منطبق یا نزدیک به هم می باشد. ولی این نزدیکی مانع از آن نخواهد شد که نحوۀ نگرش وی به مسئله سفر اورتگا و در اساس دیدگاهی را که معتقد به مبارزه ضد امپریالیستی نیروهای ارتجاعی هستند را به چالش کشیم.
شاید در تعریف امپریالیسم و شرح مشخصات این مرحله از نظام سرمایه داری با هم اتفاق نظر داشته باشیم. به هر حال ازنظر ما نوشته لنین مبنی بر" امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری " پس از نود سال هنوز بعنوان کتابی مرجع در شناخت امپریالیسم مطرح می باشد. اگر در مشخصات امپریالیسم بر اساس این کتاب اتفاق نظر داشته باشیم، طبیعتأ تعریف ما از ضد امپریالیسم نیز سهل تر خواهد بود. امپریالیسم بعنوان مرحله ای از یک نظام اجتماعی دارای ساختارهای حقوقی منبعث از ساختارهای اقتصادی و به تبع آن سیاسی، فرهنگی، نظامی و... می باشد. و مبارزه با امپریالیسم هم نمی تواند خارج از مبارزه با این ساختارها و مشخصات باشد. از اینرو ما نمی توانیم بر اساس امیال شخصی و یا توهمات خود عنوان ضد امپریالیسم را همینطوری به کسی ارزانی و یا اعطاء کنیم.
اگر بخواهیم امپریالیسم را در یک جمله کوتاه تعریف کنیم، "امپریالیسم مرحله انحصاری سرمایه داری " است. و اگر در مشخصات آن دقیق تر گردیم، " امپریالیسم عبارت از استیلای انحصارات، شکل گیری الیگارشی مالی، صدور سرمایه، تقسیم جهان بین انحصارات بین المللی و قدرتهای سرمایه داری " است. رفیق عزیز به نظر شما جمهوری اسلامی با کدامیک از موارد فوق مخالف است؟ آیا جهانی سازی سرمایه داری بعنوان زشت ترین چهره امپریالیسم با اهداف و خواست های رژیم حاکم بر ایران مغایر می باشد؟ مگر نه اینست که این رژیم چهار نعل بسوی خصوصی سازی می تازد. و برای عضویت در سازمان تجارت جهانی به دریوزگی امپریالیسم افتاده. معیار مبارزات ضد امپریالیستی این رژیم چیست؟ ضد امپریالیسم ارتجاعی و یا بقول بعضی ها ضد امپریالیسم اسلامی دیگر چه صیغه ای است؟
البته در اینکه جمهوری اسلامی مشکلاتی با آمریکا دارد و این مسئله می تواند حتی به رویارویی نظامی هم فرا روید، بحثی نیست. ولی این تقابل مضمون ضد امپریالیستی ندارد. همانگونه که تقابل دول امپریالیستی با همدیگر دلیل بر ضد امپریالیست بودن یکی از طرفین دعوی نیست. با همین استدلال درگیری دو نیروی ارتجاعی امپریالیستی و سرمایه داری عقب مانده با تفکرات و پایگاه فئودالی هم نمی تواند بعنوان مبارزه ضد امپریالیستی تعبیر گردد.
شما با به هم بافتن زمین و زمان، و صغرا و کبرا چیدن ها می خواهید جمهوری اسلامی را بعنوان حکومتی ضد امپریالیست جا بیاندازید، یا اشتباه اورتگا و چاوز و کاسترو را توجیه کنید؟
آقای پاکزاد ما با اصل مطالبی که ذیلأ از نوشته شما نقل می کنیم موافقیم.
" اگر باور داریم که بودجهی نظامی، فقط و تنها، آمریکا نزدیک به نصف بودجهی نظامی تمام کشورهای دنیا است."
" چگونه ممکن است ثروت افرادی مانند بیلگیتس با یک میلیارد نفر از اهالی همین کرهی زمین برابری کند
«چپ» ابدا نباید از آمریکا پشتیبانی بخواهد."
" دموکراسی آمریکایی ضد بشر است."
" القاعده تولیدی کدام کارخانه بوده است؟ "
ولی نمیتوانیم از این بدیهیات به این نتیجه مطلقی که شما رسیده اید، برسیم.
"«چپ» نیاز دارد تا بیش از نوک بینیاش را نیز ببیند! ببیند که امپریالیسم آمریکا و دیگر وابستگانش هستند که عامل اصلی تمام این بلاها میباشند."
مثالی که در مورد شیر یارانه ای آورده اید، صرفأ توجیه گر اعمال غیر انسانی حکومت فقها است. و این رژیم را تا حد قربانیان امپریالیسم تقلیل داده اید. انگار نه اینست که تشکیل صف برای دریافت شیر ره آورد جمهوری اسلامی و سیاست های چپاولگرانه آن رژیم است. و باندهای حاکم وهدایت کننده از این روند منتفع می شوند. رژیم خود عامل اصلی، درجه یک و مستقیم تمامی بدبختی ها و قتل و غارت های بیست و هشت سال اخیر می باشد. و جنایت ها و فجایع امپریالیست ها نمی تواند ذره ای از بار گناهان این رژیم بکاهد. در اینکه نوشته اید : " نه این که ده تا بیست درصد جمعیت، امکانات و ثروت هشتاد تا نود درصد جامعه را در انحصار خود ندارند. نه این که بیشتر مردم در لبهی پرتگاه خط فقر قرار ندارند." بلی همه اینها واقعیت دارد و ما جمهوری اسلامی را بعنوان عامل وطنی نظام سرمایه داری جهانی و ببار آورنده این معضلات می شناسیم.
با صورت حسابی که شما برای ما درآوردید الزامأ ما باید به دفاع از جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا برخیزیم. بطوریکه در نوشته بعدی تان " شاید سوء تفاهم باشد " پرسیده اید " آیا به هنگامی که آمریکا همچون عراق دست به کشتار مردم زند... شما چه میکنید؟ آیا «چپ» باید برای آمریکا کف بزند؟ اگر چنین است، کماکان، وای به حال «چپ» این سرزمین... " دوست عزیز بهتر بود قبل از همه خود به این سؤال پاسخ می دادید. واقعأ در آنصورت خود شما چه خواهید کرد؟ ولی ما صراحتأ اعلام می کنیم در صورت وقوع چنین فاجعه ای که امیدواریم هیچوقت رخ ندهد، ما برای آمریکا کف نخواهیم زد، در عین حال برای حکومت اسلامی هم نخواهیم چنگید. همانطور که بخاطر سفر اورتگا و چاوز و کاسترو درود بر آمریکا سر نمی دهیم، در استقبال از این سفرهم برای جمهوری اسلامی هورا نکشیدیم. ما خود را محدود و مخیر به انتخاب از بین دو شر بوش و خامنه ای نمی نمائیم. و به این محدودیت خود خواسته تن نمی سپاریم. و در جنگ کثیف امپریالیستی علیه جمهوری اسلامی به دفاع از هیچیک از طرفین برنمی خیزیم.
ما صف مستقل خود را جدا از اردوهای متخاصم ارتجاع شکل خواهیم داد، و با افشا گری علیه نیات ضد بشری آمریکا و همدستانش، و نقش مخرب ، ضد ملی و ضد انسانی جمهوری اسلامی را هم به توده های مردم و افکار عمومی جهان فاش خواهیم ساخت. و سعی خواهیم کرد مقاومت های مردمی و نافرمانی های مدنی را علیه طرفین درگیر سازماندهی نمائیم. نبرد در دو جبهه، علیه ارتجاع رژیم قرون وسطائی و امپریالیسم جهانی کاری است سخت و سترگ، ولی نیروهای چپ و آزادیخواه را نه راه حل دیگری است، ونه گریزی از آن. صف مستقل زحمتکشان نه نیازمند حمایت آمریکاست و نه مدافع رژیم حاکم، حتی بطور موقتی و صرفأ در برابر آمریکا خواهد بود.
چپ و نیروهای دمکرات نبایستی بخاطر سفر اورتگا به مواضع راست سوق یابند، و هم آواز با آنها به تخطئه و کوبیدن مبارزات ضد امپریالیستی کشورهای آمریکای لاتین بپردازند. در هر حال وظیفه ما دفاع از جنبش های عدالت خواهانه آنهاست. ولی بمثابه این توجیه هم نمیتوانیم انفعالی برخورد کنیم. ما بایستی عواقب این دفاع همه جانبه را برای این رهبران گوش زد کنیم. اگر در داخل کشور نمی توانیم حرکت های اعتراضی را بر علیه این سفرها سازماندهی کنیم، آیا در خارج از کشور هم دستمان بسته بود؟ چرا هیچیک از این معترضین بفکر برگزار تظاهرات اعتراضی در مقابل سفارت خانه های این کشورها در اروپا یا جاهای دیگر نیافتاده؟ تهیه طوماری در اعتراض به این مسافرت ها کار سختی بود؟ بله من هم با شما موافقم : " باید چندین گام دورتر را نیز مشاهده کرد!!" بایستی به این رهبران گوشزد نمود، چپ هر کاری هم بکند نبایستی در تحمیق توده ها مشارکت داشته باشد، روابط دیپلماتیک و استفاده از ضدیت و دشمنی نیروهای ارتجاعی نه تنها مذموم نیست بلکه کاریست منطقی، ولی نمی توان با پنهان شدن در پشت این توجیه توده ها را تحمیق و مبارزات آنها را به بیراهه هدایت نمود. آنها باید متوجه باشند که در صورت حذف این رژیم، مغبون واقع خواهند شد. فردا مردم ما در مورد این دغل کاری ها و گام زدن بر روی هزاران کشته سیاسی چگونه قضاوت خواهند نمود؟ چپ ایران را چه نیازی است که از این اشتباهات دفاع نماید؟ ما چرا باید پاسخگوی اشتباهات احمقانه دیگران باشیم؟ با این خطای سیاسی لازم است، متناسب با اهمیت آن برخورد شود. همین و بس.
|
|
|