از هر دری سخنی

افزایش ۷ برابری قیمت!

متاسفانه در سال‌های اخیر کانکس‌نشینی، اتوبوس‌خوابی، انبارخوابی، پشت بام خوابی، اجاره یک اتاق، زندگی اشتراکی چند خانواده در یک واحد مسکونی ناشی از گرانی مسکن و اجاره‌بوده است. شوربختانه این فرایند سال‌هاست که ادامه دارد و بدتر آنکه روند آن افزایشی است. ساخت مسکن‌ مهر و ملی تاکنون نتوانسته افراد بی‌خانه را صاحب خانه‌ کند و قیمت زمین و مسکن را نیز کاهش دهد. البته مسکن مهر و ملی زیر ساخت و تجهیزات لازم برای یک زندگی اجتماعی را ندارند. به همین دلیل دهک‌ها پایین جامعه ترجیح می‌دهند در مرکز شهر و با شرایط سخت زندگی کنند. بر اساس آمار بانک مرکزی متوسط قیمت فروش هر متر خانه در تهران از ۵ میلیون تومان در پایان سال ۱۳۹۶ به ۳۵ میلیون تومان در پایان اسفندماه سال گذشته رسیده است ، یعنی بیش از ۷ برابر رشد داشته است. این در حالی است که تورم قیمت اجاره‌بها بیشتر از قیمت مسکن است. پرسش این است که چرا قیمت مسکن و دیگر کالاها تا این حد افزایش یافته و به زندگی مردم به ویژه فرودستان لطمه زده است؟….

روند افزایش قیمت مسکن
به گزارش ایسنا، در آمارهای اقتصادی بانک مرکزی تحولات متوسط قیمت فروش هر متر خانه در تهران از سال ۱۳۹۶ تا پایان اسفندماه سال گذشته ثبت‌شده که متوسط قیمت فروش هر متر خانه در تهران در پایان سال ۱۳۹۶ به میزان ۵ میلیون و ۷۶۰ هزار تومان بوده است.
این رقم در ابتدای سال ۱۳۹۷ با کاهش نسبت به پایان سال قبل، به ۵ میلیون و ۵۳۰ هزار تومان رسید و متوسط قیمت هر خانه در تهران در پایان همان سال معادل ۹ میلیون و ۹۷۰ هزار تومان شد. در ابتدای سال ۱۳۹۸ نیز، متوسط قیمت هر متر خانه در تهران ۱۱ میلیون و ۲۷۰ هزار تومان بوده که در پایان آن سال به ۱۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسید.
از سوی دیگر، متوسط قیمت هر متر خانه در تهران در ابتدای سال ۱۳۹۹ با قیمت ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان شروع کرد و در پایان به ۳۰ میلیون و ۲۷۰ هزار تومان رسید.
در ابتدای سال گذشته نیز، متوسط قیمت فروش هر متر خانه در تهران ۲۹ میلیون و ۳۲۰ هزار تومان بود اما با گذشت ۱۱ ماه به ۳۵ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان رسید.
بنابراین، متوسط قیمت فروش هر متر خانه در تهران در پایان سال ۱۳۹۶ تا پایان سال گذشته با رشد ۷ برابری مواجه شده است.

بیش از ۵۰ درصد درآمد خانوارها صرف هزینه‌های مسکن می‌شود
میثم مهر پور، کارشناس اقتصاد مسکن در گفت‌وگو با همشهری آنلاین می‌گوید: «قبل از هر چیز باید به بررسی ریشه‌های این اتفاق پرداخت که دلیل اصلی آن کاهش قدرت خرید مردم، کاهش ارزش پول ملی و به‌تبع آن افزایش هزینه‌ها و سهم مسکن در سبد خانوار است. اینکه معضلاتی مانند اجاره کانکس در پشت بام‌ها و انبارخوابی و اجاره اتاق یا زندگی چند خانواده در یک واحد مسکونی امروزه بیشتر به چشم می‌آید و دیده می‌شود به دلیل شرایط کشور و گسترش فضای مجازی و وسایل ارتباط جمعی است درحالی‌که این موضوع درگذشته هم وجود داشته است. این معضلات بیشتر در محله‌هایی اتفاق می‌افتد که افراد از گذشته تا الآن در آن محله‌ها ساکن هستند و امروز فقط نوع سکونتشان تغییر کرده است.»

توسعه شهرها متوازن نیست
در حاشیه تهران واحدهای مسکونی زیادی وجود دارد که به لحاظ فیزیکی و امکانات رفاهی کیفیت مطلوب را دارا هستند اما افراد حاضر می‌شوند با نوع سکونتی به مراتب بدتر مانند پشت بام خوابی و خانه‌های اشتراکی درجایی دیگر در همان محله‌ای که سال‌هاست زندگی کرده‌اند به سکونت خود ادامه دهند اما به نقاط حاشیه‌ای شهر نروند. مهر پور می‌گوید: «این موضوع نشان می‌دهد که ما توسعه متوازن نداشته‌ایم یعنی در اطراف شهر خانه‌هایی را ساخته‌ایم که گرچه به لحاظ ظاهری کیفیت لازم رادارند اما پیش‌نیازها و الزامات یک زندگی برای این خانه‌ها و مناطق آن دیده نشده مانند زیرساخت‌های حمل‌ونقل، آموزشی و بهداشتی و مهم‌تر از همه موضوع اشتغال و کار. از همین روست که یک فرد راضی به این شود که در شهر و در یک خانه اشتراکی زندگی کند چون به محل کارش نزدیک‌تر است و به امکانات موردنیازش دسترسی دارد. او حاضر نیست به نقطه‌ای ۶۰ کیلومتر دورتر در یک خانه‌ای که کیفیت و امکانات بیشتری دارد زندگی کند.»
این کارشناس اقتصاد مسکن بابیان اینکه مسئله مسکن در کشورهای توسعه‌یافته که به‌شدت مساحتشان از ما پایین‌تر است کاملاً حل‌شده است، می‌افزاید: «پدیده‌هایی مانند پشت بام خوابی به دلیل نبود زمین یا زیرساخت‌ها نیست ضمن اینکه حمایت‌های دولتی هم برای ساخت زمین وجود دارد؛ موضوع مهم این است که توزیع اشتغال متوازن نیست و همین امر موجب شده تا شاهد تمرکز جمعیت در نقاطی از شهر باشیم. لذا برای حل معضلات باید به دنبال این باشیم امکانات در کشور با روش‌های بهتری توزیع شود. روزانه تعداد قابل‌توجهی از افراد برای کار، درمان و آموزش راهی تهران می‌شوند.»

خروج ۸۰ درصد مردم از زیر خط فقر با تأمین مسکن
کارشناسان مسکن معتقدند مسکن آن‌قدر جامعه را تحت‌الشعاع قرار داده که اگر مسکن ۸۰ درصد کسانی که زیر خطر فقر هستند تأمین شود، این دهک به بالای خط فقر می‌روند. مهر پور در این خصوص می‌گوید: «طبق آمار رسمی مرکز آمار بیش از ۵۰ درصد درآمد خانوار صرف هزینه‌های مسکن می‌شود، لذا کسانی که این حرف را می‌زنند استدلالشان این است که هزینه‌های مصرف در سبد این خانوارها به صفر میل کند یا هزینه‌ای نداشته باشد یعنی افراد صاحب مسکن باشند البته مالکان هم به هر حال ماهانه هزینه‌ای برای مسکن در سبد خانوار دارند مانند بازپرداخت تسهیلات برای مسکن، هزینه‌های آب و برق و گاز و … اما بحثی که وجود دارد این است که اگر رقم آن به کمتر از ده درصد برسد طبیعی است با کاهش سهم مسکن در هزینه‌های مصرفی درآمد خانوار، این درآمد در جای دیگری صرف می‌شود. لذا بخش قابل‌توجهی از کسانی که زیر خط فقر هستند با همین موضوع از خط فقر خارج شوند.»

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا