sedaye mardom صدای مردم : «گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین»(12)
صدای مردم  
صلح ٬آزادی ٬ عدالت اجتماعی    
 
info@sedayemardom.net
18/6/1389  

«گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین»(12)

47506
مطالب مرتبط

نویسنده یا مترجم
1388-02-26
صداي مردم _ www.sedayemardom.net


«گذری کوتاه بر زندگی ولادیمیر ایلیچ لنین»(12)


به مناسبت صد و سی و نهمین سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین

لنين دفاع از كشور را رهبري مي‎كند
مؤلفان: ج.د.ابیچ‌کین، ک.آ.استروخوا،
م.ی.پانکراتوا، ی.ن.استلیفروسکایا
برگردان: هادی پاکزاد
Hadi.pakzad@yahoo.com


 زندگي بدون جنگ و خون‎‎ريزي، وقفه‎اي كوتاه داشت. امپرياليست‎هاي خارجي، بورژوازي و بزرگ مالكانِ سرنگون شده، از تن در دادن به پيروزي كارگران و روستاييان روسيه سرباز مي‎زدند.

     آن‎ها فهميده بودند كه  شروع آن حريق بزرگ انقلابي، حتماً به ديگر كشورها سرايت مي‎كند. كاپيتاليست‎هاي بريتانيا، فرانسه و آمريكا نمي‎خواسنتد هزاران ميليوني را كه به روسيه تزاري وام داده بودند، از دست بدهند. نمي‎خواستند سودهاي عظيمي را كه از غارت ثروت طبيعي روسيه به جيب‎هايشان سرازير مي‎شد، از دست بدهند.

     در بهار 1918، نيروهاي آمريكا، بريتانيا و فرانسه، مارُمانسك را به تصرف درآوردند. ژاپن، بريتانيا و سپس سربازهاي آمريكايي در ولادي وستوك پياده شدند. امپرياليست‎ها، جنگ را عليه كشور شوروي به قصد درهم كوبيدن دولت سوسياليستي نو پا، با نيروي مسلح آغاز كردند. بزرگ مالكان و كاپيتاليست‎هاي سرنگون شده نيز به كمك مداخله‎گران خارجي، جنگ داخلي را به راه انداختند.

     حزب كمونيست و مردم شوروي، در دفاع از جمهوريشان، به پا خاستند. لنين، اين دفاع را به مثابه عالي‎ترين وظيفة انترناسيوناليستي نسبت به جنبش انقلابي جهان ارزيابي نمود كه جمهوري شوروي سهم خود را نسبت به آن ادا خواهد كرد.

     در خلال سال‎هاي مداخله نظامي خارجي و جنگ داخلي كه توصيف آن غيرممكن به نظر مي‎رسد، لنين با فشار و خستگي زياد كار مي‎كرد. تحت رهبري مستقيم وي، با طرح‎هاي استراتژيك او، ارتش سرخ آبديده مي‎گشت. وي با مسايلي مانند نيروهاي امدادي، كارايي جنگي سربازها، تدارك آذوقه، لباس و تسليحات درگير بود. ارتش پرولتاريا نياز به فرماندهان متعلق به خودش را داشت. به پيشنهاد لنين، دوره‎هاي مخصوصي سازماندهي شد تا سيستم آموزش نظامي براي فرماندهان ايجاد گردد. هستة اصلي اين پرسنلِ فرماندهي از كارگران و دهقانان انقلابي شكل گرفت. حزب كمونيست و رهبر بزرگش لنين، يك چنين فرماندهان برجستة ارتش سرخ را مانند: وروشيلف، كوتووفسكي، پارخومنكو، فرُنز، باديوف، بلوچر، تاخاشوسكي، شچورس و بسياري ديگر از قهرمانان جنگ داخلي را تربيت كرد.

     در همان زمان، لنين متخصصين نظامي قديمي نيروهاي مسلح را كه داوطلب بودند، به خدمت ارتش درآورد. وي باور داشت كه در موضوعات نظامي، تجربه غني آنان را مي‎توان به‎كار گرفت. فرماندهان جوان، آموزة نظامي را از متخصصين قديمي دريافت مي‎كردند. نقش مهم در آموزش مردان جنگي براي ارتش سرخ، توسط كميسارياي نظامي ايفا مي‎شد، آنان واسط حزبي بودند كه در تمام مدت كار سياسي ارتش را رهبري مي‎كردند.

     لنين در جزئي‎ترين مسائل كلي مربوط به دفاع كشور وارد مي‎شد، از اتاق كارش در كرملين، فرامين، دستورالعمل و رهنمودها را به تمام نقاط كشور مي‎فرستاد. اغلب تا دير هنگام، به اين و آن مدير اجرايي تلفن مي‎كرد تا از اعزام اين يا آن واحد به جبهه مطمئن شود، و يا از فراهم شدن تسليحات و ملزومات ديگري كه در مورد درخواست  جبهه بود، اطمينان حاصل نمايد. استراحت و خواب را به خودش حرام مي‎دانست، پيگيرانه پيشرفت سازمان ‎هاي نظامي را دنبال مي‎كرد و نهايت تلاش را براي تأمين و تضمين پيروزي برمي‎داشت. وي، فرماندهان را در دفتر كارش فرا مي‎خواند و از آنان دربارة وضعيت جبهه و نيازهاي ارتش سؤال مي‎كرد. لنين مردم را به دادن كمكِ ممكن به ارتش فرا خواند. او نوشت: تمام دشواري‎ها و سختي‎هاي ما، در مقايسه با انبوه نفرات ارتش سرخ، چيزي به حساب نمي‎آيد، كساني كه خونشان، براي دفاع از كشور كارگران و دهقانان ريخته مي‎شد.

     علي‎رغم تفوق امپرياليست‎ها و مشكلات باور نكردني ـ كمبود آذوقه، پوشاك، تسليحات و مهمات ـ لنين، قاطعانه اطمينان مي‎داد كه در اين پيكار، نظم اجتماعي نوين پيروز مي‎شود. وي مردم را از اعتماد به نفس خودش سرشار مي‎نمود. اغلب، هر روز و بعضي اوقات به دفعات در يك روز، براي نشست‎هاي انبوه كارگران و مردان ارتش سرخ سخنراني مي‎كرد و در كنگره‎ها، كارخانه‎ها و مؤسسات، حضوري مؤثر داشت.

     كمونيست‎ها، در تمام كشور از ارادة پولادين و افكار انقلابي شفاف لنين آگاه بودند. سخنان پر حرارت رهبر و اعتقاد غير قابل تزلزل وي به پيروزي قريب‎الوقوع آرمان، به كارگران و دهقانان روحيه و انگيزه مي‎داد تا تمام توان خود را وقف پيروزي نهايي نمايند.

     تأثير قدرتمندانة سخنراني‎هاي لنين از نوشتة يكي از كاركنان كارخانة ديناموسكو به توصيف در آمده بود: «بعد از شنيدن حرف‎هاي پرشور وي، احساس آمادگي مي‎كردم تا يكراست به ميدان نبرد پرتاپ شوم. ما با گرسنگي، پابرهنگي، پاره‎پورگي … ولي لبريز از شور و شوق و اعتماد، در هر كلامش غرق مي‎شديم.»

     لنين علاقه به رشد معنوي مردم، براي ورود آنان در عرصة فرهنگ را بر ملا كرد. در سخنراني افتتاحية سومين كنگرة شوراهاي سراسر روسيه در ژانوية 1918 گفت: در دوران گذشته ـ تحت حاكميت سرمايه‎داران ـ تمام مزاياي تكنولوژي و فرهنگ، تنها در دسترس ثروتمندان بود، در صورتي كه تعداد اندكي از زحمتكشان قادر به خواندن و نوشتن بودند، از اين به بعد تمام معجزات علم و دستاوردهاي فرهنگي به كل ملت تعلق دارد. دوستان و نزديكان لنين مي‎گويند، او چگونه با توجه و دقت، پيشرفت ادبيات شوروي را دنبال مي‎كرد، آن ادبياتي كه هم‎اكنون وارد عرصة حيات شده بود. لنين آثار سرافيمويچ، بِدني و گوركي را مي‎خواند و دوباره‎خواني مي‎كرد تا از نوشته‎هاي آنان در آثار و سخنراني‎هايش استفاده كند. وي خواستار فراگير كردن نوشته‎هاي آنان، به طور گسترده، در ميان مردم بود.

     لنين با فشار زياد كار مي‎كرد، تنها رفع خستگي‎اش قدم زدن در كرملين بود و يا گاهي اوقات در تعطيل يكشنبه، با همسر و خواهرش ماريا به تپه‎هاي اسپارو (امروز تپه‎هاي لنين) و يا به بعضي حومه‎هاي ديگر مسكو سفر مي‎كرد.

     در اين اثناء، ضد انقلابيون داخل كشور كه توسط امپرياليست‎ها تأمين مالي و تحريك مي‎شدند، آشكارا عليه دولت شوروي سر برآورده بودند و براي ترور لنين و همكارانش توطئه‎چيني مي‎كردند. در سي‎ام آگوست 1918، يك سوسيال ـ انقلاب به نام كاپلين اقدام جنون‎آميزي براي ترور لنين انجام داد. آن زن از فاصلة نزديك به لنين شليك كرد و به سختي وي را مجروح نمود. گلوله‎ها عفونت به وجود آوردند و زندگي لنين به تار مويي بسته شد. دكترها شب و روز در كنار بستر وي در كرملين مشغول كار شدند.

     حزب و كل كشور با بي‎قراري در انتظار شنيدن اخبار بهبودي رهبرشان به سر مي‎برد. روز و شب از سراسر كشور، كنجكاوي و پرس‎وجو به طرف مسكو سرازير شده بود. هنگامي كه لنين رو به بهبودي رفت، شادي مردمي حدوحصري نمي‎شناخت، وي هزاران عيادت كننده از كارگران و دهقانان را پذيرفت.

     در دسامبر 1918 پراودا نوشت: «لنين با بيماري‎اش در حال جنگ است، وي آن را شكست خواهد داد! به خاطر آرزوهاي بسيار پرولتاريا، حكم تقدير چنين است!» در دوازدهم سپتامبر، ارتش سرخ سيمبرسك را آزاد كرد و مردان پيشتاز ارتش تلگرامي براي لنين فرستادند: «ولاديمير ايليچ عزيز ما انتقام يكي از جراحت‎هاي شما را با آزاد كردن شهر زادگاهتان گرفتيم و «سامارا» را نيز براي تلافي زخم‎هاي ديگرتان خواهيم گرفت.» در پاسخ، لنين پيام داد: «تصرف سيمبرسك، شهر خانة من، داروي تقويتي شگفت‎انگيزي بود، بهترين درمان براي جراحت‎هايم است، احساس مي‎كنم زندگي و انرژي تازه‎اي پيدا كرده‎ام. تبريك به مردان ارتش سرخ براي پيروزي‎هايشان، و به نمايندگي از طرف تمام زحمتكشان براي تمام فداكاري‎هايتان تشكر مي‎كنم.» وي، به محض اين‎كه جراحت‎هايش بهبود پيدا كرد، رهبري حزب و كشور را در دست گرفت.

     در زمستان 19ـ1918، جنگ از نو و به شدت درگرفت. امپرياليست‎هاي آمريكايي، بريتانيا، فرانسه و ژاپن نيروي گسترده‎اي را عليه روسيه شوروي مهيا كرده بودند. آن‎ها نيروها را در شمال اُدسا و كريمه، در ترانس كوشيا، آسياي مركزي و شرق دور پياده كردند. بيش از يك ميليون سربازِ تا دندان مسلح، از هر طرف، جمهوري شوروي را محاصره نمودند. امپرياليست‎ها از ژنرال‎هاي گارد سفيد و يكي از سرشناس‎ترين آنان به نام كُلچاك كمك گرفتند. در بهار 1919 ارتش كُلچاك شروع به تهاجم نمود.

     مردم كه توسط حزب رهبري مي‎شدند، ايستادگي و مقاومت را در برابر دشمنان انقلاب اكتبر به حد نهايي رساندند. فراخوان لنين چنين بود: «به جبهة شرق كمك كنيد!» بيست هزار كمونيست، چندين هزار نفر از اعضاي انجمن كمونيست‎هاي جوان و بيش از 60000 نفر از اعضاي اتحاديه كارگران  به نداي حزب كمونيست پاسخ دادند و به خط مقدم جبهه‎ها رهسپار شدند.

     لنين، مشكلات را پنهان نمي‎كرد، هميشه حقيقت را به مردم مي‎گفت و آموزه‎اش به حزب چنين بود. كمونيست‎ها به كارخانه‎ها، معادن و روستا‎ها مي‎رفتند و با مردم دربارة اوضاع بحراني جمهوري جوان شوروي مي‎گفتند و كارگران، دهقانان، سربازها و ملوان‎ها را به دفاع و تقويت حاكميت شورايي‎شان فرا مي‎خواندند. آنان به خطرناك‎ترين قسمت‎هاي خط مقدم جبهه‎ها مي‎رفتند و مردان را به خاطر فداكاري متهورانه در راه آرمانشان، روحيه مي‎دادند. ثابت‎قدمي حزب كمونيست، خونسردي برجستة آن در خلال اين ايام توان فرسا، ايمان غيرقابل تزلزلش به پيروزي، باز هم حزب را به توده‎ها نزديك‎تر ساخت. لنين گفت، براي پيروزي در جنگ، جبهة قدرتمندي به وسعت كشور بايد سازماندهي شود. بهترين ارتش در جهان، اگر از حمايت مردم برخوردار نشود، منهدم مي‎گردد. ارتش بايد به سلاح، آذوقه و پوشاك مجهز باشد و اين كار به عهده مردم كشور بود تا براي جبهة جنگ تهيه مي‎كردند. لنين و حزب، هميشه كمك به ارتش در جبهه را طلب مي‎نمودند.

     كارگران و توده‎هاي زحمتكش به نداي رهبر به منظور تلاش قهرمانانه در «جبهه كار» پاسخ مي‎دادند. با شروع بهار 1919، سابوتنيك‎ها (كار داوطلبانة بدون مزد در راستاي منافع كشور)، در آغاز توسط راه آهن‎چي‎هاي مسكو شروع شد، سپس در سراسر كشور، اين كار سازماندهي گرديد. لنين در مقاله‎اش با عنوان «يك آغاز بزرگ» توصيف كرد كه اين كار داوطلبانه، به مثابة يك رويداد برجسته تاريخي، يك شروع واقعي از نگرش و طرز تفكر كمونيستي دربارة كار بود. او گفت، كمونيسم از جايي شروع مي‎شود كه گارگران با هر موقعيت كاري، اشتياق و علاقه‎اي را به نمايش گذارند تا به بهره‎وري داوطلبانة كار منجر شود. از هر مقدار غله، ذغال، آهن و ديگر محصولات متعلق به جامعه كه به مثابه يك تن واحد مي‎باشد، مواظبت و نگهداري كنند. شخص لنين، سهمي از كار داوطلبانه را در اول مي 1920 در كرملين سازماندهي كرد.

     لنين كارگران را به افزايش بهره‎وري كار، به هر طريق ممكن، فراخواند. وي نوشت: «در آخرين بررسي، بهره‎وري كار مهم‎ترين نقش را داراست، امر قطعي در پيروزي سيستم اجتماعي نوين، همين است.»

     جمهوري شوروي مجبور بود به تنهايي عليه تجاوز چهارده كشور، از خود دفاع كند. هر چيزي بايد با وظيفة ناكام گذاشتن نيروهاي مداخله‎گر و ضد انقلابيون داخلي هماهنگ مي‎شد. قوانين زمان جنگ، در صنعت و حمل و نقل و همچنين در ارتش و نيروي دريايي به كار گرفته شد. براي تداركات ارتش و كارگران، دولت شوروي مجبور از به‎كارگيري معيارهاي سخت در توزيع ذخاير غذايي ناكافي كشور بود. يك سيستم مازاد بر تقاضا برقرار شد كه تحت آن سيستم، دهقانان مي‎بايست غله اضافي را به دولت تحويل مي‎دادند تا براي تغذيه ارتش و كارگران استفاده مي‎شد. لنين گفت، در چنان شرايطي كه كشور به صورت يك دژ محاصره شده درآمده بود، جمهوري شوروي طور ديگري نمي‎توانست ادامه دهد. خدماتِ كار همگاني شروع شد و آذوقه، تنها براي آناني كه كار مي‎كردند توزيع مي‎شد. اقدامي كه به خاطر جنگ و ويراني اقتصاد، ضروري و از تصويب گذشته بود.

     در اوج مبارزه عليه مداخله‎گران خارجي و ضد انقلابيون داخلي، كنگره هشتم حزب فرا‎خوانده شد. كنگره در 18 مارس 1919، در سالروز كمون پاريس افتتاح گرديد. پرولتارياي روسيه به آن چه كموناردها آرزو داشتند و برايش جنگيدند، جامة عمل پوشانده بودند. انتخاب اين روز، روحيه‎اي از شعف در ميان نمايندگان كنگره به وجود آورد و آنان را با اعتماد به نفس به پيروزي انقلاب سوسياليستي در ساير كشورها ترغيب نمود. لنين گزارش‏‎هاي مربوط به كار كميتة مركزي، برنامه حزب و كار در نواحي روستايي را ادامه داد و خاطرنشان كرد، حكومت شوروي پيگيرانه سياست صلح را تعقيب مي‎كند اما حكومت‎هاي بورژوازي به جنگ ديوانه‎وار عليه جمهوري شوروي ادامه مي‎دهند، بنابراين ضروري بود تا نيروي تدافعي كشور تقويت شود.

     گزارش دربارة فعاليت در نواحي روستايي، به طور گسترده حول اين مسأله دور مي‎زد كه راه و روش و نگرش نسبت به دهقانان متوسط چگونه بايد باشد. طبقة كارگر همراه با طبقة رعاياي بي‎چيز، انقلاب سوسياليستي اكتبر را انجام داد، كارگران كشاورزي و دهقانان بي‎چيز حمايت تمام عيار خود را نثار دولت شورايي كردند. لاكن، قسمت اعظمِ جمعيت روستايي را دهقانان متوسط تشكيل مي‎دادند. بسياري از آنان، شيوة ببين و صبر كن را اختيار كرده بودند. در پائيز 1918، دهقانان متوسط، بي‎تفاوتي را رها مي‎كردند و به سوي حكومت شورايي روي مي‎آوردند. لنين، اين امر را به مثابة يك واقعيت مهم ارزيابي نمود. وي در كنگره اظهار كرد، اكنون زمان آن فرا رسيده تا اتحاد نيرومندي با دهقانان متوسط شكل پذيرد. بدون اين همبستگي و اتحاد، بناي سوسياليسم امكان‎پذير نخواهد بود. براساس گزارش لنين، كنگره قطعنامه‎اي مبني بر اعمال سياست اتحاد صميمانه با دهقانان متوسط را تصويب كرد.

     سياست حزب براساس تقويت اتحاد طبقة كارگر و طبقة متوسط روستايي و با اطمينان از روستاييان بي‎چيز، هدفمند شد. تحقق اين هدف، مبارزه با كولاك‎ها را به مثابة عاملي سرنوشت‎ساز در نتيجة موفقيت جنگ داخلي و شكست امپرياليست‎ها و گاردهاي سفيد را تضمين مي‎نمود و بناي سوسياليسم را تسريع مي‎كرد.

     هشتمين كنگره برنامة جديد حزب را تصويب نمود و سروسامان دادن كارها را به كميته‎اي تحت رياست لنين واگذار كرد تا برنامة جديد وظايف حزب كمونيست را در دورة انتقال از كاپيتاليسم به سوسياليسم تعيين نمايد. لنين در گزارش خود تاكيد كرد، آن برنامه بر مبناي علمي استوار و واقع‎بينانه تدوين گشت. به طبقة كارگر و حزب به عنوان راهنماي عمل در برپايي جامعة سوسياليستي خدمت كرد.

     اين برنامه، به اتفاق آرا، در ميان صحنه‎هايي پر از احساسات بي‎نظير، به تصويب رسيد. اين جا، براي اولين بار در تاريخ، برنامة حزب كمونيستي كه در قدرت بود، قانونمند گرديد. صحبت از اهميت انترناسيوناليستي برنامة جديد را لنين ادا كرد: «برنامة ما، همچون ماتريال مؤثر فوق‎العاده‎اي براي تبليغات و فعاليت، به‎كار خواهد آمد، سندي است كه كارگران را رهنمون خواهد كرد تا بگويند، اين جا رفقاي ما، برادران ما هستند، آرمان مشترك ما، جامة واقعيت به خود پوشيده است.»

     با وجود اين كه كار كلان بناي حاكميت شوروي و دفاع كشور، وي را به خود اختصاص داده بود، با اين همه، لنين وقت براي پذيرش هيأت‎هاي بي‎شمار نمايندگان كارگران و دهقانان مي‎يافت و نمايندگان احزاب كمونيست برادر را مي‎پذيرفت. وي، هميشه در طرز رفتار نسبت به مردمي كه با آنان سروكار داشت و با اعضاي حزب، در هر مرتبه‎اي، متفكرانه و با ملاحظه رفتار مي‎كرد و علاقه به مردم را با دلواپسي نشان مي‎داد. اين اشتياق را با توجه عاشقانه براي برنامه‎ريزي كارها، به منظور ايجاد آسايشگاه براي استراحت زحمتكشان، بهبود كار مدارس و مؤسسات كودكان ابراز مي‎نمود. وي به تمام حزب و دولت كارگران، همان شيوة نگراني و دلواپسي را نسبت به تمام مردم آموزش مي‎داد.

     كارپينسكي، كمونيست كهنه كار، نوشت: «ولاديمير ايليچ خصوصيت انساني نادري داشت كه او را از هر كس ديگري متمايز مي‎كرد: انديشمندي، علاقمندي، كارداني، سادگي و فروتني فوق‎العاده‎اش، نه تنها در رابطه با رفقاي كميته مركزي يا عضو حزب با هر سلسله مراتبي، بلكه به طور عموم با مردم، با يك شخص سرشناس يا يك نظافچي آشكار مي‎شد.»

     زحمتكشان نيز با علاقه و عاطفه‎اي گرم، مشابه آن را به لنين پاسخ مي‎دادند. هر روز هزاران پيام تبريك و درود و سلام به نشاني رهبر بزرگ زحمتكشان سرازير مي‎شد. كارگران كارگاه استودال در كلينسكي، نامه‎اي براي لنين فرستادند و به همراه آن يك قواره پارچه هديه كردند. آنان نوشته بودند، كارگاهشان را به يادبود وي نام‎گذاري كردند و درخواست داشتند تا آن يك قواره پارچه را كه با دستان خودشان بافته بودند، لباسي براي لنين دوخته شود. لنين كه عميقاً تكان خورده بود، پاسخ داد: رفقاي عزيز، من از صميم قلب براي پيام‎هاي محبت‎آميز و هديه شما تشكر مي‎كنم. مايلم به عنوان يك راز به شما بگويم كه نبايد هيچ هديه‎اي براي من بفرستيد. صميمانه از شما درخواست مي‎كنم، اين راز را تا هر اندازه كه برايتان مقدور است به اطلاع كارگران برسانيد!

لطفاً بهترين تشكرات، درودها و آرزوهاي مرا بپذيريد.

ارادتمند شما، ولاديمير اوليانف (لنين)

     اوايل 1919، دهقاني به نام ايوانف، براي ملاقات نزد لنين رفت. در بازگشت به محل، درگزارشي به نشست «كميتة اجرايي ولوست» كه لنين خط مشي آن را تأييد كرده بود، همراه با ابراز درودها و تشكرات قلبي‎اش، يادآوري كرد: در ميان چيزهاي ديگر، لنين در اتاقي كه گرماي مناسبي نداشت كار مي‎كرد. نتيجه اين شد كه كميتة اجرايي ميلينوف ولوست، مصوبه‎اي را نهايي كند: «براي رفيق لنين، يك بار هيزم به هزينة كميتة اجرايي فرستاده شود و اگر نياز است، آهن كوبي براي نصب يك اجاق آهني در دفترش بفرستيد.» اين شرحي از علاقه و دلبستگي قابل لمس مردم نسبت به رهبرشان را نشان مي‎دهد.


لنين، اغلب در گردهمايي‎ها سخنراني مي‎كرد و مردم را براي برپايي زندگي نوين فرا مي‎خواند و به آنان مي‎آموخت كه چگونه آن را بنا سازند. وي در نشست‎هاي فلزكاران، معدن‏‎چي‎ها، كارگران راه‎آهن و كارگاه‎هاي صنايع دستي شركت و سخنراني مي‎كرد، با سادگي حرف مي‎زد و به اصل مطلب مي‎پرداخت. نيكيچين، كارگر نفت باكو كه همراه با كارگران ديگر به حضور لنين رسيده بود، اظهار داشت: «ما از كرملين خارج شديم، در راه شروع به مقايسة شاخصه‎ها كرديم. ولاديمير ايليچ را به خاطر صحبت‎هاي فوق‎العاده با زبان خارق‎العاده‎اش، استثناء نموديم. زيرا، از معمولي‎ترين امور، با ساده‎ترين زبان حرف مي‎زد… دريافتيم كه زندگي ولاديمير ايليچ همانند ما بي‎تكلف بود، همه چيز را دربارة ما مي‎دانست، امكانات ما را مطالعه كرده بود. موارد تنگنا‎هاي ما را مي‎شناخت و صاف و پوست‎كنده به آن‎ها اشاره مي‎كرد. او، همة ما را با سادگي خاص خودش و عاطفة شگفت‎انگيزش تحت تأثير قرار داد. بعداً، پنج دقيقه‎اي را با وي گذرانديم، گويي دوستان قديمي  هستيم كه گرد هم آمده‎اند و مي‎خواهند لحظاتي را در آرامش و آسودگي بگذرانند. اين سادگي، اين گيرايي رفتار بود كه انسان در ولاديمير ايليچ، رهبر و آموزگار و دوست طبقة كارگر درك مي‎كرد!» ‎كارگران و دهقانان، وي را از روي محبت «ايليچ خودمان» مي‎ناميدند.

     لنين به قدرت خلاق مردم اعتقاد نامحدودي داشت. او نوشت: «اين از استحكام طبقة كارگر و زحمتكشان است كه مانند هر كمونيستي، من با اعتماد به‎نفس، پيروزي گريز ناپذير كارگران جهان و آرمان آنان را توصيف كرده‎ام.» وي مايل بود شاهد حضور كارگران و دهقانان، در هر رده يا مرتبه‎اي، در حزب، دولت و در مقياسي وسيع در فعاليت‎هاي اتحاديه‎هاي كارگري باشد. اشارة مؤكدي بر حضور زنان در فعاليت‎هاي عمومي داشت. او گفت، هنگامي كه ميليون‎ها نفر از زنان در زندگي عمومي سهيم هستند و در بناي سوسياليسم شركت دارند، بايد جايگاه شايسته‎اي را به خود اختصاص دهند. وي كراراً در نشست‎هاي زنان كارگر و دهقان به ايراد سخنراني مي‎پرداخت و براي آنان از ستم و تحقير مضاعف زنان كارگر در جامعة سرمايه‎داري سخن مي‎گفت، اشاره داشت كه حكومت شوروي، آن چه در اين مدت كوتاه توانست انجام دهد، بيش از كارهايي بوده كه جمهوري‎هاي جهان، در طول يكصدسال انجام داده‎اند. وي اصرار مي‎كرد تا زنان سهم برجسته‎اي در دفاع از كشور و بناي حاكميت سوسياليستي به عهده بگيرند.

     آ. سرافيمويچ، نويسنده، به ياد مي‎آورد در فرصتي پيش آمده، مشغول گفتگو دربارة مجلة «تورچستو» بود. لنين وي را مخاطب قرار مي‎دهد: «خب… اين را به من بگو، چرا شما چيزي دربارة زن شوروي، زن روستايي نداريد كه بگويي؟ مگر نه اين كه در حاكميت بازآفريني شدة نوين ـ سوسياليسم ـ زن، نقشي فوق‎العاده به عهده دارد. آنان هم اكنون، در حوزة گسترده‎اي از فعاليت‎هاي مردمي براي نخستين بار گام گذاشته‏اند. نگاه كنيد كه چطور زن‎ها، حتي در روستا‎ها، براي مطالعه و كسب آموزش و پرورش مشتاق هستند. در اندك سال‎هايي كه در پي مي‎آيد، ما بايد زنان دكتر، زنان كارشناس كشاورزي، زنان مهندس، زنان دانشمند و زنان سياستمدار داشته باشيم، بله.» وي بعد از يك مكث متفكرانه ادامه داد: «ما بايد نوشتن را دربارة زنانمان شروع كنيم، سهم زيادي از پيشرفت ما به آنان مربوط و وابسته است.»

 

     لنين دوست جوانان بود. با دقت جنب و جوش و گرايش آنان را دنبال مي‎كرد و به آنان كمك مي‎نمود تا موضع سياسي درستي را انتخاب كنند. بنا بر توصيه وي، حزب آموزش و پرورش جوانان را به منظور پرورش كمونيست‎هاي پيشاهنگ بر عهده گرفت. با هدايت لنين، سازمان كمونيست‎هاي جوان ـ كمسومول ـ به وجود آمد كه حالا عنوان شريف كمسومول لنينيست را به خود داده‎ است. لنين، هيأت نمايندگي اولين كنگره كمسومول را پذيرفت، كنگره‎اي كه در اكتبر 1918 تشكيل شد. در پاييز 1920، وي در سومين كنگرة كمسومول، تحت عنوان «وظايف انجمن‎هاي جوانان» سخنراني كرد. اين كنگره زماني برگزار شده بود كه جنگ سنگيني عليه ژنرال گارد سفيد، ورانگل، رو به پيشروي بود. نمايندگان نقل كردند، آنان گزارشي دربارة وضعيت داخلي و بين‎المللي، آن‎گونه كه انتظار داشتند، از لنين دريافت كردند. در آن گزارش، وظايف انجمن‎هاي جوانان، با وضوح كامل مشخص شده بود: جنگ و تارومار كردنِ بورژوازي. با اين وجود، لنين جوانان را به مطالعه، مطالعه و مطالعه فرا خواند. وي براي آنان با جملات ساده و روشن شرح داد كه بايد خود را به منظور بر پايي كمونيسم، به دانش مجهز نمايند. به آنان گفت، كمونيسم تنها بر پايه علم، بر پاية دانشي كه توسط نوع بشر اندوخته شده، مي‎تواند بنا گردد؛ و اين دانش بايد با كار بهينه، به صنعت مربوط و به كشاورزي نيز پيوستگي داشته باشد. بدون آن ، كمونيسم به‎وجود نخواهد آمد.

     عضو انجمن كمونيستي جوان بودن، به معني آن است كه تمام توان و انرژي را بايد وقف آرمان نمود. هر روز، در هر شهر و روستا، جوانان همراه كارگران و روستاييان، بايد به طور عملي يك يا چند كار اشتراكي را كه اهميت ندارد چقدر كوچك و ساده باشد، به عهده بگيرند. وي گفت: «انجمن كمونيستي جوان، بايد به تمام جوانان آموزش دهد تا از سنين نوجواني براي كار آگاهانه و با انظباط متعهد شوند.»

     لنين، اصول متعالي اخلاق كمونيستي را نزد جوانان آشكار كرد، او گفت، اصول اخلاق كمونيستي بر پايه مبارزه به خاطر بر پايي جامعه كمونيستي شكل مي‎گيرد. از خودگذشتگي براي آرمان كمونيسم، تعهد مادام‎العمر براي مبارزه به خاطر سعادت زحمتكشان، عشق به كشور خود و انترناسيوناليسم، سازش ناپذيري نسبت به دشمنان كمونيسم و مكتب اشتراكي ـ اين‎ها، آن چيزهايي‎ست كه مي‎رود تا شخصيت واقعي انسان جامعة نوين را شكل دهد.

     سخنان لنين، الهام بخش كردار قهرمانانة جوانان در ميدان نبرد و كار داوطلبانه آنان در جبهة داخلي بود. اهميت توصيه و دستورالعمل‎هاي وي تا امروز براي جوانان، دردورة ساختمان كمونيسم، همچنان پا‎برجا مانده است.

     به‎كارگيري تمام توش و توان در راستاي قدرت حاكميت شوروي، جنگ با مداخله‎گران خارجي و گاردهاي سفيد، آموزش توده‎ها با روحيه كمونيستي… لنين تجربة انقلابي پر باري را از طبقة كارگر روسيه و حزب بلشويك به تصوير كشيد و از آن تئوري انقلابي‎اي به وجود آورد كه آن را در شرايط نوين زندگي اجتماعي به خدمت جنبش طبقة كارگر جهان درآورد و انترناسيوناليسم كمونيست را سازماندهي كرد.

     در نيمة 1918، احزاب كمونيست در آلمان، اتريش، فنلاند و مجارستان و روماني شكل گرفتند. در ژانويه 1919، لنين كارگران اروپا و آمريكا را براي برپايي انترناسيونال كمونيستي سوم دعوت كرد. در مارس 1919، اولين كنگره سومين انترنايسونال كمونيستي در مسكو افتتاح شد كه امور آن توسط لنين برنامه‎ريزي شده بود. وي، گزارشي دربارة دموكراسي بورژوازي و ديكتاتوري پرولتاريا ارائه داد و سپس دربارة حاكميت شوروي و ماهيت ديكتاتوري پرولتاريا سخنراني كرد.

     رهبران انترناسيونال دوم، آموزه‎هاي ماركسيستي را تحريف كرده بودند. آنان با ديكتاتوري پرولتاريا مخالفت ورزيدند. لنين، آشكارا مشت آنان را باز كرد: سرسپرده‎هاي بورژوازي.

     ضربه نيرومند به اپورتونيسم توسط لنين در كتابش به نام «انقلاب پرولتري و كائوتسكي مرتد»، كه در اكتبر 1918 نوشته شد، وارد گشت.

     بونچ‎بُريويچ، در يادداشت‎هايش نوشت، لنين روي اين كتاب با حساسيت خاص كار كرده بود: «او حقيقتاً از خشم مشتعل بود، روزهاي تمام تا پاسي از شب گذشته را براي نوشتن اين كتاب اثربخش بي‎نظير، وقت صرف كرد.» چرا لنين اين‎چنين متلاطم بود؟ در مخالفت با چه نيرويي طغيان كرد؟

     در ابتداي سال 1918، كائوتسكي، ايدئولوگ اپورتونيسم، رساله‎اي تحت عنوان «ديكتاتوري پرولتاريا» منتشر كرد كه در آن، تئوري انقلابي ماركس و ديكتاتوري پرولتاريا را تحريف نموده بود، حكومت شوروي را به باد تهمت و عملكردهاي حزب بلشويك را لكه‎دار نموده بود. لنين خيانت كائوتسكي را نسبت به منافع طبقة كارگر افشا كرد و وي را به‎خاطر امتناع از قبول اصول اساسي ماركسيسم، يعني ديكتاتوري پرولتاريا، به باد انتقاد گرفت.

     لنين، تلاش‎هاي كائوتسكي را براي ارائه دموكراسي بورژوازي به مثابة دموكراسي «پاك و غيرطبقاتي» كه غير قابل دفاع بود، آشكار نمود و نوشت: «از دير زمان طبقات گوناگون وجود داشته است، در جامعة طبقاتي، انسان تنها مي‎تواند از «دموكراسي طبقه» صحبت كند. دموكراسي بورژوايي منافع اقليت استثمارگر را نمايندگي مي‎كند، در صورتي‎كه دموكراسي پرولتاريا «يك ميليون‎بار» دموكراتيك‎تر از هر دموكراسي بورژوايي مي‎باشد. اين دموكراسي براي منافع اكثريت مطلق پرولتاريا و زحمتكشان كار مي‎كند.» وي تجربه حاكميت شورايي در روسيه را ذكر كرد كه نشان مي‎دهد هيچ دولتي دموكراتيك‎تر از دولت زحمتكشان نمي‎توانست باشد.

سپاس براي ديكتاتوري پرولتاريا، كه با آن مردم شوروي توانستند با موفقيت عليه ضد انقلاب و هجوم مسلحانة امپرياليست‎ها بجنگند و قادر شدند تا بناي زندگي نوين را آغاز نمايند. لنين، عظمت با شكوه مبارزه انترناسيوناليستي طبقة كارگر و ملل روسيه را براي سوسياليسم خاطرنشان كرد، مبارزه‎اي كه حزب كمونيست، طبقة كارگر و تمامي مردمان زحمتكش شوروي، آن را به مثابة الگويي بري ملل ديگر عرضه داشتند.

     افتتاح رسمي اولين كنگرة سومين انترناسيونال كمونيستي، پيروزي بزرگ لنينيسم بود. لنين، همچنين در كار كنگره‎هاي ديگر كمينترن شركت داشت: كنگره دوم انترناسيونال سوم، در 1920، سوم در 1921 و چهارم در 1922. وي در مهمترين كميته‎ها دربارة مسايل ملي و دهقانان، دربارة نگرش نسبت به ملل تحت ستم، دربارة موضوع مستعمرات و دربارة نقش و تاكتيك‎هاي احزاب كمونيست سخنراني كرد. قطعنامه‎هاي اصلي كنگره‎هاي كمينترن، توسط لنين تدوين شده بود. وي راجع به اهميت اتحاد و وحدت در ميان كارگران و احزاب كمونيست تمام كشورها، به ويژه تأكيد ورزيد و براي وفاداري جدي نسبت به اصول انترناسيوناليسم پرولتري اصرار داشت.


     او با نمايندگان كنگره‎هاي كمينترن ملاقات مي‎كرد و با آنان دربارة جنبش طبقة كارگر و تشكيلات احزاب كمونيستي در كشورها‎يشان به بحث و گفتگو مي‎پرداخت. اين نشست‎ها و گفتگوها، نقش مهمي در زندگي رهبران احزاب كمونيست برادر ايفا كرد. از جملة آنان ، ويليام گالاچر (بريتانيا)، مارسل كاجين (فرانسه)، آتونين زاپوتوكي (چكوسلواكي)، شريستو كاباكچيف (بلغارستان) و ديگر كشورها بودند.

     در نامه‎هايش به رهبران كمونيست انترناسيونال و جنبش كارگري، لنين عقيدة بنيادي‎اش را به پيروزي غير قابل اجتناب انقلاب جهاني، پيروزي دموكراسي سوسياليستي نوين، در تمام كشورها ابراز مي‎داشت.

     لنين، يك ميهن‎پرست پروپا قرص بود. به روسيه، مردمش، فرهنگ و زبان و ادبيات آن عشق مي‎ورزيد. در عين حال يك انترناسيوناليست پرولتري بزرگ بود. وي هميشه منافع و وظايف حزب بلشويك، طبقة كارگر و توده‎هاي زحمتكش روسيه را با منافع جنبش كمونيستي و كار انترناسيوناليستي پيوند مي‎داد. او، انقلاب روسيه را به مثابة بخشي از انقلاب سوسياليستي جهاني مورد توجه قرار مي‎داد.

     وي، استقرار حاكميت‎هاي شورايي در مجارستان و باوريا (در بهار 1919) را گرامي داشت و بِلاكان، رهبر مجاري انقلاب را مورد حمايت قرار داد. در نامه‎اي كلارا زِتكنِن نوشت: «همة ما از روحيه‎اي فوق‎العاده برخوردار هستيم چرا كه شما، رفيق مِهرينگ و ديگر رفقاي اسپارتاكوس[1]، پيشاپيش و با شهامت، در آلمان با ما هستيد. او پيشرفت‎هاي احزاب سوسياليست و كمونيست را از نزديك تعقيب مي‎كرد و عملاً از عناصر انقلابي اصيل آن حمايت مي‎نمود و لبة تيز انتقادش را نسبت به هر تحريف و هرزه‎گويي از ماركسيسم متمركز مي‎ساخت. ضرورت ارتباط بين احزاب كارگري و كمونيست را مورد ملاحظه و توجه قرار مي‎داد و بر اطلاع از موقعيت يكديگر در حزب را ضروري مي‎دانست و فعاليت‎هاي آنان را جدي مي‎گرفت. عملي كه خودش بدون اعوجاج به آن وفادار بود.

     به منظور انتقال تجربه كمونيست‎هاي روسيه براي دانش احزاب كمونيست نوپا در كشورهاي گوناگون و يك‎كاسه كردن اين تجربيات، لنين در 1920 كتاب «بيماري كودكانه چپ‎روي در كمونيسم» را نوشت. در اين كتاب تاريخ شكل‎گيري، توسعه، مبارزه و پيروزي‎هاي حزب بلشويك را مورد بررسي قرار داد. شرح داد، چطور حزب بلشويك رشد كرد و بالغ شد، چرا و چطور توانست بر مشكلاتش فائق شود و چه درس‎هايي را احزاب كمونيست ديگر ميتوانند از تجربيات پر‎بارش بگيرند.

     لنين نوشت، حزب بلشويك در مبارزه با اپورتونيست‎ها، منشويك‎ها، سوسيال ـ انقلاب‎ها و ديگر دشمنان طبقة كارگر و دشمنان ماركسيسم رشد كرد و به حد بلوغ رسيد. حزب مشكلات بيشماري را از سر گذراند كه آن را بايد وام‎دار انظباط پولادين در درونِ صفوفش بداند، آن را در پيوستگي نزديكش با توده‎ها و درك اين حقيقت كه هميشه، تئوري ماركسيسم راهنماي عملش بود. در حالي‎كه اپورتونيسم راست خطر اصلي در جنبش طبقة كارگر به حساب مي‎آمد، لنين قاطعانه اشتباهات رهبران چپ احزاب كمونيست را از نظر دور نداشت و آنان را به باد انتقاد مي‎گرفت. كساني كه نقش و وظايف احزاب كمونيست را با توجه به نياز توده‎ها نمي‎فهميدند. آنان شركت در پارلمان‎هاي بورژوايي و اتحاديه‎هاي كارگري را رد مي‎كردند و ايدة هر موافقت يا توافق با احزاب ديگر را از خود مي‎راندند. آنان الفاظ انقلابي را جانشين اعمال انقلابي مي‎كردند. اين نگرش‎ها براي آرمان زحمتكشان و براي جنبش سراسري كمونيسم جهاني خطرناك و خسارت‎بار بود و برآيند آن جدايي حزب از توده‎ها را به نمايش مي‏گذاشت. رهبر پرولتارياي جهاني، خاطرنشان كرد، كمونيست‎ها در هر جايي كه تود‎ها حضور دارند، بايد كار كنند. وي انعطاف‎پذيري در تاكتيك‎ها را آموزش داد و بر عليه اعمال دگماتيستي در به‎كارگيري ضرب‎المثل‎هاي عاميانه براي مسائل عيني هشدار داد.

     ياد آور شد تا در بررسي مسائل عمليِ مربوط به ويژگي‎هاي خاص هر كشوري، هرگز نبايد براي لحظه‎اي وظيفة بنيادي انترناسيوناليستي از نظر مخفي بماند، يعني سرنگوني حاكميت امپرياليست‎ها و برپايي سوسياليسم و كمونيسم. كتاب به احزاب كمونيست كمك كرد تا اشتباهاتشان را اصلاح كنند، مبارزة ثمربخش‎تري را عليه دشمنان طبقة گارگر به حركت درآورند، احزاب ماركسيستي در نبرد آبديده شوند تا بتوانند توده‎ها را متحد سازند. حتي امروز هم، اين كتاب اهميت فوق‎العاده‎اش را براي جنبش‎هاي كمونيستي سراسر جهان حفظ كرده است.

     مبارزة شخصي لنين براي آرمان طبقة كارگر و دهقان، اطمينان و عشق بي‎حد و حصر زحمتكشانِ سراسر جهان را برايش در پي آورد، تا بدان حد كه كارگران جهان و كمونيست‎هاي تمام كشورها، وي را به عنوان آموزگار و رهبرشان تلقي كردند. در اين جا، چند آلبوم (صفحة سيِ‎سه دور گرامافون) وجود دارد كه در آن‎ها نمايندگان كنگره دوم كمينترن احساساتشان را نسبت به لنين منعكس كرده‎اند: «پرولتارياي روسيه حق بسيار زيادي براي افتخار به رفيق لنين دارد، مي‎توان خوشبختي آنان را درك نمود، زيرا هنگامي كه بيشترين ضرورت براي انقلاب، در عصري انقلابي، وجود داشت، آنان براي پيروزي باشكوهشان، لنين را داشتند.» اين‎ها، گفته‎هاي آتونين زاپوتوكي بود.

     جان‎ريد، نيز احساسش را اين گونه ابراز كرد: «لنين، ساده‎ترين، انسان‎ترين، دورنگرترين و استوارترين بود.» نمايندگان كنگره از مستعمرات و كشورهاي وابسته نوشتند: لنين قلب‎هاي ملل شرق را به اميد‎هاي تازه بيدار كرد و به آنان راه خوشبختي و سعادت را نشان داد. نماينده‎اي از هندوستان جان كلام را ابراز كرد: «شرافتمدانه‎ترين تجلي انسان.»

     توده‎هاي زحمتكش و مردم تحت ستم شرق و غرب با اشتياق به لنين گوش مي‎سپردند. كمونيست ايتاليايي، جرمانِتو نوشت: «در اوايل دهة 1920، نام لنين حتي در دورافتاده‎ترين روستا‎هاي ايتاليا شناخته شده بود. به خاطر نشاني از دلبستگي عميقِ‎شان به وي، تعدادي از خانواده‎هاي كارگران، نام بچه‎هاي تازه تولديافته‎اشان را «لنين» مي‎گذاشتند.»

     در تابستان 1919، مداخله‎گران خارجي و گاردهاي سفيد، فشارشان را به جمهوري شوروي نوپا تشديد كردند. جنگ‎هاي سرنوشت‎سازي عليه نيروهاي متحد مداخله‎گر و گاردهاي سفيد در جبهه‎هاي جنگ داخلي برافروخته شده بود، امپرياليست‎هاي ايالت متحده آمريكا، بريتانيا، فرانسه، آلمان و ژاپن، ارتش‎هاي گارد سفيد ژنرال‎هاي دِنيكين و يادنيچ، بقاياي سربازان كولچاك كه جان سالم بدر برده بودند را در يك حمله عليه جمهوري شوروي آماده ساختند. در نتيجة اين حمله هزاران شهر و روستا به مخروبه تبديل شد، اقتصادِ از قبل فلج كشور، بيشتر رو به تحليل گذاشت و ميليون‎ها نفر از مردم كشته شدند و در فقر بيشتر درغلتيدند. بار ديگر، حزب كمونيست لنين، كار تجديد سازمان ملت را براي عقب راندن دشمن به كاربست، بار ديگر توده‎ها براي دفاع از ميهن شورايي‎اشان به پا خاستند. در اين دوره پر تنش و بحراني، لنين پيشنهاد سازمان دادنِ هفتة مخصوص حزب را داد تا توده‎هاي جديدي از كارگران پيشرو را به سمت حزب جلب نمايند. با فرا‎خوان لنين، هزاران كارگر، دهقان و سرباز به حزب كمونيست پيوستند. هفتة حزب، تظاهراتي از پشتيباني مردم را به تصوير كشيد كه آنان با تمام وجودشان، پشت سر حزب ايستاده بودند.

     لنين در مقاله‎اي با عنوان «كارگران، حكومت و هفتة حزب» نوشت: «تود‎ة زحمتكشان با ما هستند. در آن جاست كه قدرت ما قرار دارد، اين است سرچشمة سرسختي كمونيسم جهاني.»

     در پايان 1919، ارتش سرخ تقريباً در تمام جبهه‎ها دشمن را شكست داد و كشور نفس راحتي كشيد. لنين و حزب، سهم بيشتري از امكانات كشور را بر روي توسعه اقتصادي متمركز نمودند، بازسازي حمل و نقل، سوخت و كارخانه‎ها در دستور كار قرار گرفت. پيش‎نويس طرح توسعه اقتصادي، بلادرنگ براي نهمين كنگره آيندة حزب آماده شد. موضوع اصلي اين كنگره برنامه‎ريزي روي شيوه‎ها و امكانات، به منظور جايگزيني مبارزه زمان جنگ با مبارزه بدون خونريزي در جبهة خانگي بود. برنامه‎ريزي بايد در راستاي نوسازي و توسعة كامل اقتصاد ملي هدفمند مي‎شد.

     نهمين كنگره حزب، در مسكو و در بلشوي تأتر در تاريخ 29 مارس افتتاح شد. نشست‎هاي آن، هشت روز ادامه يافت كه در خلال آن روزها، لنين شش بار در تالار حضور يافت. در گزارش كميتة مركزي كه توسط لنين تهيه شده بود، وي وظيفه تجديد حيات اقتصاد را در دستور كار حزب قرار داد. بر پايه اين برنامه، كنگره موضوع طرح اقتصاد نظام‎يافته را با تأكيد اصلي روي برقي كردن و خودكار ساختن ساختار صنايع و امور مربوط به زندگي، مورد مطالعه قرار داد.

     در هنگامة خرابي و فقر موجود، لنين چشم‎اندازهاي بزرگ آينده را مشاهده مي‎كرد. او عميقاً اطمينان داد كه قدرت‎هاي خلاقِ فطري، در سيستم شوروي پايان ناپذيرند، همانگونه كه در ميدان جنگ چشمگير بودند، در ساختمان سوسياليسم نيز مؤثر واقع مي‎شوند. وي متقاعد كرد، براي بناي سوسياليسم و كمونيسم، بايد صنايع سنگين توسعه يابند و كل كشور به طرف برقي‎شدنِ همه چيز پيش رود. او گفت: «حاكميت شورايي  با الكتروفيكاسيون (برقي‎كردن و خودكار ساختن ساختار صنايع و امور مربوط به ضرورت‎هاي جاري در تمام حوزه‎هاي زندگي) كل كشور، كمونيسم را معني مي‎سازد.» وي تأكيد مي‎كرد، روسيه‎اي با شبكه‎هاي متراكم از ايستگاه‎هاي نيروي برق و تأسيسات تكنيكي نيرومند، مي‎تواند الگويي براي آيندة اروپا و آسياي سوسياليست، از نگاه توسعة اقتصاد كمونيستي باشد. سوسياليسم بدون پيشرفت علم و تكنولوژي امكان‎پذير نخواهد بود. علم نيز نمي‎تواند به‎طور كامل بدون سوسياليسم پيشرفت كند. تنها سوسياليسم قادر است، علم را از قيد و بندهاي كاپيتاليسم رهايي بخشد.

     دشمنان جمهوري شوروي، در آن زمان عقيده داشتند كه حزب بلشويك و مردم، هرگز قادر نخواهند بود تا بر مشكلات پيش رويشان فائق شوند و طرح اتوماسيون كشور را يك رؤيا بيش نمي‎دانستند. حتي، ولز نويسندة برجستة انگليسي از درك تصوير بزرگ لنين عاجز ماند. وي بعد از گفتگو با رهبر حكومت شوروي در جريان ديدارش از مسكو در 1920، لنين را به عنوان «خيالپرداز كرملين» توصيف نمود. وي در طرح متهورانة لنين براي الكتروفيكاسيون كشور، چيزي جز يك «اتوپياي تكنيسين برق» نديد. لنين به او گفت: «ده سال بعد برگرد و ببين ما در روسيه چه كاري انجام داده‎ايم.»

     در آغاز سال 1920 براساس ابتكار عمل لنين، كميسيون دولتي براي پي‎ريزي طرح الكتروفيكاسيون روسيه، تحت رياست كمونيست كارآموزده، كرژيژانوسكي و جمعي از دانشمندان و مهندسان برجسته تشكيل شد. سمت و سوي اساسي، در راستاي تحقق اين ايده را از نامه‎ها و يادداشت‎هاي بي‎شمار لنين، به كرژيژانوسكي، كلاسون، وينتر و ديگر دانشمندان شاخص مي‎توان متوجه شد.

     تحت شرايط بسيار دشوار كه در 1920 حاكم بود، شروع يك برنامه بلند پروازانه در دستور كار قرار گرفت. اين كار در يك دورة زمان‎بندي شده 15ـ10 ساله طرح‎ريزي شد كه بر اساس آن ساخت 30 ايستگاه نيروگاه بزرگ و افزايش توليد هفده برابر برق و محصولات صنعتي تا پانزده‎ برابر، در مقايسه با سال 1920 پيش بيني شده بود.

     لنين اين طرح اتوماسيون روسيه را به مثابة زيرساخت كار اقتصادي حزب، در برنامه دوم آن، ارزيابي نموده بود. شروع اين پروسه كه ماهرانه طراحي شده بود، توسعه تمام شاخه‎هاي كشور را نشانه گرفت. طرح اتوماسيون لنين، فوراً در ميانِ شرايط بحراني و بهم‎ريختگي اقتصادي و مبارزه عليه دشمنان داخلي و خارجي شروع شد. هنگامي كه اولين لامپ‎هاي برق روشن شدند، خوشحالي لنين حدي نداشت. مردم از روي محبت، آن را «لامپ‎هاي ايليچ» مي‎ناميدند كه در حضور وي، در دهكدة كوچك كاشينو، نزديك مسكو افتتاح شده بود.

     آن طرح در مدت كوتاهي كامل شد. در 1934 هنگامي كه ولز از اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي تجديد ديدار كرد، با چشمان خودش آن را نظاره نمود.

     درود به خاطر تلاش‏‎هاي خستگي‎ناپذير حزب كمونيست و رهبر بزرگش، كارگران و دهقانان كه بر دشمنان بي‎شمار قدرتمند جمهوري شوروي پيروز شدند.

     در 1920، مردم شوروي ناگزير به دفع تجاوز تازة امپرياليست‎ها شدند. اين بار بزرگ‎مالكان و بورژوازي لهستان كه توسط امپرياليست‎هاي بريتانيا و آمريكا پشتيباني مي‎شد، برعليه جمهوري شوروي قد برافراشت.

     طي يك سخنراني در پنجم مي 1920 براي مردان ارتش سرخ كه در جبهة لهستان بودند، لنين گفت، حكومت شوروي خواهان جنگ نيست، جنگ را به آن تحميل كرده‏‎اند، طبقات حاكمة لهستان، افسار جنگ از دستشان رها شده است، ما مبارزة قهرمانانة كارگران لهستاني را در حمايت از جمهوري شوروي گرامي مي‏‎داريم. وي از احساسات عميق و صميمانة مردم جمهوري شوروي نسبت به زحمتكشان لهستاني صحبت نمود.

     جنگ داخلي با پيروزي قهرمانانة مردم شوروي خاتمه يافت و بدين ترتيب سخنان پيشگويانة لنين تأييد گرديد: «ملتي كه اكثريت كارگران و دهقانان آن درك كنند، احساس كنند و ببينند كه براي حاكميت شورايي خودشان، براي حكومت زحمتكشان مي‎‎جنگند… هرگز نمي‎توان بر آن غلبه كرد.»


--------------------------------------------------------------------------------

[1] انجمن اسپارتاكوس- تشكيلات انقلابي سوسيال دموكرات‎هاي چپ آلماني بودند كه در 1919 به تأسيس حزب كمونيست آلمان اقدام نمودند.


فرهنگ توسعه
 
انتشار اخبار، مقالات و بيانيه ها در اين سايت الزاماً به معناي تاييد آن‌ها نيست
info@sedayemardom.net