|
|
سعید شاپوری اوضاع فعلی برای دريافت مجوز اجرای تئاتر را بلبشو توصیف کرد و گفت كه امروز هنرمندان نمیدانند باید به کجا رجوع کنند. بهاعتقاد او؛ با تغییر مدیریتها، کل سیستم عوض میشود. مديران جديد فکر میکنند همه چیز از خودِ آنها شروع شده و نفرات قبلی کاری انجام ندادهاند.
|
كلاه كساني كه زورشان نرسد؛ پس معركه است
ایلنا: سعید شاپوری(نویسنده و کارگردان تئاتر) به اخذ مجوز برای دو نمایشنامه "آپولوژی" و "سونامی" اشاره کرد و درباره داستان آنها گفت: "آپولوژی" متن بازنویسی شده از سه رساله افلاطون و درباره سقراط و شوکران خوردن او است.
وی درباره دومین نمایشنامه خود نیز گفت: "سونامی" یک کار طنز و دینی است که به مدعیان دروغینی که سر مردم را شیره میمالند و از سادگی مردم ساده لوح سوءاستفاده میکنند، پرداخته و به نظر من مبتلابه جامعه امروز ما هم هست. شاپوری با بیان اینکه این دو نمایشنامه مجوز گرفتهاند، از زمان اجرای آنها اظهار بیاطلاعی کرد و توضیح داد: مشکل اینجاست که اینها هنوز نمیدانند باید چه کار کنند و ما نیز نمیدانیم با چه کسی طرفیم. رئیس تئاترشهر هم که عوض شده و فعلا هیچ چیز معلوم نیست؛ در یک کلام اوضاع بلبشو است!
وی افزود: میگویند برای شش ماه اول سال برنامه سالنها را بستهایم و شش ماه دوم هم فعلا مشخص نیست و ظاهرا برای کارهای بعداز این، مرکز باید راسا تصمیم بگیرد.
شاپوری اضافه کرد: اینکه نوبت کارها برای شش ماه اول به چه صورت بوده است را من نمیدانم؛ کارهایی که الان روی صحنه میروند، ظاهرا قبل از این تغییر و تحولات بوده است ولی معلوم نیست معیار انتخاب چه بوده و کارها به چه صورت انتخاب شدهاند.
وی گفت: من الان معطّلم؛ نمیدانم باید برای چه زمانی برنامهریزی داشته باشم و تا کی منتظر بمانم؛ میگویند خودتان پی کار را بگیرید و بروید جا پیدا کنید اما نمیدانیم با چه کسی باید صحبت کرد.
این هنرمند تئاتر با اشاره به اینکه يك تئاتري وقتی میخواهد کاری را شروع کند، باید از حدود چهار ماه قبل از آن آماده باشد، گفت: من الان نه میتوانم کاری را شروع کنم، نه جایی بروم. كاملا بلاتکلیفم و این وقتی که از من هدر میرود، گناهش به گردن مسوولین است که عمر ما را هدر دادند.
وی درباره تغییر و تحولات در امور هنری کشور اظهار کرد: با تغییر مدیریتها، کل سیستم عوض میشود؛ هر مدیری که میآید، برنامه و روند کاری مدیر قبل از خود را قبول ندارد و فکر میکند که همه چیز از خودِ او شروع شده و نفرات قبلی کاری انجام ندادهاند؛ با چنین شرایطی تنها کسی که لطمه میخورد هنرمندان هستند.
شاپوری با بیان اینکه معلوم نیست الگوی کار چه چیزی است، ادامه داد: من در جلسه هنرمندان تئاتر با آقای شاهآبادی گفتم و الان نیز تکرار میکنم که دوره، دورهی موتورسواران است؛ در خیابانها میبینیم تنها چیزی و کسی که قانون را رعایت نمیکند، موتورسوار است؛ جامعه تئاتر ما نيز همین شده و تئاتر هم از این قاعده مستثنی نیست. برخي با بی قانونی كارشان را پيش ميبرند.
وی توضیح داد: کسانی که موتورسواری را بلد هستند و میتوانند قانون را دور بزند، فرصت اجرای کار پیدا میکنند و مسوولین هم به دلایل مختلف مجبورند به این موتورسوارها میدان دهند؛ اما کسی که مقید به قانون است یا به این دلیل که کسی را در میان مدیران ندارد تا برای او کاری انجام دهد، مجبور میشود مقید به قانون باشد. همين فرد درنهايت فرصت اجرا پیدا نمیکند.
شاپوری با بیان اینکه برای ما قانون چماق میشود که بر سرمان بکوبند و برای دیگران راه کوتاهی که به هدف برسند، افزود: بحثِ کار من نیست. تئاتر ما الان به یک کلاف سردرگم شبیه شده است که هرکسی یک گوشه آن را گرفته و میکشد و هرکسی فکر میکند که بیشتر بکشد. کسانی هم که زورشان نرسد و مقید به قانون باشند و کسی را نداشته باشند؛ کلاهش پس معرکه است!
|
|
|