چرخاندیدگاه‌ها

گنادی زیوگانف: صدای زحمتکشان قزاقستان باید شنیده شود!

برگردان: جهان- برخلاف وعده‌های اندیشه پردازان لیبرال، دولت‌های جدید به اعضای تمام عیار «جهان متمدن» تبدیل نشده‌اند. سرمایه داری جهانی نقش آنان را در سطح زائده‌هایی برای تأمین موادخام، بازارهای کالا، منابع تأمین نیروی کار ارزان و مهره‌هایی برای ماجراجویی‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های امپریالیستی پایین آورده است. قزاقستان نیز در این کوره‌راه لغزنده گام نهاد. صنایع مدرن در گنداب خصوصی سازی نابود شدند.

قزاقستان دوران سختی را پشت سر می‌گذارد. ناخشنودی‌های دراز مدت مردم به خشم و واخواهی‌های توده‌ای بدل شده‌اند.

هر جنبش گسترش یافته‌ای‌ دارای اجزایی چندگانه است. رویدادهای قزاقستان ترکیبی از نارضایتی اجتماعی، فعالیت های “ستون پنجم” و اقدامات گروه های تروریستی است.”ستون پنجم” شامل تندروهای پیرو اسلام بنیادگرا، سازمان‌های غیردولتی متعددی است که توسط غرب تغذیه می‌شوند، برخی از اعضای نهادهای امنیتی و نظامی مترصد ماهیگیری در آب‌های گل‌آلود و نیز خاندان‌های حکومتگر که در تدارک بهره برداری از اعتراضات توده‌ای برای جنگ قدرت خود هستند.

ملت های برادر روسیه و قزاقستان با رشته‌هایی از چند قرن تاریخ مشترک با هم پیوند دارند. ما با هم اتحاد جماهیر شوروی را ساختیم، پیروزی‌های بزرگ را بنا کرده و به دست آوردیم و به دستاوردهای برجستۀ اقتصادی و اجتماعی‌مان بالیدیم. ما با هم به فرآیندهای پیدایی و هم‌پیوندی جامعه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای و سازمان پیمان امنیت جمعی جان بخشیدیم.

امروز رفقا و دوستان ما در دوره ای از مصایب و آزمون‌های دشوار به سر می‌برند. تظاهرات گسترده سراسر قزاقستان را فراگرفته است. آلماآتا – پایتخت جنوبی قزاقستان – شاهد شورش های خونینی بوده است که تاکنون قربانیان بسیاری داشته و ویرانی فراوان برجای گذاشته است. برای یک ارزیابی درست و همه جانبه از رویدادها باید موارد بسیاری را در نظر داشت. روشن است که اوضاع قزاقستان پیامد مستقیم فاجعه‌ای است که سی سال پیش برای همۀما رخ داد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، چشم‌ پوشیدن از سیستم سوسیالیستی و قدرت شوروی، مین‌های متعددی را در زیر «دولت‌های دموکراتیک مستقل» تازه پدید آمده کاشت. سرمایه داری وحشی که جمهوری‌های شوروی در آن غوطه‌ور شده‌اند، به صورتی اجتناب ناپذیر مردم را به فقر و بی‌حقوقی محکوم کرده و نابرابری‌های وحشتناکی پدید آورد. در همان راستا، مردم ما در برابر تهدیدات خارجی نیز به شدت آسیب پذیر شده اند.

برخلاف وعده‌های اندیشه پردازان لیبرال، دولت‌های جدید به اعضای تمام عیار «جهان متمدن» تبدیل نشده‌اند. سرمایه داری جهانی نقش آنان را در سطح زائده‌هایی برای تأمین موادخام، بازارهای کالا، منابع تأمین نیروی کار ارزان و مهره‌هایی برای ماجراجویی‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های امپریالیستی پایین آورده است.

قزاقستان نیز در این کوره‌راه لغزنده گام نهاد. صنایع مدرن در گنداب خصوصی سازی نابود شدند. بخش کالایی به سرمایه خارجی اجاره داده شد. در بخش نفت شرکت‌های شِورون و اِکسون موبایل (ایالات متحده آمریکا)، توتال (فرانسه) رویال داچ شل (بریتانیا و هلند) حاکم شدند. شرکت فراملیتی آلسلورمتال به ارباب جدید صنعت فولاد تبدیل شده است.

بورژوازی نوپای قزاقستان، که در هم‌پیوندی نزدیک با سرمایۀ خارجی است، از استثمار نیروی کار و منابع طبیعی جمهوری سود برده و همانند روسیه یا اوکراین، در فرآیند «انباشت سرمایه اولیه» تا اندازه‌ای به‌پیش رفته است. بسیاری از ثروتمندترین افراد به نحو مؤثری استقرار یافته‌اند. قزاقستان تقریباً مانند همۀ برجای ماندگان از شوروی، یک سیستم الیگارشی-کمپرادور معمولی سرمایه داری وحشی ایجاد کرده است.

نابرابری در جمهوری به شکلی پیوسته فرا می‌روید. مردم تنهاخرده‌های کوچکی از درآمد ملی عایدشان شد. نابرابری در توزیع ثروت و تنش‌های اجتماعی در حال افزایش بود. در سال ۲۰۱۱ اعتصاب کارکنان نفت در ژاناوزن به درگیری‌هایی انجامید که در آن ۱۶نفر کشته شدند. حاکمان با افزایش دادن سن بازنشستگی برای مردان و زنان به ۶۳ سال خواستگاه راستین خود را به مردم نشان دادند.

همه گیری ویروس کرونا سرانجام افسانۀ “صلح اجتماعی” در قزاقستان را در هم شکست. حتی آمار رسمی فقر نیز فزونی یافت. هم اینک با در نظر گرفتن درآمد ۵.۵ دلار در روز برای سطح فقر در جهان، از هر هفت شهروند یک نفر زیر خط فقر است.

بر پایۀ بررسی‌ها، آمار خانوارهایی که حتی نمی‌توانند غذا در روی سفره‌شان بگذارند از ۳ درصد به ۱۳ درصد افزایش یافته است. ۴۴ درصد دیگر می‌گویند که تنها برای خرید غذا پول دارند. هم‌زمان با آن، تعداد میلیاردرهای دلاری از چهار درصد به هفت درصد افزایش یافت و مجموع دارایی‌های آنان نزدیک به دو برابر شد. در دو سال گذشته اعتصابات در سرمایه‌گذاری‌ها در قزاقستان تداوم داشته است. بزرگ‌ترین اعتراضات در نواحی غربی بود. این مناطق در حالی که تولیدکنندگان اصلی کالاهای صادراتی – نفت و گاز – هستند، اما بالاترین سطح نابرابری‌ها را در کشور دارند. هزاران نفر از تأخیر در پرداخت دستمزدها و از اخراج کارکنان خشمگین‌ بودند و خواستار افزایش دستمزدها برای جبران افزایش مداوم قیمت‌ها شدند. افزایش قیمت مواد غذایی در کشور طی دو سال گذشته، حتی بر پایۀ آمارهای رسمی، ۲۰ درصد بوده است.

مسئولان خواسته‌های برحق مردم را نادیده گرفتند. ناکافی بودن حمایت‌های اجتماعی در طول همه‌گیری مشخص شد. مردم همچنین از ابعاد خشن قرنطینه خشمگین بودند. قزاقستان نیز همچون روسیه، از “بهینه سازی” فاجعه بار مراقبت های بهداشتی گذر کرده بود که این مسئله مردم را در برابر همه گیری آسیب پذیرتر کرد.

برخی از معیارهای به‌کار برده‌شده توسط مقامات تحقیرآمیز تلقی شدند. از این رو، پاییز گذشته رئیس جمهور قول داد بخشی از پس‌انداز مستمری شهروندان را آزاد کند. با این حال، چند روز مانده به سال نو، حداقل موجودی لازم پس‌اندازی برای افراد ۵۹ تا ۶۲ ساله که تنها مجاز به برداشت بیشتر از آن مبلغ از پس‌انداز خود بودند، به بیش از ۹ میلیون تنگه یا ۱٫۵میلیون روبل افزایش یافت، در حالی‌که تنها بخش کوچکی از جمعیت قزاقستان چنین پس‌اندازهای‍ی دارند. طبقه حاکم به جای پرداختن به مشکلات اجتماعی ترجیح داد با دامن زدن به روس هراسی و خصومت‌های قومی، جامعه را بیشتر تقسیم کند. بچه‌های قزاقستان در کتاب‌های درسی‌شان درباره «استعمار روسی» و «توتالیتاریسم خونین شوروی» می‌خوانند. یک کمپین رسمی برای بازپروری همه “قربانیان سرکوب”، از جمله کسانی که با هیتلر همکاری می‌کردند، راه اندازی شده است. بناهای یادبود برای افرادی مانند مصطفی شوکای که با نازی‌ها همکاری داشت ساخته شد. خیابان‌ها و مدارس به نام آنها نامگذاری شدند. مقامات گمانه زنی‌ها را دربارۀ “هولودومور قزاقستان”(۱) که با واقعیت‌های تاریخی تضاد فاحش دارد شدت بخشیدند. نیروهای ناسیونالیست هوادار دولت به روشنی سعی داشتند که وقوع قحطی را نسل کشی شوروی جا بیاندازند و خواستار«پایان دادن به کمونیزاسیون» در کشور شدند.

در پس زمینه این دست پیچاندن هیستریک، آثار تاریخی یادآور لنین در حال تخریب هستند، خیابان ها، نواحی، روستاها و سراسر شهرها تغییر نام می‌دهند. در روزهای پایانی سال گذشته موج تازه‌ای از این تقلب سیاسی کشور را فرا گرفت. ده‌ها خیابان در اورالسک، ، سِه‌مِی (سمی پالاتینسک سابق) و دیگر شهرها تغییر نام دادند. در کاراگاندا، منطقه اُکتیابرسکی به نام علیخان بوهکِی‌خانُف، رهبر حزب بورژوازی آلاش که همراه با کولچاک و آتامان دوتروف علیه قدرت شوروی جنگید، نامگذاری شد.

برخلاف دوستی مردمی که به‌طور رسمی اعلام شده بود، رهبری قزاقستان، پیوسته استفاده از زبان روسی را محدود می‌کرد و علیه شهروندان روس زبان تبعیض قائل می‌شد. در روزهای پایانی سال گذشته، پارلمان لایحه‌ای را تصویب کرد که به موجب آن تمام اطلاعات بصری فقط می‌توانست به زبان قزاقستانی باشد. قرار است انتقال الفبای قزاقی از خط کریل به خط لاتین تا سال ۲۰۲۵ تکمیل شود.

چنین سیاست هایی به مهاجرت مردمی دامن زد. در دورۀ پس از فروپاشی شوروی سهم روس ها در جمعیت این جمهوری از ۳۸ درصد به ۱۸ درصد کاهش یافت. در نتیجه، در سال ۲۰۱۹ از ۴۵۰۰۰ نفری که کشور را ترک کردند، ۸۵ درصد روس، اوکراینی و آلمانی بودند. برنامه ای در قزاقستان برای اسکان مجدد شهروندان بومی در مناطق شمالی و به طور عمده در مناطق روس نشین در حال انجام است.

«گشت‌های زبان» پدیدۀ شنیع دیگری است. تحقیر “ملت بدون عنوان” برنامه ای‌که شرکت کنندگانش مردم را وا می‌داشتند در برابر دوربین به خاطر ندانستن زبان قزاقی عذرخواهی کنند. برای مدت طولانی مسئولان چشم بر این امر بسته بودند. مقامات تنها زمانی که این اقدامات غوغایی در یک رسانۀ روسی برانگیخت به تقبیح آن پرداختند.

این سیاست‌ها مورد استقبال تعدادی از ان.جی.او های متمایل به‌غرب که در جمهوری پاگرفته بودند، قرار گرفت. مقامات، در حین اعلام حمایت از هم‌پیوندی اوراسیا، با پایتخت‌های غربی درحال مغازله بودند. روابط با ایالات متحده آمریکا به سطح بالایی از مشارکت استراتژیک رسید. قزاقستان همه ساله میزبان رزمایش نظامی مشترک “عقاب استپ” با ناتو است. با کمک آمریکا چندین آزمایشگاه بیولوژیکی در قزاقستان ساخته شده است که پرسش‌های بسیاری را در میان کارشناسان داخلی و خارجی بر می‌انگیزد.

دولت قزاقستان ضمن کمک و تشویق ناسیونالیست‌ها، مخالفان چپ را سرکوب می‌کند. کمونیست‌ها و اتحادیه‌های کارگری مستقل تحت فشار شدید قرار گرفته اند.

در چنین زمینه‌ای یک انفجار اجتماعی رخ داد. بهانۀ بی‌درنگ اعتراض افزایش دو برابری قیمت گاز مایع بود. پیش از این مقامات دربارۀ انتقال به “قیمت گذاری بازار” آگاهی داده و تمام یارانه‌ها را لغو کردند. غرب قزاقستان کانون اعتراضات شد. نخست این‌که، گاز مایع در آنجا به طور گسترده‌تری برای گرم کردن خانه‌ها و سوخت وسایل نقلیه موتوری استفاده می‌شود. دوم این‌که، سوخت در این ناحیه با تلاش بسیاری از شهروندان تولید می‌شود، یعنی همان واقعیتی که مردم باید به احترام بازار آزاد آن را فراموش کنند. و سوم این‌که، غرب قزاقستان بیشترین ضربه را از امواج قبلی خورد و بحران کنونی آنجا را به کانون اعتراضات تبدیل کرد.

ظرف چند روز، اعتراضات به مناطق دیگر گسترش یافت. تظاهرات در ابتدا مسالمت آمیز بود. معترضان خواستار کاهش قیمت‌ها، افزایش دستمزد و خدمات اجتماعی بودند و در بازگرداندن سن بازنشستگی به وضعیت پیشین هم اصرار داشتند. کارگران برخی از میادین نفتی در همبستگی با معترضان دست به اعتصاب زدند

. در این حال، شرایط به سرعت تغییر کرد و از کنترل خارج شد. اولین اقدامات تروریستی و خرابکاری در شهرهای ژانائوزن و آکتائو در استان مانگویستااوسکایا در جنوب غربی قزاقستان رخ‌داد. سپس ناآرامی ها به درگیری‌های شدید در آلماآتا و دیگر شهرها بدل گشت. کارها در فرودگاه های آکتوبه، آکتائو و آلماآتا فلج شد. سایت پرتاب فضایی بایکونور در خطر قرارگرفت. گروه‌هایی از مردان مسلح به پلیس و ارتش حمله کردند، ساختمان‌ها را اشغال و در آنها به وحشیگری پرداختند، به پزشکان، آتش نشانان و غیرنظامیان حمله کردند و موجی از غارتگری شهرها را فرا گرفت.

بدیهی است که اعمال خشونت آمیز را افرادی مرتکب شدند که هیچ ارتباطی با توده‌های معترضان نداشته اند. گروه های تبه‌کار از اعتراضات مردمی در قزاقستان برای پیشبرد اهداف خود سوء استفاده می‌کنند.

اینان پیش از هر چیز هسته‌های اسلام گرایان رادیکال هستند. شاهد این امر قساوت‌هایی است که علیه افراد پلیس انجام دادند و برخی از آنان سر بریده شدند. عوامل خارجی فعال شده‌اند. این امر به ویژه در مورد آلماآتا، که به طور سنتی سنگر لیبرالیسم است و در آن بسیاری از

NGOهای طرفدار غرب دفاتر خود را دارند، صدق می‌کند. جنایتکاران مرتبط با گروه‌های ناسیونالیست به خشونت پرداختند. هدف قرار دادن ساختمان‌های دادستانی و خدمات ویژه که به آتش کشیده شده‌اند، توقیف سلاح، غارت مغازه‌ها و سایر اماکن عمومی این را نشان می‌دهد.

نمی‌توان این واقعیت را رد کرد که همۀ این اقدامات از مرکزی واحد هماهنگ شده‌اند که درپی بی‌ثبات کردن قزاقستان است. اما بخشی از مسئولیت نیز برعهده رهبری جمهوری است، زیرا مقامات به فعالیت‌های نیروهای طرفدار غرب کمک و از آنها پشتیبانی کرده و موضعی آشتی‌جویانه در برخورد با اسلام‌گرایان درپیش گرفته‌اند. کمیتۀ امنیت ملی درخواست‌های پرشماری برای ممنوع کردن فعالیت‌های سلفی‌گری (وهابیت) را ردکرد. روحانیون آموزش دیده در عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی در قزاقستان فعال بوده‌اند.

این بر کشور ماست که تحولات را در یک بستر وسیع بین‌المللی ببیند. وضعیت نظامی-سیاسی در نزدیکی مرزهای غربی روسیه در ماه‌های اخیر،آشکارا بدتر شده است. کشور ما تحت فشار فزاینده اقتصادی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و نظامی قرار دارد. رسانه‌ها، دیپلمات‌ها، سیاستمداران غربی و نمایندگان ناتو بارها درباره طرح‌های ادعایی ما برای حمله به اوکراین ابراز نگرانی و تهدید کرده‌اند که «اقدامات پیشگیرانۀ همه‌جانبه» به عمل خواهند آورد

در بحبوحۀ وخیم شدن اوضاع در اطراف کشورمان، اکنون مادر مرز جنوبی خود ضربه ای دریافت کرده‌ایم. با فرارسیدن سال نو، دشمنان روسیه در جهان در بازی”روی صفحه شطرنج بزرگ”به اوج رسیده‌اند. و در ۲ ژانویه مردم قزاقستان با افزایش قیمت گاز شوک را از مقامات دریافت کردند.

شعله‌ور شدن بی‌درنگ خشم مردم از سوی تروریست‌های زیرزمینی که رهبران‌شان از تجربیات جهادگران در سوریه و عراق استفاده می‌کنند، مورد بهره برداری قرار گرفت. اقدامات گسترده ای برای بی‌ثبات‌تر کردن اوضاع صورت پذیرفت. اعضای شبکه‌های زیرزمینی با مدیریت اوضاع موفق شدند که از یک سو در توده‌های معترضان نفوذ و از دیگر سو توانستند از عناصر جنایتکار و هم‌طبقۀ خود حمایت کنند.

تا کنون هزاران نفر قربانی اقدامات جنایتکارانه شده، صدها نفر در بیمارستان بستری، ده ها نفر تحت مراقبت های ویژه بوده و بسیاری کشته شده‌اند. اوباش مانع کار خدمۀ آمبولانس‌ها می‌شوند، در مردمان وحشت می‌آفرینند، مغازه ها را به‌تاراج می‌برند و به غارتگری مشغولند. ماهیت اقدامات آنها گواه بر وجود طرحی است که از خارج هماهنگ و تأمین مالی شده است.

رئیس جمهور قزاقستان در کشور وضعیت فوق‌العاده اعلام و دولت را برکنار کرد. با توجه به گستردگی رویدادها و دخالت نیروهای خارجی، مقامات جمهوری از شرکا کمک خواسته‌اند. سازمان پیمان امنیت جمعی تصمیم گرفته است چنین کمک‌هایی را به منظور تثبیت وضعیت در جمهوری قزاقستان ارائه دهد.

حزب کمونیست فدراسیون روسیه بر این باور است که اعزام نیروهای حافظ صلح سازمان پیمان امنیت جمعی اقدامی اجباری اما کافی و به موقع است. اقدامی‌که برای خاموش کردن شعله‌های یک “انقلاب رنگین” دیگر به‌آن نیاز هست. حزب کمونیست روسیه اقدامات ارتجاع جهانی و عناصر جنایتکار را قاطعانه محکوم می‌کند. ما دخالت در امور داخلی قزاقستان و تلاش برای بی‌ثبات کردن آسیای مرکزی را که تهدیدی مستقیم برای کشور ما به شمار می‌رود، به‌کلی غیرقابل پذیرش می‌دانیم.

حزب کمونیست فدراسیون روسیه می‌خواهد شاهد بازگشت قزاقستان به مسیر توسعه‌ای صلح‌آمیز باشد. ما بر این باوریم که وظیفه اصلی نیروهای حافظ صلح حفاظت از تأسیسات راهبردی است که برای تضمین زندگی عادی شهروندان به‌آنها نیاز هست. مردم قزاقستان باید در برابر حملات تروریستی جهادی‌هایی که به تاکتیک های وحشت‌آفرینی دست‌ یازیده‌اند حفاظت شوند.

ما اطمینان داریم که مأموریت صلح آمیز سازمان پیمان امنیت جمعی به ثبات وضعیت در منطقه آسیای مرکزی یاری خواهد رساند. در عین‌حال باور قوی داریم که نیروهای حافظ صلح تنها باید برای اهداف اعلام شده به کار گرفته شوند. دخالت نیروهای حافظ صلح در تسویه حساب‌های درونی بین قبایل و گروه های قدرت رقیب غیرقابل پذیرش است.

برای رهبری قزاقستان اشتباه خواهد بود اگر که معترضان مسالمت‌جو را تحت آزار و اذیت قرار داده و آنان را با “تروریست ها”و “اوباشان” در کنار هم به حساب‌آورد. ما بر این باوریم که دولت باید هرچه سریع‌تر با زحمتکشان و سیاستمداران توان‌مند گفت‌وگو کند. و بی‌درنگ به خواسته‌های برحق آنان برای شرایط اجتماعی-اقتصادی بهتر پاسخ دهد.

حزب کمونیست فدراسیون روسیه فکر می‌کند زمان آن فرا رسیده است که دیگر جلوه‌های سیاست روس هراسی و شوروی ستیزی در جمهوری از بین برده شود. نیاز جدی به بررسی موشکافانۀ فعالیت‌های سازمان‌ها و رسانه‌های طرفدار غرب وجود دارد. سال‌هاست که اینان همگی قزاقستان را به عرصه فعالیت نیروهای ضد روسی بدل کرده‌ و می‌خواسته‌اند که مردم آن را در مقابله با دوستی با کشور ما قرار دهند.

زمان آن فرا رسیده است که صادقانه دربارۀ علل اساسی شکاف اجتماعی در قزاقستان و همچنین در روسیه ریشه‌یابی کنیم. یک هشدار شوم دیگر به کشور ما داده شده است که سیاستی که پدیدآورندۀ تفرقه‌، نابرابری و فقر بشود، ناگزیر صبر مردم را لبریز خواهد کرد. هر دولتی که برای سود خاندان‌های حکومت‌گر کار کند و «ته مانده‌های سفره ارباب» را به پیش زحمتکشان بیا‌ندازد، دیر یا زود باید پاسخگوی اعمال و کردار خویش باشد. آن‌گاه دیگر نه سرکوبگری، نه عرق ناسیونالیستی، نه دروغپردازی‌های شوروی‌ستیزانه و نه روسوفوبیا کمکی نخواهند کرد.

مهمترین درس رویدادهای قزاقستان این است که تلاش بورژوازی ملی برای جا دادن مردمان خود در دنیای سرمایه‌داری جهانی آنان را به دست نشاندگان الیگارشی جهانی تبدیل می‌کند. منافع ریشه‌ای مردم روسیه، قزاقستان و همه کشورهای دیگر در کنار گذاشتن این سیاست به بن بست رسیده است. امروزه، بیش از هر زمان دیگری، «برنامه ده گام به سوی زندگی باعزت» ما و تجربه منحصر به فرد شرکت های مردمی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

)۲). نه سرمایه‌داران خارجی یا داخلی، بلکه توده‌های کارگر باید ارباب کشورهای خود باشند.

 

گنادی زیوگانف

صدر کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه

۱۲ ژانویه ۲۰۲۲

 

برگردان : جهان – ۲۳ دی ۱۴۰۰

——————————————

پانوشت مترجم :

(۱) “هولودومور قزاقستان” یا قحطی قزاقستانی – در فاصلۀ سال های ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳ در بخشی از جمهوری های شوروی از آسیای میانه تا اوکراین قحطی رخ داد. از جمله در جمهوری قراقستان شوروی که  برخی از کمونیست ستیزان و تحریف کنندگان تاریخ قزاق سعی داشته‌اند آن قحطی را که موجب جان باختن جمع کثیری از مردم قزاقستان شد به عنوان نسل کشی قزاق‌ها ازسوی دولت شوروی جلوه دهند! اما هنوز که هنوز است، پس از گذشت ۹۰ سال از آن واقعه، هماننده بسیاری دیگر از ادعاهای کمونیست ستیزانه و شوروی ستیزانۀ متداول، هیچ سند و مدرکی برای اثبات چنین نظری از سوی هیچ کسی ارائه نشده و در جایی به ثبت نرسیده است!

(۲)

برنامۀ “ده گام به سوی زندگی با عزت” برنامه احیای اقتصادی و معنوی روسیه، ارائه شده از سوی حزب کمونیست فدراسیون روسیه در انتخابات آگوست ۲۰۱۶ است. و تجربه منحصر به فرد شرکت های مردمی اشاره به تجربۀ موفق «مزرعۀ دولتی لنین» در فدراسیون روسیه دارد.

https://cprf.ru/2022/01/the-voice-of-the-working-people-of-kazakhstan-must-be-heard/

 

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا