فرهنگی

تدریس به زبان مادری(مشکل اساسی نظام آموزشی کشور)!

تدریس به زبان مادری یکی از مباحث کهنه و در عین حال لاینحل کشور کثیر المله ایران است. حقوق خلق های ساکن کشور و از آن جمله تدریس به زبان مادری یکی از مشکلات یکصد ساله اخیر کشور ماست. با شروع تحصیلات به شیوه نوین در اواخر حکومت قاجار تدریس به زبان مادری به یکی از مباحث جدی و محوری میان مسئولان آموزشی، فرهنگیان و روشنفکران قرار گرفت. با اینکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته چند میلیتی این مشکل سالهاست که حل شده است…

در کشورما همچنان لاینحل مانده است. دلیل اصلی آن هم بر می گردد به وجود دولت های غیر دمکراتیک و مرکز محور که تا کنون زمام امور کشور را در دست داشته اند. خانم فهیمه طباطبایی از روزنامه شرق طی گزارشی مسولان نظام آموزشی کشور را با این پرسش روبرو کرده است : “بالاخره آیا باید زبان مادری اقوام و قبایل مختلف در مدارس آموزش داده شود یا خیر؟”

وی در گزارش خود می نویسد: اولین بار در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، دکتر حسن روحانی از اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی مبتنی بر آموزش زبان‌های قومی و محلی خبر داد. رییس‌جمهور در بیستم خرداد امسال در جمع مردم کردستان گفت: از نظر من اصول ۱۵، ‌۱۹، ۲۲ و ۳ قانون اساسی با اصل اول، اصل آخر و اصل وسط برابر است و همه مردم ایران زمین باید احساس کنند که حقوق شهروندی واحد خواهند داشت.

خب این شروع تازه‌ای برای یک بحث قدیمی شد، مساله‌ای که همواره بر روی میز نهادهای آموزشی به ویژه وزیران آموزش‌وپرورش قرار دارد و آنها را با این پرسش روبه‌رو کرده است که بالاخره آیا باید زبان مادری اقوام و قبایل مختلف در مدارس آموزش داده شود یا خیر؟

بحث‌ها و سخنان زیادی درباره کتاب‌های ادبیات با گویش محلی وجود دارد که هیچ‌گاه به نتیجه واحدی نرسیده و تکلیف را مشخص نساخته است. زمانی مسوولان آموزش‌وپرورش از تفویض اختیارات به استان‌ها برای تالیف کتاب استانی در ادبیات و حتی دروس دیگر همچون جغرافیا سخن می‌گویند و بار دیگر آن را رد می‌کنند. اما حالا علی‌اصغر فانی، سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش سیاست سکوت در برابر این مساله را شکسته و در گفت‌وگو با سایت جماران تصریح کرده است: «تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس اولویت من است.» فانی همچنین گفت: ما باید اصل ۱۵ قانون اساسی را اجرا کنیم. یکسری برنامه‌ریزی‌ها در زمان آقای خاتمی شده که در نهایت متوقف شده‌اند. باید اکنون با بررسی‌هایی دوباره این برنامه‌ها را به جریان انداخت. آموزش زبان‌های قومی در کنار زبان ملی همواره مخالفان و موافقان زیادی داشته و دارد. عده‌ای معتقدند که آموزش گویش‌های مختلف شروع خط‌کشی‌های قومی و قبیله‌ای و شکننده‌شدن وحدت ملی است و برخی دیگر معتقدند که آموزش این زبان در مدارس روحیه اقوام را تقویت و موجب انسجام ملی می‌شود. شیرزاد عبدالهی، کارشناس مسایل آموزشی در این‌باره گفت: صحبت فانی دقیق نیست. اولا از اصل ۱۵ قانون اساسی، تدریس به زبان قومیت‌ها درنمی‌آید. دوم اینکه تمام تلاش‌ها در دوره اصلاحات منجر به این شد که در مناطق قومی دو واحد درس زبان و ادبیات قومی را به‌عنوان واحد اختیاری به دانش‌آموزان مقطع دبیرستان ارایه کنند و همین هم در شورایعالی انقلاب فرهنگی متوقف شد و به اجرا در نیامد. وی ادامه داد: طبق اصل ۱۵ قانون اساسی «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» آنچه در این فصل به آموزش‌وپرورش مربوط است، تدریس ادبیات قومیت‌ها با استفاده از زبان‌های محلی و قومی است و البته آموزش‌وپرورش در این اصل حتی ملزم به اجرای اصل ۱۵ در این حد هم نشده است. تکلیف کتاب‌های درسی هم معلوم است و باید به خط و زبان فارسی باشد. اما محمود مهرمحمدی، سرپرست دانشگاه فرهنگیان و یکی از مولفان سند تحول بنیادین در این‌باره به «شرق» گفت: باید آنچه را که در قانون اساسی به آموزش‌وپرورش تکلیف شده است، قطعا اجرا شود.

مهرمحمدی با اشاره به نظرات مخالفان اجرای این طرح افزود: آموزش گویش‌های مختلف در مدارس محدود به زبان نمی‌شود بلکه ادبیات زبان اقوام مختلف در سطوح گوناگون مدنظر است که نیاز به برنامه‌ریزی مناسب دارد. وی با بیان اینکه باید سرمایه‌گذاری‌های لازم برای اجرای این طرح صورت گیرد، اظهار کرد: در واقع باید آموزش زبان اقوام مختلف به شکل اصولی و فراتر از آنچه که در محیط طبیعی و توسط خانواده‌ها صورت می‌گیرد در مدارس و کلاس درس دنبال شود؛ استدلال و دغدغه آنهایی که نگران زبان فارسی به‌عنوان زبان اصلی و مشترک هستند اگرچه درست نیست اما بیراه هم نیست چرا که نباید زبان فارسی تحت‌الشعاع زبان‌های دیگر قرار گیرد. این مولف سند تحول بنیادین تصریح کرد: به عبارت دیگر باید این برنامه به‌گونه‌ای در نظام آموزشی کشور پیاده شود تا هیچ مخاطره‌ای برای زبان فارسی به‌عنوان نمادملی و زبان محوری ایجاد نشود. مهرمحمدی در پاسخ به این پرسش که آیا در سند تحول بنیادین وزارت آموزش‌وپرورش که در سال گذشته به تصویب شورایعالی انقلاب فرهنگی رسید، به مساله آموزش زبان و ادبیات اقوام توجه شده یا خیر، گفت: در مبانی نظری و ره‌نامه سند تحول بنیادین به احترام و رعایت پیشینه فرهنگی متربیان و دانش‌آموزان تاکید شده و حتی در ره نامه انعطاف لازم را برای اجرای طرح‌هایی همچون آموزش زبان اقوام مختلف را ایجاد کرده‌ایم. وی ادامه داد: در سند تحول بنیادین تاکید کرده‌ایم که برنامه‌های درسی همواره نباید تجویزی باشد و باید برنامه‌های درسی غیرتجویزی نیز در جهت بارورشدن هویت اختصاصی دانش‌آموزان لحاظ شود. همچنین مهدی نوید ادهم، دبیر شورایعالی وزارت آموزش‌وپرورش در این‌باره به «شرق» گفت: تاکنون شورایعالی هیچ مصوبه‌ای در این‌باره نداشته است اما برای عملی‌کردن این طرح باید تمام کم و کیف آن کارشناسی شود و بعد به مرحله اجرا برسد. وی با بیان اینکه تدریس زبان‌های قومی در مدارس ظرافت‌های خاص خود را دارد، اظهار کرد: علت اینکه تاکنون این قانون در مدارس عملیاتی نشده حساسیت‌ها و سابقه تاریخی آن بوده است چراکه در کنار محاسن، معایبی هم دارد که باید روی آن تامل کرد. از سویی تحقیقات دو دانشجوی ارشد دانشکده زبان‌ و ادبیات خارجی دانشگاه تهران در سال ۱۳۸۸ با عنوان رابطه زبان مادری، جنسیت و سن با سطح تفکر انتقادی نشان می‌دهد که زبان مادری رابطه معناداری با سطح تفکر انتقادی دارد؛ ارتباطی که در مورد سن و جنسیت صدق نمی‌کند. حالا باید دید که با این تفاسیر، سرپرست وزارت آموزش‌وپرورش چه زمانی و چگونه این طرح بحث‌برانگیز و پرحاشیه را که یک‌بار در دوره اصلاحات کلید خورده، بار دیگر دنبال می‌کند.

به نقل از سایت فرقه دمکرات آذربایجان

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا