زحمتکشان

خط فقر؛ دروغگویی معاون اجتماعی وزیر تعاون برای فریب بخشی از افکار عمومی

این مرکز خط‌فقر را در کلانشهری مثل تهران ۱۰ میلیون تومان برآورد کرده که بر خلاف ادعای ابوحمزه حداقل هزینه‌هایی است که یک خانواده ۴ نفره برای تامین ابتدایی‌ترین مخارج زندگی به آن نیاز دارد از سوی دیگر این اعداد با آنچه سازمان تامین اجتماعی که زیرمجموعه همین وزارتخانه عریض و طویل است نیز در تضاد است…

آرمان‌ملی: میانگین خط فقر در کشور برای یک خانواده ۴نفره ۴ میلیون تومان تعیین شده که این میزان برای شهرهای بزرگ مثل تهران بین ۴.۵ تا ۵ میلیون تومان برآورد می‌شود این سخنان معاون اجتماعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است که در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرده خط فقر به معنای حداقل هزینه‌های مورد نیاز زندگی بوده و با استاندارد نرمالی که در اذهان عمومی وجود دارد متفاوت است. داریوش ابوحمزه معتقد است این استاندارد جهانی بوده و قاعدتا از سوی وزارت کار تعریف نشده است. درواقع در حالی این معاون وزیر خط فقر را آن هم با استناد استانداردهای جهانی ۲ تا ۲.۵ برابر کمتر از آمار رسمی اعلام می‌کند که این رقم نه تنها از سوی مرکز آمار ایران برای میانگین کشوری ۸ میلیون تومان اعلام شده بلکه این مرکز خط‌فقر را در کلانشهری مثل تهران ۱۰ میلیون تومان برآورد کرده که بر خلاف ادعای ابوحمزه حداقل هزینه‌هایی است که یک خانواده ۴ نفره برای تامین ابتدایی‌ترین مخارج زندگی به آن نیاز دارد از سوی دیگر این اعداد با آنچه سازمان تامین اجتماعی که زیرمجموعه همین وزارتخانه عریض و طویل است نیز در تضاد است به‌طوری‌که میانگین خط فقر از سوی این سازمان در سال ۱۴۰۰، ۷ میلیون تومان و برای کلانشهرها ۱۰ میلیون تومان اعلام شده است. بنابراین اعلام این ارقام در حالیکه وضعیت معیشتی خانوارها به ویژه اقشار کم درآمدی همچون جامعه کارگری با حقوق‌های ۴ میلیون تومانی گویای وضعیت موجود است چه توجیهی داشته و معاون وزیر از این تناقض قصد دارد به چه اهدافی برسد آیا این روشی برای افزایش قدرت چانه‌زنی در جلسات تعیین دستمزد است تا با اتکا بر همین آمار متناقض و غیرواقعی دستاوردی غیرواقعی برای عملکرد وزارتخانه‌ای رقم زنند که از ابتدا مبنای خود را بر آمار و اعداد ارقام غیر واقعی همچون شغل‌های یک‌میلیون تومانی بنا گذاشته است، موضوعی که فارغ از سمت و سوی سیاسی صداقت تمامی اقشار جامعه بوده و حداقل اگر قادر به بهبود وضعیت نیستید مردم را نادان و ناآگاه فرض نکنید!

  تضاد ۲ برابری

براساس این گزارش در یک برنامه تلویزیونی معاون اجتماعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی میانگین خط فقر برای خانواده‌ای ۴ نفری را در کل کشور ۴ میلیون تومان برآورده کرده که این میزان برای شهرهای بزرگی همچن تهران ۴.۵ تا ۵ میلیون تومان برآورد شده است. البته اگرچه داریوش ابوحمزه از عدم حضور ذهن برای اعلام دقیق خط فقر در تهران خبر داده اما همین میزان نیز با آنچه مراکز رسمی آماری و حتی سازمان تامین اجتماعی اعلام کرده تفاوت تا ۲ برابری دارد. از سوی دیگر این معاون وزیر گفته که تعریف خطر فقر به معنای هزینه‌های حداقلی است که براساس استاندارد جهانی تعیین شده و وزارت متبوع او دخل و تصرفی در آن ندارد که به‌نظر می‌رسد این اظهارات با آگاهی از تناقض موجود برای فرار روبه جلو عنوان شده است.

در واقع در تعریف خط فقر آمده است: خط فقر یا آستانه فقر حداقل درآمدی است که برای زندگی در یک کشور خاص در نظر گرفته می‌شود و به تعبیر ساده‌تر برای تامین حداقل‌های زندگی به میزانی از درآمد نیاز است که آن خط فقر نامید می‌شود. این تعریف نشان می‌دهد که نمی‌توان با استناد بر استاندارد جهانی و در حالیکه اقتصاد ایران با استانداردهای جهانی فاصله زیادی دارد خط فقری تعریف کرد که براساس درآمد‌ها و هزینه‌های هر کشور تعیین می‌شود از سوی دیگر این اعداد در حالی مطرح می‌شوند که میزان خط فقر برای هر نفر در سال ۹۹ با افزایش ۳۸ درصدی به یک‌میلیون و ۲۵۴ هزار تومان برآورد شده است که این میزان با توجه به شیوع بیماری کرونا و مشکلاتی که در نتیجه آن بر اقتصاد کشور تحمیل شد قطعا با رشد مواجه بوده است به‌گونه‌ای که مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی اعلام کرده خط فقر نسبت در سال ۱۴۰۰ نسبت به ۲ سال گذشته حداقل رشد ۸۰ درصدی داشته است بنابراین با احتساب رشد ۳۸ درصدی که در سال ۹۹ رقم خورده این رقم باید با رشد ۴۲ درصدی همراه می‌شد که حداقل رقم خط فقر برای هر نفر را یک میلیون ۷۸۰ هزار تومان می‌رساند که برای یک خانواده ۴ نفره به رقم ۷ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان می‌رسد رقمی که سازمان تامین اجتماعی که بر حسب اتفاق زیر مجموعه وزارتخانه عریض و طویل تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. متوسط خط فقر در سال ۱۴۰۰ حدود ۷ میلیون تومان در ماه برآورد کرده که این رقم برای شهرهای بزرگ عددی بیش از ۱۰ میلیون تومان تعیین شده است هممچنین مرکز آمار ایران نیز در گزارشی از میزان هزینه‌های زندگی اعلام کرده که کف هزینه زندگی در کلان‌شهری چون تهران برای هر خانوار حدود ۱۰ میلیون تومان در ماه است؛ این آمار کف هزینه زندگی در ارزان‌ترین استان کشور یعنی سیستان‌وبلوچستان را حدود ۶. ۵ میلیون تومان و به‌طور متوسط در سطح کشور بیش از ۸ میلیون تومان اعلام شده است البته فارغ از اعداد و ارقامی که مراکز رسمی اعلام کرده‌اند بانک‌مرکزی نیز حداقل خط فقر را در کلانشهر تهران بیش از ۱۱ میلیون تومان برآورد کرده در این رابطه داوودی نماینده سراب در مجلس می‌گوید: با اعلام رسمی بانک‌مرکزی خط فقر در سالجاری ۱۱ میلیون تومان است که درصد قابل توجهی از مردم ایران بر همین اساس زیر خط فقر هستند و باید فکر اساسی برای زندگی آنان شده و سبد حمایتی به آنان داده شود. درواقع بر اساس آمار میزان جمعیت کشور که در زیر خط فقر قرار دارند بیش از ۲۴ میلیون نفر عنوان شده که در خوش‌بینانه‌ترین حالت در صورتیکه همین آمار غیر رسمی معاونم وزی را هم در نظر بگیریم جمعیت فقیر کشور به ۱۰ میلیون نفر می‌رسد. بنابراین آگرچه هنوز اهداف ابوحمزه از اعلام چینین آماری به‌درستی مشخص نیست اما به‌نظر می‌رسد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که پیش از این وزیر آن در آستانه دریافت کارت زرد مجلس قرار گرفت و با واسطه‌گری رئیس مجلس موفق به دریافت فرجه چند ماهه شد قصد دارد تا از هر روشی همچون آمار سازی برای فرار از استیضاح به عنوان نخستین عضو کابینه سیزدهم استفاده کند.

اعتماد نیز در همین ارتباط می‌نویسد:

فرامرز توفیقی؛ رییس کمیته دستمزد کانون عالی شورای اسلامی کار، در گفت‌وگو با «اعتماد» در تحلیل و ریشه‌یابی اشتباه عجیب معاون رفاه وزارت تعاون و ادعای خط فقر ۴ الی ۵ میلیون تومانی برای خانوارهای ۴ نفره ساکن تهران و سایر شهرهای کشور می‌گوید: «طی ۴۱ سال گذشته، در برنامه‌های ۵ ساله توسعه به صراحت تاکید شده که وزارت کار (تعاون) مکلف و موظف به اعلام خط فقر است که البته تا امروز، هیچ دولتی خط فقر را به صورت رسمی اعلام نکرده اما نهادهای حمایتی همچون کمیته امداد و سازمان بهزیستی کشور (که اتفاقا از زیر مجموعه‌های وزارت تعاون است) به صورت غیررسمی، وضعیت بازار را به صورت ماهانه رصد می‌کنند چون نتایج بررسی‌ها در نحوه توانمند‌سازی مددجویان تحت پوشش این نهادهای حمایتی موثر است. جالب این است که حتی این نهادهای حمایتی هم به خط فقر ۱۰ میلیون تومانی رسیده‌اند چنانکه تابستان امسال، تایید رییس کمیته امداد درباره افزایش خط فقر به رقم ۱۰ میلیون تومان، خبرساز شد. معاون رفاه وزارت تعاون که مدعی خط فقر ۴ الی ۵ میلیون تومانی شده، حتی اگر همان استاندارد جهانی خط فقر و معادل ۱.۲۵ دلار به ازای یک روز برای یک نفر را هم درنظر می‌گرفت و هزینه درمان، آموزش و سرپناه را هم به این رقم اضافه می‌کرد، باز هم رقم خط فقر برای خانوار ۴ نفره ساکن در تهران و سایر شهرهای کشور، بسیار بیشتر از ۴ الی ۵ میلیون تومان می‌شد.»

این فعال کارگری هم مانند سایر کارشناسان اقتصادی تاکید می‌کند که خط فقر عبارت از دسترسی یک فرد از اعضای یک خانواده به حداقل‌های مورد نیاز برای زنده ماندن است و البته این حداقل، گستره‌ای شامل خوراک، سرپناه، درمان، پوشاک، تحصیل، حمل و نقل و ارتباطات را دربر می‌گیرد. توفیقی ضمن تاکید بر معیار مرکز آمار ایران درباره بعد ۳.۳ نفری خانوار ایرانی در محاسبات مربوط به خط فقر، اشاره می‌کند که ادعای معاون رفاه وزارت تعاون، طبق هیچ یک از مدل‌های احصای خط فقر و در هیچ یک از مراکز تحقیقاتی از جمله مرکز پژوهش‌های مجلس و مرکز پژوهش‌های وزارت تعاون و حتی در برنامه‌ریزی‌های کلان کشور هم پذیرفته نیست. توفیقی اشاره می‌کند که طبق تاکید بند ۲ ماده ۴۱ قانون کار، حداقل دستمزد باید تامین‌کننده نیازهای یک خانواده با بعد ۳.۳ نفری باشد و بنابراین، تعریف خط فقر، به ملاک‌های تعیین سبد معیشت موکد در بند ۲ ماده ۴۱ قانون کار بسیار نزدیک است. این فعال کارگری، با طرح سوالی خطاب به معاون رفاه وزارت تعاون می‌گوید: «چطور ممکن است که در جلسات سه‌جانبه‌گرایی تعیین مزد اسفند ۱۳۹۹، با وجود همه مخالفت‌ها از سوی نمایندگان کارفرمایان و دولت، سبد معیشت سال ۱۴۰۰، به کمتر از ۶ میلیون تومان نرسید ولی حالا با وجود تورم ۵۰درصدی که از ابتدای سال تاکنون، به تمام اقشار جامعه تحمیل شده، خط فقر می‌تواند ۴ الی ۵ میلیون تومان و حتی کمتر از سبد معیشت باشد؟»

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا