جوانان

فرار مغزها زیر سایه حکومت «ولایی»

به‌رغم تناقض‌گوئی‌های شدید دست اندرکاران رژیم ولائی در مورد فرار تحصیل کرده های ممتاز و کادرهای متخصص از کشور، آمارها نشان دهندۀ واقعیت وحشتناکِ قرار گرفتنِ میهن‌مان در صدر لیست کشورهائی است که با پدیده فرار مغزها دست به‌گریبانند….

به‌ دنبال سخنان خامنه‌ای که عناصری در دانشگاهها را عامل فرار جوانان و مغزها قلمداد کرد و در یک نعل وارونه و فرافکنی احمقانه گفت: این را واقعاً یک خیانت می‌دانم، محمود صادقی عضو پیشین مجلس در توئیتی نوشت: «جوان نخبه به‌خاطر تشویق این و آن کشور را ترک نمی‌کند. شرایط حاکم بر دانشگاه و کشور او را فراری می‌دهد».

خامنه ای در این باره گفته بود: «در بعضی از دانشگاهها عناصری هستند که جوان نخبه را تشویق می‌کنند به ترک کشور، من صریح می‌گویم این خیانت است این خیانت است این دشمنی با کشور است این‌که ما یک جوانی را نسبت به آینده کشور ناامید کنیم دلسرد کنیم آینده را تلخ و سیاه به او نشان بدهیم که او برود و مهاجرت کند این به‌معنای واقعاً یک خیانت می‌دانم بایستی دنبال کنیم.»

حسین راغفر کارشناس داخلی اخیرا در تلویزیون حکومتی افق درباره امواج گسترده مهاجرت از کشور گفت: چرا الآن این امواج گسترده مهاجرت از کشور وجود داره؟ چرا این تقاضا وجود داره؟ و بین جوانها وجود داره؟ برای خاطر این‌که زندگی برایشان در کشور ما سرزمین خودشان را برایشان غیرقابل سکونت کردیم.

وی افزود: «با این قیمت گذاریها با این‌که برایشان شغل وجود نداره، برای این‌که این پولهایی که بایستی صرف سرمایه‌گذاری در داخل می‌شد، رفته خودروی لوکس وارد کرده و بعد کی این کار را کرده؟ فکر نکنید آدمهای عجیب و غریب هستند، همین ها که در حکومت هستند این کار را کردند.»

از فردای استقرار و تحکیم نهادهای رژیم ولایت فقیه تنگ‌نظری‌ها و فشارها بر دگراندیشان آغاز گشت و عرصه برای فعالیت‌های علمی، فرهنگی، و اجتماعی نخبگان تنگ شد. رژیم با اعلام علنی سیاست‌های “تقدم تعهد بر تخصص” یا “انقلاب فرهنگی”، دستگاه‌های اداری تفتیش عقاید را تأسیس و “اسلامی” کردن تمامی شئون اجتماعی را آغاز کرد. در روند انقلاب فرهنگی هزاران دانشجو و صدها استاد دانشگاه‌ها “پاکسازی” شدند. اداره گزینش مراکز تحقیقاتی، مراکز برنامه‌ریزی علمی و نیز دانشگاه‌ها، به‌طور کامل جلو ورود دانشجویان ممتاز یا فارغ‌التحصیلان ممتاز دانشگاهی را به‌جرم مکتبی نبودن گرفت. وضعیت به مرحله‌ای رسیده بود که حتی کارآموزی دانشجویان ممتاز که به مراکز تحقیقاتی از طرف دانشگاه‌ها معرفی شده بودند از زیر تیغ مصاحبهٔ ایدئولوژیک باید می‌گذشتند و به‌همین علت بسیاری از دانشجویان ممتاز رشته‌های علوم پایه، مهندسی، و علوم کاربردی در ترم‌های آخر از ورود به مراکز تحقیقاتی منع شدند.
چنین روندی در دراز مدت صدمه‌هایی جبران ناپذیر به اقتصاد، جامعه، سطح دانش و هنر و فرهنگ کشور وارد می‌کند و تا زمانی که فرصت‌ها، امکانات لازم اجتماعی و اقتصادی برای دانشجویان و نیروهای متخصص فراهم نشود، این جریان همچنان ادامه خواهد یافت. این یک مسئله جدی در پیشِ روی جامعه‌های واپس‌مانده به‌لحاظ اقتصادی، سیاسی، و ارتجاعی و محروم از آزادی های مدنی است. کشور ما در این موردها یکی از کشورهای شاخص در سطح جهان است.
در تمامی این سخنان که اعترافی است به شکست سیاست نظری و عملی ولایت فقیه، واقعیت اصلی در پس فرار مغزها فراموش شده است، این واقعیت که: میهن‌مان در چنگال دیکتاتوری سرمایه‌داری‌ بزرگ و نولیبرال با روبنایی عقب مانده و قرون وسطائی‌ای مذهبی در قالب ولایت فقیه اسیر است. وجود میلیون‌ها تن بیکار، فقر و محرومیت ده‌ها میلیون نفر از شهروندان، اقتصادی به‌طورعمده وارداتی و تک‌محصولی، ویرانگی تولید و صنایع پایه‌ای، محرومیت اکثریت عظیم جامعه از حقوق و آزادی‌های مدنی و دمکراتیک، نقض خشن حقوق اقلیت‌های ملی و مذهبی و زنان، عوام‌فریبی و ترویج خرافه، فساد نهادینه شده در دستگاه اداره کشور و توسل به زور و سرکوب برای ادامه بقای رژیم. این است دلایل فرار مغزها. تنها راه جلوگیری از فرار مغزها، تغییر های اساسی در نظام سیاسی کشور از طریق طرد رژیم ولایت فقیه و ایجاد حاکمیتی براساس عدالت اجتماعی است و این امر میسر نمی‌شود مگر با همکاری همه نیروهای ملی و دمکراتیک در ایجاد جبهه‌ای مردمی با حضور گسترده‌ترین قشرهای مردمی علیه رژیم قرون وسطائی ولایت فقیه!

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا