دیدگاه‌ها

فراتر از فاجعه

هر هکتار از این اراضی دارای پتانسیل درآمد خالص و ناخاص سالانه دوهزارو ۵۰۰ و پنج هزار دلار و تولید حداقل هفت تُن محصول است؛ بنابراین خارج‌شدن حدود ۴۰۰ هزار هکتار از چرخه تولید کشاورزی در سه استان شمالی موجب کاهش درآمد ناخالص سالانه دو میلیارد دلار و سه میلیون تُن محصول خواهد بود.

عبدالحسین طوطیایی-شرق: نتایج گزارشی با عنوان «تحلیل تغییرات کاربری اراضی کشاورزی در منطقه شمال کشور» از سوی مؤسسه «پژوهش‌های برنامه‌ریزی اقتصاد و کشاورزی و توسعه روستایی» آمار تکان‌دهنده‌ای از تجاوز افراطی به عرصه‌های جنگل و مرتع این خطه را ارائه می‌دهد؛ به‌ طوری‌ که در کل استان گیلان سهم کاربری مسکونی هفت برابر شده و در مقابل ۱۲ درصد از اراضی جنگلی غرب، شش درصد از اراضی کشاورزی شرق و سه درصد از مراتع شرق گیلان از بین رفته است. در استان مازندران به صورت میانگین حدود ۳۳ درصد از اراضی غیرمسکونی، به ابنیه و واحدهای مسکونی تبدیل شده که ۹۵ درصد آن با از‌بین‌رفتن اراضی کشاورزی ممکن شده است. شگفتی در آن است که خبر از چنین فرافاجعه‌ای در عرصه رسانه‌ها یا مسکوت مانده یا پوشش کم‌رنگی را به خود گرفته است. از آنجا که سطح اراضی کشاورزی گیلان و مازندران حدود ۷۲۰ هزار هکتار بوده است، با استناد به این گزارش باید میزان تخریب اراضی بی‌بدیل کشاورزی در دو استان مازندران و گیلان و تنها در خلال این سه دهه را حدود ۲۴۰ هزار هکتار برآورد کنیم. اگر استان گلستان را هم در این برآورد لحاظ کنیم، چه بسا چشمان نمناک خود را بر حاصل جمعی اندوه‌بار ببندیم. حاصلی که بر خرمن این طبیعت پربازده آتش زده و نشان از خسرانی بزرگ از جیب آیندگان این سرزمین را دارد. خسرانی که بی‌اجازه و بی‌اراده آنان بر آنها تحمیل کرده‌ایم. روندی که کماکان و با چرخش ناایستای ماشین‌آلات تخریب و زوزه بی‌امان اره موتوری‌ها ادامه دارد. آنها که در خواب غفلت متولیان شبانه‌روز بیدار بوده و بی‌رحمانه بر سیمای نحیف دامنه‌های جنگل چنگ می‌زنند. چنین خوابی آنجا خود را سنگین و مانند بیهوشی نشان می‌دهد که به موازات این روند تخریب، گزارش‌های متولیان کشاورزی، منابع طبیعی و محیط زیست را می‌بینیم. گزارش‌هایی که تنها بر رونق ارقام تولید، بازپس‌گیری چندین ده هکتار از تصرفات غیرقانونی یا نجات مثلا دو قلاده توله‌پلنگ زخمی حکایت داشته و دارد و اینکه نگران نباشید که حوزه مدیریت ما در امن و امان است. ارزیابی گذرا از پیامدهای این روند تخریب تا حال حاضر هم به‌تنهایی نشان از وقوع فرافاجعه‌ای را می‌دهد؛ فاجعه‌ای که از بدشانسی مانند سیل و زلزله ناگهان رخ نداده و در ستاد مقابله با بحران دستگاه‌های اجرائی جایی حتی در حد یک اتاق کوچک ندارد.

هر هکتار از این اراضی دارای پتانسیل درآمد خالص و ناخاص سالانه دوهزارو ۵۰۰ و پنج هزار دلار و تولید حداقل هفت تُن محصول است؛ بنابراین خارج‌شدن حدود ۴۰۰ هزار هکتار از چرخه تولید کشاورزی در سه استان شمالی موجب کاهش درآمد ناخالص سالانه دو میلیارد دلار و سه میلیون تُن محصول خواهد بود. گرچه در مقایسه با کشور هلند با مساحتی برابر مازندران و گیلان و صد میلیارد دلار صادرات سالانه این محاسبات هم فرومی‌ریزد. البته تخریب بیش از ۲۰ درصد از این سطح که از سطوح جنگل‌ها صورت گرفته و به مرتع و سپس ویلا تبدیل می‌شود و نیز بتونیزه‌شدن چنین عرصه وسیعی که به افزایش مخاطرات رخداد سیل، آلودگی خاک زنده و دریا از شیرابه میلیون‌ها تن زباله، آلودگی هوا و… می‌انجامد را هم باید بر پیامدها افزود. در پاره‌ای از گزارش‌ها و تحلیل‌ها در پیرامون این دامنه وسیع از تخریب حدود ۳۵ هزار واحد فروش املاک و زمین در سه استان شمالی (بر‌اساس گزارش مرکز آمار ایران) اشاره می‌شود که بر سفره‌ای از نابودی نشسته و ارتزاق می‌کنند. گرچه چنین شماری خود نشان از بحران و بحران‌زایی است؛ اما به باور این راقم انگشت اشاره اصلی را باید به سمت دستگاه‌های اجرائی خدماتی از قبیل سازمان ثبت اسناد و املاک، وزارت نیرو (در آب و برق‌رسانی)، وزارت مخابرات، وزارت نفت (گازرسانی)، سازمان‌های جهاد کشاورزی، شوراهای شهر به‌ویژه روستا و فرمانداری و شهرداری‌ها دانست که پابه‌پای این غارت از طبیعت و منابع تولید، همراهی کرده و چشم پوشیده‌اند. به نظر می‌رسد با چنین سرعتی از تخریب در آینده نه‌چندان دوری، از آنچه از طبیعت بی‌بدیل شمال می‌شناختیم، نشانه‌ای نماند. پس اگر اراده‌ای سترگ برای توقف این روند نیست، ای‌ کاش در این مجال‌ها، آخرین فیلم‌ها را برای ثبت در تاریخ آیندگان از بقایای به‌جا‌مانده بگیرند؛ وگرنه شاید این آیندگان ناگزیر شوند برای تهیه چنین فیلم‌هایی به آن سوی ارس سفر کنند.

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا