دیدگاه‌ها

سالهای امید بخش سوسیالیسم درافغانستان!

م. چابکی: در زیر ویرانه های سرزمین خونین افغانستان امروزه ریشه های از هم گسسته وجود دارد که حتی در سخت ترین صخره های زمان در قلب افرادی که می دانند آینده بشریت، سرنوشتی بهتر، نه برای جنگ، بلکه برای عدالت اجتماعی  است که مبارزه می کنند. این بذرهای مانده همچنان باقی است ودر شرایطی مناسب دوباره جوانه می زنند.

کشورافغانستان علیرغم تاریخ غم انگیز دخالت امپریالیسم آمریکا که با حمایت ازبنیاد گرایان اسلامی،   گرفتار ناامنی اجتماعی، جنگ وترور، آشوب های قومی، قبیله ای گردید وغم انگیزتر ازهمه زنان زیرچکمه های اسلام خون چکان تا به امروز غوطه وراند، دارای «عصرطلایی» به رهبری دولت ملی و حزب دمکراتیک خلق نیزهست. در این دوره، زمینه های پیشرفت توسعه اقتصادی، امنیت فراگیربرای زنان، آموزش عمومی،مراقبت های بهداشتی، مسکن، کار جلوگیری ازمحرومیت های اجتماعی بوجود آمد. حزب دمکراتیک خلق افغانستان درراستای برقراری نظم، ارتش منسجم، با اهداف ترقیخواهانه صلح  درحفظ حریم ملی، درمناسبات بین المللی با سیاست همزیستی مسالمت آمیزدرمنطقه عمل کرد. شوربختانه دستاوردهای مردم افغانستان با پیش داوری کمونیست ستیزی با ر دیگر در توافق با امپریالیسم آمریکا به دولت بنیاد گرای طالبان تبدیل شد.

اخیرامقاله ای توسط «مرلین بختل» در مجله بین المللی people’s world «دنیای مردم» ۱۶اگوست ۲۰۲۱ انتشار یافت. که همزمان با خروج نیروهای ایالات متحده (دولت بایدن) طالبان قدرت دولتی را با توافق قبلی بدست گرفته است، در مقدمه مقاله جنگ آمریکا درافغانستان  ریشه ای فراتر از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر دارد، دوران کمونیسم  ستیزی و جنگ سرد را یاد آور می شود.

مقاله  برای اولین بار در ۶ اکتبر ۲۰۰۱ – قبل از آغاز جنگ ایالات متحده آمریکا در افغانستان- تحت عنوان «بخشی ازتاریخ مردم افغانستان نادیده گرفته شده »انتشاریافت.

«مرلین بختل بچتی»از فعالان حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا صاحب نظر درعرصه روابط بین المللی همچنین فعال در جنبش صلح می باشد. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل ۱۹۸۰، با «مارول کوک» در شورای ملی دوستی آمریکا و شوروی و در مجله New World Review کار کرد ومدتی سردبیر مجله بوده است. دوبار در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ به افغانستان سفر نمود. وی از خلیج سان فرانسیسکو برای «دنیای مردم» تحلیل و مقاله های بسیاری در مجله «دنیای مردم » دارد.

اطلاعات وی در زیر به روشن شدن بحران کنونی افغانستان کمک می کند.

مرلین بختل می گوید: پس از حوادث هولناک ۱۱ سپتامبر، مطلب زیادی درباره وضعیت ناامید کننده مردم افغانستان، که تحت تأثیر تئوکرات طالبان قرار گرفته است، و نقش ائتلاف شمال و دیگر مخالفان که در برنامه های منطقه ای واشنگتن مورد گفتگو با طالبان بودانتشار یافت.

به ندرت کسانی در مورد تلاش های مردم افغانستان اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ برای رهایی از میراث قبیله ایی و قلمروهای بی رحمانه قوم گرای جنگ آور، که با پایه ریزی یک جامعه نوین و ایجاد یک دولت دمکراتیک، و نقش اتحاد شوروی قبل از ۱۹۷۸موضوعی بمیان آوردند.

اما درتحریف و تحریک از کمک های اتحاد شوروی به مردم افغانستان؛ سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۹ و نقش ایالات متحده در ایجاد سازمان دهی نیروهای بنیاد گرای اسلامی، مجاهد – طالبان تحت عناوین کمک به دمکراسی درمنطقه مطالب بسیاری نگاشته شده است.

افغانستان یک جایزه ژئوپلیتیک برای سازندگان امپراتوری قرن نوزدهم بود هم روسیه تزاری و هم امپراتوری بریتانیا با آن رقابت داشتند، سرانجام افغانستان توسط انگلیسی ها به یک کشور نیمه وابسته تبدیل شد.

امان الله خان – که در سال ۱۹۲۱ به قدرت رسید – کسانی اورا کمال آتاتورک افغانستان می شناسند تلاش کرد تا حاکمیت کشور را احیاء کند و آن را به سمت جلو سوق دهد. تحت این تلاش بود که به دولت انقلابی جدید در مسکو مراجعه کرد. دولت شوروی با به رسمیت شناختن استقلال افغانستان و انعقاد اولین معاهده دوستی به افغانستان پاسخ مثبت داد.

اتحاد شوروی با راه اندازی پروژه های زیربنایی بزرگ اقتصادی مانند نیروگاه ها، منابع آب، حمل و نقل و ارتباطات و با قبول تحصیلی هزاران دانش آموز افغانی در مدارس و دانشگاههای فنی شوروی به پیشرفت جامعه عقب مانده فئودالی و عشیرتی یاری رساند.

از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۹ ،عناصر ارتجاعی، با کمک انگلیسی ها، امان الله را مجبور به کناره گیری کردند پروژه ها پس از خروج اجباری امان الله متوقف شد، اما روابط اتحاد جماهیر شوروی و افغانستان دوباره برقرار گردید.

در دهه ۱۹۶۰، پروژه های مشترک افغانستان و شوروی از جمله موسسه پلی تکنیک کابل، منبع برجسته آموزشی کشور برای زمین شناسان – مهندسان و سایر متخصصان، احیاء شد.

در اواسط دهه ۱۹۶۰، جریان های ملی دموکراتیک در حزب دموکراتیک خلق (NDP) متحد شدند.

درقرن گذشته نا آرامی های اجتماعی – سیاسی کشورهای در حال توسعه را فرا گرفته بود افغانستان هم مصون نماند. از دهه ۱۹۲۰، بسیاری از جریانهای مترقی تحت تاثیر انقلاب اکتبر روسیه قرارگرفتند، جاییکه جامعه جدید و عادلانه تری برسرزمین های امپراتوری سابق روسیه در حال ظهور بود و افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست.

در سال ۱۹۷۳ ، نیروهای بورژوایی محلی ، با کمک برخی از عناصر حزب دموکراتیک ملی ، حکومت ۴۰ ساله « محمد ظاهر شاه » مرد ۸۶ ساله ای که توسط جمهوری خواهان راستگرای ایالات متحده به عنوان شخصیت ارتقاء یافته بود سرنگون کردند.

حزب دموکراتیک ملی در سال ۱۹۷۸ به قدرت رسید. با شروع کار، توزیع عادلانه منابع اقتصادی، حل معضل اجتماعی که شامل رهایی زنان و دختران از بردگی قبایلی (فرایندی که به ناچار در دوران محمد ظاهر شاه آغاز شده بود). اکنون حقوق برابر اقلیت های ملی، از جمله مظلوم ترین گروه کشور، هزاره ها مورد توجه قرار گرفت.

برنامه دولت دمکراتیک ملی افزایش رفاع همگانی، دسترسی مردم عادی به آموزش، مراقبت های بهداشتی، حل مسکن مناسب و بهداشت بود.

«مرلین بختل» یاد آورمی شود:

طی دو دیدار در سالهای ۸۱-۸۰. در افغانسان من نشانه های ازپیشرفت را با چشمان خود دیده ام:

زنان و مردان در تعاونی های صنعتگری با هم کار می کردند، جایی که برای اولین بار می توانستند هزینه کار خود را به نحو شایسته پرداخت کنند و پولی را که به دست می آوردند برای ادامه زندگی کنترل کنند. بزرگسالان، چه زنان و چه مردان، خواندن و نوشتن را فرا می گرفتند. زنان به عنوان متخصص در پست های عالی دولتی از جمله آموزش و پرورش کار می کردند. خانواده های شاغل و فقیرمی توانستند از عهده امکانات پزشکی برآیند و فرزندان خود را چه – دختر و پسر –  به مدرسه بفرستند. در اصلاحات کشاورزی حذف بدهی دهقانان و شروع تعاونی های دهقانی کنترل قیمت ها و کاهش قیمت های برخی از اقلام غذایی مهم به مردم آرامش می بخشید و به عشایر تحرک زندگی می داد.

«مرلین بختل» می گوید:

من همچنین نتایج تلخ حملات مجاهدین توسط همان گروههایی را که اکنون اتحاد شمالی را در آن سالها تشکیل می دهند، به ویژه علیه مدارس و معلمان در مناطق روستایی مشاهده کرده ام.

تحولات پس از ۱۹۷۸ همچنین شامل کمک های اتحاد شوروی به پروژه های اقتصادی وبرنامه های اجتماعی در مقیاس وسیع تر از انعقاد پیمان دوستی جدید شوروی و افغانستان بود. مجموعه ای از پروژه های جدید را شامل می شد که زیرساخت ها، اکتشاف و استخراج منابع، خدمات بهداشتی، آموزشی و پروژه های کشاورزی مدرن بود. پس از دسامبر ۱۹۷۸، نقش استقرار نیروهای شوروی به درخواست دولت دمکراتیک خلق افغانستان جنگجویان قبیله ای فئودالها  که تحت حمایت ایالات متحده آمریکا و پاکستان سازماندهی شده بودند به طور فزاینده ای تحت تعقیب قرار گرفته بودند فراری شدند.

بقیه  همانطور که می گویند این یک بازه تاریخی است. ولی نکته قابل توجه این است که پس از خروج نیروهای شوروی دولت خلق افغانستان تا سال ۱۹۸۹ به فعالیت خود ادامه داد، اگرچه تقریباً سه سال در محاصره بود.

چکیده:

در زیر ویرانه های سرزمین خونین افغانستان امروزه ریشه های از هم گسسته وجود دارد که حتی در سخت ترین صخره های زمان در قلب افرادی که می دانند آینده بشریت، سرنوشتی بهتر، نه برای جنگ، بلکه برای عدالت اجتماعی  است که مبارزه می کنند. این بذرهای مانده همچنان باقی است ودر شرایطی مناسب دوباره جوانه می زنند.

#سالهای سوسیالیسم در افغانستان: آینده ای امیدوارکننده که توسط امپریالیسم ایالات متحده نابود شد. برگرفته از نشریه انترنتی «دنیای مردم» people’s world 16اگوست۲۰۲۱

م. چابکی: ۹شهریور۱۴۰۰ برابر با ۳۱.۰۸.۲۰۲۱

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا