جوانان

وضع کودکان کار بزرگنمایی نیست، واقعیت است

چگونگی برخورد یک حاکمیت با کودکان کشورش بهترین نشانگر میزان پایبندی آن حاکمیت به موازین حقوق بشر است. امروز در کشور ما کودکان بسیاری برای رفع نیازهای مادی خود و خانواده های‌شان مجبورند از سنین بسیار پائین به کارهایی مختلف روی آورند. “کودکان کار” را در مجموع می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: کودکان خیابان و کودکان کارگر….

کودکان خیابان کودکانی هستند که به کارهایی مشغول می‌شوند که پایه و اساس با ثباتی ندارد و می‌تواند از روزی به روز بعد تغییر یابد. در مورد رویکردهای کودکان خیابان به کارهایی همچون فروش آدامس یا گل یا تمیز کردن شیشه‌های جلو اتومبیل‌ها بر سر چهارراه ها یا تکدی در مکان‌های پر تردد و محل زفت و آمد طبقات متوسط می‌توان نمونه آورد. مشاغلی که کودکان کارگر به آن‌ها روی می‌آورند به‌طور نسبی ثبات بیشتری دارند ولی از نظر تناسب‌شان با توانایی جسمی کودکان و همین‌طور از نظر طول زمانی انجام‌شان در خلال شب و روز معمولاً فشار زیادی را بر آنان تحمیل می‌کند. در جامعه‌هایی که آحاد یک ملت از حمایت کافی دولتی برخوردار نیستند و نمی‌شوند (همچون کشور ولایت زده ما ایران)، بالاجبار بسیاری از کودکان در ردهٔ کودکان کار قرار می‌گیرند.

همدلی| علی نامجو: هنرپیشه سینما و همسر رؤیا تیموریان است. چند سالی را در اروپا و کشور سوئد به بازیگری پرداخت تا اینکه بالاخره سال ۱۳۸۰ به ایران بازگشت. نام مسعود رایگان با فیلم «خاموشی دریا» بر سر زبان‌ها افتاد اما «خیلی دور، خیلی نزدیک» او را به شهرت رساند تا آنجا که نقش‌آفرینی در این اثر برایش جایزه جشن خانه سینما را به همراه داشت. رایگان هنرپیشگی را از کودکی و با پرده‌خوانی در کارهای پدرش آغاز کرده است، بعدها در سال‌های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲ در فیلمی از مرتضی جزایری بازی کرد. او سال‌های ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ با چند برنامه تلویزیونی همکاری کرد و در ادامه به سوئد رفت. مسعود رایگان علاوه بر تحصیل در مدرسه فیلم سوئد با مراکز اینترنشنال کالجر، فرهنگ ملل و تئاتر شهر، تئاتر ملی، تئاتر اوروبرد، تئاتر القبر همکاری کرد و برنامه‌ای با عنوان دست‌های روشن برای شبکه دو تلویزیون سوئد کارگردانی کرد، همچنین در فیلمی از «سوزان اوستن» کارگردان برادران آمادتوس، با نام «زندگی خطرناک» بازی کرد و در چهار مجموعه تلویزیونی در سوئد به نقش‌آفرینی پرداخت. او سال ۱۳۸۰ به دعوت وحید موسائیان به ایران آمد و در فیلم «خاموشی دریا» بازی کرد. در ادامه بار دیگر به دعوت رضا میرکریمی به ایران آمد و در نقش اول فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک»، ساخته رضا میرکریمی بازی کرد. او حالا دیگر در ایران است و فعالیت هنری خود را در کشور خودش پیگیری می‌کند. با او درباره هنر و کارکردهای اجتماعی که می‌توان از این موهبت انتظار داشت؛ به گفت‌وگو نشسته‌ایم:

 به نظر می‌رسد می‌شود در بیشتر کارهایی که شما در مقام بازیگر انجام داده‌اید، رد پای مسئله اجتماعی را دید. سؤال اینجاست که این توجه شخصاً از جانب خودتان اتفاق افتاده یا به‌صورت تصادفی رخ داده است؟

به نظر من نباید از کنار معضلات اجتماعی به‌راحتی گذشت. من قطعاً چنین دغدغه‌هایی را داشته‌ام که تا امروز در این مسیر حرکت کرده‌ام. بگذارید برایتان مثالی بیاورم که من و برخی همکارانم درگیرش شده بودیم. افزایش تعداد کودکان خیابانی و بچه‌های کار ازجمله مشکلاتی است که امروز در جامعه ما رو به افزایش است. به نظر من باید برای چنین وضعی فکری کرد. اگر قرار باشد به همین شکل حرکت کنیم، ممکن است در آینده دچار بی‌تفاوتی اجتماعی شویم. بعضی وقت‌ها می‌گویند به بچه‌هایی که در خیابان هستند، پول ندهیم بلکه بهتر است به آن‌ها غذا دهیم. من واقعاً نمی‌دانم باید چه کنیم. هرچه به جلو می‌رویم وخامت اوضاع بیشتر می‌شود، البته نمی‌خواهم این طرز فکر پیش بیاید که من می‌خواهم بزرگ‌نمایی کنم. باور کنید، این مسئله کوچکی نیست و باید این‌طور بگویم تا مگر کاری کنیم و گوش‌های شنوا حرکتی انجام دهند. توجه به این معضلات به‌عنوان وظیفه برای همه ما وجود دارد و من سعی می‌کنم در کارهایی که انجام می‌دهم، این نکات را لحاظ کنم.

 طبقه الیت و هنرمندان (اگر بتوان آن‌ها را در این طبقه قرار داد) یکی از مهم‌ترین گروه‌های اجتماعی هستند که احتمالاً در بسیاری از جوامع تا آنجا که امکانش وجود داشته باشد، به کنشگری اجتماعی مشغول‌اند. از سوی دیگر هنرمندان بنا به مقبولیتی که در میان مردم دارند، ازجمله گروه‌هایی به‌حساب می‌آیند که در طرح چنین مسائلی از پتانسیل بالقوه مناسبی برخوردارند. بااین‌وجود اما به نظر می‌رسد، در کشو ما این کار به‌عنوان حداقل وظیفه و کارکردی که هنرمندان باید در سطح جامعه داشته باشند، در طول سال‌های اخیر آن‌گونه که باید موردتوجه هنرمندان هم قرار نگرفته است تا چه رسد به کسانی که باید میدان را برای این کنشگری گشاده‌تر کنند. نظر شما دراین‌باره چیست؟

بله من هم با این موضوع کاملاً موافقم و به مسئولیت هنرمندان در چنین مسائلی اعتقاد دارم.

 تا آنجا که می‌دانم، شما کار هنری را با پیش‌پرده‌خوانی نزد پدرتان آغاز کردید. این گونه هنری، در دسته هنرهای سنتی ایران قرار می‌گیرد و کارکردهایی شبیه زورخانه داشته است. امروز به نظر می‌رسد این رسم و رسوم سنتی تا حدود زیادی ازمیان‌رفته و در دوره کنونی به ازای خارجی ندارد. به نظر می‌رسد، ایرانی نسبت به گذشته تنها‌تر شده است. این‌طور نیست؟

البته پیش‌پرده‌خوانی هنری بود که ویژگی‌ها و مشکلات اجتماعی را بیان می‌کرد. البته گاهی پیش‌پرده‌خوانی و پرده‌خوانی را باهم یکی می‌گیرند. درحالی‌که این دو باهم تفاوت‌های اساسی دارند. سمبل این هنر آقای انتظامی است. اگر کتاب «من عزتم بچه سنگلج» را خوانده باشید، خواهید دید آغاز کار آقای انتظامی با پیش‌پرده‌خوانی آغاز شده است. با نظر شما موافقم. حقیقتاً می‌شود رگ و ریشه ارتباط میان این تنهایی و بسیاری از دردهای کنونی جامعه را در یک نقطه تلاقی (نقطه‌ای مشترک) مشاهده کرد.

 با نظر به پذیرش این موضوع که شرایط جامعه با گذشته (منظور البته یک گذشته درازمدت و قدمت‌دار نیست. شاید بشود این تفاوت را میان امروز و ۵۰ سال قبل در نظر گرفت) تفاوت بسیار دارد. جوان ایرانی امروز نسبت به گذشته سرگردان‌تر شده است. دراین‌بین خیلی‌ها مستقیماً تقصیر را بر گردن مدرنیته می‌اندازند و گرفتاری‌های مبتلابه این دوره. به نظر شما تفاوت عصر جدید با گذشته‌ای که سنت‌هایی مثل پیش‌پرده‌خوانی را در درون خود جای داده بود، چطور می‌توان تشریح کرد؟

بگذارید از دوران کودکی‌ام شروع کنم و به نقطه‌ای که به طرح سؤال شما مرتبط است برسیم. سرزمین پدری من کرمانشاه است. ما چند سالی هم در آنجا زندگی کردیم. منتها علاقه پدرم به دنیای تئاتر باعث شد ما به تهران بیایم. در آن دوره، من در نمایش‌های پدرم پیش‌پرده‌خوانی می‌کردم. موضوعاتی که در پیش‌پرده‌خوانی به آن پرداخته می‌شد برگرفته از مفاهیم ساده و عمیق اجتماعی بود. مثلاً در یکی از این پیش‌پرده‌ها، پسری نشان داده می‌شد که به‌عنوان شاگرد تنبل در کلاس، او را می‌شناختند و در درس‌هایش نمره‌های ضعیفی می‌گرفت. ما در آن پیش پرده‌خوانی دلایل افت درسی آن کودک را تحلیل کردیم. همسر پدرش را نشان دادیم و بدرفتاری‌های او را به‌عنوان عامل اصلی افت درسی کودک معرفی کردیم. اصولاً پیش‌پرده‌خوانی باآن‌همه شیرینی و جذابیتی که داشت در مورد خانواده، بدهکاران و بسیاری مشکلات دیگر صحبت می‌کرد. پیش‌پرده‌خوانی تکست مشخصی داشت و با شعر و موسیقی اجرا می‌شد. پدرم شعر پیش‌پرده را خودش می‌سرود و روی آهنگ‌های معروف آن دوره قرار می‌داد. حالا برسیم بر سر سؤالی که مطرح کردید. مدت‌ها است که ما به وادی به نام روشنفکری افتادیم. متأسفانه با این مسئله به‌گونه‌ای برخورد کردیم که شاید حتی به‌صورت ناخواسته از داشته‌های ارزشمند پیشینی که داشتیم دور افتاده‌ایم. به‌عنوان‌مثال همین پیش‌پرده‌خوانی کارکردهایی داشت که امروز با از میان رفتنش مغفول مانده‌اند. من در مورد احیای این قضیه فکر کرده‌ام و روی آن کار می‌کنم. تحقق این هدف نیاز به زمان دارد اما امیدوارم بتوانیم آن را احیا کنیم. پرده‌خوانی در مورد صفحات نقاشی شده‌ای نظیر ماجرای کربلا، شهادت امام حسین (ع)، اشقیا و قیام مختار که آن‌ها را در دیگ گذاشته بودند، مربوط می‌شد. تصویر این پرده بسیار زیبا است. پرده ضامن آهو که به در دام افتادن آهو اشاره دارد و امام رضا (ع) نزد صیاد ضمانت می‌کند و صیاد، صید را رها می‌کند، یک تصویر زیبا را به نمایش گذاشته است. پرده قصاب جوان مرد و چیزهای دیگر ازجمله پرده‌هایی است که پرده‌خوان آن را در زمین بایری نصب می‌کرد و ماجرایش را با تکیه‌بر آنچه در پرده کشیده شده بود، بیان می‌کرد. با پیشرفت تکنولوژی و آمدن مدرنیته، قضیه از اساس تغییر کرد. در گذشته نصب یک میکروفون نیاز به دم‌ودستگاه زیادی داشت به همین دلیل پرده‌خوان ترجیح می‌داد از بلندگو استفاده نکند و با صدای رسایش مضمون داستان را به آخرین نفری که پای پرده‌اش نشسته، می‌رساند. از زمانی که بلندگوهای دستی آمد، جذابیت پرده از بین رفت. لااقل برای من به‌عنوان یکی از مخاطبین پروپاقرص قضیه می‌توانم بگویم با آمدن بلندگو این هنر رفت که رفت.

 با توجه به توضیحاتی که درباره پرده‌خوانی و پیش‌پرده‌خوانی ارائه دادید، به نظر می‌رسد، صدای رسای پرده‌خوان با تصاویر پرده انطباق کامل داشته است…

بله. رفتاری که پرده‌خوان انجام می‌داد، درست همگام با تکستی بود که باید ارائه می‌شد. من بعد از آمدن بلندگوی دستی دیگر دوست نداشتم پرده‌خوانی را بشنوم چون من آن را بدون واسطه می‌خواستم اما این بلندگوها آمد و جذابیت و آن پرده‌خوانی را گرفت. درست مثل این است که بازیگران ما سر صحنه به‌واسطه هاشف و میکروفنی که بتواند صدایشان را به مخاطب برساند، کار می‌کنند.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا