«گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین»(12)
به مناسبت صد و سی و نهمین سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین
لنين دفاع از كشور را رهبري ميكند
مؤلفان: ج.د.ابیچکین، ک.آ.استروخوا،
م.ی.پانکراتوا، ی.ن.استلیفروسکایا
برگردان: هادی پاکزاد
Hadi.pakzad@yahoo.com
زندگي بدون جنگ و خونريزي، وقفهاي كوتاه داشت. امپرياليستهاي خارجي، بورژوازي و بزرگ مالكانِ سرنگون شده، از تن در دادن به پيروزي كارگران و روستاييان روسيه سرباز ميزدند.
آنها فهميده بودند كه شروع آن حريق بزرگ انقلابي، حتماً به ديگر كشورها سرايت ميكند. كاپيتاليستهاي بريتانيا، فرانسه و آمريكا نميخواسنتد هزاران ميليوني را كه به روسيه تزاري وام داده بودند، از دست بدهند. نميخواستند سودهاي عظيمي را كه از غارت ثروت طبيعي روسيه به جيبهايشان سرازير ميشد، از دست بدهند.
در بهار 1918، نيروهاي آمريكا، بريتانيا و فرانسه، مارُمانسك را به تصرف درآوردند. ژاپن، بريتانيا و سپس سربازهاي آمريكايي در ولادي وستوك پياده شدند. امپرياليستها، جنگ را عليه كشور شوروي به قصد درهم كوبيدن دولت سوسياليستي نو پا، با نيروي مسلح آغاز كردند. بزرگ مالكان و كاپيتاليستهاي سرنگون شده نيز به كمك مداخلهگران خارجي، جنگ داخلي را به راه انداختند.
حزب كمونيست و مردم شوروي، در دفاع از جمهوريشان، به پا خاستند. لنين، اين دفاع را به مثابه عاليترين وظيفة انترناسيوناليستي نسبت به جنبش انقلابي جهان ارزيابي نمود كه جمهوري شوروي سهم خود را نسبت به آن ادا خواهد كرد.
در خلال سالهاي مداخله نظامي خارجي و جنگ داخلي كه توصيف آن غيرممكن به نظر ميرسد، لنين با فشار و خستگي زياد كار ميكرد. تحت رهبري مستقيم وي، با طرحهاي استراتژيك او، ارتش سرخ آبديده ميگشت. وي با مسايلي مانند نيروهاي امدادي، كارايي جنگي سربازها، تدارك آذوقه، لباس و تسليحات درگير بود. ارتش پرولتاريا نياز به فرماندهان متعلق به خودش را داشت. به پيشنهاد لنين، دورههاي مخصوصي سازماندهي شد تا سيستم آموزش نظامي براي فرماندهان ايجاد گردد. هستة اصلي اين پرسنلِ فرماندهي از كارگران و دهقانان انقلابي شكل گرفت. حزب كمونيست و رهبر بزرگش لنين، يك چنين فرماندهان برجستة ارتش سرخ را مانند: وروشيلف، كوتووفسكي، پارخومنكو، فرُنز، باديوف، بلوچر، تاخاشوسكي، شچورس و بسياري ديگر از قهرمانان جنگ داخلي را تربيت كرد.
در همان زمان، لنين متخصصين نظامي قديمي نيروهاي مسلح را كه داوطلب بودند، به خدمت ارتش درآورد. وي باور داشت كه در موضوعات نظامي، تجربه غني آنان را ميتوان بهكار گرفت. فرماندهان جوان، آموزة نظامي را از متخصصين قديمي دريافت ميكردند. نقش مهم در آموزش مردان جنگي براي ارتش سرخ، توسط كميسارياي نظامي ايفا ميشد، آنان واسط حزبي بودند كه در تمام مدت كار سياسي ارتش را رهبري ميكردند.
لنين در جزئيترين مسائل كلي مربوط به دفاع كشور وارد ميشد، از اتاق كارش در كرملين، فرامين، دستورالعمل و رهنمودها را به تمام نقاط كشور ميفرستاد. اغلب تا دير هنگام، به اين و آن مدير اجرايي تلفن ميكرد تا از اعزام اين يا آن واحد به جبهه مطمئن شود، و يا از فراهم شدن تسليحات و ملزومات ديگري كه در مورد درخواست جبهه بود، اطمينان حاصل نمايد. استراحت و خواب را به خودش حرام ميدانست، پيگيرانه پيشرفت سازمان هاي نظامي را دنبال ميكرد و نهايت تلاش را براي تأمين و تضمين پيروزي برميداشت. وي، فرماندهان را در دفتر كارش فرا ميخواند و از آنان دربارة وضعيت جبهه و نيازهاي ارتش سؤال ميكرد. لنين مردم را به دادن كمكِ ممكن به ارتش فرا خواند. او نوشت: تمام دشواريها و سختيهاي ما، در مقايسه با انبوه نفرات ارتش سرخ، چيزي به حساب نميآيد، كساني كه خونشان، براي دفاع از كشور كارگران و دهقانان ريخته ميشد.
عليرغم تفوق امپرياليستها و مشكلات باور نكردني ـ كمبود آذوقه، پوشاك، تسليحات و مهمات ـ لنين، قاطعانه اطمينان ميداد كه در اين پيكار، نظم اجتماعي نوين پيروز ميشود. وي مردم را از اعتماد به نفس خودش سرشار مينمود. اغلب، هر روز و بعضي اوقات به دفعات در يك روز، براي نشستهاي انبوه كارگران و مردان ارتش سرخ سخنراني ميكرد و در كنگرهها، كارخانهها و مؤسسات، حضوري مؤثر داشت.
كمونيستها، در تمام كشور از ارادة پولادين و افكار انقلابي شفاف لنين آگاه بودند. سخنان پر حرارت رهبر و اعتقاد غير قابل تزلزل وي به پيروزي قريبالوقوع آرمان، به كارگران و دهقانان روحيه و انگيزه ميداد تا تمام توان خود را وقف پيروزي نهايي نمايند.
تأثير قدرتمندانة سخنرانيهاي لنين از نوشتة يكي از كاركنان كارخانة ديناموسكو به توصيف در آمده بود: «بعد از شنيدن حرفهاي پرشور وي، احساس آمادگي ميكردم تا يكراست به ميدان نبرد پرتاپ شوم. ما با گرسنگي، پابرهنگي، پارهپورگي … ولي لبريز از شور و شوق و اعتماد، در هر كلامش غرق ميشديم.»
لنين علاقه به رشد معنوي مردم، براي ورود آنان در عرصة فرهنگ را بر ملا كرد. در سخنراني افتتاحية سومين كنگرة شوراهاي سراسر روسيه در ژانوية 1918 گفت: در دوران گذشته ـ تحت حاكميت سرمايهداران ـ تمام مزاياي تكنولوژي و فرهنگ، تنها در دسترس ثروتمندان بود، در صورتي كه تعداد اندكي از زحمتكشان قادر به خواندن و نوشتن بودند، از اين به بعد تمام معجزات علم و دستاوردهاي فرهنگي به كل ملت تعلق دارد. دوستان و نزديكان لنين ميگويند، او چگونه با توجه و دقت، پيشرفت ادبيات شوروي را دنبال ميكرد، آن ادبياتي كه هماكنون وارد عرصة حيات شده بود. لنين آثار سرافيمويچ، بِدني و گوركي را ميخواند و دوبارهخواني ميكرد تا از نوشتههاي آنان در آثار و سخنرانيهايش استفاده كند. وي خواستار فراگير كردن نوشتههاي آنان، به طور گسترده، در ميان مردم بود.
لنين با فشار زياد كار ميكرد، تنها رفع خستگياش قدم زدن در كرملين بود و يا گاهي اوقات در تعطيل يكشنبه، با همسر و خواهرش ماريا به تپههاي اسپارو (امروز تپههاي لنين) و يا به بعضي حومههاي ديگر مسكو سفر ميكرد.
در اين اثناء، ضد انقلابيون داخل كشور كه توسط امپرياليستها تأمين مالي و تحريك ميشدند، آشكارا عليه دولت شوروي سر برآورده بودند و براي ترور لنين و همكارانش توطئهچيني ميكردند. در سيام آگوست 1918، يك سوسيال ـ انقلاب به نام كاپلين اقدام جنونآميزي براي ترور لنين انجام داد. آن زن از فاصلة نزديك به لنين شليك كرد و به سختي وي را مجروح نمود. گلولهها عفونت به وجود آوردند و زندگي لنين به تار مويي بسته شد. دكترها شب و روز در كنار بستر وي در كرملين مشغول كار شدند.
حزب و كل كشور با بيقراري در انتظار شنيدن اخبار بهبودي رهبرشان به سر ميبرد. روز و شب از سراسر كشور، كنجكاوي و پرسوجو به طرف مسكو سرازير شده بود. هنگامي كه لنين رو به بهبودي رفت، شادي مردمي حدوحصري نميشناخت، وي هزاران عيادت كننده از كارگران و دهقانان را پذيرفت.
در دسامبر 1918 پراودا نوشت: «لنين با بيمارياش در حال جنگ است، وي آن را شكست خواهد داد! به خاطر آرزوهاي بسيار پرولتاريا، حكم تقدير چنين است!» در دوازدهم سپتامبر، ارتش سرخ سيمبرسك را آزاد كرد و مردان پيشتاز ارتش تلگرامي براي لنين فرستادند: «ولاديمير ايليچ عزيز ما انتقام يكي از جراحتهاي شما را با آزاد كردن شهر زادگاهتان گرفتيم و «سامارا» را نيز براي تلافي زخمهاي ديگرتان خواهيم گرفت.» در پاسخ، لنين پيام داد: «تصرف سيمبرسك، شهر خانة من، داروي تقويتي شگفتانگيزي بود، بهترين درمان براي جراحتهايم است، احساس ميكنم زندگي و انرژي تازهاي پيدا كردهام. تبريك به مردان ارتش سرخ براي پيروزيهايشان، و به نمايندگي از طرف تمام زحمتكشان براي تمام فداكاريهايتان تشكر ميكنم.» وي، به محض اينكه جراحتهايش بهبود پيدا كرد، رهبري حزب و كشور را در دست گرفت.
در زمستان 19ـ1918، جنگ از نو و به شدت درگرفت. امپرياليستهاي آمريكايي، بريتانيا، فرانسه و ژاپن نيروي گستردهاي را عليه روسيه شوروي مهيا كرده بودند. آنها نيروها را در شمال اُدسا و كريمه، در ترانس كوشيا، آسياي مركزي و شرق دور پياده كردند. بيش از يك ميليون سربازِ تا دندان مسلح، از هر طرف، جمهوري شوروي را محاصره نمودند. امپرياليستها از ژنرالهاي گارد سفيد و يكي از سرشناسترين آنان به نام كُلچاك كمك گرفتند. در بهار 1919 ارتش كُلچاك شروع به تهاجم نمود.
مردم كه توسط حزب رهبري ميشدند، ايستادگي و مقاومت را در برابر دشمنان انقلاب اكتبر به حد نهايي رساندند. فراخوان لنين چنين بود: «به جبهة شرق كمك كنيد!» بيست هزار كمونيست، چندين هزار نفر از اعضاي انجمن كمونيستهاي جوان و بيش از 60000 نفر از اعضاي اتحاديه كارگران به نداي حزب كمونيست پاسخ دادند و به خط مقدم جبههها رهسپار شدند.
لنين، مشكلات را پنهان نميكرد، هميشه حقيقت را به مردم ميگفت و آموزهاش به حزب چنين بود. كمونيستها به كارخانهها، معادن و روستاها ميرفتند و با مردم دربارة اوضاع بحراني جمهوري جوان شوروي ميگفتند و كارگران، دهقانان، سربازها و ملوانها را به دفاع و تقويت حاكميت شوراييشان فرا ميخواندند. آنان به خطرناكترين قسمتهاي خط مقدم جبههها ميرفتند و مردان را به خاطر فداكاري متهورانه در راه آرمانشان، روحيه ميدادند. ثابتقدمي حزب كمونيست، خونسردي برجستة آن در خلال اين ايام توان فرسا، ايمان غيرقابل تزلزلش به پيروزي، باز هم حزب را به تودهها نزديكتر ساخت. لنين گفت، براي پيروزي در جنگ، جبهة قدرتمندي به وسعت كشور بايد سازماندهي شود. بهترين ارتش در جهان، اگر از حمايت مردم برخوردار نشود، منهدم ميگردد. ارتش بايد به سلاح، آذوقه و پوشاك مجهز باشد و اين كار به عهده مردم كشور بود تا براي جبهة جنگ تهيه ميكردند. لنين و حزب، هميشه كمك به ارتش در جبهه را طلب مينمودند.
كارگران و تودههاي زحمتكش به نداي رهبر به منظور تلاش قهرمانانه در «جبهه كار» پاسخ ميدادند. با شروع بهار 1919، سابوتنيكها (كار داوطلبانة بدون مزد در راستاي منافع كشور)، در آغاز توسط راه آهنچيهاي مسكو شروع شد، سپس در سراسر كشور، اين كار سازماندهي گرديد. لنين در مقالهاش با عنوان «يك آغاز بزرگ» توصيف كرد كه اين كار داوطلبانه، به مثابة يك رويداد برجسته تاريخي، يك شروع واقعي از نگرش و طرز تفكر كمونيستي دربارة كار بود. او گفت، كمونيسم از جايي شروع ميشود كه گارگران با هر موقعيت كاري، اشتياق و علاقهاي را به نمايش گذارند تا به بهرهوري داوطلبانة كار منجر شود. از هر مقدار غله، ذغال، آهن و ديگر محصولات متعلق به جامعه كه به مثابه يك تن واحد ميباشد، مواظبت و نگهداري كنند. شخص لنين، سهمي از كار داوطلبانه را در اول مي 1920 در كرملين سازماندهي كرد.
لنين كارگران را به افزايش بهرهوري كار، به هر طريق ممكن، فراخواند. وي نوشت: «در آخرين بررسي، بهرهوري كار مهمترين نقش را داراست، امر قطعي در پيروزي سيستم اجتماعي نوين، همين است.»
جمهوري شوروي مجبور بود به تنهايي عليه تجاوز چهارده كشور، از خود دفاع كند. هر چيزي بايد با وظيفة ناكام گذاشتن نيروهاي مداخلهگر و ضد انقلابيون داخلي هماهنگ ميشد. قوانين زمان جنگ، در صنعت و حمل و نقل و همچنين در ارتش و نيروي دريايي به كار گرفته شد. براي تداركات ارتش و كارگران، دولت شوروي مجبور از بهكارگيري معيارهاي سخت در توزيع ذخاير غذايي ناكافي كشور بود. يك سيستم مازاد بر تقاضا برقرار شد كه تحت آن سيستم، دهقانان ميبايست غله اضافي را به دولت تحويل ميدادند تا براي تغذيه ارتش و كارگران استفاده ميشد. لنين گفت، در چنان شرايطي كه كشور به صورت يك دژ محاصره شده درآمده بود، جمهوري شوروي طور ديگري نميتوانست ادامه دهد. خدماتِ كار همگاني شروع شد و آذوقه، تنها براي آناني كه كار ميكردند توزيع ميشد. اقدامي كه به خاطر جنگ و ويراني اقتصاد، ضروري و از تصويب گذشته بود.
در اوج مبارزه عليه مداخلهگران خارجي و ضد انقلابيون داخلي، كنگره هشتم حزب فراخوانده شد. كنگره در 18 مارس 1919، در سالروز كمون پاريس افتتاح گرديد. پرولتارياي روسيه به آن چه كموناردها آرزو داشتند و برايش جنگيدند، جامة عمل پوشانده بودند. انتخاب اين روز، روحيهاي از شعف در ميان نمايندگان كنگره به وجود آورد و آنان را با اعتماد به نفس به پيروزي انقلاب سوسياليستي در ساير كشورها ترغيب نمود. لنين گزارشهاي مربوط به كار كميتة مركزي، برنامه حزب و كار در نواحي روستايي را ادامه داد و خاطرنشان كرد، حكومت شوروي پيگيرانه سياست صلح را تعقيب ميكند اما حكومتهاي بورژوازي به جنگ ديوانهوار عليه جمهوري شوروي ادامه ميدهند، بنابراين ضروري بود تا نيروي تدافعي كشور تقويت شود.
گزارش دربارة فعاليت در نواحي روستايي، به طور گسترده حول اين مسأله دور ميزد كه راه و روش و نگرش نسبت به دهقانان متوسط چگونه بايد باشد. طبقة كارگر همراه با طبقة رعاياي بيچيز، انقلاب سوسياليستي اكتبر را انجام داد، كارگران كشاورزي و دهقانان بيچيز حمايت تمام عيار خود را نثار دولت شورايي كردند. لاكن، قسمت اعظمِ جمعيت روستايي را دهقانان متوسط تشكيل ميدادند. بسياري از آنان، شيوة ببين و صبر كن را اختيار كرده بودند. در پائيز 1918، دهقانان متوسط، بيتفاوتي را رها ميكردند و به سوي حكومت شورايي روي ميآوردند. لنين، اين امر را به مثابة يك واقعيت مهم ارزيابي نمود. وي در كنگره اظهار كرد، اكنون زمان آن فرا رسيده تا اتحاد نيرومندي با دهقانان متوسط شكل پذيرد. بدون اين همبستگي و اتحاد، بناي سوسياليسم امكانپذير نخواهد بود. براساس گزارش لنين، كنگره قطعنامهاي مبني بر اعمال سياست اتحاد صميمانه با دهقانان متوسط را تصويب كرد.
سياست حزب براساس تقويت اتحاد طبقة كارگر و طبقة متوسط روستايي و با اطمينان از روستاييان بيچيز، هدفمند شد. تحقق اين هدف، مبارزه با كولاكها را به مثابة عاملي سرنوشتساز در نتيجة موفقيت جنگ داخلي و شكست امپرياليستها و گاردهاي سفيد را تضمين مينمود و بناي سوسياليسم را تسريع ميكرد.
هشتمين كنگره برنامة جديد حزب را تصويب نمود و سروسامان دادن كارها را به كميتهاي تحت رياست لنين واگذار كرد تا برنامة جديد وظايف حزب كمونيست را در دورة انتقال از كاپيتاليسم به سوسياليسم تعيين نمايد. لنين در گزارش خود تاكيد كرد، آن برنامه بر مبناي علمي استوار و واقعبينانه تدوين گشت. به طبقة كارگر و حزب به عنوان راهنماي عمل در برپايي جامعة سوسياليستي خدمت كرد.
اين برنامه، به اتفاق آرا، در ميان صحنههايي پر از احساسات بينظير، به تصويب رسيد. اين جا، براي اولين بار در تاريخ، برنامة حزب كمونيستي كه در قدرت بود، قانونمند گرديد. صحبت از اهميت انترناسيوناليستي برنامة جديد را لنين ادا كرد: «برنامة ما، همچون ماتريال مؤثر فوقالعادهاي براي تبليغات و فعاليت، بهكار خواهد آمد، سندي است كه كارگران را رهنمون خواهد كرد تا بگويند، اين جا رفقاي ما، برادران ما هستند، آرمان مشترك ما، جامة واقعيت به خود پوشيده است.»
با وجود اين كه كار كلان بناي حاكميت شوروي و دفاع كشور، وي را به خود اختصاص داده بود، با اين همه، لنين وقت براي پذيرش هيأتهاي بيشمار نمايندگان كارگران و دهقانان مييافت و نمايندگان احزاب كمونيست برادر را ميپذيرفت. وي، هميشه در طرز رفتار نسبت به مردمي كه با آنان سروكار داشت و با اعضاي حزب، در هر مرتبهاي، متفكرانه و با ملاحظه رفتار ميكرد و علاقه به مردم را با دلواپسي نشان ميداد. اين اشتياق را با توجه عاشقانه براي برنامهريزي كارها، به منظور ايجاد آسايشگاه براي استراحت زحمتكشان، بهبود كار مدارس و مؤسسات كودكان ابراز مينمود. وي به تمام حزب و دولت كارگران، همان شيوة نگراني و دلواپسي را نسبت به تمام مردم آموزش ميداد.
كارپينسكي، كمونيست كهنه كار، نوشت: «ولاديمير ايليچ خصوصيت انساني نادري داشت كه او را از هر كس ديگري متمايز ميكرد: انديشمندي، علاقمندي، كارداني، سادگي و فروتني فوقالعادهاش، نه تنها در رابطه با رفقاي كميته مركزي يا عضو حزب با هر سلسله مراتبي، بلكه به طور عموم با مردم، با يك شخص سرشناس يا يك نظافچي آشكار ميشد.»
زحمتكشان نيز با علاقه و عاطفهاي گرم، مشابه آن را به لنين پاسخ ميدادند. هر روز هزاران پيام تبريك و درود و سلام به نشاني رهبر بزرگ زحمتكشان سرازير ميشد. كارگران كارگاه استودال در كلينسكي، نامهاي براي لنين فرستادند و به همراه آن يك قواره پارچه هديه كردند. آنان نوشته بودند، كارگاهشان را به يادبود وي نامگذاري كردند و درخواست داشتند تا آن يك قواره پارچه را كه با دستان خودشان بافته بودند، لباسي براي لنين دوخته شود. لنين كه عميقاً تكان خورده بود، پاسخ داد: رفقاي عزيز، من از صميم قلب براي پيامهاي محبتآميز و هديه شما تشكر ميكنم. مايلم به عنوان يك راز به شما بگويم كه نبايد هيچ هديهاي براي من بفرستيد. صميمانه از شما درخواست ميكنم، اين راز را تا هر اندازه كه برايتان مقدور است به اطلاع كارگران برسانيد!
لطفاً بهترين تشكرات، درودها و آرزوهاي مرا بپذيريد.
ارادتمند شما، ولاديمير اوليانف (لنين)
اوايل 1919، دهقاني به نام ايوانف، براي ملاقات نزد لنين رفت. در بازگشت به محل، درگزارشي به نشست «كميتة اجرايي ولوست» كه لنين خط مشي آن را تأييد كرده بود، همراه با ابراز درودها و تشكرات قلبياش، يادآوري كرد: در ميان چيزهاي ديگر، لنين در اتاقي كه گرماي مناسبي نداشت كار ميكرد. نتيجه اين شد كه كميتة اجرايي ميلينوف ولوست، مصوبهاي را نهايي كند: «براي رفيق لنين، يك بار هيزم به هزينة كميتة اجرايي فرستاده شود و اگر نياز است، آهن كوبي براي نصب يك اجاق آهني در دفترش بفرستيد.» اين شرحي از علاقه و دلبستگي قابل لمس مردم نسبت به رهبرشان را نشان ميدهد.
لنين، اغلب در گردهماييها سخنراني ميكرد و مردم را براي برپايي زندگي نوين فرا ميخواند و به آنان ميآموخت كه چگونه آن را بنا سازند. وي در نشستهاي فلزكاران، معدنچيها، كارگران راهآهن و كارگاههاي صنايع دستي شركت و سخنراني ميكرد، با سادگي حرف ميزد و به اصل مطلب ميپرداخت. نيكيچين، كارگر نفت باكو كه همراه با كارگران ديگر به حضور لنين رسيده بود، اظهار داشت: «ما از كرملين خارج شديم، در راه شروع به مقايسة شاخصهها كرديم. ولاديمير ايليچ را به خاطر صحبتهاي فوقالعاده با زبان خارقالعادهاش، استثناء نموديم. زيرا، از معموليترين امور، با سادهترين زبان حرف ميزد… دريافتيم كه زندگي ولاديمير ايليچ همانند ما بيتكلف بود، همه چيز را دربارة ما ميدانست، امكانات ما را مطالعه كرده بود. موارد تنگناهاي ما را ميشناخت و صاف و پوستكنده به آنها اشاره ميكرد. او، همة ما را با سادگي خاص خودش و عاطفة شگفتانگيزش تحت تأثير قرار داد. بعداً، پنج دقيقهاي را با وي گذرانديم، گويي دوستان قديمي هستيم كه گرد هم آمدهاند و ميخواهند لحظاتي را در آرامش و آسودگي بگذرانند. اين سادگي، اين گيرايي رفتار بود كه انسان در ولاديمير ايليچ، رهبر و آموزگار و دوست طبقة كارگر درك ميكرد!» كارگران و دهقانان، وي را از روي محبت «ايليچ خودمان» ميناميدند.
لنين به قدرت خلاق مردم اعتقاد نامحدودي داشت. او نوشت: «اين از استحكام طبقة كارگر و زحمتكشان است كه مانند هر كمونيستي، من با اعتماد بهنفس، پيروزي گريز ناپذير كارگران جهان و آرمان آنان را توصيف كردهام.» وي مايل بود شاهد حضور كارگران و دهقانان، در هر رده يا مرتبهاي، در حزب، دولت و در مقياسي وسيع در فعاليتهاي اتحاديههاي كارگري باشد. اشارة مؤكدي بر حضور زنان در فعاليتهاي عمومي داشت. او گفت، هنگامي كه ميليونها نفر از زنان در زندگي عمومي سهيم هستند و در بناي سوسياليسم شركت دارند، بايد جايگاه شايستهاي را به خود اختصاص دهند. وي كراراً در نشستهاي زنان كارگر و دهقان به ايراد سخنراني ميپرداخت و براي آنان از ستم و تحقير مضاعف زنان كارگر در جامعة سرمايهداري سخن ميگفت، اشاره داشت كه حكومت شوروي، آن چه در اين مدت كوتاه توانست انجام دهد، بيش از كارهايي بوده كه جمهوريهاي جهان، در طول يكصدسال انجام دادهاند. وي اصرار ميكرد تا زنان سهم برجستهاي در دفاع از كشور و بناي حاكميت سوسياليستي به عهده بگيرند.
آ. سرافيمويچ، نويسنده، به ياد ميآورد در فرصتي پيش آمده، مشغول گفتگو دربارة مجلة «تورچستو» بود. لنين وي را مخاطب قرار ميدهد: «خب… اين را به من بگو، چرا شما چيزي دربارة زن شوروي، زن روستايي نداريد كه بگويي؟ مگر نه اين كه در حاكميت بازآفريني شدة نوين ـ سوسياليسم ـ زن، نقشي فوقالعاده به عهده دارد. آنان هم اكنون، در حوزة گستردهاي از فعاليتهاي مردمي براي نخستين بار گام گذاشتهاند. نگاه كنيد كه چطور زنها، حتي در روستاها، براي مطالعه و كسب آموزش و پرورش مشتاق هستند. در اندك سالهايي كه در پي ميآيد، ما بايد زنان دكتر، زنان كارشناس كشاورزي، زنان مهندس، زنان دانشمند و زنان سياستمدار داشته باشيم، بله.» وي بعد از يك مكث متفكرانه ادامه داد: «ما بايد نوشتن را دربارة زنانمان شروع كنيم، سهم زيادي از پيشرفت ما به آنان مربوط و وابسته است.»
لنين دوست جوانان بود. با دقت جنب و جوش و گرايش آنان را دنبال ميكرد و به آنان كمك مينمود تا موضع سياسي درستي را انتخاب كنند. بنا بر توصيه وي، حزب آموزش و پرورش جوانان را به منظور پرورش كمونيستهاي پيشاهنگ بر عهده گرفت. با هدايت لنين، سازمان كمونيستهاي جوان ـ كمسومول ـ به وجود آمد كه حالا عنوان شريف كمسومول لنينيست را به خود داده است. لنين، هيأت نمايندگي اولين كنگره كمسومول را پذيرفت، كنگرهاي كه در اكتبر 1918 تشكيل شد. در پاييز 1920، وي در سومين كنگرة كمسومول، تحت عنوان «وظايف انجمنهاي جوانان» سخنراني كرد. اين كنگره زماني برگزار شده بود كه جنگ سنگيني عليه ژنرال گارد سفيد، ورانگل، رو به پيشروي بود. نمايندگان نقل كردند، آنان گزارشي دربارة وضعيت داخلي و بينالمللي، آنگونه كه انتظار داشتند، از لنين دريافت كردند. در آن گزارش، وظايف انجمنهاي جوانان، با وضوح كامل مشخص شده بود: جنگ و تارومار كردنِ بورژوازي. با اين وجود، لنين جوانان را به مطالعه، مطالعه و مطالعه فرا خواند. وي براي آنان با جملات ساده و روشن شرح داد كه بايد خود را به منظور بر پايي كمونيسم، به دانش مجهز نمايند. به آنان گفت، كمونيسم تنها بر پايه علم، بر پاية دانشي كه توسط نوع بشر اندوخته شده، ميتواند بنا گردد؛ و اين دانش بايد با كار بهينه، به صنعت مربوط و به كشاورزي نيز پيوستگي داشته باشد. بدون آن ، كمونيسم بهوجود نخواهد آمد.
عضو انجمن كمونيستي جوان بودن، به معني آن است كه تمام توان و انرژي را بايد وقف آرمان نمود. هر روز، در هر شهر و روستا، جوانان همراه كارگران و روستاييان، بايد به طور عملي يك يا چند كار اشتراكي را كه اهميت ندارد چقدر كوچك و ساده باشد، به عهده بگيرند. وي گفت: «انجمن كمونيستي جوان، بايد به تمام جوانان آموزش دهد تا از سنين نوجواني براي كار آگاهانه و با انظباط متعهد شوند.»
لنين، اصول متعالي اخلاق كمونيستي را نزد جوانان آشكار كرد، او گفت، اصول اخلاق كمونيستي بر پايه مبارزه به خاطر بر پايي جامعه كمونيستي شكل ميگيرد. از خودگذشتگي براي آرمان كمونيسم، تعهد مادامالعمر براي مبارزه به خاطر سعادت زحمتكشان، عشق به كشور خود و انترناسيوناليسم، سازش ناپذيري نسبت به دشمنان كمونيسم و مكتب اشتراكي ـ اينها، آن چيزهاييست كه ميرود تا شخصيت واقعي انسان جامعة نوين را شكل دهد.
سخنان لنين، الهام بخش كردار قهرمانانة جوانان در ميدان نبرد و كار داوطلبانه آنان در جبهة داخلي بود. اهميت توصيه و دستورالعملهاي وي تا امروز براي جوانان، دردورة ساختمان كمونيسم، همچنان پابرجا مانده است.
بهكارگيري تمام توش و توان در راستاي قدرت حاكميت شوروي، جنگ با مداخلهگران خارجي و گاردهاي سفيد، آموزش تودهها با روحيه كمونيستي… لنين تجربة انقلابي پر باري را از طبقة كارگر روسيه و حزب بلشويك به تصوير كشيد و از آن تئوري انقلابياي به وجود آورد كه آن را در شرايط نوين زندگي اجتماعي به خدمت جنبش طبقة كارگر جهان درآورد و انترناسيوناليسم كمونيست را سازماندهي كرد.
در نيمة 1918، احزاب كمونيست در آلمان، اتريش، فنلاند و مجارستان و روماني شكل گرفتند. در ژانويه 1919، لنين كارگران اروپا و آمريكا را براي برپايي انترناسيونال كمونيستي سوم دعوت كرد. در مارس 1919، اولين كنگره سومين انترنايسونال كمونيستي در مسكو افتتاح شد كه امور آن توسط لنين برنامهريزي شده بود. وي، گزارشي دربارة دموكراسي بورژوازي و ديكتاتوري پرولتاريا ارائه داد و سپس دربارة حاكميت شوروي و ماهيت ديكتاتوري پرولتاريا سخنراني كرد.
رهبران انترناسيونال دوم، آموزههاي ماركسيستي را تحريف كرده بودند. آنان با ديكتاتوري پرولتاريا مخالفت ورزيدند. لنين، آشكارا مشت آنان را باز كرد: سرسپردههاي بورژوازي.
ضربه نيرومند به اپورتونيسم توسط لنين در كتابش به نام «انقلاب پرولتري و كائوتسكي مرتد»، كه در اكتبر 1918 نوشته شد، وارد گشت.
بونچبُريويچ، در يادداشتهايش نوشت، لنين روي اين كتاب با حساسيت خاص كار كرده بود: «او حقيقتاً از خشم مشتعل بود، روزهاي تمام تا پاسي از شب گذشته را براي نوشتن اين كتاب اثربخش بينظير، وقت صرف كرد.» چرا لنين اينچنين متلاطم بود؟ در مخالفت با چه نيرويي طغيان كرد؟
در ابتداي سال 1918، كائوتسكي، ايدئولوگ اپورتونيسم، رسالهاي تحت عنوان «ديكتاتوري پرولتاريا» منتشر كرد كه در آن، تئوري انقلابي ماركس و ديكتاتوري پرولتاريا را تحريف نموده بود، حكومت شوروي را به باد تهمت و عملكردهاي حزب بلشويك را لكهدار نموده بود. لنين خيانت كائوتسكي را نسبت به منافع طبقة كارگر افشا كرد و وي را بهخاطر امتناع از قبول اصول اساسي ماركسيسم، يعني ديكتاتوري پرولتاريا، به باد انتقاد گرفت.
لنين، تلاشهاي كائوتسكي را براي ارائه دموكراسي بورژوازي به مثابة دموكراسي «پاك و غيرطبقاتي» كه غير قابل دفاع بود، آشكار نمود و نوشت: «از دير زمان طبقات گوناگون وجود داشته است، در جامعة طبقاتي، انسان تنها ميتواند از «دموكراسي طبقه» صحبت كند. دموكراسي بورژوايي منافع اقليت استثمارگر را نمايندگي ميكند، در صورتيكه دموكراسي پرولتاريا «يك ميليونبار» دموكراتيكتر از هر دموكراسي بورژوايي ميباشد. اين دموكراسي براي منافع اكثريت مطلق پرولتاريا و زحمتكشان كار ميكند.» وي تجربه حاكميت شورايي در روسيه را ذكر كرد كه نشان ميدهد هيچ دولتي دموكراتيكتر از دولت زحمتكشان نميتوانست باشد.
سپاس براي ديكتاتوري پرولتاريا، كه با آن مردم شوروي توانستند با موفقيت عليه ضد انقلاب و هجوم مسلحانة امپرياليستها بجنگند و قادر شدند تا بناي زندگي نوين را آغاز نمايند. لنين، عظمت با شكوه مبارزه انترناسيوناليستي طبقة كارگر و ملل روسيه را براي سوسياليسم خاطرنشان كرد، مبارزهاي كه حزب كمونيست، طبقة كارگر و تمامي مردمان زحمتكش شوروي، آن را به مثابة الگويي بري ملل ديگر عرضه داشتند.
افتتاح رسمي اولين كنگرة سومين انترناسيونال كمونيستي، پيروزي بزرگ لنينيسم بود. لنين، همچنين در كار كنگرههاي ديگر كمينترن شركت داشت: كنگره دوم انترناسيونال سوم، در 1920، سوم در 1921 و چهارم در 1922. وي در مهمترين كميتهها دربارة مسايل ملي و دهقانان، دربارة نگرش نسبت به ملل تحت ستم، دربارة موضوع مستعمرات و دربارة نقش و تاكتيكهاي احزاب كمونيست سخنراني كرد. قطعنامههاي اصلي كنگرههاي كمينترن، توسط لنين تدوين شده بود. وي راجع به اهميت اتحاد و وحدت در ميان كارگران و احزاب كمونيست تمام كشورها، به ويژه تأكيد ورزيد و براي وفاداري جدي نسبت به اصول انترناسيوناليسم پرولتري اصرار داشت.
او با نمايندگان كنگرههاي كمينترن ملاقات ميكرد و با آنان دربارة جنبش طبقة كارگر و تشكيلات احزاب كمونيستي در كشورهايشان به بحث و گفتگو ميپرداخت. اين نشستها و گفتگوها، نقش مهمي در زندگي رهبران احزاب كمونيست برادر ايفا كرد. از جملة آنان ، ويليام گالاچر (بريتانيا)، مارسل كاجين (فرانسه)، آتونين زاپوتوكي (چكوسلواكي)، شريستو كاباكچيف (بلغارستان) و ديگر كشورها بودند.
در نامههايش به رهبران كمونيست انترناسيونال و جنبش كارگري، لنين عقيدة بنيادياش را به پيروزي غير قابل اجتناب انقلاب جهاني، پيروزي دموكراسي سوسياليستي نوين، در تمام كشورها ابراز ميداشت.
لنين، يك ميهنپرست پروپا قرص بود. به روسيه، مردمش، فرهنگ و زبان و ادبيات آن عشق ميورزيد. در عين حال يك انترناسيوناليست پرولتري بزرگ بود. وي هميشه منافع و وظايف حزب بلشويك، طبقة كارگر و تودههاي زحمتكش روسيه را با منافع جنبش كمونيستي و كار انترناسيوناليستي پيوند ميداد. او، انقلاب روسيه را به مثابة بخشي از انقلاب سوسياليستي جهاني مورد توجه قرار ميداد.
وي، استقرار حاكميتهاي شورايي در مجارستان و باوريا (در بهار 1919) را گرامي داشت و بِلاكان، رهبر مجاري انقلاب را مورد حمايت قرار داد. در نامهاي كلارا زِتكنِن نوشت: «همة ما از روحيهاي فوقالعاده برخوردار هستيم چرا كه شما، رفيق مِهرينگ و ديگر رفقاي اسپارتاكوس[1]، پيشاپيش و با شهامت، در آلمان با ما هستيد. او پيشرفتهاي احزاب سوسياليست و كمونيست را از نزديك تعقيب ميكرد و عملاً از عناصر انقلابي اصيل آن حمايت مينمود و لبة تيز انتقادش را نسبت به هر تحريف و هرزهگويي از ماركسيسم متمركز ميساخت. ضرورت ارتباط بين احزاب كارگري و كمونيست را مورد ملاحظه و توجه قرار ميداد و بر اطلاع از موقعيت يكديگر در حزب را ضروري ميدانست و فعاليتهاي آنان را جدي ميگرفت. عملي كه خودش بدون اعوجاج به آن وفادار بود.
به منظور انتقال تجربه كمونيستهاي روسيه براي دانش احزاب كمونيست نوپا در كشورهاي گوناگون و يككاسه كردن اين تجربيات، لنين در 1920 كتاب «بيماري كودكانه چپروي در كمونيسم» را نوشت. در اين كتاب تاريخ شكلگيري، توسعه، مبارزه و پيروزيهاي حزب بلشويك را مورد بررسي قرار داد. شرح داد، چطور حزب بلشويك رشد كرد و بالغ شد، چرا و چطور توانست بر مشكلاتش فائق شود و چه درسهايي را احزاب كمونيست ديگر ميتوانند از تجربيات پربارش بگيرند.
لنين نوشت، حزب بلشويك در مبارزه با اپورتونيستها، منشويكها، سوسيال ـ انقلابها و ديگر دشمنان طبقة كارگر و دشمنان ماركسيسم رشد كرد و به حد بلوغ رسيد. حزب مشكلات بيشماري را از سر گذراند كه آن را بايد وامدار انظباط پولادين در درونِ صفوفش بداند، آن را در پيوستگي نزديكش با تودهها و درك اين حقيقت كه هميشه، تئوري ماركسيسم راهنماي عملش بود. در حاليكه اپورتونيسم راست خطر اصلي در جنبش طبقة كارگر به حساب ميآمد، لنين قاطعانه اشتباهات رهبران چپ احزاب كمونيست را از نظر دور نداشت و آنان را به باد انتقاد ميگرفت. كساني كه نقش و وظايف احزاب كمونيست را با توجه به نياز تودهها نميفهميدند. آنان شركت در پارلمانهاي بورژوايي و اتحاديههاي كارگري را رد ميكردند و ايدة هر موافقت يا توافق با احزاب ديگر را از خود ميراندند. آنان الفاظ انقلابي را جانشين اعمال انقلابي ميكردند. اين نگرشها براي آرمان زحمتكشان و براي جنبش سراسري كمونيسم جهاني خطرناك و خسارتبار بود و برآيند آن جدايي حزب از تودهها را به نمايش ميگذاشت. رهبر پرولتارياي جهاني، خاطرنشان كرد، كمونيستها در هر جايي كه تودها حضور دارند، بايد كار كنند. وي انعطافپذيري در تاكتيكها را آموزش داد و بر عليه اعمال دگماتيستي در بهكارگيري ضربالمثلهاي عاميانه براي مسائل عيني هشدار داد.
ياد آور شد تا در بررسي مسائل عمليِ مربوط به ويژگيهاي خاص هر كشوري، هرگز نبايد براي لحظهاي وظيفة بنيادي انترناسيوناليستي از نظر مخفي بماند، يعني سرنگوني حاكميت امپرياليستها و برپايي سوسياليسم و كمونيسم. كتاب به احزاب كمونيست كمك كرد تا اشتباهاتشان را اصلاح كنند، مبارزة ثمربخشتري را عليه دشمنان طبقة گارگر به حركت درآورند، احزاب ماركسيستي در نبرد آبديده شوند تا بتوانند تودهها را متحد سازند. حتي امروز هم، اين كتاب اهميت فوقالعادهاش را براي جنبشهاي كمونيستي سراسر جهان حفظ كرده است.
مبارزة شخصي لنين براي آرمان طبقة كارگر و دهقان، اطمينان و عشق بيحد و حصر زحمتكشانِ سراسر جهان را برايش در پي آورد، تا بدان حد كه كارگران جهان و كمونيستهاي تمام كشورها، وي را به عنوان آموزگار و رهبرشان تلقي كردند. در اين جا، چند آلبوم (صفحة سيِسه دور گرامافون) وجود دارد كه در آنها نمايندگان كنگره دوم كمينترن احساساتشان را نسبت به لنين منعكس كردهاند: «پرولتارياي روسيه حق بسيار زيادي براي افتخار به رفيق لنين دارد، ميتوان خوشبختي آنان را درك نمود، زيرا هنگامي كه بيشترين ضرورت براي انقلاب، در عصري انقلابي، وجود داشت، آنان براي پيروزي باشكوهشان، لنين را داشتند.» اينها، گفتههاي آتونين زاپوتوكي بود.
جانريد، نيز احساسش را اين گونه ابراز كرد: «لنين، سادهترين، انسانترين، دورنگرترين و استوارترين بود.» نمايندگان كنگره از مستعمرات و كشورهاي وابسته نوشتند: لنين قلبهاي ملل شرق را به اميدهاي تازه بيدار كرد و به آنان راه خوشبختي و سعادت را نشان داد. نمايندهاي از هندوستان جان كلام را ابراز كرد: «شرافتمدانهترين تجلي انسان.»
تودههاي زحمتكش و مردم تحت ستم شرق و غرب با اشتياق به لنين گوش ميسپردند. كمونيست ايتاليايي، جرمانِتو نوشت: «در اوايل دهة 1920، نام لنين حتي در دورافتادهترين روستاهاي ايتاليا شناخته شده بود. به خاطر نشاني از دلبستگي عميقِشان به وي، تعدادي از خانوادههاي كارگران، نام بچههاي تازه تولديافتهاشان را «لنين» ميگذاشتند.»
در تابستان 1919، مداخلهگران خارجي و گاردهاي سفيد، فشارشان را به جمهوري شوروي نوپا تشديد كردند. جنگهاي سرنوشتسازي عليه نيروهاي متحد مداخلهگر و گاردهاي سفيد در جبهههاي جنگ داخلي برافروخته شده بود، امپرياليستهاي ايالت متحده آمريكا، بريتانيا، فرانسه، آلمان و ژاپن، ارتشهاي گارد سفيد ژنرالهاي دِنيكين و يادنيچ، بقاياي سربازان كولچاك كه جان سالم بدر برده بودند را در يك حمله عليه جمهوري شوروي آماده ساختند. در نتيجة اين حمله هزاران شهر و روستا به مخروبه تبديل شد، اقتصادِ از قبل فلج كشور، بيشتر رو به تحليل گذاشت و ميليونها نفر از مردم كشته شدند و در فقر بيشتر درغلتيدند. بار ديگر، حزب كمونيست لنين، كار تجديد سازمان ملت را براي عقب راندن دشمن به كاربست، بار ديگر تودهها براي دفاع از ميهن شورايياشان به پا خاستند. در اين دوره پر تنش و بحراني، لنين پيشنهاد سازمان دادنِ هفتة مخصوص حزب را داد تا تودههاي جديدي از كارگران پيشرو را به سمت حزب جلب نمايند. با فراخوان لنين، هزاران كارگر، دهقان و سرباز به حزب كمونيست پيوستند. هفتة حزب، تظاهراتي از پشتيباني مردم را به تصوير كشيد كه آنان با تمام وجودشان، پشت سر حزب ايستاده بودند.
لنين در مقالهاي با عنوان «كارگران، حكومت و هفتة حزب» نوشت: «تودة زحمتكشان با ما هستند. در آن جاست كه قدرت ما قرار دارد، اين است سرچشمة سرسختي كمونيسم جهاني.»
در پايان 1919، ارتش سرخ تقريباً در تمام جبههها دشمن را شكست داد و كشور نفس راحتي كشيد. لنين و حزب، سهم بيشتري از امكانات كشور را بر روي توسعه اقتصادي متمركز نمودند، بازسازي حمل و نقل، سوخت و كارخانهها در دستور كار قرار گرفت. پيشنويس طرح توسعه اقتصادي، بلادرنگ براي نهمين كنگره آيندة حزب آماده شد. موضوع اصلي اين كنگره برنامهريزي روي شيوهها و امكانات، به منظور جايگزيني مبارزه زمان جنگ با مبارزه بدون خونريزي در جبهة خانگي بود. برنامهريزي بايد در راستاي نوسازي و توسعة كامل اقتصاد ملي هدفمند ميشد.
نهمين كنگره حزب، در مسكو و در بلشوي تأتر در تاريخ 29 مارس افتتاح شد. نشستهاي آن، هشت روز ادامه يافت كه در خلال آن روزها، لنين شش بار در تالار حضور يافت. در گزارش كميتة مركزي كه توسط لنين تهيه شده بود، وي وظيفه تجديد حيات اقتصاد را در دستور كار حزب قرار داد. بر پايه اين برنامه، كنگره موضوع طرح اقتصاد نظاميافته را با تأكيد اصلي روي برقي كردن و خودكار ساختن ساختار صنايع و امور مربوط به زندگي، مورد مطالعه قرار داد.
در هنگامة خرابي و فقر موجود، لنين چشماندازهاي بزرگ آينده را مشاهده ميكرد. او عميقاً اطمينان داد كه قدرتهاي خلاقِ فطري، در سيستم شوروي پايان ناپذيرند، همانگونه كه در ميدان جنگ چشمگير بودند، در ساختمان سوسياليسم نيز مؤثر واقع ميشوند. وي متقاعد كرد، براي بناي سوسياليسم و كمونيسم، بايد صنايع سنگين توسعه يابند و كل كشور به طرف برقيشدنِ همه چيز پيش رود. او گفت: «حاكميت شورايي با الكتروفيكاسيون (برقيكردن و خودكار ساختن ساختار صنايع و امور مربوط به ضرورتهاي جاري در تمام حوزههاي زندگي) كل كشور، كمونيسم را معني ميسازد.» وي تأكيد ميكرد، روسيهاي با شبكههاي متراكم از ايستگاههاي نيروي برق و تأسيسات تكنيكي نيرومند، ميتواند الگويي براي آيندة اروپا و آسياي سوسياليست، از نگاه توسعة اقتصاد كمونيستي باشد. سوسياليسم بدون پيشرفت علم و تكنولوژي امكانپذير نخواهد بود. علم نيز نميتواند بهطور كامل بدون سوسياليسم پيشرفت كند. تنها سوسياليسم قادر است، علم را از قيد و بندهاي كاپيتاليسم رهايي بخشد.
دشمنان جمهوري شوروي، در آن زمان عقيده داشتند كه حزب بلشويك و مردم، هرگز قادر نخواهند بود تا بر مشكلات پيش رويشان فائق شوند و طرح اتوماسيون كشور را يك رؤيا بيش نميدانستند. حتي، ولز نويسندة برجستة انگليسي از درك تصوير بزرگ لنين عاجز ماند. وي بعد از گفتگو با رهبر حكومت شوروي در جريان ديدارش از مسكو در 1920، لنين را به عنوان «خيالپرداز كرملين» توصيف نمود. وي در طرح متهورانة لنين براي الكتروفيكاسيون كشور، چيزي جز يك «اتوپياي تكنيسين برق» نديد. لنين به او گفت: «ده سال بعد برگرد و ببين ما در روسيه چه كاري انجام دادهايم.»
در آغاز سال 1920 براساس ابتكار عمل لنين، كميسيون دولتي براي پيريزي طرح الكتروفيكاسيون روسيه، تحت رياست كمونيست كارآموزده، كرژيژانوسكي و جمعي از دانشمندان و مهندسان برجسته تشكيل شد. سمت و سوي اساسي، در راستاي تحقق اين ايده را از نامهها و يادداشتهاي بيشمار لنين، به كرژيژانوسكي، كلاسون، وينتر و ديگر دانشمندان شاخص ميتوان متوجه شد.
تحت شرايط بسيار دشوار كه در 1920 حاكم بود، شروع يك برنامه بلند پروازانه در دستور كار قرار گرفت. اين كار در يك دورة زمانبندي شده 15ـ10 ساله طرحريزي شد كه بر اساس آن ساخت 30 ايستگاه نيروگاه بزرگ و افزايش توليد هفده برابر برق و محصولات صنعتي تا پانزده برابر، در مقايسه با سال 1920 پيش بيني شده بود.
لنين اين طرح اتوماسيون روسيه را به مثابة زيرساخت كار اقتصادي حزب، در برنامه دوم آن، ارزيابي نموده بود. شروع اين پروسه كه ماهرانه طراحي شده بود، توسعه تمام شاخههاي كشور را نشانه گرفت. طرح اتوماسيون لنين، فوراً در ميانِ شرايط بحراني و بهمريختگي اقتصادي و مبارزه عليه دشمنان داخلي و خارجي شروع شد. هنگامي كه اولين لامپهاي برق روشن شدند، خوشحالي لنين حدي نداشت. مردم از روي محبت، آن را «لامپهاي ايليچ» ميناميدند كه در حضور وي، در دهكدة كوچك كاشينو، نزديك مسكو افتتاح شده بود.
آن طرح در مدت كوتاهي كامل شد. در 1934 هنگامي كه ولز از اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي تجديد ديدار كرد، با چشمان خودش آن را نظاره نمود.
درود به خاطر تلاشهاي خستگيناپذير حزب كمونيست و رهبر بزرگش، كارگران و دهقانان كه بر دشمنان بيشمار قدرتمند جمهوري شوروي پيروز شدند.
در 1920، مردم شوروي ناگزير به دفع تجاوز تازة امپرياليستها شدند. اين بار بزرگمالكان و بورژوازي لهستان كه توسط امپرياليستهاي بريتانيا و آمريكا پشتيباني ميشد، برعليه جمهوري شوروي قد برافراشت.
طي يك سخنراني در پنجم مي 1920 براي مردان ارتش سرخ كه در جبهة لهستان بودند، لنين گفت، حكومت شوروي خواهان جنگ نيست، جنگ را به آن تحميل كردهاند، طبقات حاكمة لهستان، افسار جنگ از دستشان رها شده است، ما مبارزة قهرمانانة كارگران لهستاني را در حمايت از جمهوري شوروي گرامي ميداريم. وي از احساسات عميق و صميمانة مردم جمهوري شوروي نسبت به زحمتكشان لهستاني صحبت نمود.
جنگ داخلي با پيروزي قهرمانانة مردم شوروي خاتمه يافت و بدين ترتيب سخنان پيشگويانة لنين تأييد گرديد: «ملتي كه اكثريت كارگران و دهقانان آن درك كنند، احساس كنند و ببينند كه براي حاكميت شورايي خودشان، براي حكومت زحمتكشان ميجنگند… هرگز نميتوان بر آن غلبه كرد.»
--------------------------------------------------------------------------------
[1] انجمن اسپارتاكوس- تشكيلات انقلابي سوسيال دموكراتهاي چپ آلماني بودند كه در 1919 به تأسيس حزب كمونيست آلمان اقدام نمودند.
فرهنگ توسعه