دیدگاه‌ها

دانشمندانی که در عمل کرد پژوهشی، شیوه متا فیزیک را کاربردی می کنند

ناصر آقاجری:  در ایران مجلس که با درصد بالایی نمایندگان استصوابی شان نولیبرال هستند، گویی در این دنیا زندگی نمی کنند و هر روز با یک طرح جدید در جهت ارزان سازی کارمزد کارگران و بازنشستگان و همه حقوق بگیران قانون جدیدی به مجلس می برند، دولت هم تا کنون هیچ برنامه جدیدی برای مناسبات اقتصادی جامعه مطرح نکرده است و همان راه گذشته را پیش گرفته است.

شیوه های متفاوت دانشمندان سرمایه داری در رابطه با علوم ریاضی طبیعی فیزیک و . . . و علوم اجتماعی، مانند اقتصاد، فلسفه، و جامعه شناسی، تاریخ و . . . حیرت انگیز است، زیرا یکی را دیالکتیکی بررسی می کنند و دیگری را متا فیزیکی. در دانش گروه اول چون با اختراع ها و اکتشاف ها سرو کار دارند و تکنولوژی را باید گسترش دهند نمی توانند با اگر و شاید و نظرات مبهم کارپژوهشی را کاربردی کنند از این رو اصول علمی دیالکتیک را به کار می برند از این رو شاهد بزرگترین

پیشرفت های علمی در این عرصه هستیم که جهان را به کلی دگرگون کرده است، زیرا دیالکتیک نقش عمده و اساسی را در این روند، کاربردی می کند. ولی در علوم دسته دوم سرمایه داری این باور غیر علمی را تحمیل کرده است که اصول دیالکتیک نباید کاربردی گردد. از این رو تنها برخوردی که برای این گروه از دانشمندان باید عملی گردد و در دانشگاه های ” معتبر” سرمایه داری آن را، آموزش می دهند، شیوه های متا فیزیکی است که به ارتباطات و تاثیر متقابل پدیده های اجتماعی برهم باور ندارد و سیرتحولات اجتماعی را ناشی از نیرو های درونی پدیده های اجتماعی نمی دانند و باور دارد همه پدیده ها ” مستقل” از هم وبدون تاثیر متقابل، راه خود را می روند. (کاربرد واژه مستقل در همه جا یک سان نیست. در مبارزات و جنبش های کارگری منظور از استقلال وابسته نبودن به نظام استثمارگر و استبدادی است. ولی در میان فعالان سیاسی درون مایه اش دگرگون می گردد ومعنایی متا فیزیکی و غیر جانبدار، می یابد.) زیرا با بررسی علمی – دیالکتیکی  پدیده های اجتماعی این واقعیت روشن می شود که فرد گرایی سرمایه داری و شیوه های ضد انسانی این ساختار، هم چون شیوه های استعماری و استعمارنو و شیوه های امپریالیستی و اینک نولیبرالی به عنوان مناسباتی که حتا با حقوق بشر ادعایی خود سرمایه داری هم، در عمل کرد، در تضاد است. بدین جهت واپس گرا و ارتجاعی است. بدین گونه ریاکاری مناسبات سرمایه داری که در طول تاریخ بشر بزرگترین کشتارها و نسل کشی را عملی کرده تا دسترسی به بازار داشته باشد و منابع دیگر کشور ها را غارت کند، افشا می گردد.ما در اینجا گفتگویی را بررسی می کنیم تا ژرفای بی دانشی پروفسور ها و دانشمندانی که در عمل با این شیوه ی متا فیزیکی (متا فیزیک: ” جهان را مرکب ازاشیاء و پدیده هایی می شمرد که به هم مربوط نیستند،در یک دیگرتاثیر متقابل ندارند،در حال رکودند یا تغییرات آن ها تکرار مکررو دور زدن های یک نواخت است.آموزش انقلابی زنده یاد احسان طبری سال ۵۰ انتشارات زیر زمینی، ح، ت، ا ) کار پژوهشی را کاربردی می کنند و عامل اصلی فریب مردم هستند که در نهایت از آن ها یک مزدور مشتی سرمایه دارِ بی دانش می سازد.

در حاشیه ” مجمع اقتصادی آمبروزنی”

در گفتگویی یورو نیوز با پروفسور و برنده جایزه نوبل اقتصاد جناب جوزف استیگلیتز، مناسبات نولیبرالی در سطح جهان مورد بررسی قرار گرفت.

۸ سپتامبر به روز شده در: ۲۰۲۱ \۰۹ \ ۰۷

پرسش یورو نیوز:

” آیا احیای اقتصادی پایا خواهد بود؟ یا این بحران زندگی مردم دنیا را برای همیشه عوض خواهد کرد؟ شاهد آن بوده ایم که اقتصاد آمریکا با ثبت رکوردهای تازه احیا شده اما آیا سیاست گذاران آمریکا و اروپا توانسته اند از یک رکود جهانی دیگر دوری کنند یا این خطر هنوز وجود دارد؟

پاسخ :

” من در این مقطع چندان نگران رکود نیستم. نولیبرالی نیاز به باز اندیشی دارد.اروپایی ها در برنامه احیای اقتصادی شان کمی میانه روتر هستند. . . . اما طرح احیای مالی که ما در آمریکا تصویب کردیم شامل بودجه ای می شد که نزدیک به یک چهارم تولید نا خالص داخلی ما بود”.

این جناب دانشمند برنده جایزه نوبل، چگونگی خارج شدن از بحران در آمریکا و اروپا را بیان نمی کنند. همین طور، حرفی از بحران های دوره ای سرمایه داری که همیشه با جنگ های بزرگ به حل عملی آن بحران های گریز ناپذیرمی پردازند، نمی زنند. و آن بستری که امکان احیای مالی را فراهم نموده، ندیده می گیرند. رکود در آمریکا با خرید تسلیحاتی عربستان، بحرین،امارات و کویت و دیگر کشورها در بحران، از آمریکا و اروپا باعث شد چرخ های صنایع نظامی را به گردش درآورد، شاید ایشان می خواهند از اظهار نظر سیاسی خود داری کنند و یا بررسی پدیده ها و تاثیر گریز ناپذیر آن ها بر هم، مورد تایید ایشان نیست. هم چنین نقش سازمان های متعدد امنیتی خصوصی و دولتی آمریکا و اروپا که شرایط جنگی را در میان کشور های پیرامون و عقب مانده ترایجاد می کنند و در عمل، چند کشور مورد نظرشان را وارد جنگ های ویران گری می کنند تا بازار صنایع نظامی از رکود خارج شود و چرخ های صنایع نظامی آمریکا و اروپا به گردش در بیایند تا به مرور دیگر بخش های اقتصادی راهم فعال کنند. و اینک با وجود جنگ در آسیا و بحران در آفریقا  و آماده کردن یک جنگ سرد دیگر به وسیله امپریالیسم جهانی این دانشمند هم، نباید نگران رکود باشند. بر اساس نگرش متا فیزیکی این گونه دانشمندان بررسی تاثیرمتقابل و ارتباطات پدیده های اجتماعی منطقی نیست و تلاش برای ایجاد ارتباط بین این پدیده های اجتماعی کاری غیر علمی است، مناسبات اقتصادی کار و ارتباطی به جنگ های منطقه ای در کشور ها ندارد و بررسی ظهور داعش و القاعده و طالبان و دیگر تروریست ها در آفرقا و گسترش فاشیسم و راست گرایی در اروپا و آمریکا به اصول اقتصاد مربوط نمی شود و پدیده های جدا از این مناسبات است. بر اساس نگرش متا فیزیکی، این اقتصاد دان در این رشته از دانش بشری تنها می باید به اقتصاد خرد و کلان، عرضه و تقاضا و مسایل مالی بپردازند نه این حاشیه های غیر اقتصادی!! ولی سرمایه داران حق دارد بارِ رکود و تورم اقتصادی خود ساخته را، با ریاضت اقتصادی و به یاری سرکوب نیروی نظامی به دوش مردم آمریکا و اروپا بیندازند. شرایطی که مردم در ایجاد آن هیچ نقشی نداشتند.

پرسش:

” دولت ها باید چه سیاستی برای دوران پسا کووید در پیش بگیرند تا به ویژه سبب توسعه اقتصادی واقعی بشود؟

پاسخ:

” فکر کنم در ایالت متحده شاهد نوعی باز اندیشی هستیم. پیش از این هم در آمریکا و هم در اروپا در سیاست مربوط به  صنایع دخالتی نداشتند، اما در امریکا لایحه مهمی در باره سیاست صنایع تصویب شد که با تشویق تحقیقات، قدرت رقابتی ما را افزایش بدهد ( در دولت ترامپ هم با بستن گمرکات بر واردات صنعتی این روند آغاز شده بود. درون پرانتز ها از من است) شاهد چرخش ۱۸۰ درجه ای هستیم و دولت می گوید باید به اکثریت مردم اهمیت داد نه به میلیاردرها.”

چرخش ۱۸۰ درجه ای یعنی نولیبرالی قابل کاربردی شدن حتا در بزرگترین کشور غارت گر، ثروتمند و صنعتی جهان نیست. آن وقت حاکمیت نا آگاه در کشور ما بر اساس مشتی اقتصاددان نولیبرالیست وطنی سرسپرده ی صندوق بین المللی پول هنوز بر خصوصی سازی یا در واقع تعدیل ساختاری و خصوصی سازی پای می فشارند گویی این مجلس و مسیولان اجرایی در برزخ بی خبری گم شده اند و معنای حرکت های ناشی ازتجربه های شکست خورده امپریالیسم را درک نمی کنند، البته با باور متا فیزیکی این جماعت کور ذهن دلال منش شاید طبیعی به نظر برسد ولی به هرحال باید ذره ای سلول سالم در مغزشان وجود داشته باشد که با یک قیاس بسیار ساده هشیار شوند. ولی می بینیم مجلس ودولت هر روز با طرح های ویرانگر تازه ای کور کورانه راه نولیبرالی را می روند وکاری ندارند که حتا بنیان گذاران نولیبرالی به اشتباه تاریخی خود دارند اعتراف می کنند. پیشرفت های بزرگ چین با اقتصاد ویژه را که با پاسداری از اقتصاد بزرگ دولتی سرمایه گذاری را نه “خصوصی سازی نولیبرالی” را تشویق و کاربردی می کند و بدین صورت یک جمعیت یک و نیم میلیاردی را به اشتغال رسانده و فقر زدایی کرده و اینک در حال قرار گرفتن در جایگاه اقتصادی – صنعتی حتا امپریالیسم آمریکا است، عمل کرد چهار دهه نولیبرالی این درک جدید را به وجود آورده است ولی حاکمیت در ایران کاری به سیرتحولات ندارد و عصا کشان بی راه بن بست خود را می رود. درکی به گونه ی تجربی، نه علمی، که برخی به خصوص سردمداران کشورهای متجاوز و غارت گر امپریالیستی را وادار به عقب نشینی از برخی اصول مناسبات نولیبرالی کرده ولی حاکمیت نولیبرال ما را از خواب بی پایان نا آگاهی بیدار نکرده است.

پرسش: در باره الویت های اقتصادی در اروپا.

پاسخ جناب پروفسور دنیای اقتصاد امپریالیستی وبرنده ی جایزه نوبل اقتصاد:

” . . . همان طور که می دانید همه گیری ( کرونا) باعث دیده شدن نابرابری و نیز افزایش آن ها در جامعه شده،”

آیا این به اصطلاح دانشمندان و پروفسورها دنیا اقتصاد امپریالیستی نمی باید با بررسی علمی – دیالکتیکی عمل کرد این گونه مناسبات وعوارض این شیوه اقتصادی را درک می کردند ومانع کاربردی شدن آن می شدند؟  در این چند دهه کاربردی کردن این مناسبات، با تحریم های اقتصادی و جنگ های منطقه ای و تجاوزات به یوگسلاوی، افغانستان، عراق،  لیبی و . . . .ادامه این چنگ ها، چند هزار انسان بی گناه را قتل عام کرده؟ وچه جمعیت بزرگی را آواره و بی خانمان کرده اند، تازه متوجه شده اند راه رفته نا درست است و باید باز اندیشی شود. اگر قرارباشد همه اندیشه ها متروکه دوباره وارد چرخه اقتصاد شوند وتجربه گردند که هر گز قادر به توسعه و پیشرفت نخواهیم شد زیرا سرمایه داری مالی مربوط به امروز نبوده و همیشه در کنار سرمایه داری صنعتی وجود داشته و می توانستند آن را به شیوه دیالکتیکی  بررسی کنند و عوارض آن را مورد بررسی قرار دهند.ولی نگرش متافیزیکی به پدیده های علوم اجتماعی این فاجعه را رقم زده است. در ادامه پاسخ:

” و همچنین نشان داده که زنجیره تامین کالای ما برگشت پذیری چندانی ندارد.”

در واقع می باید می گفتند: از نظر اقتصادی و صنعتی این شرایط قابل پیش بینی بوده ولی سود محوری سرمایه داری جهانی و نوع تحقیقات در علوم اجتماعی مانع از یک بررسی علمی در این مورد شده است زیرا منافع فردی یک اقلیت را بر منافع همه مردم در جهان ترجیح می دادند وتجربه عملی نشان داد که نولیبرالیسم منافع امپریالیست ها را به عنوان ابر قدرت تامین نکرده و با ایجاد بحران های اجتماعی بستر زوال این سیستم را فراهم نموده است و درعمل کرد چهل ساله خود، به یک تجربه  شکست خورده بدل شده است، و این شرایط همان سنگ سنگینی است که بر سر این جماعت متا فیزیک ها خورده تا آن ها را از جهل و بی دانشی خود آگاه کند. در جنوب ایران ضرب المثلی است که مضمون آن این گونه است: یک انسان بی منطق، فردی که از دانش و خرد استفاده نمی کند: (با لهجه لُری)

” انسان . . . نه به عقل شه،  به سرگذشته شه”.

چنین فردی، در حالی که دیوار را می بیند، تا سرش به دیوار نخورد، آن را باور نمی کند. سرمایه داری در علوم اجتماعی با شیوه متافیزیکی درعمل بدون منطق علمی عمل می کند و تنها تجربه ویران گر شاید او را هشیار کند. در ادامه ی پاسخ:

” از طرف دیگر کار لازم هم از سوی بازارها صورت نگرفت”

روندی که باید در انتظارش باشیم دور شدن از مناسبات نولیبرالیسم است، چون از نظر این اندیشمند برنده جایزه نوبل اقتصادی بازار طی این چند دهه کاربردی شدن فاجعه بارِ مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی سازی ” کار لازم را” عملی نکرده است یا در واقع نقشی که برای پدیده ای ” تنظیم گر”ِ بازار کار و مبادلات، برای جلوگیری از تورم و رکود در نظر گرفته بودند یک توهم یا یک دروغ بیشتر نبوده است. در این شرایط افشا شده، تغییر بنیادی یک احتمال است. زیرا این دنیای غول های انحصاری هستند که در نهایت تصمیم می گیرند و مانع تراشی خواهند کرد مگر این که جنبش مردمی و حرکت توده ها از پایین به یاری این تغییرات بنیادی بیایند. ولی در ایران، مجلس و دولت جدید، بدون دیدن و توجه به این نگرش ها و تحولات اقتصادی هم چنان در سازِ بی نوای تعدیل ساختاری و خصوصی سازی می نوازند. دشوار است که به این زودی این حاکمیت درک کند نقشی را که اقتصاد دان ها و مشاوران اقتصادی شان برای نولیبرالی در ایران برای شان تدارک دیده اند تنها مشتی توهمات یک گروه دگم و بی دانش بیشترنبوده است و این مناسبات قادر به ایجاد آن توازن در اقتصاد و نظام اجتماعی و کار و نیروی کار که برایش در نظر گرفته بودند نمی باشد. در ادامه :

” فکر کنم مردم فهمیده اند که در اقتصاد به توازن تازه ای نیاز داریم.”

مردم با اعتراضات وال استریت در آمریکا و بحران اقتصادی در اکثر کشورهای اروپایی که با دخالت های دولت و کشاندن بحران اقتصادی بدوش مردم با ریاضت اقتصادی که بحران های اجتماعی را در پی داشت بسیار زودتر از دانشمندان با روش های عینی – تجربی به این درک رسیده بودند ولی این شما دانشمندان بودید که تا چهل سال جامعه جهانی را به ویرانی نکشانیدید متوجه نشدید که کارتان به کلی نادرست است وعمل کردتان تنها در جهت منافع چند غول انحصاری بیشتر نیست. ولی در ایران باید چهل سال ویران گر دیگر تداوم یابد، تا آقایان به امروز جهان برسند. البته اگر از ایران چیزی باقی مانده باشد. ولی نباید از یاد برد، ایران همیشه و در طول تاریخ نشان داده است که دارای ویژگی هایی است، تاریخی و متفاوت، بزرگترین امپراتوری اسلامی را به رهبری بنی امیه و بنی عباس را با قیام سیاه جامگان و سرخ جامگان و با تیر خلاص دیلمیان به ذباله دان تاریخ ریختند. و غول وحشی و ضد بشری مغول را با سربداران و . . . با مبارزه مسلحانه مشروطیت آسیا را بیدار کردند و ملی کردن نفت شان تاثیر ژرفی در همه مستعمرات به جای گذاشت و با انقلاب ۲۲ بهمن ژاندارم و نوکرامپریالیسم جهانی را به دنبال پدر قلدرش به گورستان تاریخ فرستادند. واگر هوشیاری به یاری این جماعت نولیبرال نیاید و به خود نیایند جایشان چه ما باشیم و چه نباشیم در کنار پدر بزرگ شان، پهلوی هاست. از سوی دیگر، آن چند فرد مدعی رهبری حزب چپ که در مقالات شان مدعی بودند سرمایه داری دارای آن ظرفیت های درونی است که می تواند به حل بحران های خود بپردازد و مانند دانشمندان سرمایه داری متافیزیکی می اندیشند و نمی گویند این ” ظرفیت “ها به جز ایجاد جنگ به یاری سازمان ها ونهاد های بی شمار امنیتیِ محافظِ سرمایه داری، چه پدیده ی دیگری است؟! باید دست از سر چپ ایران بر دارد و یا، حزب چپ، این کژ اندیشان ضد کارگری را، می باید، به اقشار میانی جامعه پس بفرستد.

هم انسان ها و هم گروه های سیاسی درطی گذر زمان به دلیل عدم درک سرشت سیر تحولات اجتماعی ممکن است، گرایشی به واپس گرایی بیابند از این رو گذشته پر افتخارِ آن ها نمی تواند سقوط امروزشان  را توجیه کند. این جماعت باید صادقانه یا دیروزشان را نفی کنند ویا امروزشان را.

بااین بررسی پروفسور استیگلیتز: بازار برخلاف نگرش اقتصاد دانان دیروز تعدیل ساختاری و خصوصی سازی قادر به ایجاد تعادل در اقتصاد نیست و دخالت دولت ها غیر قابل اجتناب است همان گونه که دولت ترامپ ناچار شد تعرفه های گمرکی بر علیه واردات صنایع ذوب در آمریکا کاربردی کند در واقع این امری گریز ناپذیر برای نجات اقتصاد از هم پاشیده سردمدار نولیبرالسم جهانی بود. و کمک های مالی حاکمیت نولیبرالی اروپا به کشور های در هم ریخته یونان و دیگر کشور های دچار بحران اروپایی دخالت در اقتصاد بود که با درون مایه نولیبرالی در تضاد بود. از سوی دیگر با اقتصاد ریاضتی بحران ایجاد کرده را به دوش مردم ریختند که بحران های اجتماعی مانند جلیقه زرد ها و . . . اروپا را در کام خود فرو می برد که کرونا همه گیر شد. در ادامه :

” فکر کنم  مردم فهمیده اند که در اقتصاد به توازن تازه ای نیاز داریم. آن چه ایدیولوژی نولیبرالی خواند می شود در چهل سال گذشته خدمت چندانی به جوامع ما نکرده و ما نیازمند باز اندیشی هستیم.”

آیا دولت های نولیبرالی که در چنگ انحصارات هستند و از دولت تنها یک شکل بی درون مایه ساخته اند می توانند به این باز اندیشی، بیندیشند؟ یا فشار از پایین مانند وال استریت دیگر و جلیقه زرد های دیگری در پسا کرونا، به یک ضرورت بدل خواهد شد؟

یورو نیوز، پرسش:

” آیا معتقدید در آینده نزدیک نقش دولت در اقتصاد بیشتر می شود؟

پاسخ:

” بله، دولت از بسیاری جهات نقش مهمی خواهد داشت. مقررات دولتی در کار خواهد بود. اگر بناست قربانی تغییرات آب و هوایی نشویم باید قوانین مربوط به کار و حقوق کارگران و قوانین مربوط به حقوق انحصاری را باز بینی کنیم. اما به سرمایه گذاری عمومی هم نیاز داریم چون سرمایه گذاری های عمومی در آمریکا و اروپا کم است . من امیدوارم که در آینده با انجام اصلاحات در این زمینه پیشرفت هایی داشته باشیم .”

کیفیت این اصلاحات دارای کدامین درون مایه خواهد بود؟ بر اساس گفته های این اندیشمند:

” در دوران ترامپ مالیات های میلیاردها و شرکت های عظیم کم شد. اما حالا شاهد چرخش ۱۸۰ درجه ای هستیم و دولت می گوید باید به اکثریت مردم اهمیت داد نه به میلیارد ها.”

ولی در ایران مجلس که با درصد بالایی نمایندگان استصوابی شان نولیبرال هستند، گویی در این دنیا زندگی نمی کنند و هر روز با یک طرح جدید در جهت ارزان سازی کارمزد کارگران و بازنشستگان و همه حقوق بگیران قانون جدیدی به مجلس می برند، دولت هم تا کنون هیچ برنامه جدیدی برای مناسبات اقتصادی جامعه مطرح نکرده است و همان راه گذشته را پیش گرفته است. یا در عمل هم چنان بر طبل تو خالی نولیبرالی می کوبد. مشاور ارشد اقتصادی روحانی جناب ” نیلی” پیش از این دانشمند اقتصادی که دیکر نولیبرال نیست اعلام کرد باید تغییری بنیادی در مناسبات اقتصادی ایران به وجود آید ( نقل به مضمون) و مثال آورد: چین از سرمایه گذاری خارجی استقبال کرد ولی سرمایه داری دولتی را پاس داشت و بالاترین رشد را با رقابت بین این دو نوع مناسبات به وجود آورد، بدون این که یک کارخانه را خصوصی سازی کند. با این اعتراف، مشاور ارشد مجبور به استعفا شد، چون این مشاوران نولیبرالی برای یک حاکمیت خودکامه تنها یک دکور مردم فریب است، نه یک مشاور واقعی.

ناصر آقاجری

۲۰ شهریور ماه ۱۴۰۰

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا