اخبار

دولت برگماری ابراهیم رئیسی و کلاف سر در گم برجام

بافت قدرت در حکومت استبدادی ولایت فقیه در کنار ماهیت اقتصاد سیاسی‌اش و همراه با سازوکار برقراری توازن‌قوا بین جناح‌های حکومتیِ رقیب بر اساس منویات دیکتاتوری ولایی، از عامل‌های اصلی فساد در شئون اقتصادی و روابط سیاسی است. این فساد چنان دامنه‌دار شده که حتی توان نیروهای امنیتی رژیم برای جلوگیری از دست‌اندازی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در کشورمان را ضعیف کرده است….

موضوع مذاکرات با آمریکا و “بازگشت به برجام” درحال حاضر به‌اصلی‌ترین مسئله بحث‌های رسانه‌ای و رقابت‌های سیاسی تبدیل شده است. اما واقعیت امر آن است که از منظر منافع ملی، تجربه نشان داده است “برجام” چیزی بیش از عاملی مسدود کننده در برابر سیاست‌های هسته‌ای ماجراجویانه رژیم ولایی نمی‌توانسته باشد. “برجام” راه‌حل سیاسی و بین‌المللی‌ای موقت در رفع بحران بوده است که سران “نظام” و در رأس آن خامنه‌ای برای مدیریت کردن برخی از مشکل‌های اقتصادی و به‌خاطر سرازیر شدن سرمایه‌های کلان خارجی به آن امید بسته بودند و هنوز هم امیدوارند. “برجام” توانایی و نیروی بالقوهٔ به‌وجود آورندهٔ دگرگونی‌های بنیادی در اقتصاد ملی و به‌ویژه در وضعیت معیشت توده‌ها را هیچ‌گاه نداشته و نخواهد داشت.

در این ارتباط،جلال ساداتیان تحلیلگر روابط بین الملل در تهران در باره مذاکرات برجام با روزنامه آرمان می گوید: آمریکا پیشنهاد توافق موقت را به ازای آزاد کردن برخی از دارایی‌های ایران مطرح کرده است. طرح توافق موقت در حالی که دولــت رئیسی عنوان می‌کند آمریکا باید همه تحریم‌ها را بردارد چه چشم‌اندازی را پیش روی مذاکرات هسته‌ای قرار می‌دهد؟

در شرایط کنونی آمریکا ایران رابه اتلاف وقت در مذاکرات هسته‌ای متهم می‌کند تا بتواند در این فاصله به اهداف خود دست پیدا کند. کشور‌های اروپایی نیز تا حدودی با رویکردی که آمریکا در مقابل ایران در پیش گرفته همراه شده‌اند. آمریکا برای رسیدن به مقاصد خود لابی قوی را آغاز کرده و حتی رابرت مالی با مقامات چین و روسیه نیز در این زمینه دیدار‌هایی را انجام داده است. از سوی دیگر وی با کشور‌های عربی منطقه، شورای همکاری خلیج فارس واردن نیز لابی کرده تا کاملأ ایران را تحت فشار قراردهند. هدف از این تحت فشار قرار دادن نیز این است که اگر شرایطش مهیا شود مکانیسم ماشه را برگرداند. اینکه طرح توافق موقت از سوی آمریکا مطرح می‌شود در چارچوب تلاش‌هایی است که تاکنون انجام داده‌اند. به نظر می‌رسد آمریکا به دنبال این است که به برجام بازگردد و از طریق بازگشت به مکانیسم ماشه ایران را به صورت کامل تحت فشار قرار بدهند و نفس جمهوری اسلامی را بگیرد.

با توجه به اینکه زمان اولین مذاکره دولت رئیسی با آمریکا مشخص شده اگر رویکرد پلن بی آمریکا را در کنار سردرگمی‌دولت قرار بدهیم آیا می‌توان نسبت به چشم‌انداز مذاکرات خوشبین بود؟

اکنون که دولت به این نتیجه رسیده که مذاکرات ازهشتم آذر از سر گرفته شود تصور طرف مقابل این است که این مذاکره برای مذاکره خواهد بود و مذاکره کنندگان ایرانی به وین می‌روند و درباره پرونده هسته‌ای صحبت می‌کنند بدون آنکه نتیجه‌ای به همراه داشته باشد. اینکه دولت قصد دارد از پایه شروع کند و طرح نویی دارد هنوز مشخص نیست. هنوز مشخص نیست که آیا دولت رئیسی شش دور مذاکراتی که سید عباس عراقچی در دولت روحانی انجام داد را می‌پذیرد ودر همان مسیر حرکت خواهد کرد یا خیر. به دلیل اینکه هنوز مشخص نیست که دولت در این زمینه چه استراتژی دارد و قرار است چه هدفی را دنبال کند آمریکا طرح توافق موقت را مطرح کرده تا بعد از آن درباره مسائل دیگری که مورد نظر ایران و آمریکا است گفتگو صورت بگیرد.

آیا وقت کشــی که در زمینــه مذاکرات هسته‌ای صورت گرفت نیز بیشتر به دلیل نــداشتن استراتژی و هدف بود؟

در شرایط کنونی سوال این است که دولت قرار است در مقابل مذاکرات چه رویکردی در پیش بگیرد. به نظر می‌رسد رئیسی قرار است براساس شروطی که گذاشته مذاکرات را دنبال کند. در چنین شرایطی طرف مقابل نیز عنوان می‌کند ایران باید درباره مسائل منطقه‌ای وبرد موشکی خود نیز مذاکره کند که ایران معتقد است این موضوعات قابل مذاکره نیست. در نقطه مقابل آمریکا عنوان می‌کند اگر موضوعات مورد نظر ما قابل مذاکره نیست شروط و موضوعات مورد نظرایران نیز قابل مذاکره نیست وآمریکا شروطی که دولت رئیسی در نظر دارد را نمی‌پذیرد. در نتیجه دستور کار دولت رئیسی در مذاکرات هنوز مشخص نیست. از سوی دیگر دولت به این نتیجه رسیده که به جز برجام راه دیگری ندارد.

چرا در حالی که آقــای رئیسی می‌داند راهی به جز برجام ندارد شروطی را مطــرح کرده که مورد موافقت طرف مقابل قرار نگیرد؟

ایشان می‌داند اگر مذاکره نکند و به موضوع پرونده هسته‌ای ورود نکند لابی‌هایی که از سوی طرف مقابل صورت می‌گیرد در نهایت به ضرر ایران خواهد بود. از سوی دیگر گزارش‌هایی که آژانس انرژی اتمی‌و آقای گروسی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران ارائه می‌کنند ممکن است شکل متفاوتی به خود بگیرد و در نتیجه پرونده هسته‌ای ایران دوباره به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شود. در شرایط کنونی رابرت مالی تلاش می‌کند که نظر روسیه و چین را نیز جلب کند تا در صورتی که پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت ارجاع داده شد ایران همراه و حمایت کننده نداشته باشد تا بدون مخالفت بتوانند قطعنامه‌های جدیدی را علیه ایران تصویب کنند.

از سوی دیگر اگر آمریکا در طرح توافق موقت خود امتیاز‌هایی به ایران بدهد و برخی از تحریم‌های ایران را بردارد و دوباره به برجام بازگردد این احتمال وجود دارد که از مکانیسم ماشه به عنوان یک اهرم فشار علیه ایران استفاده کند و پس از مدتی آن را عملی کند. این در حالی است که در مذاکرات صورت گرفته هنوز توافقی درباره اینکه مکانیسم ماشه از بین برود و کسی نتواند از آن استفاده کند وجود ندارد و این موضوع همچنان یکی از نگرانی‌ها در مذاکرات به شمار می‌رود. آمریکا در صورتی که نتواند مکانیسم ماشه را فعال کند اجماع علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل را نیاز دارد. در کلاف سردرگمی که امروز ایجاد شده اگر ایران قصد داشته باشد همچنان وقت تلف کند باید متوجه مخاطرات پیش رو باشد. از سوی دیگر اگر بخواهد به مذاکره باز گردد این سوال مطرح می‌شود که چرا اجازه ندادید مذاکرات در دولت روحانی به نتیجه برسد تا دولت چند ماه زودتر از مواهب برجام استفاده کند.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا