اخبار

دردهای بی پایان

اتوبوس خوابی نوعی بی خانمانی است. میهن دوستان کشور حق دارند در ارتباط با اوضاع صنعت و اقتصاد میهنمان و مسیری که در برهه کنونی طی می‌کند نگران باشند. ….

انتشار گزارش‌هایی از مردم بی‌پول و درمانده‌ای که شب‌ها را در اتوبوس بی‌آرتی به صبح می‌رسانند تا مجبور نباشند در پارک و گرمخانه‌های کثیف و غیرقابل تحمل شهرداری باشند، واکنش های زیادی را در میان مردم به دنبال داشته است.

به گزارش بهار نیوز،خانم اقباله هیئتی،  می‌نویسد: موج شدید فقر که این روزها با قدرت بر شانه‌های نحیف اقشار فرودست جامعه فرود می‌آید و ضربه‌های سهمگینی بر آنان وارد می‌کند، پدیده‌های نوظهور اینچنینی را به دنبال داشته است و شدت درد و رنج مردم جانکاه است.در این میان اما برخی واکنش‌ها وسخنان بیش از همه دل‌آزار است و موجب نفرت هر چه بیشتر مردم را از این شرایط می شود؛ اینکه مهدی چمران به عنوان رئیس شورای شهر پایتخت این حد از فقر مردم در تهران را موضوع حاشیه‌ای می‌داند، واقعا حکایت عجیبی است!

چمران در این رابطه گفته است:«اینها بحث‌های حاشیه‌ای است و نمی‌خواهم به اینها بپردازم.قاعدتا اجازه چنین کارهایی را نباید داد اما کسی که در اتوبوس خوابش برد کاری نمی‌شود کرد.» در واقع این کلام نشان می‌دهد رنج مردم برای این آقایان حتی در اندازه بذل توجه‌شان هم مهم نیست! هر چند حتی توجه به بسیاری از موارد هم در طول این سال‌ها دردی از دردهای فراوان مردم را دوا نکرده است اما اینکه به جای شرمساری،‌ اینگونه طلبکارانه با این چنین موضوعاتی برخورد می شود واقعا ای بسی حیرت و شگفتی است! اینکه فقر و بی‌پناهی مردم که به اتوبوس خوابی آنان منجر شده است برای رئیس شورای شهر تهران بحثی حاشیه‌ای است که ارزش پرداختن به آن نیز وجود ندارد، را در میان این همه درد و رنج چگونه توجیح کنیم؟ باید چه بر سر مردم بیاید که جناب چمران گمان کنند ارزش مشغول شدن فکرشان را دارد؟

به‌آسانی می‌تواند درک کرد که پدیده اتوبوس خوابی معلول شرایط نامناسب اقتصادی حاکم بر هر کشوری و پیامدهای آن مانند: بیکاری، فقر، ناکافی بودن درآمد، هزینه‌های سرسام‌آور دراختیار داشتن مسکن، و جز این‌ هاست. یعنی معلول‌هایی که تمامی گروه های رسانه‌ای بارها به آن   اشاره کرده‌اند. اما علت معلول‌هایی مانند اتوبوس خوابی، که این رسانه‌ها آن را آگاهانه از مخاطب خود پنهان داشته‌اند، درواقع خود نظام سرمایه داری  و سیاست اقتصادی نو لیبرالی حاکم بر آن است.
معلول اتوبوس خوابی در تهران،پیامدهای زیان‌بار کوتاه و بلندمدت حاصل از سیاست‌گذاری های اقتصادی نیولیبرالی تمام دولت‌های پس از جنگ ایران و عراق است، سیاست‌هایی که به‌دلیل تمرکز نکردن بر تولید و نداشتن اشتغال زایی و به جای آن، تمرکز کردن بر بازار آزاد، تجارت، و رانت‌خواری، اقتصاد ایران را به سوی نابودی کامل می‌برد. همان‌طور که ۳۵ اقتصاددان در ایران- ازجمله حسین راغفر و فرشاد مؤمنی- گفته‌اند، بخش اعظم مشکلات اقتصادی ایران نه ناشی از تحریم کشورهای امپریالیستی و سرمایه داری جهان، بلکه پیامد مستقیم سیاست‌گذاری نیولیبرال حاکم بر اقتصاد رانتی و خصولتی ایران است، سیاستی که تأثیر بسیار مخرب آن بر زندگی چند میلیارد انسان در سرتاسر جهان انکارناپذیر است. این سیاست اقتصادی استوار بر سه رکنِ “پول، بازار آزاد و رقابت”، ذاتاً با اقتصاد مولد صنعتی و کشاورزی که هم اشتغال‌زا و هم تأمین‌کننده حقوق بنیادین و تضمین‌کننده امنیت شغلی تمام زحمتکشان است، دشمن است. به‌واسطهٔ مقررات‌زدایی کردن، لغو کردن ماده‌های مترقی در قانون‌های کار ایران و جهان، مخالفت شدید با مشاغل دائمی و پشتیبانی از قراردادهای موقت، سفید یا اشتغال بدون قرارداد به‌سود کارفرماها، نولیبرالیسم زندگی چند میلیارد کارگر و کارمند شاغل در کار بی‌ثبات در جهان را به‌خطر انداخته است و هرروز خیل عظیمی از آنان ‌درآمدشان کم‌تر یا بدون ‌درآمد می‌شوند و درنتیجه بی‌سرپناه و روانه گوشه و کنار خیابان‌ها و پهنهٔ بزرگراه‌ها می‌شوند.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا