گوناگون

مگر فرقی هم می‌کند؟

هدف از این یادداشت اصلا این نیست که خط بطلان بر تمام گمانه‌زنی‌های مختلف در مورد عاملین انتشار این تصاویر کشیده شود؛ بلکه افسوس برای پراکنده شدن افکار عمومی از تمرکز بر مطالبات حقوق بشری و اصرار بر اعتراض، استعفا، استغفار و ابراز شرمساری مسئولین و رساندن صدای زندانیان و خانواده آنان به مجامع حقوقی است.

فریبا امیری – این روزها که بازار اظهار نظرهای مختلف در واکنش به موضوع هک دوربین‌های زندان اوین گرم است موضوعی که بیش از هر چیز توجه شخص مرا به خود جلب کرده این است که چرا افکار عمومی، بیش از آنچه که می‌بایست به متن قضیه که روزگار جهنمی زندانیان نظام و پدیدار شدن دم خروس به این بزرگی از پس عبای مدعیان داشتن بهترین زندان‌های دنیا (سخنرانی جناب رییسی) بپردازد به حاشیه‌های دیگری از قبیل واقعی بودن یا نبودن جمعیت عدالت علی، نقش پشت پرده جریان احمدی نژادی و لاریجانی‌ها و مافیای زمین و … در هک دوربین‌های اوین توجه کرده است؟!

جدیدترین سناریوی منتشر شده هم ادعای دست داشتن مافیای زمین خواری و برج سازان است که هدف نهایی این افشاگری را از بین بردن زندان اوین و استفاده از زمین‌های چندهزار میلیاردی آن برای برج‌سازی دانسته است! (و حتماً طرح کنندگان آن برای چنین استدلال موشکافانه‌ای انتظار دریافت جایزه هوش برتر را هم دارند!)

اما اجازه بدهید فرض کنیم اصلا دو باند جنایتکار یا رقیب وجود دارند که هدف مشترکی برای جنایت یا دزدی دارند و یکدیگر را نیز رصد می‌کنند. حالا اگر یکی از این دو فیلمی از صحنه جنایت یا سرقت دیگری تهیه کرده باشد آیا مال باخته یا پلیس به جای برخورد و انجام هرگونه عملی در رابطه با شناسایی یا دستگیری عاملین جنایت به دنبال کشف تهیه کنندگان فیلم می‌گردد؟!

موضوعی که در جریان هک دوربین‌های اوین واضح است اینکه فیلم واقعی است و تصاویر منتشر شده نشانگر رفتار غیرانسانی با زندانیان است. نشانگر: دست داشتن مأموران در معاملات مواد مخدر، بی‌توجهی به آسیب‌هایی که توسط زندانیان قدرتمند بر زندانیان آسیب‌پذیر و جوان‌تر آنچنان که در بند زنان می‌بینیم (و قبل‌تر توسط منیژه حکمت در فیلم به یاد ماندنی زندان زنان به تصویر کشیده شده بود)، سر شکسته شده جناب نوری‌زاد و نامه مفتضحانه مبنی بر ممانعت از هرگونه عکس یا فیلم برداری از انتقال ایشان؛ نشان‌گر بی‌رحمی «به ظاهر» مردِ خدایی که به بی‌تفاوتی گام برداشتن از روی یک گونی نخاله از روی تن بی‌رمق یک زندانی گام بر می‌دارد.

حالا جای تعجب نیست که به جای مطالبه‌گری شخصیت‌های حقوقی، صاحب نظران و وکلا و … در رساندن صدای زندانیان و خانواده‌های آن‌ها و مجبور کردن مسئولین به پاسخ گویی، بیشترین بحث‌های مطرح شده بر سر این است که کار، کارِ خود حکومتیان و تسویه حساب شخصی و … هست یا نیست؟!

مسئله زمانی دردناکتر می‌شود که عده‌ای که خود را اپوزوسیون شکنجه دیده در زندان‌های رژیم می‌دانند به این موضوع اشاره می‌کنند که چرا فیلمی از بندهای ۲۰۹ و سایر بندهای سیاسیون به بیرون درز پیدا نکرده؟ این ابهام در جای خودش قابل تأمل است اما آنچه جای تأسف دارد این است که آیا کنشگران اجتماعی حق این را دارند که رفتار با زندانی را هم در ورطه مسائل ارزشی دسته‌بندی کنند و حقوق انسانی زندانیان را صرفأ برای زندانیان عقیدتی محفوظ بدانند؟ آیا هدف نهایی یک فعال سیاسی یا مدنی ساختن جهانی بهتر و طرح راه کارهایی برای تقلیل زمینه‌های بزه‌کاری و جرم در جامعه نیست؟

برخی به جای تمرکز بر رفتار زندان‌بانان به رمز گشایی از جرم و حالت جسمی زندانیان پرداخته و تشخیص داده‌اند که معتاد، شرور و خلافکار هستند. (گویی انتظار می‌رفته  به اصطلاح بچه مثبت‌ها در زندان‌های عادی باشند!) آن هم در کشوری که از عالی‌ترین مقام مملکتی گرفته تا مداحان و مبلغین خورده پا برای کشته شدن جرج فلوید آمریکایی بدون هرگونه اشاره‌ای به جرائم او از کلیه امکانات تبلیغاتی استفاده می‌کردند.

هدف از این یادداشت اصلا این نیست که خط بطلان بر تمام گمانه‌زنی‌های مختلف در مورد عاملین انتشار این تصاویر کشیده شود؛ بلکه افسوس برای پراکنده شدن افکار عمومی از تمرکز بر مطالبات حقوق بشری و اصرار بر اعتراض، استعفا، استغفار و ابراز شرمساری مسئولین و رساندن صدای زندانیان و خانواده آنان به مجامع حقوقی است.

کانال «مجمع دیوانگان»

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا