ورزشی

صعود سرد به قله ۲۰۲۲؛ دیگر خبری از شادی‌های همگانی نیست

با این حال نباید فراموش کرد گاه فشار روانی ناشی از فقر و یاس و دلمردگی آنچنان انباشت و بر ضمیر ناخودآگاه جامعه سایه می اندازد که هیچ بهانه‌ای برای غلبه بر آن کارگر نمی افتد.

ابوالفضل نجیب

در روزهایی که سایه فقر و بیکاری و سفره های خالی و یأس از آینده به مهمترین معضل مردم و چالش دولت و حاکمیت تبدیل شده، خبر پیروزی‌های تیم ملی فوتبال و بالمال صعود قریب‌الوقع ایران به جام جهانی در سایه درخشش ملی پوشان شاید می توانست مرهمی باشد بر آمال و آرزوهایی که هر روز بیشتر و بیشتر رنگ می بازند و محو می شوند.

تجربه نشان داده فوتبال حتی در سخت ترین شرایط اجتماعی و سیاسی قادر به ایفای چنین نقشی در زندگی مردم است. فراموش نمی کنیم آرژانتین تحت حاکمیت نظامیان در دهه هشتاد توانست با قهرمانی در جام جهانی به نوعی بر انسداد سیاسی و فقر و بحران‌های اجتماعی سرپوش بگذارد. توضیح چند و چون این اکسیر اجتماعی در این مختصر نمی گنجد. به یقین بخش اعظم این تاثیر به روانشناسی جوامعی بر می گردد که بطور اجتناب ناپذیر و ناگزیر چاره‌ای جز دل بستن و دل خوش بودن به هر چه که باعث احیای غرور ملی شود، ندارند. هر چند این غرور ملی در اشکال فردی و جمعی با کارخانه رویاسازی توانسته به شق و شکل دیگری عقده‌ها و سرخوردگی ها و کمبودهای فردی و جمعی را تعدیل و به عالم خلسگی سوق دهد.

آنچه سایتاچیت رای در سنگ سحرآمیز تصویر می کند، ناظر بر روانشناسی جمعی جامعه ای است که همواره آرزوهای بدیهی خود را با رویای داشتن سنگ سحرآمیز تحقق می بخشد. سنگ سحرآمیز در واقعیت امر پاسخ هوشمندانه چیت رای به جامعه و روانشناسی جمعی مردمی بود که آرزوها و خوشبختی‌های‌شان از طریق کارخانه رویاسازی بالیوود و بر پرده سینما برآورده می شد. با این حال از منظر روانشناسی جمعی هر چه بتواند روح و روان جامعه را از فسردگی و یأس و ناامیدی به شادابی و حتی خلسگی مقطعی تغییر حال دهد، صرفنظر از هر تفسیر بدبینانه، فی‌النفسه می تواند به حال چنین جامعه‌ای مفید به فایده باشد. و علی‌القاعده باید از آن استقبال و به آن دامن زد.

آنچه سال‌هاست در واکنش مردم به این لحظه‌ها با بهینه‌سازی و شادی در لحظاتی ولو اندک و به بهانه های مختلف از جمله پیروزی های ورزشی و بخصوص فوتبال در جامعه شاهد هستیم، ناظر بر نیاز توامان مردم به ابراز هویت ملی و بهانه برای غلبه بر یأس و دلمردگی ناگزیر است. با این حال نباید فراموش کرد گاه فشار روانی ناشی از فقر و یاس و دلمردگی آنچنان انباشت و بر ضمیر ناخودآگاه جامعه سایه می اندازد که هیچ بهانه‌ای برای غلبه بر آن کارگر نمی افتد. در چنین شرایطی حتی نسل جوانی که ظاهرا چندان مسوولیتی در قبال تشکیل خانواده و حتی دغدغه پول تو جیبی خود را ندارد، می تواند به همان اندازه نسبت به هویت ملی خود منفعل و بی اعتنا شود.

شاید آنچه از انفعال نسل جوان در قبال قطعی شدن حضور ایران در جام جهانی در مقایسه با آنچه در آذرماه ۱۳۷۶ و دوره های بعد شاهد بودیم، ناظر بر همین روحیه باشد. با همه این احوال غلبه دراماتیک ایران بر لبنان و تکرار پیروزی مقتدرانه مقابل سوریه در مقایسه با برد شکننده در بازی رفت، شاید بیش از هر چیز می‌توانست به دلایلی از جمله رنگ و بوی سیاسی حاکم بر این دوبازی همزمان به دلمشغولی و اسباب شادی و نشاط جمعی تبدیل شود. اما آنچه این صعود را  در مقایسه با دوره های گذشته سرد و لاجرم قابل تامل می کند، انفعال و بی اعتنایی روح جمعی است.

شاید ادعا شود بخشی از این انفعال ناشی از اشباع شدگی جامعه از تکرار حضور در جام جهانی است. اما فراموش نکنیم همزمان با صعود سهل و زودهنگام ایران، مردم پرتغال و ایتالیای فاتح جام ملت ها و برخی دیگر قدرت های برتر فوتبال به دلیل عدم راهیابی مستقیم به جام جهانی و افتادن در مسیر اما و اگرها برای رسیدن به قطر تا اتمام این راه پرمخاطره ناگزیر و مشروط باید همچنان انتظار بکشند. بعلاوه اینکه در جامعه‌ای زندگی می کنیم که کمتر از این اتفاقات همواره به بهانه‌ای برای کنار هم قرار گرفتن و شادی و شعف تبدیل شده است.

شاید در سه دیدار خانگی باقیمانده در مقابل عراق و امارات و لبنان با باز کردن درهای ورزشگاه به روی مردم به معنی واقعی و کنار گذاشتن ادعای واهی چون نگرانی از تهدید کرونا که به نیت محروم کردن زنان از حضور در ورزشگاه بهانه شد، حداقل آن تتمه‌ای که هنوز و عمیقا و در هر شرایطی دل‌شان با فوتبال می تپد، کمی حال‌شان را خوش کنیم .

اعتماد

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا