فرهنگی

خشم طبیعت؛ نتیجه تجاوز به محیط‌زیست

مبارزه با سیاست‌های نابخردانه حاکمیت کنونی در نابودی محیط زیست در کشور، مانند نابودی جنگل‌ها، تخریب دریاچه‌ها و تالاب‌ها که تغییرهای جدی جوی در میهن‌مان را موجب شده‌اند وظیفهٔ مهم و فوری همه نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور است….

ازآنجا که خصلت ذاتی نظام سرمایه‌داری بهره‌برداری بی‌امان از طبیعت و گسترش بی‌وقفهٔ تولید و مصرف سوخت‌های فسیلی باعث نابودی محیط‌زیست و زندگی انسان‌ها و اختلال در چرخه زیست‌بوم جهان می‌شود. توسعه و رشد بی‌وقفه و تصاعدی اقتصاد بر اساس منافع سوداگران در نظام سرمایه‌داری امری حیاتی است.

در میهن ما در دهه‌های اخیر آسیب‌های زیادی به محیط زیست وارد آمده است که میزان گسترش و ژرفش آن را در سراسر کشور می‌توان مشاهده کرد. مافیای ثروت و قدرت در هرم حکومت جمهوری اسلامی ایران و پیرامون آن به شکل گسترده ای به محیط زیست آسیب می‌رسانند.

همدلی،  کیاوش حافظی: در روزهای گذشته تلف شدن هم‌زمان یک قلاده پلنگ در مازندران و یک قلاده خرس در استان اردبیل، بار دیگر موضوع محیط‌زیست رهاشده را به صدر اخبار کشاند. کارشناسان می‌گویند گرسنگی این دو حیوان را به شهر و روستا کشانده و موجب ترس انسان شده بود؛ موضوعی که در اثر دست بردن در زیست‌گاه‌های طبیعی رخ می‌دهد. این دو اتفاق حتی واکنش برخی مسئولان را به دنبال داشت تا جایی که آن‌ها به دنبال مقصر می‌گشتند؛ اما آیا دستگاه‌های دولتی که در حوزه آموزش و فرهنگ‌سازی برای مردم فعالیت چشمگیری نداشته‌اند از موضوع مبرا هستند؟ آیا در نتیجه عملکرد این دستگاه‌ها نباید در انتظار بحران‌ها و روزهای بدتری باشیم؟ همچنان که برخی پاندمی کرونا را با خشم طبیعت یکی می‌دانند و معتقدند ویروس در نتیجه دست بردن انسان به زیست‌گاه‌ها از طبیعت به جامعه انتقال پیدا کرده است.
دستگاه‌های دولتی و ناآگاهی مردم لبه‌های قیچی محیط‌زیست
دو روز پیش پس از انتشار تصاویری از حضور یک قلاده پلنگ در شهر قائم‌شهر استان مازندران، نیروهای امدادی دست‌به‌کار شدند تا این حیوان را زنده‌گیری کنند؛ اما با این توجیه که امکان آسیب وارد شدن به مردم توسط پلنگ وجود دارد، با فشنگ جنگی به‌سوی این حیوان تیراندازی شد که نهایتاً پلنگ را تلف کرد. هم‌زمان اتفاق مشابهی برای یک قلاده خرس که وارد روستای خنازق شهرستان نمین شده بود، رخ داد. براثر رفتار غیرحرفه‌ای برخی روستاییان و استفاده از ادوات کشاورزی برای مهار خرس، این حیوان نیز به سرنوشت پلنگ مازندرانی دچار شد. هرچند در کشته شدن هردو حیوان زوایای مشابهی وجود دارد اما با توجه به فاصله جغرافیایی هر دو حادثه و هم‌زمانی اتفاقی آن می‌توان نوع برخورد با این حیوانات را مشتی نمونه خروار دانست. تلف شدن پلنگ در اثر تیراندازی با سلاح مأموران به‌عنوان نماینده دستگاه‌های دولتی و تلف شدن خرس به دست کشاورزان یا بهتر بگوییم «مردم» عمده‌ترین تفاوت دو ماجرا را نشان می‌دهد و گویای یک چیز است؛ اگر قرار به نادیده گرفتن محیط‌زیست باشد، دستگاه‌های دولتی با عوام فرقی ندارند.
دستگاه‌ها باز هم به دنبال مقصر می‌گردند
آنچه عجیب‌تر به نظر می‌رسد تکرار یک رفتار از سوی برخی دستگاه‌هاست. در فاصله کوتاهی از تلف شدن دو حیوان در دونقطه متفاوت در کشور، برخی مسئولان بر آن شدند تا بار دیگر دنبال خاطی و مقصر بگردند. استاندار مازندران به معاون سیاسی امنیتی اجتماعی خود دستور داده که سریعاً کارگروهی برای بررسی علل تلف شدن پلنگ قائم‌شهری و شناسایی عوامل خاطی تشکیل شود.
در دستور استاندار مازندران به معاونش آمده: تلف شدن یک قلاده پلنگ ایرانی در قائم‌شهر در شرایطی که شاهد کمیاب شدن و انقراض گونه‌های مختلف آن در کشور و استان هستیم، پذیرفتنی نیست. هرچند تأمین امنیت و جان مردم در پی ورود یک قلاده پلنگ به محیط عمومی شهر قائم‌شهر ضرورت داشت و متولیان امر باید از جان مردم حراست می‌کردند، اما باید به شیوه‌های صحیح و با استفاده از ابزار‌های مدرن نسبت به زنده‌گیری این‌گونه کمیاب اقدام می‌شد. استاندار مازندران در ادامه دستوراتش، می‌نویسد: لازم است بررسی شود که چرا دستگاه‌های متولی به‌خصوص سازمان حفاظت محیط‌زیست استان با تأخیر چندساعته نسبت به بی‌هوش کردن پلنگ سرگردان در شهر اقدام کرده و در نهایت نیز کوتاهی‌ها منجر به تلف شدن این حیوان شده است؟ باید ضمن برخورد با عوامل خاطی، با انجام اقدامات پیشگیرانه مانع تکرار چنین حوادث تلخ شد و همچنین بررسی شود یک قلاده پلنگ چگونه وارد شهر شده است؟ در استان اردبیل هم رئیس‌کل دادگستری این استان از دستگیری مقصر حادثه تلف شدن یک قلاده خرس در یکی از روستاهای شهرستان نمین خبر داده است.
اما سؤال آنجاست که مگر تا کنون این دستگاه‌ها به‌صورت فعال آشتی با محیط‌زیست یا رفتار مناسب هنگام مواجهه با چنین حیواناتی را آموزش داده‌اند؟ اساساً چرا باید انگشت اتهام را به‌سوی مردمی گرفت که آموزش‌های لازم را ندیده‌اند و اطلاعی از نوع برخورد با حیوانات ندارند؟ اگر به دنبال پیدا کردن مقصر باشیم، آیا تقصیری متوجه دستگاه‌های دولتی نیست که در زمان زنده‌گیری یک حیوان در مازندران بدون تجهیزات لازم و به‌کارگیری از افراد حرفه‌ای دست به اقدام زده‌اند؟
زنده‌گیری خنده‌دار!
پیام محبی، رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران در گفت‌وگویی که با خبرگزاری خبرآنلاین داشته، صحنه‌های زنده‌گیری پلنگ را خنده‌دار و غیرحرفه‌ای توصیف کرده است. او می‌گوید: خودروهایی بدون تجهیزات و افرادی غیرحرفه‌ای و با جمعیت زیادی از مردم گوشی به دست جمع شده‌اند،‌ درحالی‌که زنده‌گیری حیوانات یک کار کاملاً علمی و حرفه‌ای محسوب می‌شود،‌ دامپزشک باید حضور داشته باشد و محیط‌بان آموزش‌دیده باید وارد عمل شود.
او همچنین می‌گوید: از نتایج بلایی که ما بر سر محیط‌زیست کشورمان آوردیم، همین اتفاق است؛ تخریب زیست‌گاه‌ها و بحث تغییر اقلیم نتیجه‌اش می‌شود ورود حیوانات به شهرها برای تهیه غذا. محبی ادامه داده احتمالاً این پلنگ پیر بوده که مجبور شده برای تهیه غذا به شهر بیاید وگرنه پلنگ‌های جوان دارای قلمرو هستند و توانایی شکار کردن دارند؛ اما پلنگ‌های پیر برای تهیه غذا معمولاً دچار مشکل می‌شوند و حجم زیاد حیوانات بدون صاحب در شهرها، ازجمله سگ‌ها و گربه‌ها،‌ لقمه خوبی برای چنین پلنگی محسوب می‌شوند و نتیجه می‌شود همین اتفاق. متأسفانه معضل سگ‌ها و گربه‌های رهاشده در شهرها جدی گرفته نمی‌شود درحالی‌که موضوع جدی و خطرناکی است که نیاز به کار دارد.
گرسنگی پلنگ را به میان انسان‌ها آورد
منوچهر فلاحی، معاون جانشین یگان حفاظت سازمان محیط‌زیست هم اظهاراتی مؤید صحبت‌های محبی دارد. او به ایسنا گفته: باید ابتدا علت ورود این گونه‌ها به محیط انسانی بررسی و مشخص شود. مهم‌ترین چیزی که باعث این اتفاق شده تخریب زیستگاه گونه‌ها بوده است. پلنگی که در قائم‌شهر دیده شد به‌احتمال‌زیاد گرسنه بوده چراکه آزمایش‌های ما نشان‌دهنده معده خالی گونه بوده است البته احتمال ضعیفی نیز برای هاری نیز در نظر گرفته می‌شود. مسئله اصلی این است که گونه طعمه طبیعی خود را ندارد و خطر کرده تا میان جمعیت‌های انسانی بیاید. خرس قهوه‌ای در اردبیل نیز از این قاعده مستثنا نیست. معاون جانشین یگان ضمن حفاظت سازمان محیط‌زیست با انتقاد از فرهنگ غلطی که بین مردم رواج یافته است، ‌گفت: فرهنگ فیلم و عکس گرفتن از حوادث، معضلی اجتماعی است. اگر تجمع و صدا در حادثه مازندران نبود، امکان داشت که گونه به‌صورت زنده از محل خارج شود. حتی مواردی وجود داشته که گونه به محیط انسانی آمده و به زیستگاه خود برگشته است. در اردبیل نیز مشخص نیست که مردم چرا این کار را کردند درحالی‌که اتفاق خاصی نیز رخ نداده بود. موردی که در این دو اتفاق مشترک است، ناآگاهی مردم است. بخشی از مسئولیت این حوادث به سازمان محیط‌زیست برمی‌گردد اما برخی نیز متوجه خود مردم است. این اتفاقات در برخی موارد سبب می‌شود که حتی نیروها نتوانند وظیفه خود را انجام دهند.
غیبت محیط‌زیست در معادلات زندگی انسانی
نادیده گرفتن محیط‌زیست از معادلات زندگی انسانی و اقتصادی باعث شده بسیاری بزرگ‌ترین بحران‌های آینده جهان ازجمله ایران را ناشی از محیط‌زیست بدانند.
اخیراً ریزگردهایی که به‌واسطه سدسازی ترکیه از غرب وارد کشور شده بود ده‌ها استان را درگیر کرد تا جایی که در پایتخت تنفس هوا برای افراد سالم هم خطرناک اعلام شد. تغییرات اقلیمی روزبه‌روز کره زمین را گرم‌تر می‌کند و این‌ها فقط بخشی از ماجرا هستند. برخی حتی می‌گویند پاندمی کرونا که بیشتر از دو سال قبل آغاز شد محصول دست بردن در زیست‌گاه‌هاست؛ به عقیده آن‌ها این ویروس در طبیعت وجود داشته اما با ورود بشر به زیست‌گاه‌ها ویروس هم به میان جوامع انسانی آمده است. در یک کلام انسانی که کوچک‌تر از طبیعت است اگر باز هم بخواهد سربه‌سر طبیعت بگذارد سرانجام خود بازنده خشم او خواهد بود. در چنین اوضاع و احوالی که انسان از در آشتی با محیط‌زیست وارد نمی‌شود احتمالاً باید انتظار خشم بیشتر طبیعت را داشته باشیم.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا