دیدگاه‌ها

زمان عدالت!

برگردان: م. چابکی: سیاستمداران غرب وضعیت پناهجویان در مرز بلاروس و لهستان را منحصرا از منظر فرصت طلبی در بازه زمان و در  محدوده جغرافیایی می نگرند. شگفت انگیز اینکه گویا پدیده مهاجرت وجود نداشت با وقاحت چنین القاء می کنند که، الکساندر لوکاشنکو رئیس جمهوربلاروس مسبب بی نظمی است و جرئت کرد زندگی مسالمت آمیز وآرام غربی ها را مختل سازد.

نویسنده: پروفسور لو- کریشتاپوویچ، فیلسوف، دکترای علوم فلسفه:

فریسیان سیاسی غرب وحامیان آنان در فضای پس از اتحاد شوروی وضعیت مرز بلاروس و لهستان را ابتذال می دانند. همانطور که سیاستمدار مشهور روسی یوری آفونین ( معاون اول کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه- م )  دربیانیه اشاره کرد، در توصیف غربی ها هیچ واقعیت و اسطوره ای وجود ندارد. درجه هیستری که توسط لهستان و اتحادیه اروپا متورم شده است مطلقاً با معضلات جهانی مطابقت ندارد. چند هزار مهاجر در مرز بلاروس و لهستان به سر می‌برند، در حالی که سالانه صدها هزار پناهجو از طریق اسپانیا، ایتالیا و یونان وارد اتحادیه اروپا می‌شوند. بیشترین جریان پناهجویان به اتحادیه اروپا از اسپانیا می گذرد. چرا غرب اسپانیا را تحریم نمی کند، چرا کسی آن را به واردات عمدی مهاجر متهم نمی کند؟ این بیانیه سیاستمدار روسی کاملاً منصفانه است.

چه کسی می تواند به این سئوال پاسخ دهد؟

آیا شارلاتان های سیاسی در «اروپا مدرن»در «فضای زندگی سیاسی» این کشورها وجود ندارد. تنها «لوکاشنکا» و «پوتین» هستند که در باره لهستان و موراویایی ها دروغ می گویند؟ باید یاد آور شویم این تنگ نظری فکری کسی را به سطح سواد سیاسی وآگاهی نخواهد رساند.

درجه هیستری به شخصیت های روسی در رسانه های غربی افزایش می یابد

وجود اظهاراتی به منظور منحرف کردن افکار عمومی و تدارک حمله به  مرزهای اوکراین تحت عنوان بحران مهاجران علیه روسیه آغاز شده است. یوری آفونین خاطرنشان ساخت که در این گروه از روس هراسان، بیانیه «جان بولتون»، دستیار سابق امنیت ملی ترامپ، این ابراز نظر خودنمایی می کند. می گوید: اگر لوکاشنکا در قدرت بماند دوباره با روسیه متحد می شود (۱). در واقع، رهبر روسوفوبیک دلایل واقعی را آشکار کرد که چرا غرب اکنون هیستری گسترده ای را در اطراف چندین هزار پناهجوی آسیایی در مرز لهستان دامن می زند، بدون اینکه متوجه صدها هزار مهاجری شود که از جهت دیگر وارد اروپا می شوند. در واقع، روسوفوب ها نگران اتحادیه اروپا هستند نه  سرنوشت انسان های نگون بخت. غرب نمی تواند بپذیرد کودتای را که در بلاروس به راه انداخته بود شکست خورد و لوکاشنکو مقاوم است. غرب از مرحله جدید ادغام  با روسیه بیشتر در هراس است. اگر همه چیز طبق سناریو پیش می رفت، قرار بود جای لوکاشنکو  توسط یک رئیس جمهور دست نشانده گرفته شود و صحبت از اتحاد با روسیه در میان نبود و ژنرال های ناتو مسئولیت را بر عهده می گرفتتند.« یوری آفونین » (معاون اول حزب کمونیست فدراسیون روسیه) کاملاً دقیق گفت: “آنها از نزدیکی ما در هراس اند، بدون شک این اتحاد ما را تقویت خواهد کرد.”

در مورد نگرش وحشیانه دولت  لهستان نسبت به مهاجران بی دفاع، سیاست فاشیستی قبل از جنگ تکرار می شود. قیاسی بین حادثه مهاجرت در مرز لهستان در وقایع ۳۸ در استودیوی برنامه گفتگوی “عصر یکشنبه با ولادیمیر سولوویف” توسط یک دانشمند علوم سیاسی، رئیس سابق سرویس ویژه اسرائیل  «یاکوف کدمی» ترسیم شد. امروزغربی ها دراین مورد سکوت کرده اند و به طور کلی آن تاریخ را به  فراموشی سپرده اند. لهستان. سال ۱۹۳۸ قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن همه شهروندان لهستانی که در خارج از قلمرو آن زندگی می کنند از تابعیت لهستان محروم می شوند. همه یهودیان لهستانی که به طور غیرقانونی در آلمان زندگی می کردند در یک روز تابعیت خود را از دست دادند. سپس آلمان تصمیم گرفت همه را اخراج کند. و ده ها هزار یهودی با مصادره اموال به مرز لهستان رانده شدند. آنها اجازه ورود به لهستان را نداشتند و مردم بی پناه  بین دو آتش گرفتار شدند. امروز همان حادثه از طرف فاشیست های لهستانی تکرار می شود.(۲)

شرح حال خواهری که به برادرش در فرانسه  نامه نوشت: لهستانی ها و آلمانی ها  چه به سر اقوام و همه یهودیان آوردند. این پسر به سفارت آلمان رفت به مقامات سفارت شلیک کرد. به همین دلیل، در ۹ نوامبر ۱۹۳۸، “شب بلورین” نامیده می شود. همه از جنایات آلمانی ها با خبر شدند. چگونه مرزبانان لهستانی به یهودیان غیرمسلح که می خواستند به خانه های خود برگردند شلیک کردند.

به طور کلی مشکل مهاجرت از قرن چهارم ظاهر شد این پدیده منفی متعلق به دوران ظهور سرمایه داری است. به عبارت دیگر باعمیق ترشدن فقر درکشورها در نتیجه سیاست های ضد بشری سرمایه داری شتاب گرفت. امروز در دنیای مدرن به یک معضل بزرگ جهانی تبدیل شده است.

طبق گزارش سازمان ملل، در طول سه دهه، بیش از ۶۰ میلیون نفر از کشورهای ثالث در غرب ساکن شده اند. هر ساله حدود یک میلیون نفر دیگر به آنها می پیوندند. تعداد مهاجران غیرقانونی بین ۲۰ تا ۳۵ میلیون نفر تخمین زده می شود. علاوه بر این، هنوز تعداد قابل توجهی از پناهندگان وجود دارد.

ایدئولوگ‌های بورژوازی از جذابیت جامعه غربی برای شهروندان غیر غربی، معمولا درباره موفقیت تمدن بزرگ در راه  رهایی بشر از فقر، نابرابری و بی‌عدالتی سخن می گوید .البته این گونه بحث ها درباره تأثیر مفید غرب بر توسعه جهان، سفسطه محض است. سرمایه داری هیچ راه رهایی از نابرابری، فقر و جهل به ارمغان نیاورده است. سرمایه  داری محصولات اجتماعی و اقتصادی منفی را از کشورهای غربی به آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین ارسال کرد و به این روند غیرانسانی وجهه جهانی داد که اثبات سفسطه آنان چندان دشوار نیست.

انقلاب صنعتی در ارتباط نزدیک با گسترش استعماری کشورهای غربی به استرالیا، آفریقا، آسیا و آمریکا پیش رفت. کارشناسان غربی تخمین می زنند که از سال ۱۸۴۶ تا ۱۹۳۰ بیش از ۵۰ میلیون اروپایی در جستجوی زندگی جدید به خارج از کشور رفتند. به عنوان مثال، در دوره ۱۸۱۴ تا ۱۹۱۳،مردم انگلستان به اندازه ای کشور را ترک کردند که گویی کل کشور به قاره دیگر نقل مکان داده است. فتوحات استعماری طوری بود که غرب پیامدهای منفی اقتصاد و شیوه زندگی خود را به کشورهای استعماری منتقل کرد و از این طریق به سیاست غیرانسانی خود مقیاس جهانی داد. مشکلات اصلی این کشورها – جمعیت شناسی، غذا، محیط زیست، مهاجرت غیرقانونی – است که ناشی از ماهیت غیرانسانی سرمایه داری می باشد.

همانطور که در گزارش‌های توسعه انسانی سازمان ملل تاکید شده است، سرمایه‌داری فرهنگ و ارزش های جمعیت بومی را نابود می‌کند، آنها «در دام اعتیاد به الکل، خودکشی و بیکاری می‌افتند»، در حالیکه «کشورهای صنعتی بسیاری در نهایت به این چشم‌انداز پایان خواهند داد. نابودی ارزش ها، جنگ‌ افروزی دولت آمریکا و ناتو در لیبی، عراق، سوریه و سایر کشورهای غیرغربی  را باید اضافه نمود که پایه‌های زندگی در این کشورها را ویران کرد و در نتیجه باعث مهاجرت گسترده شد.

فشار مهاجران از کشورهای ثالث به غرب افزایش خواهد یافت

رشد جمعیت در کشورهای فقیر، با فرصت‌های شغلی محدود، بازارهای بسته، میلیون‌ها انسان را مجبور به ترک کشورهایشان خواهد کرد. غرب با سیاست اقتصادی وسیاست مهاجرت غیرقانونی منجر به افزایش مهاجران بر جامعه غربی می شود. در سوی  دیگرکشورهای غربی درهای خود را می بندند زیرا با هجوم مهاجران بیکاری افزایش می یابد و سیاست های مشارکت اجتماعی را از بین می برد.

اولا، کشورهای غربی با افزایش تعرفه های تجاری اشتغال را در کشورهای در حال توسعه محدود می کنند. همانطور که در گزارش های برنامه توسعه سازمان ملل تاکید شده است، “سیاست های تجاری کشورهای ثروتمند همچنان به شدت در قبال صادرات کشورهای در حال توسعه تبعیض آمیز است.” به عنوان مثال، بنگلادش سالانه حدود ۲.۴ میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر می کند و ۱۴ درصد آن صرف عوارض گمرکی می شود، در حالیکه فرانسه بیش از ۳۰ میلیارد دلار کالا به ایالات متحده صادر می کند و این هزینه  به صورت عوارض کم گمرکی پرداخت می شود. و این سیاست ناعادلانه‌ تجاری و تبعیض‌آمیز کشورهای غربی، با سهمیه ‌بندی واردات است.

ثانیاً، در کشورهای غربی تقاضای کارگران برای انجام انواع خاصی از کارها وجود دارد که کارگران غربی از انجام آنها امتناع می‌ورزند. این تقاضا برای کارگران مهاجر رویکردی دوسوگرا دارد، جاییکه با ممنوعیت رسمی توسط یک سیستم از اقدامات موثر پشتیبانی نمی شود، الیگارشی به سادگی کوپن های بدبختی مهاجران محروم را فراهم می کند در واقع، دولت های غربی علاقمند به حفظ وضعیت مشابه با  دیگر مهاجران غیرقانونی هستند.

مدیریت مهاجرت یک موضوع صرفاً مرزی نیست. این یک مشکل جهانی است که نیازمند رویکردی جدید برای همکاری بین المللی است.

هیچ تاریخی بدون عدالت دوام  نخواهد آورد. زمانی فرا می رسد که غرب ثمره استعماری وغارت های خود را درو  خواهد کرد. هیچ  قوانینی نمی تواند جلوی هجوم جمعیت های آفریقایی-آسیایی در کشورهای غربی را متوقف سازد. مشکلات جهانی همراه  تروریسم و هم اکنون اپیدمی ​(کووید -۱۹ )و با هجوم وافزایش مهاجرت بحرانی تر خواهد شد. زمانی استعمارگران اروپایی سرزمین‌های خارجی را تصرف کردند، بومیان را بیرون کردند. اعدام‌های دسته‌جمعی به اعتصاب کنندگان به راه انداختند، امروز تحقیر و توهین‌شدگان خواستار اعاده حقوق پایمال شده خود هستند.

در اینجا هیچ فریاد”فرانسوی ها فرانسه را” و یا “انگلیسی ها انگلستان” را نجات نخواهد داد. استعمار باید به این موضوع فکر کند. چگونه “متمدنان اروپایی” به دلایلی “در هند برای سرخپوستان” یا “درباره آفریقا برای آفریقایی ها” کوشش نکردند، برعکس، آنها کشورهای استعماری را به عنوان محل اسکان دسته جمعی شهروندان و اشیاء خود درنظر گرفتند. استثمار بی‌رحمانه محلی ها به اوج رسید آنان در جهت مخالف به حرکت در آمدند  استعمار گران  فریاد زدند این هجوم قابل قبول نیست اما اکنون دیر شد.

آقایان «زمان نمسیس» در راه است

از نظر جمعیتی، کشورهای غربی کنونی به زودی به کشورهای آفریقایی-آسیایی تبدیل خواهند شد وعواقب آن بر استعمارگران سابق نشان ظلم و ستم آنان خواهد بود. در حال حاضر در بزرگترین ایالت، کالیفرنیا-درصد جمعیت رنگین پوست از تعداد سفید پوستان بیشتر است. روند عربی شدن و نکوهش کردن فرانسه، انگلیس و سایر کشورهای غربی با سرعت فزاینده ای در حال پیشرفت است.

از منظرعدالت تاریخی، کشورهای غربی موظف به پذیرش مهاجران از کشورهای ثالث و ایجاد شرایط زندگی عادی برای آنها هستند، همانطور که در بازه زمان، اروپایی ها رفاه خود را از طریق اسکان مجدد در کشورهای استعماری ترتیب دادند. این تنها راه حل معضل مهاجرت بین المللی است.

پروفسور دکتر لو- کریشتاپوویچ یکی از دانشمندان جهانی در جمهوری بلاروس

منابع از:

  1. یوری آفونین در کانال “روسیه – ۱”: کمونیست ها برای اتحاد مجدد با برادران خود // kprf.ru/party-live/cknews/206641.html ( تاریخ ۱۷.۱۱.۲۰۲۱).

۲.Kedmi یاد آور می شود مهاجرا ن لهستان را در آستانه جنگ جهانی دوم // riafan.ru ( تاریخ  ۱۷.۱۱.۲۰۲۱).

برگرفته ازسایت حزب کمونیست بلاروس

م. چابکی: ۶ آذر ۱۴۰۰ برابر با۲۰۲۱.۱۱.۲۷

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا