حقوق بشر

تیراندازی پلیس به یک زن در اهواز جان او را گرفت

رفتم داخل بریدگی توقف کامل کردم که باند آن‌طرف خیابان خلوت شود و حرکت کنم. در همین حین خودروی رونیز پلیس از راه رسید. یک مأمور نیروی انتظامی از رونیز پیاده شد و اسلحه کلاشینکف را از دست سربازش گرفت و بدون هیچ تذکری از فاصله ۷۰ الی ۸۰ سانتی‌متری به شیشه عقب خودروی‌مان شلیک کرد.

آتش به اختیاران ولی فقیه و جزئیات یک شلیک مرگ‌بار

همدلی|  «ساناز، تنها همسرم نبود همه زندگی‌ام بود. چند سال پیش که به خواستگاری‌اش رفتم با عشق تمام ازدواج کردیم. ثمره این عشق پسر سه‌ساله‌ام «آریوبرزن» است که یک ماه است بی‌مادر شد‌ه است. کاش آن روز از خانه بیرون نرفته بودیم. همسرم دخترعموی من هم بود. ساناز فقط ۲۹ سال داشت …» این سخنان مردی است که روز ۹ مهرماه همسرش را  به خاطر شلیک اشتباه پلیس در خیابان مهدیس نبش بلوار آبفای اهواز  از دست داد.

داستان میلاد کشتی‌گیر

میلاد خوزستانی و فروشنده لوازم‌یدکی ماشین سنگین در اهواز است که به گفته خودش تا یک ماه پیش زندگی خوبی داشت: در اهواز همه مرا می‌شناسند. کشتی‌گیر باشگاه نفت و عضو هیأت کشتی استان بودم و سرم به کار خودم گرم بود. او در مورد جزییات ماجرا به آفتاب نیوز گفته: «در یک‌لحظه دنیا جلوی چشمم تیره‌وتار شد. نهم مهرماه سال جاری روز جمعه ساعت ۱۳ و ۱۰ دقیقه بود که به همراه همسرم ساناز و پسر سه‌ساله‌ام آریوبرزن سوار خودروی‌مان شدیم.» حین سوارشدن پسرم بهانه گرفت جلو بنشیند. ساناز همسرم گفت اشکالی ندارد راه زیادی نیست بگذار بنشیند. راهی خانه پدرم شدیم درحالی‌که پسرم در صندلی جلو و ساناز در صندلی عقب نشسته بودند. فاصله خانه ما تا منزل پدرم تقریباً یک کیلومتر است. میلاد افزود: منزلمان پشت یکی از خیابان‌های اصلی شهر اهواز است. پس از طی مسافتی وارد خیابان «مهدیس» شدیم. باید به سمت چپ خیابان دور می‌زدیم. هنگام دور زدن یک خودروی رونیز نیروی انتظامی، یک پژو پارس و ال نود شخصی وارد خیابان شدند. نزدیکی‌های خانه پدرم، به ترتیب خودروی ال نود، پارس و رونیز نیروی انتظامی پشت سر ما داخل بلوار آبفا پیچیدند. محمدیان ادامه داد: حین صحبت با ساناز بودم، اما حواسم به آینه‌بغل بود. خودروی ال نود را در آینه می‌دیدم که با سرعت ۵۰ الی ۶۰ در حال حرکت است. از سر کوچه پدرم گذشتیم تا به سمت خانه مادر همسرم که آن‌هم تقریباً نزدیک بود برسیم. به تقاطع اول رسیدم ال نود و پارس و رونیز نیروی انتظامی هم پشت سرم ایستادند. بلوار کمی شلوغ بود. سرعتم را کم کردم تا بلوار خلوت شود که بتوانم حرکت کنم. البته وسط بلوار آبفا هم بریدگی وجود دارد که اصلاً نمی‌توان با سرعت حرکت کرد. میلاد اضافه کرد: رفتم داخل بریدگی توقف کامل کردم که باند آن‌طرف خیابان خلوت شود و حرکت کنم. در همین حین خودروی رونیز پلیس از راه رسید. یک مأمور نیروی انتظامی از رونیز پیاده شد و اسلحه کلاشینکف را از دست سربازش گرفت و بدون هیچ تذکری از فاصله ۷۰ الی ۸۰ سانتی‌متری به شیشه عقب خودروی‌مان شلیک کرد. با صدای گلوله از خودرو پیاده شدم. آریوبرزن خودش را از وسط صندلی‌ها در بغل مادرش رها کرد، همان زمان احساس کردم دنیا روی سرم خراب‌شده است.

میلاد گفت: تیر از پشت گوش سمت چپ به سر ساناز اصابت کرده و از سمت راست سرش خارج‌شده بود. بیش از ۳ گلوله خورده بود. آن‌قدر از نزدیک به ماشین ما شلیک کردند که تمام گردنش تخریب شده بود. این حادثه بسیار تلخ و باورنکردنی در یک‌لحظه جلوی چشم من و پسرم که داشت با مادرش صحبت می‌کرد اتفاق افتاد.  ساناز بعد از ۴۸ ساعت از این حادثه در بیمارستان گلستان اهواز فوت می‌کند و قصه تلخ ماجرا اینجاست که بعد از مرگ همسر میلاد هیچ‌کس از عوامل انتظامی از او نه‌تنها دلجویی نکردند بلکه به گفته وی حتی او  را برای توضیحات هم نخواستند. خودشان هم هیچ توضیحی به آنان ندادند. بعد از رسانه‌ای شدن این موضوع، اغلب مسئولان پلیس نیروی انتظامی اهواز در جواب پیگیری‌های رسانه‌ها اظهار بی‌اطلاعی کرده بود.

پلیس سکوتش را شکست

با رسانه‌ای شدن این حادثه پلیس اهواز  سکوتش را شکست، در این زمینه توضیحاتی ارائه داد و  با بازماندگان متوفی ابراز همدردی کرد. سرهنگ محسن دالوند فرمانده انتظامی اهواز در خصوص خبر تیراندازی مأموران گشت در اهواز به خبرگزاری فارس گفت: ساعت ۱۱ صبح ۹ مهرماه سال جاری به دنبال اعلام وقوع یک فقره سرقت مسلحانه طلاجات از خانمی در حوزه کلانتری ۲۳ اهواز توسط سرنشینان یک دستگاه پژو پارس سفیدرنگ با شیشه‌های دودی بلافاصله عوامل گشت انتظامی به محل اعزام شدند. او بیان کرد: مأموران پلیس در حین بررسی صحنه و مصاحبه با مال‌باخته و تأیید سرقت مسلحانه توسط سرنشینان پژو پارس سفیدرنگ، بلافاصله از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰، مجدداً یک فقره سرقت مسلحانه دیگر در منطقه مهدیس توسط سرنشینان خودرو پژو پارس به عوامل گشت انتظامی اعلام شد که بلافاصله مأموران پلیس به محل اعزام شدند.  دالوند افزود: مأموران یک دستگاه پژو پارس سفید با شیشه‌های دودی را که شباهت کامل با خودروی سارقان داشته رؤیت کردند که راننده خودرو به‌محض مشاهده گشت انتظامی با سرعت از محل متواری شد. فرمانده انتظامی اهواز اظهار داشت: عوامل انتظامی با کشیدن آژیر اعلام هشدار مبنی بر توقف به راننده خودرو کرده و متأسفانه راننده خودرو توجه به هشدار پلیس نمی‌کند. او افزود: مأموران پلیس برابر قانون به‌کارگیری سلاح اقدام به شلیک تیر هوایی می‌کنند اما راننده پژو پارس توقف نمی‌کند و بعد از تقریباً یک کیلومتر و بر اثر تیراندازی همکاران خودرو متوقف می‌شود.

سرهنگ دالوند بابیان اینکه در بررسی به‌عمل‌آمده مشخص شد خانمی روی صندلی عقب که همسر راننده بوده و متأسفانه مورد اصابت گلوله قرار گرفته است و به بیمارستان اعزام می‌شود، افزود: متأسفانه این خانم بعد از چند روز که در کما بوده، فوت می‌کند. فرمانده انتظامی اهواز ضمن اظهار تأسف و ابراز همدردی با خانواده متوفی اذعان داشت: مراتب در دست بررسی است که نتیجه اقدامات متعاقباً اطلاع‌رسانی خواهد شد.

تکذیب روایت پلیس از سوی وکیل خانواده محمدیان

وکیل خانواده محمدیان اما روایت متفاوتی دارد. نخست آنکه اظهارات پلیس مبنی بر گزارش سرقت مسلحانه را زیر سؤال می‌برد و می‌گوید این ماجرا هنوز اثبات نشده و سپس با تکذیب جزئیاتی که در روایت پلیس آمده، روایت دیگری به دست می‌دهد. وکیل خانواده متوفی گفته حتی رسیدگی به موضوع آن‌طور که باید پیش نمی‌رود. پدرام منجزی، وکیل دادگستری می‌گوید: «در تاریخ نهم مهرماه امسال مأموران نیروی انتظامی این‌گونه گزارش کرده‌اند که دو فقره سرقت مسلحانه به عنف به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام می‌شود که یکی در محدوده فاز ۲ پاداد شهر خیابان ۴۶ وصال و یکی در محدوده شهرستان کارون منطقه مهدیس بوده است که البته هنوز صحت آن ثابت نشده است.»

منجزی ادامه می‌دهد: «بر اساس گفته مأموران ۲ فقره سرقت ساعت دوازده و نیم ظهر روز حادثه (نهم مهرماه) بر اساس گزارش مرکز فوریت‌های پلیس به کلانتری ۲۳ اهواز اعلام شد که بلافاصله مأموران کلانتری ۲۳ به همراهی سر کلانتر شرق اهواز به منطقه مهدیس اعزام می‌شوند. این مأموران پلیس به همراه یک خودروی رونیز سازمانی، ال نود و یک پژو پارس شخصی به محل موردنظر حرکت می‌کنند. در همین حین هم منصور محمدیان ملقب به میلاد به همراه پسر سه‌ساله و همسرش به همراه خودروی پژوی سفیدرنگش از محل می‌گذرند.» این وکیل پایه‌یک دادگستری اضافه کرد: «زمانی به خودروی محمدیان شلیک می‌شود که خودروی میلاد در تقاطع بی‌حرکت ایستاده بود و با صدای شلیک گلوله مأمور پلیس، میلاد از خودرو پیاده می‌شود و اسلحه کلاشینکف را در دست مأمور مشاهده می‌کند و فریاد می‌زند همسرم را کشتید که مأمور با شنیدن این حرف اسلحه از دستش می‌افتد و سرباز همراهش اسلحه را از روی زمین بلند می‌کند.»

تعقیب و گریزی صورت نگرفت

منجزی گفت: «مأموران مدعی‌اند ابتدا خودروی محمدیان را تعقیب کردیم، پس از روشن کردن صدای آژیر، تیر هوایی زدیم اما او توقف نکرد و ما هم به سمت لاستیک عقب شلیک کردیم که تیر به سر همسر وی اصابت کرد اما محمدیان همه این ادعاها را تکذیب می‌کند.» این وکیل دادگستری مدعی شد: «پس از اطلاع از موضوع بلافاصله برای پیگیری حادثه به کلانتری رفتم. با توجه به صحبت‌هایی که بین مأموران ردوبدل می‌شد شنیدم که می‌گفتند هیچ‌گونه تعقیب و گریزی از سوی مأموران کلانتری صورت نگرفته و آژیری هم به صدا درنیامده بود.» وی ادامه داد: «دو روز بعد (یازدهم مهرماه) و پس از فوت ساناز محمدیان در بیمارستان گلستان به دادسرای نظام اهواز شکایت کردیم تا تعیین شعبه کنند، خانواده متوفی ناراحت بودند که چرا تعیین شعبه نمی‌شود. این در حالی است که دادسرای نظام نسبت به دادسراهای عمومی بسیار خلوت‌تر است. در جواب دادستان گفت اول آبان ماه تعیین شعبه می‌کنیم که بر اساس قانون رویه درستی نیست زیرا از روز حادثه تا اولین روز دادرسی ۲۱ روز گذشته است. هرچند تا کنون هم هیچ دادگاهی برگزار نشده است.» منجزی ادامه داد: «حتی تاکنون کسی را برای بررسی خودروی محمدیان که همسرش در داخل آن کشته‌شده هم نفرستادند تا صحنه جرم را بازسازی کند، به عبارتی تحقیقات مقدماتی این حادثه به‌کندی پیش می‌رود.» او گفت: «وقتی برای پیگیری پرونده به کلانتری رفتم، از مأموران سؤال کردم آیا شماره پلاک خودرو همانی بود که به شما اعلام شد؟‌ اسم پلاک را که آوردم سکوت کردند. مأموران می‌گویند نزدیک به ۱۰۰۰ متر خودروی محمدیان را در روز حادثه تعقیب کرده‌اند درصورتی‌که از در منزل وی تا محلی که به خودرویش تیراندازی شده تنها ۸۰۰ متر است.»

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا