"حيدر مهرگان" و "علي معلم دامغاني"
مهندس سهراب مژده
sohrab.mojdeh@yahoo.it
مرداد ماه 1387
عدم حضور يكي از اينان، مرا
به روان پريشي، و يا "خاموشي
چراغ درون" سوق ميدهد!
"حيدر مهرگان" و "علي معلم دامغاني"
من كه عاشق بودم و، مجنون و سودا، هر زمان
بي "علي"، هرگز توانم زيست، يا بي "مهرگان"
من، چه خاكي را به سر بايد كنم، در اين مكان!
دست رد بر سينه ي استاد عشق* شايسته نيست،
پيكر خونين حيدر، در دل خاك مهان!
مهرگانم، مهرگانم، مهرگانم، مهرگان!
من چه عصيانم، چه عصيانم، چه عصيانم، فغان!
شاهد آماس خون در هر مكان
مهرگانم، مهرگانم، مهرگانم، مهرگان!
دست و بال عشق را بشكسته اند در هر جهان!!
ساكتيم ما، ساكتيم ما، ساكتيم، ما ساكتان
مهرگانم، مهرگانم، مهرگانم، مهرگان!
خون مي بارد به چشمانم، چنان
هق هقم من، هق هقم من، هق هقم، من هق هقان
مهرگانم، مهرگانم، مهرگانم، مهرگان!
كيست اينجا، كو كه آتش مي كشد خرمان عشق؟
كيست اينجا كو؟
كيست اينجا كو؟
كاتش ميكشد، خرمان عشق، با نام تو؟
خالقا، كاري تو كن، رعدي بيفشان، تك صدايي چاره كن!
اشك مي بارد زچشم خالق درمانده پاي!
توده در رنج است و در خشم، آن چنان
بايدا كاري، كه بد كاري، بدا كاراستان!
مهرگانم، مهرگانم، مهرگانم، مهرگان!
.............................................................
• *اشاره به "علي معلم دامغاني"، شاعر پربار و پر وجاهت ايران عزيز ماست.
|